آخرالزمان وب در حال رقم خوردن است؛
«سئـو» مرد، زنده باد «جئــو»
نیویورکمگزین در گزارشی نوشت: حدود دو دهه است که تقریبا هر کسبوکاری که در اینترنت وجود دارد، از کوچکترین فروشگاههای خانگی با وبسایت گرفته تا بزرگترین خردهفروشان جهان، باید نگران جایگاه گوگلی خود باشند. در پایینترین سطح، این به معنای اطمینان از در دسترس بودن و خوانا بودن وبسایت شما برای موتور جستوجو بود تا وقتی افراد بهدنبال شما میگردند، بتوانند شما را پیدا کنند. بهطور مستقیمتر، میتوانید به گوگل پول بدهید تا در مقابل جستوجوها تبلیغ کند و دیده شدن بیشتر شما را تضمین کند و به این غول جستوجو کمک کند تا به یک شرکت تریلیون دلاری تبدیل شود. سپس گزینه سومی هم وجود داشت: بهینهسازی موتور جستوجو یا سئو، صنعتی ۷۵میلیارد دلاری که به بهبود نتایج جستوجوی ارگانیک اختصاص دارد.
این به معنای چیزی فراتر از اطمینان از خزش (crawl) وبسایت شما توسط گوگل بود. سئو نحوه نمایش و خوانایی تقریبا همه چیز در وب را تعیین میکرد. به همین دلیل است که فهرستهای تجارت الکترونیک با متنی تزئین میشوند که هدف آن جلب توجه الگوریتمی گوگل است. به همین دلیل است که بخش زیادی از وب بسیار عجیب و غریب به نظر میرسد، گویی برای کسی یا چیزی غیر از افرادی که در حال مرور آن هستند نوشته شده است و یکی از دلایلی است که خود گوگل بسیار ناکارآمد به نظر میرسد. سئو فیلتری بود که تقریبا کل وب از آن عبور میکرد و شرکتهایمیلیارد دلاری پیرامون آن ساخته شدند. این صنعت به صنعتی متشکل از مشاوران فوقالعاده و کارشناسانی تبدیل شد که پاداش خوبی دریافت میکردند و همچنین انبوهی از کلاهبرداریها و دغلبازیها شکل گرفت که با راهنماییها و استراتژیهایی برای تسلیم کردن، بازی کردن، یا حقههای آشکار گوگل طعم میگرفت.
عصر چتجیپیتی، اولین ضربه به گوگل
سپس چتجیپیتی از راه رسید. ظرف چند ماه، مایکروسافت و گوگل موتورهای جستوجویی را معرفی کردند که بیشتر شبیه چتباتها به نظر میرسیدند و کار میکردند؛ کمی بعد، چتباتهای محبوب ویژگیهایی را ادغام کردند که بسیار شبیه جستوجو کار میکردند. جستوجوگران تبدیل به چتکننده شدند و به چتکنندهها پاسخ داده میشد، نه لینک. گوگل شروع به قرار دادن پاسخهای تولید شده توسط هوش مصنوعی در بالای صفحات جستوجوی خود کرد و به وضوح نشان داد که محصول اصلیاش در شرف تغییر بیشتر است. برای برخی از وبسایتها، این یک «آخرالزمان» ترافیک بود. برای کل وب، این گام بعدی در یک فرآیند طولانی به حاشیه رانده شدن بود.
برای دهها هزار متخصص سئو، نجواکنندگان گوگل و متخصصان بازاریابی که روی جستوجو و پیرامون آن کار میکنند - گروهی از افراد که به تغییرات ناگهانی ناشی از هوسهای غولهای نرمافزاری عادت کردهاند - این یک هرج و مرج بوده است. آلیدا سولیس، مدیرعامل شرکت مشاورهای اوراینتی در اسپانیا، میگوید: «بسیاری از سئوکاران نمیخواهند بپذیرند که اوضاع در حال تغییر است.» او میگوید: «چتباتها تمام کاربران را تا زمانی که پاسخ رضایتبخشی دریافت کنند، در پلتفرم نگه میدارند و اگر این پاسخ حاوی اطلاعات باشد، ممکن است اصلا به شما مراجعه نکنند. اگر تجاری باشد، شاید در نهایت شما را به دیگران معرفی کنند.» تیم ورستل، رئیس استراتژی دیجیتال در شرکت بازاریابی «Adogy »، موافق است. او گفت: «اگر در کسب و کاری هستید که سعی میکنید از طریق تبلیغات و کلیکها درآمد کسب کنید، این وضعیت بهطور قابلتوجهی تغییر خواهد کرد.»
او گفت: «این یک تنظیم از نو است، اما همه در یک وضعیت هستند.» در مجموع، این صنعت با تعدیل نیرو واکنش نشان داده است. اما با وجود دادههای امیدوارکنندهای که نشان میدهد چتباتها بازدیدکنندگان بیشتری را به وبسایتها میفرستند - اگرچه به اندازهای نیست که کاهش ترافیک گوگل را جبران کند - همچنین به یک سناریوی جدید همگرا میشود. دوران سئو به پایان رسیده است. به جئو سلام کنید.
به عصر جئو خوش آمدید
بهینهسازی موتور مولد (Generative-engine optimization) بهتر است به عنوان یک اصطلاح آرمانی درک شود، راهی برای بازاریابان تا به کارفرمایان و مشتریان خود اطمینان دهند که در جهانی که مردم روزهای خود را صرف چت با روباتهای چت هوش مصنوعیِ به سرعت در حال توسعهای میکنند که کل وب را بلعیدهاند و میتوانند بنا به تقاضا آن را دوباره بالا بیاورند، هنوز راههایی برای کسب مزیت برای برندهایشان وجود دارد. روباتهای چت در وب آموزش میبینند، بهطور مداوم وب را جستوجو میکنند و اغلب هنوز به وب لینک میدهند. برخی از آنها دارای ویژگیهای جستوجو داخلی هستند یا در حین مکالمه با کاربران، موتورهای جستوجو را فراخوانی میکنند.
بهعبارت دیگر، بهینهسازان هنوز امید دارند و خرد جمعی اولیه در حال شکلگیری است، در حال رواج یافتن و یافتن راه خود در عمل است. سولیس میگوید: «LLMها، مانند حالت هوش مصنوعی گوگل یا چتجیپیتی، از تکنیکی به نام fan-out استفاده میکنند که شامل تعداد زیادی پرسوجو است که هر زاویهای را پوشش میدهد. سپس آنها این تغییرات را نه با کل صفحات، بلکه با بخشهایی یا تکههایی مطابقت میدهند.» بهعبارت دیگر، در پاسخ به یک سوال، یک روبات چت تمایل دارد خلاصه و گزیده کند، با استناد به جای لینکهای برجسته. او میگوید اگر میخواهید استناد دریافت کنید، باید محتوا را با در نظر گرفتن این موضوع منتشر کنید. او گفت بسیاری از محتوای مبتنی بر سئو «بسیار پر از کلمات بودند»، که به حذف شدن توسط هوش مصنوعی کمکی نمیکند. او گفت، اکنون ناشران باید «محتوا را به روشی آسانتر برای دریافت» ساختار دهند؛ یعنی در تکههای قابل استناد، با نویسندهای واضح.
ورستل با این موضوع موافق است. او میگوید: «من متوجه شدهام که وقتی صحبت از هوش مصنوعی میشود، فهرستها در سایتهای تخصصی عملکرد خوبی دارند. آنها به دنبال محتوای تخصصی هستند. اگر بتوانم سندی تهیه کنم که خزش آن آسان باشد، آنها واقعا آن را تهیه میکنند.» مفهوم آسان بودن استناد؛ یعنی مطالب ساختاریافته مانند جداول مقایسهای، رتبهبندیها و توصیههای واضح و معتبر و تحقیقات بدیع. این توصیهها را کنار هم بگذارید، چیزی به دست میآید که خیلی شبیه به نحوه صحبت کردن پیشفرض چتباتهای هوش مصنوعی محبوب است: «با نکات مهم فراوان، با سبک و لحنی شبیه به مستندات نرمافزاری یا سوالات متداول که از فیلتر محاورهای عبور میکنند.»
فراتر از پنجره چت، جایی که برای تکههای پاورقی میجنگید، این نوع محتوای متمرکز بر موقعیت جغرافیایی که قابل ربودن و ترکیب مجدد است، ممکن است شانس شما را برای نمایش در «موقعیت صفر» نیز افزایش دهد؛ یعنی در یک قطعه جستوجو یا نمای کلی هوش مصنوعی که اکنون در بالای بسیاری از صفحات نتیجه جستوجوی گوگل، بالای لینکها و حتی تبلیغات ظاهر میشود. اشارههای خوب در ویکیپدیا و ردیت، که در پاسخهای هوش مصنوعی زیاد ظاهر میشوند و در دادههای آموزشی آن گنجانده شدهاند، میتوانند مفید باشند، همانطور که اشارههای موجود در ویدئوهای یوتیوب که توسط مدلها نیز جذب میشوند، میتوانند مفید باشند.
آیا میتوان سر هوش مصنوعی کلاه گذاشت؟
یکی دیگر از تکنیکهای آشنا، نگاه دوباره به موضوع است: قرار دادن و ذکر شدن در وبسایتهای محبوب و قابل جستوجو. برخی از مشاوران میگویند که چتباتها، محتوا را بیشتر شبیه به یک شخص تفسیر میکنند تا الگوریتم رتبهبندی گوگل، به این معنی که میتوانند تقریبا مانند یک انسانِ در حال بررسی، تحتتاثیر قرار گیرند. ورستل میگوید: «هرچه بتوانید روابط عمومی بیشتری در آنجا منتشر کنید، در حال ایجاد یک سوگیری هستید. حالا شما در این سایتها هستید و این جایی است که همه این LLMها در حال جستوجو هستند. و LLMها میگویند، این حتما یک چیزی است.»
متخصصان سئوی Mass-Pivoting شریکی در سرمایهگذاری خطرپذیر دارند: «در دو سال گذشته، دهها استارتآپ ظهور کردهاند و در مجموع صدهامیلیارد دلار در حوزه تجزیه و تحلیل، بهینهسازی و بازاریابی چتباتها جمعآوری کردهاند. پروفاند «Profound»، یک پلتفرم تحلیلی که وعده داده است که به مشتریان کمک میکند تا توسط چتجیپیتی، جمنای، متا ایآی، پرپلکسیتی و دیگران - از جمله دیپسیک - «منشن» شوند، حالا میگوید که توانسته دههامیلیون دلار از شرکتهای بزرگ سرمایهگذاری خطرپذیر (VC) جذب کند، در عین حال که برندهای بزرگ بینالمللی در میان مشتریان آن به چشم میخورند. جیمز کادوالادر، مدیرعامل، میگوید: «ما در نقطه عطفی هستیم که مردم نیازی به بازدید از وبسایتها ندارند.» او میگوید: «چتجیپیتی از طرف من بازدید میکند، یک صفحه وب جدید ایجاد میشود، اینها ارجاعات هستند، این جایی است که از آن آمده است، و هیچکس اهمیتی نمیدهد. موتورهای پاسخ، رابطه را میربایند یا میدزدند.» البته، کادوالادر پیشنهاد میدهد که شرکتش میتواند کمک ارائه دهد. پلتفرم ردیابی آن هزاران پرسوجو را پیرامون سوالات و اصطلاحات خاص به مدلهای هوش مصنوعی ارسال میکند و به مشتریان کمک میکند تا بفهمند که مدلها چگونه وبسایتها و برندهای آنها را میبینند. او میگوید: «شما به رژیم غذایی مدل نگاه میکنید و سپس میفهمید که چگونه میتوانید آن را تغییر دهید.» او تصریح میکند: «شما محتوا را به این امید ایجاد میکنید که «Hoovered» شود و دوباره بیرون بریزد و این فرآیند را به یک بازی تلفنی تشبیه میکند.»
برای کمک به بهتر بازی کردن، پروفاند چیز دیگری به مشتریان خود ارائه میدهد. کادوالادر میگوید: «استفاده از مغز انسان برای بررسی دادهها و تولید محتوا دیگر راهحل مناسبی نیست.» او ادامه میدهد: «شما اکنون برای ایجاد این محتوا باید از فناوری استفاده کنید.» این به معنای محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی با در نظر گرفتن معیارها و قالبهای جدید است. کادوالادر تاکید میکند: «ما از مدلهای استدلال پیشرفته برای پردازش آن دادهها و جایگزینی گردشهای کاری مشتری استفاده خواهیم کرد تا محتوایی بهینه شده توسط هوش مصنوعی، با طرحبندی بسیار دقیق و سرشار از اطلاعات ایجاد کنیم.»
برای اینکه ایدهای از محتوای آینده مبتنی بر هوش مصنوعی و سازگار با موقعیت جغرافیایی داشته باشید، کافی است به وبسایت خود پروفاند یا خروجیهای تقریبا هر ابزار «تحقیق عمیق» ارائه شده توسط شرکتهای هوش مصنوعی نگاهی بیندازید - همه آنها تقریبا مانند خروجی یک چتبات خوانده میشوند. بهعبارت دیگر، هوش مصنوعی به حل مشکل هوش مصنوعی کمک خواهد کرد. البته، با وجود «یک انسان در حلقه».
سرنخ شاپیفای
مجله آتلانتیک در شماره اخیر خود به موضوع داغ این روزهای سئوکارها پرداخته است. ویل اورموس در مجله آتلانتیک نوشت: طبق گفته شاپیفای (Shopify)، بهترین پلتفرم تجارت الکترونیک شاپیفای است! این شرکت در وبلاگ خود حداقل ۶۰ فهرست رتبهبندیشده مختلف منتشر کرده است، از جمله ۱۰ پلتفرم برتر تجارت الکترونیک برای کسبوکارهای کوچک در سال ۲۰۲۶، ۱۱ پلتفرم برتر تجارت الکترونیک برای کسبوکار شما در سال ۲۰۲۶، ۱۱ پلتفرم ارزان تجارت الکترونیک برتر برای کسبوکارهای کوچک (۲۰۲۶) و بهترین نرمافزار تجارت الکترونیک ۲۰۲۶: مقایسه ۱۱ پلتفرم برتر». رقبایی که در رتبههای دوم و پایینتر قرار میگیرند، متفاوت هستند، اما انتخاب شماره ۱ همیشه شاپیفای است. اگر رتبهبندیهای تولید شده توسط همان شرکتی که در صدر فهرست قرار دارد، بعید به نظر میرسد که کسی را فریب دهد، به این دلیل است که احتمالا انسانها مخاطب هدف نیستند. چتباتها هستند. اورموس میگوید: وقتی اخیرا از چتجیپیتی در مورد بهترین راه برای راهاندازی یک فروشگاه آنلاین پرسیدم، ابزار هوش مصنوعی، شاپیفای را بهعنوان اولین گزینه معرفی کرد. در ابتدا مشخص نبود که چت جیپیتی چگونه به این توصیه رسیده است، اما فهرستی از استنادهایی که همراه با پاسخ بود، سرنخی به دست داد: «رتبهبندی خود شاپیفای.»
در ربع قرنی که گوگل عملا دروازه ورود به وب بوده است، کسبوکارها سعی کردهاند راههایی برای قرار دادن صفحات خود در صدر نتایج جستوجو پیدا کنند. مطمئنا تاثیر بهینهسازی موتور جستوجو (SEO) را احساس کردهاید، حتی اگر این اصطلاح را ندانید.
وقتی دنبال یک دستور غذا میگردید و مجبور میشوید از کنار خاطرات پراکنده نویسنده درباره آشپزخانهی عمه بزرگشان رد شوید، این بهنوعی سئویِ در کار است. سالها پیش، در میان وبلاگنویسان دستور غذا این باور عمومی وجود داشت که رتبهبندی جستوجوی گوگل به مقالات طولانیتر و متمایزتر ترجیح داده میشود. حالا چتباتها دارند موتورهای جستوجوی سنتی را از میدان به در میکنند. افراد بیشتری مستقیما از ابزارهای هوش مصنوعی مانند چتجیپیتی و کلاد سوال میپرسند.
جستوجوی گوگل در حال حاضر اغلب منجر به پاسخ هوش مصنوعی میشود و «۱۰ لینک آبی» معروف سایت را به پایین صفحه نتایج منتقل میکند. ماه گذشته، گوگل چیزی را اعلام کرد که آن را بزرگترین تغییر جستوجو در ۲۵ سال گذشته میدانست: کادر جستوجو اکنون به طور خودکار با تایپ شما گسترش مییابد و گاهی اوقات به یک روباتچت تبدیل میشود. در نتیجه، صنعت سئو به سرعت در تلاش است تا بفهمد چگونه روباتهای جستوجو را وادار به توصیه یک محصول خاص کند - روشی که «جئو» نامیده میشود، یعنی بهینهسازی موتور مولد. به عبارت صریحتر، نتایج جستوجوی شما در حال کاهش است.
از آنجا که ابزارهای هوش مصنوعی به جای ارسال شما به سایتهای دیگر، به شما پاسخ میدهند، کلیکها را به بقیه وب مسدود میکنند. اروموس میگوید: «تام کریچلو، معاون اجرایی سابق شبکه تبلیغات آنلاین Raptive، به من گفت وقتی یک جستوجوی گوگل باعث ایجاد پاسخ هوش مصنوعی میشود، سایتهای دیگر حدود نیمی از ترافیک یک نتیجه جستوجوی سنتی را دریافت میکنند. لینکهای چتجیپیتی کمتر از ۰.۵ درصد از ترافیک شبکه ۶۵۰۰ ناشر مستقل Raptive را تشکیل میدهند. سایتهایی که به ترافیک جستوجو متکی هستند، مانند وبلاگها و رسانههای خبری، بهویژه آسیب میبینند.» آدام گالاگر، یکی از بنیانگذاران سایت دستور پخت Inspired Taste، به من گفت که هیچ علاقهای به دیده شدن دستور پختهایش توسط روباتهای چت ندارد که به گفته او یا آنها را میدزدند یا بدتر از آن، با مخلوط کردن بخشهایی از دستور پخت شخص دیگری، آنها را خراب میکنند. او گفت: «ما احساس میکنیم که فرش از زیر پایمان کاملا کشیده شده است.»
اگرچه کاربران هوش مصنوعی ممکن است کمتر از وبسایتهای مستقل بازدید کنند، اما احتمال خرید آنها کمتر نیست. شاپیفای نیازی ندارد که افراد هنگام جستوجوی یک چتبات روی فهرستهایش کلیک کنند. فقط به هوش مصنوعی نیاز دارد تا برند را بالاتر از رقبایش توصیه کند. بهخصوص در دنیای B۲B - کسبوکارهایی که به کسبوکارهای دیگر میفروشند - تغییر به سمت پاسخهای هوش مصنوعی باعث هجوم به بازار طلا شده است. این ممکن است به این دلیل باشد که برخی از مشتاقترین پذیرندگان هوش مصنوعی، مدیران و کارآفرینان فناوری هستند؛ افرادی که از طرف شرکتها تصمیمات خرید با بودجه کلان میگیرند.
رقابت برای تغییر تصمیمات آنها، آزمایشهای عجیبی را برانگیخته است. اروموس در ادامه مقاله خود در آتلانتیک مینویسد: «الان همه در صنعت ما دارند به آن گیر میدهند و آن را به چالش میکشند و میگویند که اگر این کار را اینجا انجام دهم، آنجا چه اتفاقی میافتد؟»
اندرو شاتلند که شرکت مشاورهای Local SEO Guide را اداره میکند، میگوید: «در مورد برخی از موثرترین ترفندها، مانند فهرستهای خود-تبلیغاتی (Self-promotion) در سایتهایی که قبلا به خاطر نقد و بررسی محصولات شناخته شده نبودند، اجماع نظری در حال ظهور است. شاپیفای تنها یک نمونه است. پلتفرم طراحی فیگما حداقل شش فهرست از بهترین محصولات منتشر کرده است که محصولات فیگما را در رتبه اول قرار میدهند؛ شرکت مدیریت پروژه ClickUp نزدیک به ۳۰۰ فهرست منتشر کرده است.
این اما سوال جدیدی مطرح میکند که چه میشود که امثال شاپیفای توانستهاند چنین رتبههای خوبی بهدست آورند. پاسخ این است: افراد متوجه شدند که چتباتها به شدت به چنین رتبهبندیهایی متکی هستند و نمیتوانند بین نقدهای مستقل محصولات و نقدهایی که برندها در وبسایت خود منتشر میکنند، تمایز قائل شوند. تنوع بیپایانی در این تاکتیک وجود دارد. اولی (Olly)، برند سلامتی که بیشتر به خاطر معرفی ویتامینهای پاستیلی به بزرگسالان شناخته میشود، مجموعهای از پستهای وبلاگ و ویدئوها دارد که عمدتا بر نکات عمومی سلامتی تمرکز دارند، اما پیشنهادهایی برای امتحان کردن محصولات اولی نیز ارائه میدهند. پلتفرم سئوی Ahrefs مستقر در سنگاپور، اواخر سال گذشته تحلیلی انجام داد تا بفهمد آیا چنین فهرستهای خود-تبلیغی واقعا برای افزایش تعداد نامهای تجاری توسط هوش مصنوعی موثر بودهاند یا خیر. اما نتیجه نهایی چه بوده است:« موثر بودهاند.»
پایان سئوکارها؟
با ظهور هوش مصنوعی تغییرات عمدهای در موتورهای جستوجو صورت گرفته است. شوکی که هوش مصنوعی به حرفه سئوکارها وارد کرده است، تا حدی دردناک بوده است. هر چند این نمیتواند پایان سئوکارها باشد اما شرح وظایف آنها را بهشدت تغییر میدهد. طبق دادههای «SERP»، در سال ۲۰۲۶، تقاضا برای افرادی که فقط روی کلمات کلیدی، تولید محتوای انبوه و لینکسازی تمرکز دارند، در حال کاهش است. در مقابل، آگهیهای شغلی بهطور فزایندهای مهارتهای جئو، بهینهسازی برای «AI Overviews» و درک مدلهای زبانی را جستوجو میکنند. شغل سئو هماینک در دو مسیر قرار گرفته است: یک عده بهدنبال رتبه گرفتن در گوگل و بینگ هستند و عده دیگر وارد فاز جئو و بهدنبال دیده شدن و استناد در سایر موتورهای مولد مانند پرپلکسیتی، جمنای و چتجیپیتی هستند. به گفته کارشناسان، بسیاری از سئوکارها به مرور به «متخصص دیده شدن در هوش مصنوعی» تبدیل میشوند. در جئو مهمترین نکته این است که هوش مصنوعی برند یا سایت را بهعنوان منبع معتبر انتخاب کند.
مدیر فناوری «WordPress VIP» اخیرا گفته است که شرکتهای موفق آینده آنهایی هستند که بتوانند هم برای انسانها و هم برای عاملهای هوش مصنوعی (AI agents) محتوا تولید و بهینهسازی کنند. برای همین بسیاری از رسانهها وقتی متوجه شدند که با کمبود ترافیک روبهرو شدهاند در حال بازنگری استراتژیهای جذب ترافیک هستند. در این میان میتوان به واشنگتنپست و نیویورکتایمز اشاره کرد.
سایت «سرچ سیگنال» میگوید: «تحلیل ۶۴ سایت رسانهای نشان داد که کلیکهای ارگانیک نسبت به دوران قبل از « AI Overviews»در حدود ۴۲ درصد کاهش یافته است. همچنین دادههای سایت «Chartbeat» نشان میدهد ترافیک ارجاعی از جستوجو برای ناشران کوچک طی دو سال حدود ۶۰ درصد افت کرده است. سایت فناوری تککرانچ هم میگوید که گزارشهای متعدد از ناشران خبری حاکی از آن است که « AI Overviews» و جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی باعث افت قابلتوجه ورودی گوگل شدهاند. برای همین برخی رسانهها رو به درآمدهای سنتی خود بازگشتهاند یعنی بالا بردن اشتراک خود، استفاده از خبرنامهها و مخاطب مستقیم ایمیل کردن خبرها یا استفاده از اپلیکیشن یا کانالهای اختصاصی. به گفته کارشناسان، رسانهها در حال سرمایهگذاری روی مواردی هستند که وابستگی آنها را به گوگل کم کند. همچنین برخی از رسانهها محتوای خود را به شرکتهای هوش مصنوعی میفروشند که باید گفت این بزرگترین تغییر است؛ یعنی شرکتهای ایآی شروع به عقد قراردادهای لایسنس محتوا کردهاند.
در این مدل ناشر بابت استفاده از محتوایش توسط هوش مصنوعی پول دریافت میکنند. دو غول فناوری، اوپنایآی و پرپلکسیتی اخیرا با رسانهها و ناشران قراردادهایی امضا کردهاند. با انقلاب آرامی که در دنیای کلیکها در حال شکلگیری است، میتوان گفت که اگر هنوز پایان سئو رقم نخورده باشد، اما باید شاهد مرگ تدریجی آن باشیم و با وام گرفتن از ضربالمثل یونانیها چنین باید گفت که از خاکستر (سئو)، زندگی تازهای (جئو) برمیخیزد.