چند سال پیش، در یکی از پنلهای همایش بانکداری اسلامی، پیشنهادی را مطرح کردم که با واکنش تند برخی اعضای پنل روبهرو شد: «ایران باید امکان استقرار «بانکداری دوگانه» را به رسمیت بشناسد؛ یعنی بانکداری اسلامی و بانکداری متعارف بتوانند در کنار یکدیگر فعالیت کنند و بانک و مشتری حق انتخاب داشته باشند.»
نوسانات سطح آب دریای خزر و عقبنشینی خط ساحلی پدیدههای تازهای نیستند و در طول تاریخ این دریا بارها تکرار شدهاند، اما اکنون مشکلات تازه ای این بزرگترین دریاچه جهان را تهدید می کند. نگارنده نیز در زادگاه خود، شهر ساحلی نور در استان مازندران، افزایش قابلتوجه سطح آب دریای خزر پس از فروپاشی اتحاد…
حملات ایالات متحده به مناطق جنوبی ایران این پرسش را در میان افکار عمومی مطرح کرد که چرا باید مذاکره کنیم؟ چرا نباید به جنگ ادامه دهیم؟ چرا در جایی که ایالات متحده عهدشکنی کرده، ما باید مذاکره کنیم؟ و غیره. در این میان، اگر کسی از «مذاکره» سخن بگوید از او بهشدت انتقاد میشود. باز برخی میگویند مگر ظریف با کری مذاکره نکرد؟ پس مذاکره برای چه؟ با که؟ و چرا؟ پیش از ورود به بحث، ابتدا لازم است نکتهای را مطرح کنم، به تشریح آن بپردازم و سپس از آن نتیجهگیری کنم.
آخرین دادههای رسمی و نیمهرسمی درباره وضعیت معیشت خانوار نشان میدهد که اقتصاد ایران همچنان در نقطهای ایستاده که در آن، هزینه زندگی با سرعتی بیشتر از توان جبران درآمدها بالا میرود. تورم نقطهبهنقطه تیر ۱۴۰۵ بر اساس گزارش مرکز آمار ایران به ۸۷.۹درصد رسیده و تورم سالانه نیز ۶۶درصد اعلام شده است. در همین حال، نرخ بیکاری جمعیت ۱۵ساله و بیشتر در بهار ۱۴۰۵ به ۹.۱درصد افزایش یافته؛ عددی که نسبت به بهار سال قبل ۱.۸واحد درصد بیشتر است. ترکیب این دو متغیر، یعنی تورم سنگین و بازار کار ضعیف، شاخص فلاکت را در سطحی نگه داشته که فشار آن مستقیما بر سبد معیشت خانوارها دیده میشود.