«مرگ خاموش» در انتظار پیاده‌نظام روس

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- ترجمه: محمد حسین باقی: صدای وزوز کوتاهی می‌آید، گردوخاکی به پا می‌شود، تصویر تار برای لحظه‌ای متوقف می‌شود، و سپس... انفجاری ویرانگر. ده‌ها مایل دورتر، در زیر زمین، کهنه سربازان خونبارترین نبردهای شهری در اوکراین (در آودیوکا و باخموت) فرماندهان نوع جدیدی از کشتار هستند؛ کشتاری که نمی‌توانند آن را حس کنند، بو کنند یا از نزدیک ببینند. کل ماموریتِ هدایتِ شش انفجار علیه سه هدف خط مقدم روسیه در شرق اوکراین، هیچ نیروی اوکراینی را روی زمین درگیر نخواهد کرد. در عوض، نبرد از صندلی‌های بازی هدایت می‌شود، از طریق پهپادهای شناسایی در بالا مشاهده و از طریق پخش زنده اختصاصی اجرا می‌شود.

«نیک پاتون والش و دیگران» در گزارشی برای سی ان ان نوشتند، اوکراین که ماه‌ها از بحران نیروی انسانی و حمایت نامشخص ایالات متحده رنج می‌برد، دستخوش تحولی چشمگیر شده است. بخش‌های بزرگی از ساز و برگ جنگی اش اکنون از نوع بدون سرنشین است: ربات‌ها، پهپادها و تانک‌های هدایت‌شونده از راه دور، به اوکراین برتری ناگهانی، هرچند شکننده، نسبت به مهاجم روسیِ خسته و فرسوده می‌دهد. در ماه آوریل، ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور، ادعا کرد که اولین تسخیر یک موقعیت روسی توسط ربات‌ها و پهپادها انجام شده و افزود که از ژانویه، ماشین‌های بدون سرنشین ۲۲۰۰۰ مأموریت انجام داده‌اند. در زیر نور نارنجی فن‌های پردازنده کامپیوتر و نورپردازی ظریف سقفی، «تلاش برای بقا مادر اختراع است». واحد مستقر در اینجا از اسرای جنگی روسی شنیده که دشمنشان این ربات‌ها را - که هر کدام محموله عظیمی از مواد منفجره را روی یک شاسی چهار چرخ حمل می‌کنند - «مرگ خاموش» می‌نامد. آنها فقط زمانی می‌توانند صدای نزدیک شدن این ربات ها را بشنوند که در فاصله ۱۰ متری - کاملاً در شعاع انفجار آنها - قرار دارند.

اولین ربات روی تکه‌پاره‌های آلومینیومی سکندری می‌خورد و چرخ‌هایش با تقلا می‌چرخند تا با چنگ انداختن به زمین، راهی برای عبور از این مانع پیدا کنند. ربات سرانجام موفق می‌شود گودالِ پیش‌روی خود را دور بزند؛ در همین حال، دوربینِ پهپاد ناظر در بالا، هاله سفیدی از حرارتِ یک قارچ انفجاری کوچک را ثبت می‌کند؛ این همان ردّ حرارتیِ اولین انفجار است. بلافاصله انفجار دوم رخ می‌دهد. آتشباریِ اولیه این حمله با این هدف طراحی شده تا حواس روس‌ها را پرت کند و به چهار ربات دیگر اجازه دهد به پشت خطوط دشمن نفوذ کنند.

محاسبات در اینجا بسیار ساده است: واحد « NC۱۳» از تیپ سوم هجومی [اوکراین]، با بررسی ۱۶۴ عملیات هجومی خود محاسبه کرده که برای دستیابی به تأثیری مشابه با این ربات‌های مهاجم، به ۲۳۰۰ نیروی انسانی نیاز داشتند. آن‌ها پیش‌بینی می‌کردند که در این حملات، نیمی از نیروهای واحد خود را ــ اعم از کشته یا مجروح ــ از دست بدهند؛ این یعنی بمب‌های بدون سرنشین و لنگ‌لنگانی که روی صفحه نمایش پیش‌ روی آن‌ها حرکت می‌کنند، یک پیشرفت فناورانه به شمار می‌روند که جان هزار سرباز اوکراینی را نجات داده است.

اکراین۲

اوکراین اهداف بلندپروازانه‌ای را برای کشتن یا زخمی کردن سربازان روسی در هر ماه تعیین کرده است.

 

«بار»، معاون فرمانده این واحد، در مورد دوران حضورش در نبردهای خونبار شهری در دونباس گفت: «در آن زمان حتی نمی‌توانستم چنین چیزی را تصور کنم. اما من متوجه هستم که اگر چنین تجهیزاتی در آن زمان در دسترس بود... تعداد بیشتری از رفقای من زنده می‌ماندند». از نگاه «میکولا زینکویچ» (ملقب به ماکار)، فرمانده این واحد، این دنیای جدید چیزی کم دارد. او می‌گوید: «آن زمان‌ها، جنگ، چطور بگویم، مردانه‌تر بود. آنجا مهارت‌های خودت ملاک بود؛ اینکه چقدر خوب آموزش دیده‌ای، چقدر منضبط هستی و چیزهایی از این دست. اما حالا، فناوری همه چیز را تعیین می‌کند. راه برگشتی هم وجود ندارد». در دنیای کشتار از راه دور و بدون سرنشین، موضوع به همین سادگی است: هر کس سریع‌تر خود را سازگار کند، برنده است.

 

جنگ جدید، قهرمانان جدید

رویکرد اوکراین از بحران کمبود نیروی انسانی نشأت می‌گیرد؛ یعنی جایی که جمعیتِ کوچک‌ این کشور بر اثر تلفات ویرانگر چهار سال تهاجم روسیه، تحلیل رفته است. با این حال، استقبال زودهنگام کی‌یف از پهپادها و صنعتی‌سازیِ انبوهِ دقت و قدرت آن‌ها، اکنون تلفات تعیین‌کننده‌ای را به مسکو تحمیل کرده است. سیاست کنونی اوکراین این است که ماهانه ۳۵ هزار تن از سربازان روس را کشته یا مجروح کند؛ هدفی که آن‌ها امسال به آن دست یافته‌اند و غرض  از آن، مجبور کردن کرملین به جذب نیروهای جدید از مراکز شهری و طبقات متوسط است؛ اقدامی که برای مسکو دشوار و ناپسند خواهد بود. برآورد آژانس جاسوسی بریتانیا (GCHQ)، با استناد به اطلاعات جدید، کل آمار کشته‌شدگان روسیه را ۵۰۰ هزار نفر اعلام کرده است.

 

اکراین۳

این فناوری، انگیزه‌ای خوشایند برای سربازان اوکراینی است که با وظایف طاقت‌فرسایی روبه رو هستند.

 

این جنگ جدید قهرمانان جدیدی دارد. در اینجا، یکی از آنها «گورا»، ۲۲ ساله، است که وقتی می‌گوید فقط یک «مهندس نرم‌افزار» است، به سرعت حرف خود را اصلاح می‌کند. او اصرار دارد که «من یک مهندس سخت‌افزار و نرم‌افزار هستم» و پخش زنده را از مرکز کنترل  به کارگاه بدنه‌سازی که ربات‌ها در آن تعمیر و ساخته می‌شوند، آغاز می‌کند. گورا که در زمان شروع جنگ ۱۸ ساله بوده، از بیدار ماندن در شرق کی یف به دلیل  حملات پهپادهای روسی خسته شده بود و می‌دانست که استعدادش در فناوری اطلاعات فقط در خط مقدم پیدا می شود. او گفت: «کلید ماجرا خودروها نیستند، کلید ماجرا ذهن‌ها و نحوه‌ برنامه‌ریزی آنهاست، اینکه چطور ارتباط بین خودروها و بین اپراتورها را برقرار می‌کنند». چالش‌ها نیز همگام با جنگ تکامل می‌یابند. یک اپراتور به فرمانده خود می‌گوید: «سیستم پهپادی سالاماندر ۶، فریب خورده است؛ ما یک مسیر تقریبی را ترسیم کرده‌ایم و اکنون بدون جی‌پی‌اس در حال مسیریابی هستیم». در سرتاسر میدان نبرد، کنترل بر داده‌های موقعیت‌مکانی از اهمیت حیاتی برخوردار است؛ به طوری که نیروها گاهی مجبورند مسیر خود را کورمال‌کورمال و تنها با استفاده از تصاویر ضبط‌شده روزانه پهپادها و پژوهش‌های بسیار دقیق برای یافتن بهترین راه عبور از میان زمین‌های کشاورزی پر از گودال‌های انفجار، پیدا کنند.

دو ربات دیگر به یک خط‌الرأس درختی نامشخص نزدیک می‌شوند و در پی آن، انفجارهایی ویرانگر رخ می‌دهد؛ این واحد نظامی اعلام کرد که پیش‌تر، مواضع روس‌ها در آنجا شناسایی شده بود. ربات پنجم کارایی کمتری دارد و درون یک سنگر به پهلو می‌غلتد، و ربات ششم نیز توسط نیروهای روسیه رهگیری و متوقف می‌شود. روی زمین، ربات‌ها حتی ابتدایی‌ترین وظایف پیاده‌نظام را نیز بر عهده گرفته‌اند. تیمِ تحت فرماندهی «سیبر» زیر تورهای استتار به سرعت دست‌به‌کار می‌شوند تا یک مسلسل سنگین و غول‌پیکر «برونینگ» را روی شاسی تانک سوار کنند. این خودروی رباتیک به مجموعه‌ای از دوربین‌ها مجهز است که دید وسیعی را از اهداف در اختیار می‌گذارد. آن‌ها گل‌های خشک‌شده را پاک و گردوخاک را می‌تکانند. این ماشین می‌تواند روزها در میان شاخ و برگ درختان کمین کند و در انتظار شکار خود بماند؛ نیازی به آب و غذا ندارد و پاهایش رگ‌به‌رگ نمی‌شود یا نمی‌گیرد. سیبر می‌گوید تنها محدودیتی که نیاز به پشتیبانی و شارژ مجدد دارد، مهمات است؛ وقتی ۴۰۰ گلوله شلیک شد، ربات باید به پایگاه بازگردد: «وقتی این ربات را علیه دشمن به کار گرفتیم، آن‌ها رسماً دستپاچه شدند؛ روی زمین می‌خزیدند، خود را به خاک می‌چسباندند و اصلاً نمی‌دانستند باید چه کار کنند».

 

اکراین۴

اعضای هنگ سیستم‌های بدون سرنشین لاوا در ۲۲ مه، در منطقه خارکیف، اوکراین، در حال تعمیر خودروهای زمینی بدون سرنشین چند منظوره هستند.

 

واحد تحت فرماندهی «سیبر» پنج دستگاه از این ماشین ها را در اختیار دارد که به ندرت و با وسواس از آن‌ها استفاده می‌کند. آن‌ها اکنون در حال آماده‌سازی ربات دیگری هستند که سرعت بیشتری دارد ــ تا ۱۰ مایل (۱۶ کیلومتر) در ساعت حرکت می‌کند ــ و قادر است سلاح‌های سبکِ کلاشنیکف را با خود به میدان نبرد حمل کند. سرعت و دامنه خودکارسازی (اتوماسیون) در ارتش اوکراین شگفت‌آور است؛ تنها ظرف چند ماه، خودروهای بدون سرنشین از ابزارهای عجیب و کمیاب در خط مقدم، به تسلیحات استاندارد و سازمانی جبهه‌ها تبدیل شده‌اند؛ ربات‌هایی که اکنون وظیفه نجات مجروحان یا رساندن آذوقه و مهمات به نیروهای خط مقدم را بر عهده دارند.//