آرشیو روزنامه شماره ۴۱۸۱ دنیای اقتصاد

اخبار کتاب - روزنامه شماره ۴۱۸۱

  • اقتصاد: نان یا آزادی؟

    بنیان نظری مکتب اتریش که طرح اولیه آن را منگر و بوهم باورک ریختند و میزس و هایک آن را بسط دادند و غنا بخشیدند، به صورت خلاصه این است: نظریه‌هایی که کار یا هزینه تولید را منشا ارزش می‌دانند (آدام اسمیت و دیوید ریکاردو و کارل مارکس)، بی‌اعتبارند. آنچه باعث می‌شود، مردم کالایی را به قیمتی که در بازار یافت می‌شود، خریداری کنند، ترجیحات ذهنی انسان‌هاست که آ‌نان را بر آن می‌دارد چه کالایی را، چه زمانی و با چه قیمتی خریداری کنند. بنابراین باید تولید و داد‌وستد در فضای کاملا آزاد و بدون مداخله عناصر بیرون از بازار(به‌ویژه دولت) رخ دهد تا تولید‌کنندگان براساس علائمی که از مصرف‌کنندگان دریافت می‌کنند، نوع و میزان کالاهای مورد نیاز جامعه را شناسایی کنند. اگر دولت، کار مردم را به خودشان بسپارد و فراتر از قاعده‌گذاری کلی کاری نکند، بازار توانایی تنظیم ارتباطات افراد را خواهد داشت. در چنین فضایی مطالبه اصلی آزادی است اما از درون این آزادی نان هم پدید می‌آید. کتاب‌هایی که در بسته پیشنهادی شماره یک این هفته انتشارات «دنیای اقتصاد» معرفی می‌شوند، شرح جامعی هستند بر شکل‌گیری و گسترش این اندیشه از اواخر قرن نوزدهم تاکنون.
  • مذاکره؛ ابزار کاهش هزینه و گسترش کسب‌وکار

    روزگاری، مذاکره ابزار چیره شدن بر حریف و به کف آوردن همه چیزهای مورد نیاز بود و برای طرفین مذاکره اهمیتی نداشت که اگر طرف مذاکره آنان، جلسه مذاکره را با شکست یا احساس شکست ترک کند، چه خواهد شد. این شکل مذاکره عمدتا در روابط دیپلماتیک رواج داشت، اما بازرگانان و صنعتگران هم اصراری به اصلاح آن نداشتند. مثال معروفِ این شکل مذاکره در داستان‌ها و حکایت‌های دیپلماتیک این‌گونه آمده است: « مذاکره کننده باید با این ذهنیت پشت میز مذاکره بنشیند که آنچه در جیب من است موضوع مذاکره نیست، آنچه روی میز گذاشته شده مالِ من است، پس بیایید درباره آنچه در جیب شماست مذاکره کنیم!» این داستان را به دیپلماسی انگلستان در قرون هیجده و نوزده نسبت داده‌اند؛ اما در واقع رویه جاری در همه مذاکرات بود و هنوز هم مذاکره‌کنندگان ناشی با همین ذهنیت وارد مذاکره می‌شوند و غالبا مذاکره را به شکست می‌کشانند. این شکل مذاکره، ادامه آن تفکر اقتصادی است که بنا را بر «تقسیم آنچه هست» می‌گذارد و راه مذاکره درباره «آنچه می‌توان ساخت» را می‌بندد. کتاب‌هایی که در بسته پیشنهادی شماره ۲ این هفته انتشارات «دنیای اقتصاد» معرفی می‌شوند، آموزش‌هایی هستند درباره «آنچه می‌توان ساخت» که به طرف‌های تجاری می‌آموزد سود خود را در موفقیت دوجانبه بجویند و بدانند که اگر غیر از خودشان همه شکست بخورند کالا و خدماتی برای مبادله وجود نخواهد داشت و شکست‌خورده بعدی خودشان خواهند بود.
  • تو جهانی بر خیالی بین روان

    نقض غرض خواهد بود کسی بخواهد درباره «داستان‌های دیدنی» که ذاتا برای دیدن و دریافتنِ بی‌کلام آفریده شده‌اند، از کلمات مدد گیرد که دیگران با شرح و بسطی، به‌مفهوم و مضمون آن آفرینه‌ها برسند. این تصاویر با بازی نهفته در معماریِ خط‌هایشان درک می‌شوند نه با واژگان. ساختاری مستغنی از تاویل و تعریف است و روایت خود را از فهم بی‌واسطه نشانگان تصویری می‌گیرد که بین هنرمند و مخاطب مشترکند. نکته دیگر اینکه کامبیز و اردشیر [محصص] دو بنیان‌گذار کاریکاتور مدرن ما، توانسته‌اند مخاطبان این هنر را از پانویس طرح‌های شوخیانه- که از آغاز پیدایش کاریکاتور در ایران تا دهه ۴۰ از لوازم حیاتی کارتون‌های مطبوعاتی بود- برهانند. خاصه که کامبیز کتاب «بدون شرح» را نیز در تاکید این معنا منتشر کرده است. پس چه چیز در این دیباچه می‌توان نوشت؟ دیباچه لزوما متعهد شرح روایت نیست، اما می‌تواند بیانگر تامل آفرینشکارِ اهل نظر باشد که چگونه صورت می‌بندد؛ اشاراتی در بیان سازو‌کار هنرمند داشته باشد که لطیفه‌ای پر از نازک‌خیالی را به تماشا درمی‌آورد و از سوی دیگر به واکنش بیننده‌ای بیندیشد که با دریافتی طیبت‌آمیز وارد دنیای ترسیمی پر از احتمالات می‌شود. چگونه می‌توان اهل تماشا بود، هم آن‌که منظر تماشا را می‌آفریند هم آن‌که وجه تماشایی را می‌بیند و می‌فهمد.

بیشتر