رضا سلیمان نوری* «دین در دوران حکومت پارت‌ها» عنوان نوشتار قبلی این مجموعه یادداشت بود که در آن به وضعیت تنوع دینی در محدوده حکومتی پارت‌ها و به ویژه خراسان پرداختم. این امر از این منظر صورت گرفت تا دلیل اصلی قیام خاندان موبدزاده و معتقد به مذهب زرتشتی ساسانی را البته آنگونه که خود در نوشتارهای باقی مانده از ایشان نقل کرده‌اند، بر شاهان دموکرات‌منش اشکانی بازگو کنم. انتشار این نوشتار در فضای مجازی نیز چون اغلب این سلسله یادداشت‌ها بازتاب‌هایی را در پی داشت. واکنش‌هایی که باعث شد تا نوشتار این هفته را به خود خاندان اشکانی و روش حکومت‌داری ایشان اختصاص دهم تا بدین گونه اندکی بیشتر به نخستین خاندان خراسانی حاکم بر ایران ادای دین کرده باشم. تاریخ نویسان سال 250پیش از میلاد را آغاز حرکت پارت‌ها برای تسلط برایران و ایجاد سلسله اشکانی عنوان کرده‌اند. در این سال «ارشک» از سران قبایل پارتی ساکن در حاشیه رود اترک بر علیه ظلم سلوکیان مقدونی‌تبار قیام کرد و در اندک مدتی شمال خراسان امروزی را از دست جانشینان اسکندر خارج کرد. پس از او برادرش تیرداد اول که به احترام برادر لقب «اشک» را برای خود برگزیده بود، راهش را ادامه داد و گرگان را از زیر سلطه سلوکیان خارج کرد و اشک بعدی نیز «هکاتومیسلوس» شهری یونانی ساخت که اکنون دامغان در آن محدوده قرار دارد و پایتخت سلوکیان که درشمال ایران بود را آزاد کرد و پایتخت خود قرار داد تا بدین گونه سلسله اشکانیان رسمی شود. کشور گشایی اشکانیان در زمان مهرداد اول ادامه پیدا کرد و او علاوه بر بخشی از کشور باختر که کابلستان کنونی باشد در شرق و در مناطق غربی تا فلسطین پیش رفت و با اسیر کردن دمتریوس دوم سلوکی بساط ایشان را از ایران کنونی برچید. فرهاد دوم جانشین وی نیز کار سلوکیان را با شکست آنتیوخوس هفتم یکسره کرد و بدین گونه از 129 سال پیش از میلاد به بعد اشکانیان حاکم کامل ایران زمین شدند.
پس از آن تا پایان عصر اشکانیان یعنی ۲۲۴ میلادی که اردوان پنجم مغلوب اردشیر ساسانی شد، اشکانیان ضمن تلاش برای حفظ قلمروی بزرگ خود دائم در جنگ با ملل همسایه خاصه رومیان بودند. جنگ‌هایی که نتیجه آن پیوستن ارمنستان و بخشی از شمال هند به ایران اشکانی و همچنین مهاجرت پیروان آیین مندایی به ایران زمین بود.
از بحث گستره جغرافیایی سلطنت اشکانی که بگذریم باید خاطر نشان کرد که سلطنت در این دوران برخلاف ادوار قبل و بعد آن یعنی هخامنشی و ساسانی مطلق نبود. در دوران اشکانی شاه توسط مجلس بزرگی با نام «مهستان» که با توجه به گستردگی اعضای آن نسبت به سنای روم، نیای مجالس دنیا محسوب می‌شود، انتخاب می‌شد. این مجلس خود از دو مجلس کوچکتر تشکیل شده بود که یکی مجلس خاندان شاهی تشکیل شده از تمامی اولاد ذکور بالغ خانواده اشکانی و دیگر مجلس سران تشکیل شده از بزرگان هفت خانواده پارتی، مقامات ارشد دینی کشور و تجار و بارزگانان ثروتمند بود. شاه اشکانی هر چند باید از خاندان موسس سلسله اشکانی انتخاب می‌شد اما این انتخاب موروثی نبود و کسی که می‌توانست نظر هر دو مجلس را از منظر لیاقت و توانایی جلب کند، به پادشاهی می‌رسید. خاندان‌های هفتگانه بزرگ پارتی هم شامل خاندان سلطنتی پارت،خاندان مهران حاکم بر منطقه ری، خاندان کارن حاکم برمنطقه نهاوند وهمدان کنونی، خاندان سورن حاکم برمنطقه سیستان و افغانستان کنونی، خاندان اسپندیاز حاکم بر مناطق شمالی ری، خاندان زیک حاکم بر آذربایجان و خاندان اسپهبد حاکم بر گرگان بود که در این بین خاندان سورن پس از خاندان سلطنتی دارای بالاترین مقام بود به نحوی که ریاست مجلس مهستان در اختیار این خاندان بود و همچنین شخص نخست این خاندان تاج شاهی را بر سر شاه جدید می‌گذاشت. شاخص‌ترین چهره این خاندان به گواه تاریخ سردار سپهبد رستم سورن پهلو معروف به سورنا است که در دوران ارد اول و فرهاد چهارم فرمانده نظامی ایران بود و کراسوس سردار بزرگ رومی را شکست داده است. بسیاری رستم شاهنامه حکیم توس را همان سورنا می‌دانند.
نکته دیگری که بد نیست درباره دوران اشکانی بدانیم نوع نگاه ایشان به تجارت است. شاهان اشکانی به درستی حلقه اتصال شرق و غرب دنیای آن زمان بودند و محدوده تحت کنترل خود یعنی ایران بزرگ را درک کرده بودند و بر این اساس تلاش می‌کردند تا از این فرصت بهترین بهره‌برداری اقتصادی و سیاسی را انجام دهند. آنان در این راستا برای نخستین بار اقدام به ایجاد روابط سیاسی با چین کردند و پس از آن شرایط انتقال کالاهای تجاری چینی و هندی به جهان غرب آن روزگار یعنی روم و بالعکس را فراهم کردند. به عبارت بهتر در دوران حکومت اشکانیان بود که نخستین زیربنای جاده معروف ابریشم ریخته شد. اشکانیان در راستای گسترش این امر اقدام به ساخت راه و کاروانسراهای بین راهی کرده و راه شاهی دوران هخامنشیان را گسترش دادند به نحوی که کاروان‌های تجاری کشورهای مختلف بتوانند با فراغ بال در کشور به نقل و انتقال اجناس بپردازند. این حرکت دو فایده بزرگ برای اشکانیان داشت. نخست باعث شده بود که نبض تجاری جهان آن روزگار را در اختیار گرفته و از حقوق گمرکی درآمد قابل‌توجهی کسب کنند و دیگر آنکه از بروز جنگ‌های بسیاری جلوگیری کنند زیرا که همسایگان آنان می‌دانستند در صورت درگیر شدن با اشکانیان امکان دسترسی به بسیاری از کالاهای مورد نیاز خود را از دست می‌دهند.
سرانجام آنکه اشکانیان با توجه به ریشه های خود دولتی جنگاور بودند. آنان البته جنگاوری را در داشتن سپاهی کوچک اما سواره‌نظام می‌دانستند که دارای بالاترین توان جابه جایی در کمترین زمان ممکن باشد. این درست همان امری است که در روزگار کنونی نیز به یادبود ایشان با نام جنگ پارتیزانی خوانده می‌شود.