توافق امنیتی واشنگتن، امتیاز انحصاری برای معدنکاران آمریکایی به همراه نداشته است
سهمخواهی از گنج معدنی گرینلند
بر اساس آمار رسمی، ذخایر عناصر نادر خاکی اثباتشده و از نظر اقتصادی قابل بهرهبرداری گرینلند در حدود ۱.۵میلیون تن برآورد میشود که این جزیره را در رتبه هشتم جهانی از این نظر قرار میدهد؛ رتبهای که گرینلند را بالاتر از بسیاری از کشورها اما همچنان با فاصله زیاد از تولیدکنندگان بزرگ مانند چین نگه میدارد. تحلیلگران معتقدند این رتبهبندی، پتانسیل واقعی زمینشناختی جزیره را به شدت دست کم میگیرد. برخی برآوردها نشان میدهد، مجموع ذخایر گرینلند، با احتساب منابع تخمینی و کشفنشده، میتواند به حدود ۳۶میلیون تن اکسید عناصر نادر خاکی برسد؛ در صورت تایید این رقم، گرینلند به دومین دارنده بزرگ ذخایر عناصر نادر خاکی پس از چین تبدیل میشود.
مزیت زمینشناسی گرینلند
بخشی از این خوشبینی به علت ساختار زمینشناسی جنوب گرینلند است. منطقهای موسوم به ایلیماوساک با قدمتی در حدود ۱.۲میلیارد سال که بستر دو کانسار اصلی «کوانفیلد» و «تانبریز» است. اهمیت راهبردی تانبریز از این جهت است که بیش از ۲۷درصد ترکیب آن را عناصر نادر خاکی سنگین تشکیل میدهند؛ درحالیکه این نسبت در بیشتر کانسارهای مشابه جهان تنها بین ۵ تا ۱۰درصد است. عناصر سنگین مانند دیسپروسیم و تربیوم، برخلاف عناصر سبکتر، عرضه جهانی محدودی دارند و تقریبا در انحصار چین قرار گرفتهاند. همین موضوع تانبریز را به یکی از معدود گزینههای جایگزین غیر چینی برای دسترسی به این عناصر تبدیل کرده است.
فراتر از عناصر نادر خاکی، گرینلند ذخایر قابلتوجهی از اورانیوم، لیتیوم، گرافیت، فلزات گروه پلاتین، نیوبیوم، روی و آهن نیز در خود جای داده است. بر اساس ارزیابی اتحادیه اروپا، این جزیره برای ۲۵مورد از ۳۴ماده خام موجود در فهرست رسمی مواد اولیه حیاتی این اتحادیه، پتانسیل بهرهبردارینشده چشمگیری دارد. با این حال، تا امروز هیچگونه استخراج تجاری از عناصر نادر خاکی در گرینلند صورت نگرفته است؛ اقلیم قطبی با دمایی که گاه به زیر منفی ۴۰درجه سلسیوس میرسد، نبود جاده میان اغلب شهرکها، هزینههای سنگین لجستیک و پیچیدگیهای نظارتی و محیطزیستی، توسعه این منابع را با کندی چشمگیری همراه کرده است.
میدان اصلی رقابت
در میان دستکم ۱۰کانسار مهم شناساییشده در گرینلند، پروژهی تانبریز در جنوب این جزیره، امروز پیشرفتهترین و از نظر سرمایهگذاران جذابترین طرح به شمار میرود. شرکت آمریکایی کریتیکال متالز در سال ۲۰۲۴ توافق اولیه با یک شرکت استرالیایی برای تصاحب سهم کنترلی این پروژه به امضا رساند و در آوریل۲۰۲۶ با تایید دولت گرینلند، مالکیت خود در پروژه را به ۹۲.۵درصد افزایش داد؛ باقی سهم در اختیار شرکت اروپایی لیتیوم است که خود نیز حدود ۳۷.۵درصد از سهام کریتیکال متالز را در دست دارد.
کریتیکال متالز در مارس۲۰۲۶ یک برنامه تسریع ۳۰میلیون دلاری را برای پروژه تصویب کرد که شامل ۱۲.۵میلیون دلار سرمایهگذاری اکتشافی تا ۶هزار متر حفاری جدید و افزایش برآورد ذخیره از ۴۵میلیون تن به حدود ۱۳۰میلیون تن میشود. بخشی از این بودجه نیز صرف تامین زیرساخت در گرینلند و استرالیا و انجام آزمایشهای متالورژیک پیشرفته خواهد شد. ساخت پایههای یک کارخانهی آزمایشی و اردوگاه کارگری در نزدیکی فرودگاه بینالمللی قاقورتوق نیز آغاز شده است. شرکت هدفگذاری کرده نخستین محمولهی سنگ معدن را در فصل چهارم۲۰۲۸ یا فصل نخست۲۰۲۹ تولید کند؛ این زمانبندی نشان میدهد که فاصله میان اکتشاف تا تولید تجاری در گرینلند همچنان چند ساله است.
در کنار سرمایهگذاری مستقیم، کریتیکال متالز یک قرارداد خرید تضمینی پانزدهساله با شرکت ریالویز برای محصولات پروژه تانبریز امضا کرده و پیشتر نیز تسهیلات ۱۲۰میلیون دلاری از بانک اگزیم آمریکا دریافت کرده است. این شرکت همزمان مذاکرات را با طرفهای آمریکایی، اروپایی و عربستان سعودی برای شکلدهی به زنجیره تامین غربی عناصر نادر خاکی پیش میبرد. با این حال، تحلیلگران مالی هشدار میدهند که کریتیکال متالز هنوز هیچ درآمد عملیاتی ندارد و در نیمه دوم سال مالی گذشته با زیانی در حدود ۱۲۰میلیون دلار مواجه بوده است؛ به بیان یکی از تحلیلگران، سرمایهگذاران در این سهم عملا روی «آیندهی تانبریز» شرط میبندند، نه بر عملکرد فعلی یک بنگاه معدنی درآمدزا. نوسانات شدید قیمت سهام این شرکت که در یک سال گذشته رشد کرده اما از بالاترین سطح خود نیز افت چشمگیری داشته، بازتاب دقیقی از حساسیت بازار به هر خبر ژئوپلیتیک مرتبط با گرینلند است؛ برای نمونه، تنها در روزهای اعلام توافق امنیتی آمریکا و دانمارک، سهام این شرکت در یک روز معاملاتی بیش از ۲۵درصد جهش کرد.
توقف بهرهبرداری در کوانفیلد
در مقابل تانبریز، سرنوشت پروژهی کوانفیلد در اختیار شرکت استرالیایی «انرژی ترنزیشن مینرالز» نمونهای گویا از موانع نهادی توسعه معدنی در گرینلند است. این کانسار که ذخایر عناصر نادر خاکی را در کنار مقادیر قابلتوجهی اورانیوم در خود جای داده، از سال۲۰۲۱ و با تصویب قانون اورانیوم گرینلند که استخراج هرگونه ماده معدنی با غلظت اورانیوم بیش از ۱۰۰بخش درمیلیون را ممنوع میکند، عملا متوقف شده است. بسیاری از ناظران این قانون را مستقیما برای مسدود کردن همین پروژه ارزیابی کردهاند.
دولت گرینلند در ژوئن۲۰۲۶ درخواست تمدید مجوز اکتشاف این شرکت را بهطور رسمی رد و اعلام کرد ادامه اکتشاف در این منطقه، احتمالا به کشف ذخایری که بتوان مطابق قانون اورانیوم از آن بهرهبرداری کرد، منجر نخواهد شد. این شرکت هماکنون در حال پیگیری یک پرونده داوری بینالمللی علیه دولتهای گرینلند و دانمارک است که رسیدگی به اصل دعوی آن به سالهای ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸ موکول شده است. ارزش بازار این شرکت، در مقایسه با کریتیکال متالز، تنها در حدود چند ۱۰میلیون دلار باقی مانده که خود نشانهای از قیمتگذاری بازار برای ریسک بالای نهادی این پروژه است. تجربه کوانفیلد نشان میدهد که در گرینلند، ریسک زمینشناسی لزوما مهمترین مانع سرمایهگذاری نیست؛ ریسک سیاسی و قانونگذاری داخلی، بهویژه در حوزه حساس اورانیوم میتواند حتی پروژههای دارای مجوز بهرهبرداری را برای سالها معطل نگه دارد.
از تهدید به الحاق تا توافق امنیتی
علاقه رئیسجمهور آمریکا به گرینلند که از دوره نخست ریاستجمهوری او آغاز شده بود، از اوایل سال۲۰۲۵ به سطح تازهای از تنش رسید، زمانی که او حتی احتمال استفاده از قوای نظامی برای تصاحب این جزیره را مطرح کرد؛ اظهاراتی که واکنش شدید کپنهاگ، نوک (پایتخت گرینلند) و بروکسل را برانگیخت. با این حال، این مسیر در نهایت بهجای الحاق، به یک توافق امنیتی سهجانبه ختم شد که روز ۲۲سپتامبر۲۰۲۶، در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل میان آمریکا، دانمارک و گرینلند امضا شد.
بر اساس این توافق، آمریکا حق گسترش حضور نظامی خود در گرینلند، از جمله در پایگاه فضایی پیتوفیک (سابقا پایگاه هوایی تول) را بدون نیاز به تایید مجدد دانمارک یا گرینلند به دست آورده است. مقامهای وزارت خارجهی آمریکا این توافق را چنین توصیف کردهاند که کشورهای غیرعضو ناتو، بهویژه چین و روسیه، از ایجاد پایگاه نظامی یا انجام «سرمایهگذاریهای حساس» در گرینلند منع خواهند شد. با این حال، متن رسمی توافق پس از مراسم امضا نشان داد که کنترل مجوزهای داخلی معدنکاری همچنان در اختیار کامل دولت خودمختار گرینلند باقی میماند. در همین حال، اتحادیه اروپا نیز در تلاش است در این رقابت عقب نماند؛ کمیسیون اروپا در سپتامبر۲۰۲۶ بسته سرمایهگذاری «دروازه جهانی» به ارزش ۲۰۰میلیون یورو را برای گرینلند اعلام کرد؛ درحالیکه نخستوزیر گرینلند پیشتر نیز از این اتحادیه بهعنوان «دوستی قابل اعتماد» یاد کرده و بر ضرورت سرمایهگذاری در منابع معدنی، انرژیهای تجدیدپذیر و زیرساخت این جزیره تاکید کرده بود.
انحصاری که بهدست نیامد
در نهایت، آنچه پس از ماهها چانهزنی میان واشنگتن، کپنهاگ و نوک بهدست آمد، بیش از آنکه یک پیروزی اقتصادی روشن برای آمریکا باشد، مصالحهای سیاسی با ابعاد و ابهامات متعدد است. دولت دانمارک و گرینلند این توافق را در چارچوب حفظ حاکمیت و حق تعیین سرنوشت مردم گرینلند تفسیر کردهاند؛ درحالیکه دولت ترامپ بر تثبیت حضور و دسترسی امنیتی آمریکا در این جزیره تاکید دارد. از منظر معدنی نیز توافق دستاورد مستقیمی برای انحصار سرمایهگذاری آمریکا ایجاد نکرده است. رویترز تصریح کرده که این توافق اساسا به منافع یا سرمایهگذاریهای ایالات متحده در بخش معدن و منابع گرینلند نمیپردازد. در عین حال، توافق برای سرمایهگذاری در بخشهای حساس، محدودیتهایی را برای سرمایهگذاران خارج از ناتو، شرکای ناتو و اتحادیه اروپا در نظر گرفته است. به این ترتیب، رقابت بر سر منابع معدنی گرینلند همچنان باز است و حضور چین در معادلات مواد معدنی حیاتی نیز همچنان یکی از عوامل اثرگذار بر محاسبات آمریکا باقی میماند.