کلانشهرهای بدون برنامه
- دردسرهای زندگیشهری بدون امکانات و زیرساخت در قارهای که یکشبه شهری شد
- دولتها برابر شهرهایی که بدون برنامه با رشد آشفته جمعیت روبهرو شدهاند، ۳ وظیفه دارند
دنیای اقتصاد - نیلوفر ادیبنیا : پیشبینی میشود جمعیت شهرهای آفریقا هر سال ۱۹میلیون نفر افزایش یابد؛ جهشی باورنکردنی، معادل اضافه شدن سالانه دوبرابر جمعیت شهر لندن! با این حال، غرش این موج نوظهور شهرنشینی در قاره کهن، از هیچیک از الگوهای آشنا و سنتی جهان پیروی نمیکند. اونیتشا، خاستگاه دیرین تجارت در جنوب نیجریه، شاید گمنامترین کلانشهر جهان باشد؛ شهری عظیم کهمیلیونها نفر حتی نامش را نشنیدهاند. برآورد سازمان ملل نشان میدهد جمعیت محدوده شهری اونیتشا به ۵.۶میلیون نفر رسیده است. این در حالی است که در سرشماری سال ۱۹۶۳ (تنها سه سال پس از استقلال نیجریه) جمعیت آن فقط ۱۶۳هزار نفر بود. جهش باورنکردنی اونیتشا که حاصل موج مهاجرتها و نرخ بالای زادولد است، تصویر تمامنمایی از تحولات شگرف در سراسر قاره آفریقاست.
بر اساس گزارشی از فایننشالتایمز، آفریقا تا همین چند وقت پیش قارهای کاملا روستایی به شمار میرفت. در سال۱۹۵۰، نزدیک به ۹۰درصد از مردم این قاره در روستاها میزیستند و در این پهنه پهناور، تنها قاهره و اسکندریه جمعیتی بیش از یکمیلیون نفر داشتند. امروز اما با معیارهای تازه و یکپارچه سازمان ملل برای تعاریف شهری، نزدیک به سهچهارم جمعیت آفریقا در کانونهای شهری یا نیمهشهری سکونت دارند و حدود ۴۲درصد آنان شهرنشین مطلق هستند. این قاره اکنون آغوش خود را بر ۸۸کلانشهر بالای یکمیلیون نفر گشوده که تنها ۱۷مورد آنها در دل نیجریه جای گرفتهاند. برای درک شتاب این تحول، کافی است به این نکته توجه شود که در سال۱۹۵۰، از جمعیت ۲۲۸میلیونی آفریقا فقط ۳۳میلیون نفر شهرنشین بودند؛ اما امروز جمعیت این قاره به ۱.۶میلیارد نفر (حدود ۱۹درصد از کل جمعیت کره زمین) رسیده که ۶۷۰میلیون نفر از آنان در قلب شهرها زندگی میکنند سرعت این تحول، خیرهکننده است.
برای درک این شتاب، مرور تجربه چین هم راهگشاست؛ در اوج دوران شکوفایی شهرنشینی در این کشور در طول دهه ۱۹۹۰ (که در پی اصلاحات اقتصادی سال۱۹۷۹ کلید خورد)، سالانه حدود ۱۴میلیون نفر به جمعیت شهری آن افزوده میشد. این در حالی است که شهرهای آفریقا در سالهای اخیر، سالانه پذیرای حدود ۱۵میلیون ساکن جدید بودهاند؛ رقمی که پیشبینی میشود تا سال ۲۰۵۰ به سالانه ۱۹میلیون نفر برسد. این جهش به معنای اضافه شدن جمعیتی معادل نزدیک به دوبرابر شهر لندن در هر سال، یا ورود روزانه بیش از ۵۰هزار نفر به قلب شهرهای آفریقاست. این موج سرکش، تنها یک تغییر جغرافیایی نیست، بلکه شریانهای درآمد، رشد اقتصادی، باورهای اجتماعی و مناسبات سیاسی را از نو خواهد ساخت. جریانی پرتلاطم از سرمایهگذاری، تجارت، مهاجرت، مبادلات مالی و تبادلات فرهنگی، قارهای را که روزگاری در حاشیه و انزوای جهان ایستاده بود، به قلب پهنه اقتصاد جهانی پیوند خواهد داد.
الگویی متفاوت از شهرنشینی
روند شهرنشینی در آفریقا، راه خود را از الگوی سنتی اروپا یا چین جدا کرده است؛ در آن جوامع، صنعتیشدن و خلق فرصتهای شغلی برخاسته از آن، نیروی محرک اصلی برای کوچ مردم از زمینهای کشاورزی به دل شهرها بود. جفری پالر، از کارشناسان برجسته شهرنشینی آفریقا در دانشگاه اوپسالا، معتقد است که چنین عواملی نقش پیشران را در رشد شهرهای آفریقا ایفا نمیکنند. شهرنشینی در این قاره در شرایطی قد میکشد که میانگین درآمد اسمی هر فرد تنها حدود ۲هزار دلار است و چرخ زندگی بسیاری از شهرنشینان، تنها با مشاغل غیررسمی و کسبوکارهای خرد و پراکنده میچرخد. نهادهای توسعهای ممکن است دستفروشی و فروش نوشابه به خودروهای عبوری را «کارآفرینی خرد» بنامند؛ اما واقعیت این است که این افراد از مزایای تولید انبوه و تخصصیشدن کار که دو بال اصلی اقتصادهای موفقند، کاملا محروم ماندهاند. به تعبیر پالر، «جادوی شهرها» در آفریقا تا حد زیادی غایب است. پژوهشگران این الگوی خاص را «شهرنشینی شتابان، دیرهنگام و فقیرانه» مینامند. سیر گسترش بیشتر شهرهای آفریقا بدون برنامهریزی قبلی بوده است؛ شهرهایی که از حملونقل عمومی مناسب و شبکه برق پایدار بیبهرهاند و محلههای فقیرنشین آنها از ابتداییترین خدمات مانند شبکه فاضلاب، مدیریت زباله یا حتی ثبت رسمی مالکیت زمین محرومند.اکنون بیش از نیمی از جمعیت شهری این قاره در سکونتگاههای غیررسمی و حاشیهنشین زندگی میکنند. ایگوه ننامکا آلفرد آچهبه، حاکم سنتی اونیتشا، شهر خود را «معمایی شهری» توصیف میکند؛ کلاف سردرگمی که زیرساختهایش توان پاسخگویی به سیل جمعیت را ندارد.
بر اساس نظرسنجی وبسایت پژوهشی آفروبارومتر در ۳۸کشور آفریقایی در سالهای۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، حدود نیمی از پاسخدهندگان شهرنشین در آفریقا شرایط زندگی خود را نامطلوب ارزیابی کردهاند و بسیاری نیز از کمبود درآمد، غذا و خدمات درمانی گفتهاند. این وضعیت نشان میدهد که گسترش شهرنشینی الزاما به معنای برخورداری از زندگی بهتر نیست؛ برای بخشی از مردم، فقر و محدودیت فرصتها ممکن است نهتنها مهاجرت به شهر را به انتخابی از سر ناچاری تبدیل کند، بلکه امکان جابهجایی مجدد و یافتن فرصتهایی بهتر را نیز محدود کند. محدودیت توان مالی و اجرایی دولتها سبب شده است تا شهرها به جای تراکم عمودی و بهبود ارتباطات درونشهری، بهصورت افقی و بیقاعده توسعه یابند. این افقیشدن، مزایای اقتصادی برخاسته از شهرهای منسجم و بههمپیوسته را از بین میبرد. در این میان، پرسش بنیادین این است: آیا این موج شهرنشینی در نهایت به جهش اقتصادی و ارتقای درآمدها میانجامد یا شهرهای گرفتار کمبود زیرساخت و شغل رسمی را به انبار باروت فقر و ناآرامی مبدل میسازد؟ شان فاکس از دانشگاه بریستول یادآور میشود که تمرکز جمعیت در یک نقطه، همواره منافع اثباتشدهای برای رشد بهرهوری و نوآوری داشته است؛ اما هنوز هیچکس دقیقا نمیداند وقتی این تمرکز، فرسنگها پیش از توسعه واقعی اقتصادی رخ میدهد، چه سرنوشتی را رقم خواهد زد.
لاگوس و کلانشهرهای عظیم
براساس این گزارش، لاگوس، قطب اصلی اقتصاد و تجارت نیجریه، یکی از پرشتابترین کلانشهرهای جهان در مسیر رشد و توسعه است. اگرچه سازمان ملل جمعیت این شهر را حداقل ۱۳میلیون نفر برآورد میکند، اما آمارهای دیگر از فراتر رفتن آن از مرز ۲۰میلیون نفر خبر میدهند؛ جمعیتی که پیشبینی میشود تا سال۲۰۵۰ به بیش از ۳۰میلیون نفر برسد. لاگوس امروز در کنار قاهره، کینشاسا و لوآندا، یکی از چهار غول شهری آفریقا با جمعیت بالای ۱۰میلیون نفر است؛ امپراتوریهای شهری بیدرودیواری که انتظار میرود تا سال۲۰۵۰ تعدادشان به ۱۷شهر (از جمله آبیجان، باماکو، نایرویی و اوآگادوگو) برسد. با این حال، حتی این کلانشهرهای غولپیکر نیز بهویژه در حاشیهها، همچنان سیمایی از زیست روستایی را در دل خود حفظ کردهاند؛ مناظری که در آن گلههای بز و گوسفند در چرای روزمرهاند و چوپانان، دامهایشان را زیر پل مهگرفته بزرگراهها پناه میدهند.
کن اوپالو از دانشگاه جورجتاون، این پدیده را «سرایت زندگی روستایی به بطن شهرها» مینامد و به طراحان شهری درباره «روستاییشدن کلانشهرها» هشدار میدهد؛ جریانی که شور و پویایی اقتصادی و اجتماعی شهرهای ساختاریافته را به تحلیل میبرد. در واقع، نرخ زادولد، سطح آموزش و الگوی فعالیتهای کشاورزی در بسیاری از شهرهای آفریقا هنوز همپای روستاهاست؛ از اینرو، نمیتوان تصور کرد که شهرنشینی در این قاره لزوما همان مسیر و پیامدهای تجربه شده در سایر نقاط جهان را تکرار خواهد کرد. در حاشیه لاگوس، منطقه« آجگونله ـ ایکورودو» قرار دارد؛ محلهای ماهیگیری که بیش از نیم قرن پیش از استقلال نیجریه، در زمینی باتلاقی شکل گرفت و با گسترش شهر، بهتدریج در محدوده آن جای گرفت. بیمبو استر اوزوبه، رئیس این فدراسیون، میگوید ساکنان این منطقه واژه «حلبیآباد» را بخشی از هویت خود میدانند؛ چراکه لاگوس، با وجود همه دشواریهای زندگی، همچنان به آنها احساس آزادی و رهایی میدهد. زندگی روزمره در این منطقه، ترکیبی از شیوههای سنتی روستایی و امکانات دنیای مدرن است. اوزوبه هم مرغ نگه میدارد و هم با دستگاه کارتخوان سیار، خدمات بانکی ارائه میدهد. با این حال، امکانات اولیه زندگی همچنان محدود است: آب لولهکشی بهندرت در دسترس است، برق گاهی فقط هشت ساعت در روز وصل میماند و زبالهها بهطور نامنظم جمعآوری میشوند.
زمین بازی ثروتمندان
در آن سوی شهر، در جزیره ویکتوریا، چهره دیگری از لاگوس رخ مینماید: مشتریانی که در کافههای شیک فرانسوی قهوه لاته مینوشند، رانندگانی که پشت شیشههای دودی خودروهای شاسیبلند به انتظار نشستهاند و عابرانی که از کنار کانالهای روباز فاضلاب عبور میکنند. در محلههای اعیاننشین، رستورانهایی خودنمایی میکنند که قیمت تنها یک پیشغذا در آنها با دستمزد یک هفته یک کارگر معمولی برابری میکند. رقابت بر سر زمین در شهرها بهمراتب نفسگیرتر از مناطق روستایی است و طبقه متوسط رو به بالا، به مجتمعهای مسکونی محصور و امن پناه میبرد؛ قلعههایی مدرن مجهز به نگهبانان اختصاصی، مدارس ویژه و درمانگاههای خصوصی. داگلاس گولین، اقتصاددان دانشگاه تافتس، این پدیده را حاصل شکلگیری «شهرهای مصرفی» میداند؛ کانونهایی که در آنها نخبگان اقتصادی، درآمدهای حاصل از صادرات نفت، مس و طلا را صرف مصرفگرایی میکنند. این شهرها اتکای شدیدی به واردات کالا دارند؛ وضعیتی آسیبزا که میتواند بحران تراز پرداختها و تورم کاذب ارزش پول ملی را در پی داشته باشد و در نهایت، رمق رقابتپذیری صادرات را بگیرد. تجربه اونیتشا گواهی میدهد که رشد شهری، حتی اگر آشفته و بیبرنامه باشد، میتواند جوانههای امید را در دل خود بپروراند. در شهر همجوار آن، «نوی»، ارتباطات تجاری پررونق با تامینکنندگان چینی، هزاران شغل جدید برای تعمیرکاران بومی ایجاد کرده و به بازار قطعات موتورسیکلت جان تازهای بخشیده است.
برنامهریزی و سیاستگذاری
چارلز سولودو، فرماندار ایالت آنامبرا ایالتی که ۷۰ درصد از ساکنان آن شهرنشین هستند، معتقد است گسترش افقی و بیضابطه شهرها به جایی رسیده که دیگر تشخیص مرزهای انتهایی اونیتشا دشوار شده است. در واکنش به این وضعیت، دولت او تعریض جادهها و احداث شبکهای راهسازی به طول هزار کیلومتر را در دستور کار قرار داده است. مشاوران وی از چشماندازی با عنوان «بیاهمیتسازی فاصلهها» سخن میگویند؛ آرمانی که طبق آن، رفتوآمد به هر نقطهای نباید بیش از ۶۰دقیقه به طول انجامد. با این همه، سولودو خود معترف است که گرههای کور ترافیکی گاه مردم را سه تا چهار ساعت در مسیر معطل میسازد. در این میان، برخی کلانشهرها مسیر سنجیدهتر و حسابشدهتری را برای توسعه برگزیدهاند. کیگالی، پایتخت رواندا، برنامهای را پیش میبرد که کامپتا سایینزوگا، رئیس پیشین یک بانک توسعه، آن را «شهرنشینی هدفمند و تهاجمی» مینامد. این سیاست از یک سو مردم را به سکونت در کانونهای شهری سوق میدهد و انبوه سازان را به بلندمرتبهسازی مکلف میسازد و از سوی دیگر با ایجاد خطوط ویژه اتوبوسرانی و اعمال محدودیت بر واردات خودروهای بنزینی و دیزلی، در پی ساماندهی زیست شهری است.
خوشبینی محتاطانه
با وجود تمام چالشهای فراگیر، گروهی از صاحبنظران همچنان دلایل محکمی برای امیدواری مییابند. شان فاکس با خوشبینی محتاطانه بر این باور است که رشد شهرها، حتی اگر در بستری آشفته و بینظم رخ دهد، در نهایت ارتقای کیفیت زندگی مردم را به همراه خواهد داشت. به تعبیر او، شهرها اقیانوسی از فرصتهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در اختیار آدمی میگذارند؛ و دقیقا همین جاذبههاست که انگیزهبخش کوچ مردم به شهرها و ماندگاری در آنهاست. شهرهای آفریقا امروز صحنه آزمونی بیسابقه در مقیاس تاریخ هستند؛ کلانشهرهایی متراکم، آکنده از نابرابری و محروم از خدمات شایسته که در عین حال زاینده فرصتهای شغلی، اندیشههای نو، مشارکتهای سیاسی و بسترساز شکلگیری خانوادههای کوچکترند. اینکه این غولهای شهری در نهایت آفریقا را به ساحل رفاه فراگیر برسانند یا در گرداب فقر ریشهدار و ناآرامیهای اجتماعی فرو ببرند، تماما به توانایی دولتها در احداث زیرساختها، بنای نهادهای کارآمد و ایجاد پایههای محکم صنعتی بستگی دارد؛ مولفههایی که تا به امروز، از شتاب سرسامآور رشد جمعیت شهری جا ماندهاند.