وی که پس از ۴۰ سال به ایران آمده بود درباره انگیزه سفرش گفته بود: چندی پیش خانم هنرمندی از ایران در ژاپن، نمایشگاهی برپا کرد و به دیدن من آمد، او  درباره این اثر صحبت کرد و گفت اثرم در موزه هنرهای معاصر پابرجاست و وقتی او کوچک بوده به همراه مادرش این اثر را دیده است و دیدن این اثر در هنرمند شدن او تاثیرگذار بوده است. همین مکالمه، زمینه‌ساز حضور امروز من در ایران و مرمت این اثر شد.  هاراگوچی می‌گفت با دیدن اثرم بسیار تعجب کردم از اینکه بعد از ۴۰ سال این اثر هنوز پابرجاست و کاملا سالم مانده است. احساس کردم موزه طی این سال‌ها در زمان ساکن بوده و این من بودم که پیر شده‌ام.  وی درباره استفاده از عنصر روغن سوخته برای خلق این اثر نیز توضیح داده بود: می‌خواستم از ماده‌ای در ساخت این اثر استفاده کنم که پیش از این در این حوزه از آن استفاده نشده باشد. به استفاده از عنصر هوا فکر کردم اما بسیار دشوار می‌توانستم ایده‌ام را عملی کنم، بعد به استفاده از آب رسیدم که دیدم سابقه استفاده از آن وجود دارد. در نهایت به‌طور اتفاقی به استفاده از روغن سوخته رسیدم که رنگش را پسندیدم و برایم مهم بود در گذر زمان مواد آن تفکیک نمی‌شود و شفافیت هم دارد. دوست داشتم اثرم بسیار ساده باشد و در عین حال مخاطب را به فکر فرو ببرد و چیزی را درون آن حس کند.  هاراگوچی در توضیح بیشتر اثر خود نیز گفته بود: اثر من یک اثر انتزاعی است. من تلاش نمی‌کنم تا خودم را در آثارم منعکس کنم بلکه دوست دارم مخاطب خودش را در اثرم ببیند. برای من فرم و زیبایی‌شناسی بیشتر از مفهوم اهمیت دارد و دوست ندارم اثری را توضیح بدهم. نکته دیگری که برایم اهمیت دارد این است که بیشتر از اینکه در نظریه‌های هنری بمانم، تجربه‌گرا باشم و دست به عمل بزنم. ضمن اینکه عنصر زمان برایم بسیار اهمیت دارد. 

این هنرمند ژاپنی گفته بود: من ۲۰ اثر در آن زمان از این ایده ساختم و به جز ۶ اثر که برای ژاپن ساختم باقی در کشورهای دیگر قرار گرفت اما تنها اثری که پا برجا مانده است همین اثری است که در ایران وجود دارد. چند اثر هم در انبار برخی فضاهای هنری وجود دارد. من این اثرم را فراموش نکرده بودم اما فکر نمی‌‌کردم تا این اندازه سالم مانده باشد. 

این مطلب برایم مفید است
8 نفر این پست را پسندیده اند