چالش‌های اخلاقی ثبت تصویر در جنگ؛ آیا عاملی مانند «موشک» حریم خصوصی را رعایت می‌کند؟

در میانه ویرانی و مرگ، جایی که مرز میان زندگی و نابودی در کسری از ثانیه فرو می‌ریزد، قاسمی نه‌تنها شاهد، بلکه راوی نیز است. او درباره تجربه مواجهه با مرگ، چالش‌های اخلاقی ثبت تصویر در جنگ، و فشارهایی که بر فعالیت عکاسان سایه انداخته، سخن می‌گوید. روایت او تلاشی است برای فهم جایگاه «تصویر» در میان خشونت و جنگ روایت‌ها؛ جایی که عکس می‌تواند سند تاریخ و صدای مظلومان باشد.

مهدی قاسمی درباره یکی از صحنه‌های بمباران و لحظه ورود به محل حادثه، تصویری دقیق و تکان‌دهنده ارائه می‌دهد. او پس از ورود به ساختمانی در خیابانی در تهران، مستقیماً به پشت‌بام می‌رود؛ جایی که پدری زخمی را روی پشت‌بام می‌بیند که کودکی را در آغوش دارد. در مسیر، با پیکر بی‌جان مادر همان کودک در راه‌پله مواجه می‌شود؛ روایتی که به گفته او، حاصل انفجار دوم و تصمیم اشتباه خانواده برای ترک واحد مسکونی و پناه بردن به پشت‌بام بوده است. از پشت ویزور با چشمانی نمناک عکس می‌گیرد و این روایت تمام عکاسان جنگ در این روزهاست، آن‌هایی که با چشم غیرمسلح توان دیدن صحنه‌های ویرانی و مردمان زخمی و رنج‌کشیده را ندارند.

این توالی رویدادها، موتیف تکرارشونده‌ این روزهایند، انفجار، آوار و ویرانی، کشته شدن انسان‌ها. جایی که عکاس‌هایی حاضر می‌شوند تا این‌ صحنه‌ها را که نه‌تنها یک تراژدی انسانی بلکه نشانه‌ای از آشفتگی و بی‌پناهی در شرایط جنگی است با دوربین‌شان ثبت کنند.

مواجهه با سوژه: مرز باریک اخلاق 

 

او درباره عکسی می‌گوید که زن و شوهری از قاب پنجره‌ ویران‌شده‌شان به پایین می‌نگرند و در جایی دیگر تصویری دیگر از آن‌ها ثبت شده که در همان خیابان محل بمباران نشسته در کنار هم، مستأصل و منتظر کمک. مهدی قاسمی در این جا  پس از خروج از ساختمان و در محدوده‌ای که با نوار خطر مشخص شده، با همان خانواده مواجه شد جایی که پنج عکاس دیگر هم حضور دارند ـ زن مجروح، با پایی پانسمان‌شده و محافظی نقره‌ای بر دوش، در کنار همسرش نشسته و در انتظار کمک است.

یکی از بحث‌هایی که درباره عکس‌های جنگ در این روزها مطرح شده این است که شاید سوژه‌ای که عکس او ثبت شده دلش نخواهد در آن موقعیت تصویرش نشان داده شود، اما قاسمی می‌گوید: «باید بپذیریم که در موقعیت جنگی قرار داریم. در چنین شرایطی، بسیاری از مفاهیم، از جمله حریم خصوصی، دچار تغییر می‌شوند. آیا در جنگ، عاملی مانند موشک حریم خصوصی را رعایت می‌کند؟ آیا پیش از اصابت هشدار می‌دهد تا افراد بتوانند خود را آماده کنند، لباس مناسب بپوشند یا به مکان امنی بروند؟»

به باور قاسمی، جنگ قواعد معمول اخلاقی را دگرگون می‌کند. از نگاه او، عکاس بخشی از زنجیره اطلاع‌رسانی است؛ زنجیره‌ای که هدف آن، آشکار کردن واقعیت جنگ است و می‌گوید: «من در بستری کار می‌کنم که جنگ در آن جریان دارد و خود را بخشی از زنجیره‌ای می‌دانم که وظیفه آن اطلاع‌رسانی و نشان دادن واقعیت‌های تلخ این وضعیت است. حتی اگر در این مسیر، ناخواسته حریمی نقض شود یا موجب رنجش فردی شود، به نظر من تأثیر آن در مقایسه با ابعاد گسترده و ویرانگر جنگ، بسیار محدودتر است. من نه زندگی کسی را ویران می‌کنم و نه قصد چنین کاری را دارم؛ بلکه واقعیتی را ثبت می‌کنم که پیش‌تر رخ داده است. با این حال، این پرسش همچنان وجود دارد که آیا در چنین شرایطی باید از افراد ـ به‌ویژه کودکان ـ اجازه گرفت یا خیر. در حالت عادی، قواعد حرفه‌ای عکاسی بر اخذ رضایت تأکید دارند، اما در شرایط جنگی، اجرای این قواعد عملاً دشوار است. اگر قرار باشد تمامی این ملاحظات رعایت شود، عملاً امکان عکاسی از بین می‌رود.»

اگر یک عکسم باعث شود جنگ یک ساعت زودتر تمام شود به خود می‌بالم/ وقتی موشک حریم خصوصی نمی‌شناسد مهدی قاسمی 

در عکاسی مستند، دریافت رضایت همیشه به‌صورت رسمی و مکتوب نیست. در برخی موارد، همین که فرد در برابر دوربین قرار می‌گیرد و واکنشی نشان نمی‌دهد، می‌تواند به‌عنوان نوعی رضایت ضمنی تلقی شود.  این عکاس همچنین تأکید می‌کند که در آن لحظه ثبت تصاویر، هیچ‌گونه اعتراضی از سوی سوژه‌ها نسبت به عکاسی مطرح نشد؛ نه از منظر حریم خصوصی، نه از دیگر موارد. این «عدم اعتراض»، در ذهن او به‌عنوان نوعی رضایت ضمنی ثبت می‌شود و به او امکان می‌دهد با تردید کمتری تصویر را منتشر کند.

با این حال، او اذعان دارد که این تصمیم، همچنان در مرز باریک اخلاقی قرار دارد.

اخلاق در میدان جنگ: بازتعریف یک مفهوم

ویژگی اصلی عکاسی جنگ، نمایش بی‌پرده واقعیت است. در شرایط بحران، عکاس با دغدغه‌های متعددی روبه‌روست؛ از نگرانی برای جان خود گرفته تا مواجهه با محدودیت‌ها و مداخلات بیرونی. در چنین فضایی، اگر قرار باشد علاوه بر این‌ها، درگیر تمامی ملاحظات پیچیده اخلاقی و اجرایی نیز شود، ادامه کار عملاً غیرممکن خواهد شد. او همچنین به چالش‌های عملی این مسئله اشاره می‌کند: «در شرایطی که جان انسان‌ها در خطر است، امکان اخذ رضایت آگاهانه ـ به‌ویژه از کودکان یا آسیب‌دیدگان ـ عملاً وجود ندارد. در نتیجه، عکاس ناگزیر است میان «ثبت حقیقت» و «حفظ حریم» تصمیمی فوری بگیرید.»

او با اشاره به نمونه‌های تاریخی عکاسی در جنگ و بحران به عکس معروف کوین کارتر از «کودک و کرکس» در سودان و عکس معروف نیک اوت «دختر ناپالم» اشاره می‌کند و می‌گوید: «در این موارد، اخلاقیات انتشار تصویر پیچیده است در آن شرایط نمی‌شود از خانواده سوژه اجازه انتشار عکس را گرفت. به هر حال این را باید در نظر گرفت که عکاس برای ثبت در تاریخ تصویری را ثبت می‌کند و به نظرم کاری که می‌کند برای جامعه‌ بشری است، نیک اوت با تصویرش به جهان نشان داد که آمریکا در ویتنام از ناپالم استفاده کرده است.»

اگر یک عکسم باعث شود جنگ یک ساعت زودتر تمام شود به خود می‌بالم/ وقتی موشک حریم خصوصی نمی‌شناسد

فشارها و محدودیت‌ها: عکاسی به مثابه‌ سند تاریخی

قاسمی از فضای امنیتی و محدودیت‌های گسترده‌ای سخن می‌گوید که فعالیت عکاسان را در جنگ 12 روزه تحت تأثیر قرار داد؛ از بازداشت برخی عکاسان و خبرنگاران تا ممانعت از ثبت و انتشار تصاویر.

به باور او، این محدودیت‌ها منجر به از دست رفتن بخشی از روایت تصویری جنگ شده‌اند ـ روایتی که می‌توانست نقش مهمی در شکل‌دهی افکار عمومی ایفا کند.

او در عین حال به تلاش‌های جامعه عکاسی برای به رسمیت شناختن این حرفه در شرایط بحرانی اشاره می‌کند؛ تلاشی که به گفته او، به برخی تغییرات محدود، مانند پذیرش فعالیت عکاسان دارای مجوز، انجامیده است که آثار آن را در جنگ فعلی می‌بینیم حالا بسیاری از عکاسان دوربین به دست گرفته‌اند تا شاهد زنده روایت واقعی جنگ باشند.

یکی از نکاتی که قاسمی بر آن تاکید دارد، اهمیت ثبت تصویری وقایع است. او معتقد است که تاریخ، تنها در قالب متن شکل نمی‌گیرد و تصویر، نقشی تعیین‌کننده در ماندگاری و فهم رویدادها دارد.

در این زمینه، او به نمونه‌ای از ارتباط تلفنی میان باراک اوباما و حسن روحانی اشاره می‌کند که از سوی طرف آمریکایی به‌صورت تصویری مستندسازی شد، اما در ایران فاقد ثبت مشابه بود. به اعتقاد او، این خلأ نشان‌دهنده بی‌توجهی به اهمیت «سند بصری» در روایت تاریخ است.

اگر یک عکسم باعث شود جنگ یک ساعت زودتر تمام شود به خود می‌بالم/ وقتی موشک حریم خصوصی نمی‌شناسد

عکاسی و جنگ روایت‌ها

قاسمی نقش عکاس را در «جنگ روایت‌ها» حیاتی می‌داند. او تأکید می‌کند که تصویر می‌تواند روایت‌های رسمی یا تحریف‌شده را به چالش بکشد و واقعیت را بی‌واسطه به مخاطب منتقل کند.

در روزهای اخیر در مورد برخی تصاویری که او ثبت کرد، ادعاهایی مبنی بر صحنه‌سازی به خصوص از سوی خارج‌نشینان یا حتی عکاسان آن سوی آب‌ها مطرح شد، او به این توضیح بسنده می‌کند: «از نظر فنی، هر فردی که با اصول اولیه عکاسی آشنا باشد، می‌داند که در چنین شرایطی اساساً امکان صحنه‌سازی وجود ندارد.»

به باور او، این‌گونه اتهامات بیش از آن‌که مبتنی بر واقعیت باشند، ناشی از اغراض شخصی یا فضای احساسی و تنش‌زده هستند. ضمن این‌که این ادعاها باعث شد که عکس‌هایش بسیار بیشتر دیده شوند و حتی رسانه‌های اسرائیلی عکس‌هایش را منتشر کنند.»

به گفته او، حتی اگر یک تصویر او بتواند تعداد محدودی از مخاطبان جنگ طلب را نسبت به روایت غالب دچار تردید کند، مأموریت خود را انجام داده است.

او می‌گوید: «حتی اگر یک عکس او باعث شود جنگ نیم ساعت زودتر تمام شود به خود می‌بالد و تمام سیلی‌هایی که می‌خورد به جان خواهد خرید.»

اگر یک عکسم باعث شود جنگ یک ساعت زودتر تمام شود به خود می‌بالم/ وقتی موشک حریم خصوصی نمی‌شناسد

زخم‌های نادیدنی: تأثیر روانی بر عکاس

قاسمی همچنین درباره تأثیرات روانی مواجهه مداوم با خشونت اشاره می‌کند. او این تجربه‌ها را «تکه‌تکه شدن» تدریجی توصیف می‌کند؛ فرآیندی که هر بار بخشی از روان فرد را درگیر می‌کند.

به باور او، دوربین نوعی فاصله ایجاد می‌کند؛ گویی عکاس از پشت یک واسطه به واقعیت نگاه می‌کند. این فاصله، هم امکان دیدن را فراهم می‌کند و هم خطر بی‌حسی تدریجی را به همراه دارد.

با این حال، او تأکید می‌کند که تلاش می‌کند این زخم‌ها را به زندگی روزمره‌اش منتقل نکند و نوعی تعادل روانی را حفظ کند ـ تلاشی که به گفته خودش، بخشی جدایی‌ناپذیر از زیست یک عکاس جنگ است.

او درباره روایتی که به عنوان روایت غالب توسط ایران اینترنشنال به مردم ارائه داده می‌شود توضیح داد: «بسیاری از مردم به دلیل عصبانیت و خستگی از شرایط زندگی، دیدگاه‌های خود را محدود کرده و به اخبار یک رسانه خاص اتکا می‌کنند. خیلی از آن‌ها عینک ایران اینترنشنال را به چشم زده‌اند که این نوع رویکرد، شبیه افراط‌گرایی در هر مذهب است که تحلیل مستقل را دشوار می‌کند.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.