با روی کار آمدن محمد رضوانی‌فر، در شستا و اصلاحات تدریجی ساختاری و  مدیریتی در شرکت‌ها، کم‌کم چرخه معیوب فروپاشی متوقف و با بهره‌گیری صحیح از  ابزار شفافیت، چرخ  دنده‌های زنگ‌زده ناشی از سوء‌مدیریت‌ها و سوء‌استفاده‌ها، روغن‌کاری و در ریل و مسیر صحیح قرار گرفت. شرکت‌هایی که تا چند سال پیش از پرداخت جزئی‌ترین دیون خود عاجز بودند، کم‌کم توانستند به لطف اصلاحات مالی و شفاف‌سازی سیستمی ‌از لاک زیان خارج و به سوددهی برسند. شرکت‌هایی که تا پیش از این به‌دلیل انواع و اقسام تخلفات با انبوهی از پرونده‌های ریز و درشت کیفری و حقوقی دست به گریبان بودند، به همت نگاه صحیح مدیریتی و حرکت در جهت معادلات و مبادلات شفاف تجاری این روزها به نقطه‌ای با کمترین پرونده‌های حقوقی و قضایی رسیده‌اند. شرکت‌هایی که تا چند سال پیش کارگرانشان به دلیل عقب‌افتادگی حقوق و وحشت از بیکاری بیرق اعتراضشان بلند بود، امروز با حضور سرافرازانه در بورس در میان صف اولی‌ها جولان می‌دهند. کم نبودند هلدینگ‌هایی نظیر گروه سلولزی شستا که به دلیل زیان انباشته در مسیر انحلال و خروج قرار داشتند و امروز به عنوان یکی از سودآورترین هلدینگ‌ها شناخته می‌شوند. وقتی از منظر کلان تر به موضوع نگاه می‌کنیم درمی‌یابیم که در مجموعه شستا بسیاری از این شرکت‌ها تقریبا وضعیت مشابهی داشتند. به هر حال سریال تراژدی شرکت‌های زیرمجموعه شستا این روزها به لطف معجزه تغییر، مبدل به مدلی موفق و قابل به‌کارگیری در سایر بخش‌های اقتصاد شرکتی کشور به‌ویژه هلدینگ‌ها شده است.

این مطلب برایم مفید است
6 نفر این پست را پسندیده اند