بحث دوم مربوط به از دست رفتن مواد آلی خاک کشور ما است که متاسفانه به علت عدم رعایت مصرف کود و سم شیمیایی در مزارع و باغات کشور، اتفاقی که برای کشور ما افتاده این است که میکروارگانیسم‌های خاک و موجودات زنده در خاک که مواد معدنی موجود در آب و خاک ما را تبدیل به ماده آلی و مغذی می‌کنند، از دست می‌روند و ما به مرور در حال از دست دادن مواد آلی خاک و موجودات حیات‌بخش خاکی هستیم که نتیجه آن خروج از مواد آلی به سمت صفر است که در حال حاضر به زیر نیم رسیده‌ایم و باید آن را احیا کنیم.

خوشبختانه در حال حاضر توانمندی تحقق این امر در کشور وجود دارد‌. مساله بعدی که ما هم اکنون در بخش کشاورزی گرفتار آن هستیم، بحث تولید محصول ناسالم در کشور است که این مساله باعث بروز اکثر بیماری‌های زمینه‌ای، سکته قلبی و سرطان می‌شود. ما برای حل این مساله راه‌حل عملیاتی داریم و توانسته‌ایم با کاهش مصرف نیترات، فلزات سنگین و سموم در بخش کشاورزی، در اقصی نقاط کشور اتفاقی نو را رقم بزنیم. به این صورت که بدون مصرف کود و سم شیمیایی، بتوانیم به محصولات سالم و ارگانیک دسترسی پیدا کنیم و در اختیار داشته باشیم.  بدون تردید این توانمندی وجود دارد و عملیاتی شده است. بحث چهارم این است که ما باید بتوانیم مساله تولید محصول ناسالم را در کشور حل کنیم. به‌طور مثال در شرایط موجود وقتی سیب‌زمینی با نیترات ۷۰۰ppm را به عراق صادر می‌کنیم، عراق آن را به کشور ما بازگشت می‌دهد. بنابراین اگر این سیب زمینی به مصرف داخلی برسد، نتیجه‌ای به جز بروز سرطان نخواهد داشت. پس باید سعی کنیم به سمت تولید محصولاتی برویم که نیترات نداشته باشند تا کشورهای دنیا طالب خرید این محصولات باشند، نه اینکه آنها را دوباره به کشور ما پس بفرستند. تحقق این موضوع با توجه به اطلاعات و توانمندی که ما در اختیار داریم، امکان‌پذیر است و این اتفاق خواهد افتاد. ما حتی قائل به محصولات ارگانیک نیستیم و قائل به محصول طیب هستیم. محصول طیب را باید در کشور برندسازی کنیم و به آن عدد برسیم که بالاتر از محصول ارگانیک است.  زمانی که این چند مرحله را پیش برویم، یک بستر تجاری موفق و بسیار غیرقابل تصور در بخش کشاورزی برای ما رخ خواهد داد که در نتیجه آن، هم به افزایش محصول دست پیدا خواهیم کرد و هم افزایش مواد آلی خاک و هم کاهش مصرف کود و سم شیمیایی محقق می‌شود.

از طرف دیگر محصولات ارگانیک و بالاتر از محصولات ارگانیک تولید خواهیم کرد. بنابراین از این طریق سیستم تجارت کشاورزی را می‌توانیم به راحتی راه‌اندازی کنیم. البته بر اساس دانشی که ما طی سال‌ها فعالیت در بخش کشاورزی به‌دست آورده‌ایم، تحقق این امر بدون الگوی کشت و آمایش سرزمین ممکن نیست. پس باید این دو مولفه یعنی الگوی کشت و آمایش سرزمین هم پیاده‌سازی شود.

حال اگر بخواهیم این مسائل و مباحث مورد اشاره را به همدیگر مرتبط کنیم، لازمه آن تدوین یک برنامه کلان ملی است که نیاز است به طور کامل برای چند مولفه اعتبارات خاصی از ناحیه حاکمیت به این بخش‌ها اختصاص یابد.

چون در شرایط فعلی دست کشاورزان خالی است و بسیاری از آنها حتی امکان تامین نیازهای ابتدایی خود را هم ندارند؛ هرچند در این میان تعدادی از کشاورزان هستند که از توانمندی‌های خاص خود برخوردارند، اما در سطح ملی بخش عمده‌ای از کشاورزان با این معضلات دست و پنجه نرم می‌کنند. بنابراین اگر مسائل و مباحث مطرح شده حل شود، در آن زمان می‌توانیم طرحی به نام طرح زنجیره تامین از مزرعه تا سفره را اجرایی کنیم که این سفره می‌تواندمربوط‌به مردم کشورمان باشد یا اینکه مربوط به سفره مردم و مصرف‌کنندگان خارج از کشور باشد. در مجموع زنجیره تامین، بحث بسیار مهمی ‌است که باید زنجیره‌ها در بستر نرم‌افزار در کنار هم قرار بگیرند که بتوانیم این محصولات را از مزرعه تا سفره داخلی و سفره خارجی ساماندهی کنیم.

این مطلب برایم مفید است
11 نفر این پست را پسندیده اند