گزارش داوُس چین 2026

مجمع جهانی اقتصاد دو نشست اصلی برگزار می‌کند. نخست، نشستی است که هر سال ژانویه در شهر داوس سوئیس برگزار می‌شود و معمولا تمرکز آن بر مسائل کلان ژئوپلیتیک، امنیت جهانی و چشم‌انداز اقتصادی سال پیش‌رو است. دوم، نشست موسوم به داوس تابستانی یا مجمع نمونه‌های نوین است که از سال۲۰۰۷ با همکاری دولت چین شکل گرفت و هر تابستان، به‌صورت متناوب در دو شهر بندری تیانجین و دالیان برگزار می‌شود. این نشست، برخلاف داوس اصلی، افقی ۱۰ساله را نشانه می‌گیرد و محور آن نوآوری، فناوری‌های نوظهور و اقتصادهای در حال ظهور، به‌ویژه در آسیا، است.

گزارش حاضر حاصل حضور ارزشمند دکتر محمود سریع‌القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی، در نشست ۲۰۲۶ داوس چین در شهر دالیان است. نشستی که با شعار «نوآوری در مقیاس» و با حضور بیش از دو هزار نفر از ۹۰کشور جهان برگزار شد. دکتر سریع‌القلم، به‌عنوان تنها ایرانی که هر سال معمولا به این اجلاس دعوت می‌شود، با تلاشی در خور تحسین، گزارشی از همه نکات برجسته مطرح‌شده در کنفرانس را برای اطلاع علاقه‌مندان به مسائل امروز جهان تهیه و لطف کرده آن را در اختیار «دنیای‌اقتصاد» قرار داده‌اند. اهمیت این دوره از نشست، فراتر از ابعاد کمی آن، در دو نکته نهفته است. نخست، سخنرانی نخست‌وزیر چین که مفهوم ثبات را محور حکمرانی معرفی کرد و نشان داد چگونه یک اقتصاد بزرگ، در عین رویارویی با نااطمینانی‌های ژئوپلیتیک -از جمله تنش‌های ناشی از تحولات خلیج‌فارس- مسیر رشد تدریجی و کنترل‌شده‌ خود را حفظ می‌کند. دوم، این نشست بازتابی روشن از جایگاهی بود که چین امروز برای خود در نظم اقتصادی جهان؛ نه یک اقتصاد در حال ظهور که در پی اثبات خود است، بلکه به عنوان قدرتی که از جهان می‌خواهد خود را با واقعیت موجود آن تطبیق دهد ترسیم می‌کند.

نگارنده در این گزارش ارزشمند تلاش می‌کند خواننده را با طیف گسترده‌ای از موضوعات مطرح‌شده در دالیان -از ۱۰ فناوری نوظهور که مرزهای انرژی، پزشکی و رمزنگاری را جابه‌جا می‌کنند، تا ۶ مهارت مدیریتی که برای بهره‌برداری کارآمد از هوش مصنوعی در سطح رهبری بنگاه‌ها ضروری شمرده شدند- آشنا کند. همچنین، این گزارش به نقشه‌ ریسک‌های جهانی بر پایه‌ نظرسنجی از بیش از هزار و سیصد کارآفرین و سیاستگذار، وضعیت زنان در سطوح مدیریتی ارشد و چالش‌های انتقال انرژی در کشورهای در حال توسعه می‌پردازد. در نهایت، خواننده با مشاهدات و تأملاتی همراه خواهد شد که فراتر از داده‌های اقتصادی، به پرسشی بنیادین‌تر بازمی‌گردد: چه عاملی پیشرفت خارق‌العاده‌ برخی کشورها را رقم می‌زند و ایران در کجای این معادله ایستاده است؟

***

طی روزهای اول تا چهارم تیرماه ۱۴۰۵ (مصادف با ۲5-۲2 ماه ژوئن ۲۰۲۶)، اجلاس داوس در شهر دالیان چین برگزار شد. در این اجلاس ۲۰۰۱ نفر از ۹۰ کشور شرکت کردند. در کنار صدها کارآفرین، ۹۰ مقام دولتی، ۲۰۰نوآور فناوری و ۸۰محقق و استاد دانشگاه، دیدگاه‌ها و آخرین تحقیقات خود را در ۱۷۳میزگرد پیرامون روندهای اقتصادی و ژئوپلیتیک جهان ارائه دادند. این اجلاس که با مشارکت مجمع جهانی اقتصاد (داوس) و سرمایه‌گذاری دولت چین و شهر دالیان انجام گرفت، با نهایت کارآمدی، دقت، نظم، زمان‌شناسی، بهره‌وری علمی و کاربردی به ویژه توسط میزبان چینی اجرا شد. در زیر، نکات برجسته اجلاس به اطلاع علاقه‌مندان مسائل بین‌المللی می‌رسد:

سخنرانی نخست‌وزیر چین

آقای Li Qiang نخست‌وزیر چین در یک سخنرانی که به نظر می‌آمد ده‌ها متخصص و دانشمند اقتصادی، اجتماعی و ملی در تدوین و تنظیم آن نقش ایفا کرده بودند، ابتدا بر یک مفهوم تاکید کرد و آن «ثبات» بود. او قابل پیش‌بینی بودن جامعه، حکومت و سیاست‌های دولت را مبنای حکمرانی خواند. با توجه به اینکه یک‌چهارم تولید ناخالص داخلی جهان را چین تولید می‌کند، نخست‌وزیر چین مبنای رشد اقتصادی را در «نوآوری» تعریف کرد.

او نوآوری را نه تنها محرکه جدی در رشد اقتصادی جهان معرفی کرد، بلکه آن‌ را بستری برای همکاری و تشریک مساعی میان دولت‌ها، بخش خصوصی و در کل جوامع بشری تفسیر کرد. در ادامه سخنرانی تحسین‌برانگیز خود، نخست‌وزیر چین بر نکات دیگری نیز اشاره کرد. او سیاست‌هایی را که به سودآوری بخش خصوصی چین منتهی شود، نه تنها تشویق بلکه محوری تلقی کرد. در کنار سودآوری بخش خصوصی، او تاکید کرد که وضع مردم چین روز به ‌روز باید بهتر شود و بهبود استانداردهای زندگی مردم، محور دیگر حکمرانی برای رهبران چین است.

نخست‌وزیر چین اضافه کرد که به‌رغم اختلافات ناشی از تحولات خلیج‌فارس، چین در رشد اقتصادی و بهبود وضع بخش خصوصی و عامه مردم، رشد تدریجی و مطمئنی را طی سال‌های اخیر تجربه کرده است. از دیگر سیاست‌های دولت چین افزایش مصرف داخلی، زمینه‌سازی برای تحرک و کار اقتصادی است؛ به‌طوری‌که روزانه ۵۵۰میلیون نفر از سیستم قطارهای سریع‌السیر این کشور استفاده می‌کنند، تعرفه صفر در تعامل تجاری با ۶۳ کشور دنیا، بهبود کیفیت کالاهای چینی به‌طوری‌که دولت هر سال نمایشگاهی از کالاهای معیوب تولیدکنندگان را در معرض دید عامه مردم قرار می‌دهد و در نهایت تشویق بخش خصوصی به افزایش سهم تحقیق و توسعه (R&D) است؛ به‌طوری‌‌که هم‌اکنون ۸۰درصد تحقیق و توسعه چین توسط بخش خصوصی انجام می‌پذیرد. نخست‌وزیر چین از واژه موتور محرک (Propeller) در تحقق اهداف ملی چین به‌عنوان پیش برنده و پیشران استفاده کرد.

او ضمن تحسین بخش خصوصی چین، آنها را محرکه اصلی اقتصاد، جامعه، احترام و عزت بین‌المللی چین قلمداد کرد. نخست‌وزیر چین اشاره کرد که مدل‌های هوش مصنوعی چین تا ۱۰میلیارد بار دانلود شده‌اند و با تاکید بر کانونی بودن بخش خصوصی، اظهار کرد: چینی‌ها نه‌تنها باید بگویند، ساخت چین (Made in China) بلکه باید جلوتر بروند و افتخار کنند و با زحمت، همت و کار بیشتر بگویند:خلق چین (Created in China).

نخست‌وزیر چین اظهار کرد که ما نمی‌خواهیم به تنهایی راه پیشرفت را طی کنیم. ما به همکاری و تبادل، همگرایی و کار مشترک اعتماد راسخ داریم. او همچنین بیان کرد که راه پیشرفت و توسعه و ثروت‌یابی میانبُر ندارد و با اصول علمی و کار فراوان و یادگیری مدام تحقق می‌یابد. نخست‌وزیر چین، پانزدهمین برنامه ۵ساله چین (۲۰۳۰-۲۰۲۶) را مبتنی بر نوآوری، مصرف داخلی، افزایش کیفیت صنعت، انرژی‌های پاک و سبز و همکاری با جهان توصیف نمود. برنامه ۵ساله جدید، اهمیت مشارکت با جهانیان را دوچندان می‌‌داند. نخست‌وزیر چین، این‌ برنامه جدید را در راستای تنظیم مدل جدید رشد و مصرف داخلی، واکنش به تغییرات جمعیتی در چین و نظام بین‌الملل، به مراتب پیچیده‌تر از گذشته دانست. او اظهار امیدواری کرد که چین با عنایت به بازار قابل‌توجه داخلی، سیستم صنعتی بسیار گسترده، ظرفیت نوآوری و متعهد به اصلاح تدریجی و تطابق با واقعیت‌ها، موفق خواهد بود.

از نکات قابل‌توجه مباحث نخست‌‌وزیر چین، اصلاح سیستم حقوق و درآمد افراد و خانوارها برای امکان دادن به افزایش مصرف داخلی، تغییرات لازم در نظام حقوقی استخدام در کشور، حمایت از شهروندان و کاهش هزینه‌ها به‌خصوص در ارتباط با انرژی‌های پاک را می‌توان نام برد. نخست‌وزیر چین گفت که دولت چین پیوسته در جست‌وجوی مدل‌هایی است که بخش خصوصی و مردم از روندها، وضعیت عمومی و تحولات، دچار شوک نشوند، بلکه به موازات نااطمینانی‌های طبیعی (Uncertainties)، دائما فرصت، امکان و امید مشاهده کنند. دغدغه مردم و موفقیت بخش خصوصی در سخنرانی نخست‌وزیر چین موج می‌زد؛ به‌طوری‌که یک استاد دانشگاه کلمبیا (Adam Tooze) در میزگردی به درستی اشاره کرد که حکمرانی چینی همیشه در حال بهبود، انطباق و تکامل است و این‌گونه نیست که مدل مدیریت و حکمرانی کشور بر اساس اسناد ایستا (Static)، راکد، قدیمی و منجمد بنا نهاده شده باشند.

نوآوری و فناوری

تم (Theme) کنفرانس داوس چین ۲۰۲۶ نوآوری در مقیاس گسترده (Innovating at Scale) بود. حکمرانان و مدیران بخش خصوصی در بیش از ۱۰۰ میزگرد بحث کردند که چگونه می‌توان از فناوری به عنوان یک فرصت استراتژیک برای تاب‌آوری در فرآیند رشد (Resilience in Growth) استفاده کرد. نوآوری در دو دایره، بیشتر مورد توجه بود: گذار حوزه انرژی (Energy Transition) و تحول دیجیتال (Digital Transformation). یکی از واژه‌های نوین اجلاس داوس ۲۰۲۶ در چین، مفهوم سرمایه طبیعی (Natural Capital) بود؛ به این معنا که سرمایه، سرمایه‌گذاری و سرمایه‌داری با حفظ طبیعت و بهره‌برداری صحیح از طبیعت همسو باشد.

در این راستا، نهضتی در جهان به راه افتاده که چگونه هم می‌توان سودآوری داشت و هم از طبیعت محافظت کرد. بنگاه‌هایی که چنین سیستمی پیاده کنند از مجموعه‌ای از مشوق‌های دولتی برخوردار خواهند شد. یکی از وجوه این روند، رو آوردن به افزایش تولید برق است که طی یک دهه اخیر، دو برابر شده به‌طوری‌که گفته می‌شود دولت موفق آن است که هم خود و هم تولیدکنندگان کالا و خدمات، کمتر از انرژی‌های فسیلی و بیشتر از برق استفاده کنند. نام جدیدی برای حکومت‌ها نیز از این منظر تبیین شده است: ElectroState. با توجه به اینکه در یک دهه آینده، یک‌میلیارد نفر در سطح جهان در جست‌وجوی کار خواهند بود، بازنگری در مدل‌های رشد اقتصادی به روش‌های تولید ثروت و متدولوژی تامین هزینه‌های فرد و خانوار از ضرورت‌های دهه آینده است و حکومت‌ها/دولت‌ها وظیفه سنگین نظارت، فکر و برنامه‌ریزی برای این روندها را به عهده دارند.

۲۰۰ نوآور در اجلاس داوس چین امسال بر یک موضوع تکیه داشتند: چگونه از آزمایش و طراحی (Experimentation) باید به اجرا و پیاده‌سازی (Deployment) حرکت کرد؟ در طیفی از میزگردها، تاکید فراوانی بر این اصل بود که فناوری باید برای درصد قابل‌توجهی از جوامع بشری مفید باشد، گرهی را باز کند، امور را تسهیل کند، بیماری‌ها را درمان کند و محیط زیست را سالم‌تر حفظ کند. نوآوری در فناوری‌های جدید همزمان باید چند هدف را در نظر داشته باشد: رشد ایجاد کند، اشتغال فراهم نماید، رقابت را بسط دهد و در عین حال به حفاظت از طبیعت مبادرت ورزد. دو گزارش مجمع جهانی اقتصاد تلاش کرده است ضمن ارزیابی چالش‌های موجود به پیامدهای سیاستگذاری‌های دقیق و اندیشیده‌شده بپردازد: Chief Economists’ Outlook و Economic Drag Created by Fragmentation: Global Trade & Finance.

درحالی‌که در سال ۱۹۸۰ یک بشکه نفت، صد دلار ارزش افزوده ایجاد می‌کرد، هم‌اکنون نیم بشکه نفت به واسطه به‌کارگیری فناوری‌های جدید، همان صد دلار ارزش را عرضه می‌کند. در این چارچوب، شیوه مدیریت درکارخانه‌ها از موضوعات جدید جهانی است که چگونه از طریق فناوری‌های نوین، مدیران کارخانه‌ها سریع‌تر به چالش‌ها پاسخ دهند، همیشه در حال یادگیری باشند و بهره‌وری را دائما افزایش دهند. فناوری و عملکرد کارآمد صنعت محتاج آموزش نوین نیروی کار به طور سیستماتیک است. چین، هند، آمریکا، سنگاپور، عربستان و سوئیس با همکاری گسترده در مدیریت صنعت و فناوری توانسته‌اند از ۲۹ تا ۹۹ درصد کربن‌زدایی کنند.

هم اکنون نوآوری‌ها در ۱۰ نوع فناوری در حال ظهور هستند:

 ۱. Everything-to-Grid Energy: در این نوع تکنولوژی، برق ذخیره می‌شود و میان عرضه و تقاضای انرژی تعادل برقرار می‌شود و در زمان‌های اوج مصرف از ذخیره بهره‌برداری می‌شود. این تکنولوژی در بهره‌برداری مناطق و محله‌های کوچک بسیار مفید است.

۲. استخراج مستقیم لیتیوم (Direct Lithium Extraction): در این نوع فناوری، لیتیوم به جای گرفته شدن از تبخیر که معمولا سال‌ها طول می‌کشد، به‌طور مستقیم از شوراب گرفته می‌شود. با به دست آوردن لیتیوم بیشتر ضمن اینکه از زمین کمتر استفاده می‌شود، عرضه باتری سریع‌تر، تمیزتر و امن‌تر صورت می‌پذیرد.

۳. بهره‌برداری از مواد سردکننده ناشی از تابش آفتاب (Passive Radiative Cooling Material): این فناوری ضمن رها کردن گرما به بیرون از حباب‌های میکروسکوپیک (ذره بینی) هوا، بدون برق برای خنک کردن ساختمان‌ها بهره‌برداری می‌کند.این فناوری به تدریج نیاز به کولر را کم کرده و در مناطق گرم، شهرها را به بهره‌برداری از آن هدایت می‌کند.

۴. از بین بردن PFASs  (Per and Polyfluorinated Alkyl Substances Destruction): در این نوع فناوری، با استفاده از روش الکتروشیمیایی و آب فوق بحرانی، آلودگی‌های وسیعی را که در آب، خاک و زباله یافت می‌شوند، پالایش می‌‌کنند. PFASs در اطراف زندگی انسان‌ها، مانند پلاستیک، غذاها، لباس و ظروف آشپزی یافت می‌شوند.

۵. تخمیر دقیق (Precision Fermentation): این فناوری وابستگی به حیوانات و غله را برای تولید غذا، دارو، لوازم آرایش و تولیدات شیمیایی با استفاده از میکروب‌های مهندسی شده به شدت کاهش می‌دهد.

۶. بهره‌برداری از آبدانک‌های خود بدن برای درمان بیماری‌ها (Exosome Drug Delivery): در این نوع فناوری از خود اگزوزوم‌ها یا آبدانک‌ها که در مایعات بدن مانند خون و بزاق یافت می‌شوند برای تراپی، سرطان و بیماری‌های عصبی استفاده می‌شود.

۷. تهیه واکسن شخصی‌سازی‌شده (mRNA Personalized mRNA Cancer Vaccines): در این نوع فناوری، سیستم ایمنی بدن آموزش می‌بیند تا با بازگشت سلول‌های سرطانی خودش مبارزه کند و از طریق پرونده ژنتیک خود فرد طراحی می‌شود.

۸. شبکه‌سازی کوانتومی برای تولید دارو (Quantum Simulation for Drug Discovery): در این نوع فناوری مولکول‌هایی که قابلیت گستردگی دارند سریع‌تر مشاهده می‌شوند و بیماری‌‌هایی که قبلا غیر قابل درمان تلقی می‌شدند، زودتر تشخیص داده می‌شوند.

۹. مدل‌های جهانی (World Models): این نوعی سیستم هوش مصنوعی است که مدل‌های سه‌گانه علیت، تحرک و تبادل را طراحی می‌کند که در روبات‌ها، جریان‌های آب و هوایی و برنامه‌ریزی‌های صنعتی به کار گرفته می‌شوند.

۱۰. شبکه‌سازی در رمزنگاری (Lattice-Based Cryptography): در این نوع رمزنگاری از دیتا در مقابل ورود کامپیوترهای کوانتومی حفاظت می‌شود. با استفاده از شبکه‌های ریاضی، دیتا را مخفی می‌کند و اجازه مهندسی معکوس برای دسترسی به دیتا را نمی‌دهد. با توجه به جهان پس از کوانتوم که در حال ظهور است، بنیانی را برای حفاظت از دیتای حساس در برابر تهدیدهای امنیتی فراهم می‌کند.

   هوش مصنوعی و مدیریت

در این بخش، دیتا و تحلیل‌ها از مجموعه‌ای از کارگاه‌ها، میزگرد‌ها و سخنرانی‌ها تهیه شده‌اند. هوش مصنوعی در چهار دایره، جایگزین افراد خواهد شد: تحلیل‌کنندگان دیتا (Data Analysts)، طراحان نرم‌افزار (Software Developers)، حسابداران (Accountants)، بازاریابان رسانه‌های اجتماعی (Social Media Marketers). در چهار دایره دیگر، هوش مصنوعی می‌تواند تا ۵۰ درصد دستیار افراد قرار گیرد ولی آنها را نمی‌تواند جایگزین کند: طراحان کالا (Product Designers)، تحلیل‌کنندگان سایبری(Cyber Analysts)، مدیران و استراتژیست‌ها(Managers and Strategists) و متخصصین تطابق قانون با عملکرد بنگاه‌ها (Compliance Experts). اما در شرایط فعلی، هوش مصنوعی در چهار گروه هنوز کاربرد ندارد: معلمان و مربیان (Teachers & Coaches)، تراپیست‌ها (Therapists)، کارآفرینان (Entrepreneurs) و لوله‌کش و برقکاران (Plumbers & Electricians). مدیران و بنگاه‌داران، به جای انطباق با شرایط، باید فراتر از تحولات روز مدیریت و چاره‌اندیشی و خود را آماده کنند:

اول: سوال کردن. تحقیقات نشان می‌دهند که یک کودک ۵ ساله در روز حدود ۱۰۰ سوال می‌پرسد. یک فرد چهل ساله، 3-2 سوال می‌پرسد. در این قالب، مهم‌ترین وظیفه مدیران سوال کردن است. مدیرانی که دائما سوال می‌کنند، موفق‌ترند. چگونه کالاها را نه تنها حفظ بلکه گسترش دهیم؟ چگونه رفتار مشتریان را بهتر بفهمیم؟ چگونه افراد را به خدمات جدید عادت دهیم؟ سوالات دقیق به فرصت‌های جدید منتهی می‌شوند. از اتاق‌های جلسه بیرون آمدن، مشاهده کردن، مشورت کردن و یاد گرفتن از ویژگی‌های مهم یک مدیر است. مفروضات یک مدیر لازم است دائما مورد سوال قرار گیرند.

چگونه می‌توان قدم به قدم، راه‌حل جدیدی، برای یک مشکل بزرگ طراحی کرد؟ تنگناهای کار کجاست؟ و چگونه باید آنها را با مشاهده و مشورت حل کرد؟ پرامپت (Prompt) زیر می‌تواند به مدیر کمک کند تا از هوش مصنوعی کارآمدتر بهره‌برداری کند: مشکل مرا به 10قسمت تقسیم کن. از اول تا دهم بگو چگونه آن را پیش ببرم. مفروضات هرکدام را بیان کن. عوامل موثر و مشکلات راه را برای من توضیح بده و در پایان راه‌حل کم ریسک را به من ارائه کن. هوش مصنوعی می‌تواند تا یک وب‌سایت (Website) برای مدیر عرضه کند. هوش مصنوعی با پرسش‌های دقیق می‌تواند، عوامل متفرق یک سازمان را به سوی تعادل، انسجام و هم‌گرایی سوق دهد. Prompt باید فرصت‌ها را بپرسد، روش‌های جدید و قدیم را تداخل بخشد و برای عملکرد بنگاه و سازمان جهت دهی جدیدی طراحی کند. هوش مصنوعی با Prompt دقیق می‌تواند کالاها و خدمات را ترکیب کند. زمانی که در صنعت خودرو، خودرو کوهستانی با خودرو عادی در سطح شهر ترکیب و به SUV تبدیل شد، بالاترین سطح فروش را در جهان ثبت کرد. مدیر برجسته فردی است که فرصت‌‌هایی را که دیگران از دست داده‌اند شناسایی کند و آن را به نوآوری مبدل سازد.

دوم: بهره‌برداری قابل‌توجه از سرعت چارچوب‌های هوش مصنوعی. تمرکز داشتن در مسیر بسیار کلیدی است. روان‌شناسی شناختی به وضوح مقرر می‌کند که انرژی ذهنی برای افق‌بینی و نگاه متمرکز دراز مدت در تحقق آنها نقش اساسی ایفا می‌کند. اگر کارآفرینی به جای آنکه بگوید من 70درصد کار را انجام داده‌ام بگوید 30درصد کار من برای موفقیت باقی مانده است، انرژی و افق بیشتری پیدا می‌کند. اِسکَن کردن دائمی مسیر روبه‌رو، افق‌های جدیدی باز می‌کند. Prompt مربوطه در این رابطه از هوش مصنوعی می‌پرسد: حول و حوش صنعت من، کدام بازیگران مهم هستند؟ کدام ایده‌ها به کار گرفته شده‌اند، از آنچه دیگران متفاوت عمل می‌کنند صنعت من چه درس‌هایی می‌تواند بیاموزد؟

Prompt دیگری که می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد، به این صورت است: در صنعت من چگونه می‌توانم گروه‌هایی را شناسایی کنم که از محصولات من با آن هدفی که طراحی شده‌اند، استفاده نکرده‌اند. چه رفتارها و نیازهای جدیدی، کار و محصول مرا می‌تواند به محیط مصرف و بازار وارد کند. چه نوع فکر و محصولی را می‌توانم در بیرون از عملکرد فعلی خود آزمایش کنم؟ هیچ‌گاه نباید در گذشته متوقف شد. موفقیت بیش از حد، می‌تواند آغاز شکست باشد. روش‌های گذشته همیشه راهنمای آینده نیستند. Prompt دیگری که در رابطه با سرعت و تغییر می‌توان مطرح کرد این است که از هوش مصنوعی پرسید: چگونه می‌توانم در کار خود به آینده فکر کنم؟ من فرآیند کنونی و گذشته را می‌گویم. به من بگو ما به چه نکاتی توجه نمی‌کنیم و چه ریسک‌هایی را متوجه نیستیم. پیشنهادهای جدیدی برای آینده‌نگری، وسعت کار و صنعت من ارائه کن. چه کارهایی را نباید انجام دهم؟ آینده صنعت من چیست؟ و چگونه باید خود را آماده کنم؟

سوم: حلقه OODA. مشاهده کن، جهت را مشخص کن. تصمیم بگیر و عمل کن (Observe, Orient, Decide and Act Loop). مدیران و انسان‌های زنده با این روش و مهارت، با آداب رقابت و نحوه برخورد با رقبا خود را آشنا می‌کنند. Review, PayPal, YouTube مثال‌هایی هستند که سریع متوجه یک بازار شدند و سریع اقدام کردند و از کارهای کوچک به پلتفرم‌های بسیار وسیع جهانی تبدیل شدند. جف بزوس  (Jeff Bezos) می‌گوید: وقتی شما ۷۰ درصد اطلاعات مربوط به یک تصمیم را دارید باید آن تصمیم را بگیرید. حال چگونه می‌توان به آن۷۰ درصد رسید؟ چقدر زمان وجود دارد؟ یک Checklist می‌تواند فرآیند تصمیم را کمی کند.

برون‌سپاری بخشی از فرآیند و دستیابی به اطلاعات برای تصمیم‌گیری، یکی از روش‌های تصمیم‌گیری دَر یک ورودی یا دَر چند ورودی است. (Single Door or Two Doors) به این صورت که تصمیم نباید به‌گونه‌ای باشد که اگر از دَری وارد شوی نتوانی برگردی اما در چند ورودی، فرد یا سیستم تصمیم می‌گیرد عبور کند اگر موفق نشد برمی‌گردد و بار دیگر با تصمیمی جدید از دَر دیگری وارد می‌شود. Prompt از هوش مصنوعی می‌تواند به این موارد اشاره کند: چه نوع تضادها و ناهماهنگی‌ها میان کار و کالای من با محیط بازار وجود دارد؟ چگونه باید اطلاعات وسیع را مرتب کرد؟ چگونه باید با نهایت سرعت و با کیفیت تصمیم گرفت؟ چه اقداماتی باعث خواهد شد تا تصمیم‌سازی موفق گردد؟ Prompt می‌تواند از هوش مصنوعی طیفی از تصمیم‌های تک در و دو در بپرسد و پیامد هرکدام را برای کار و صنعت خاص توضیح دهد.

چهارم، عاقلانه شکست خوردن. نرخ شکست در یک پروژه چقدر است؟ در جهان امروز، گفته می‌شود نرخ صفر برای شکست عاقلانه نیست. درصدی از شکست را باید در طرح‌ها و ایده‌ها در نظر گرفت. افراد، بنگاه‌ها و حکومت‌ها بهتر است نرخ شکست را در طرح‌ها مشخص کنند. این درصد باعث می‌شود تا بیشتر فکر شود، انتخاب‌ها دقیق‌تر نوشته شوند و افق‌ها عمیق‌تر کنکاش شوند. Eric Schmidt، رئیس سابق گوگل، مدیریت را به سه قسمت ۷۰، ۲۰ و ۱۰ تقسیم می‌کرد: ۷۰ درصد تمرکز بر کارها و طرح‌های اساسی، ۲۰ درصد به حواشی کار اصلی و ۱۰ درصد خارج از کار اصلی که می‌تواند به جریان و روند کار اصلی کمک غیرمستقیم کند. بنگاه‌ها می‌توانند آزمایش‌های مختلف هوش مصنوعی را با تیم‌های گوناگون انجام دهند و موفق‌ترها بعد می‌توانند ضعیف‌تر‌ها را کمک و اصلاح کنند. هر آزمایش هوش مصنوعی به زمان و تیم‌های مختلف نیاز دارد.

در حال حاضر بانک Chase در آمریکا ۴۰۰ نرم‌افزار و آزمایش هوش مصنوعی را دنبال می‌کند و پیش‌بینی این بانک این است که سال ۲۰۲۷ به ۸۰۰ مورد خواهد رسید. میزان موفقیت و شکست هر یک تابع نتایج کار و عمل گروه‌ها خواهد بود. در این فرآیند، ذهنیت افراد تعیین کننده است. آیا ذهن انسان متمایل به رشد است یا ثابت؟ (Growth Mindset vs. Fixed Mindset). آزمایش یک تلفن هوشمند توسط آمازون موفقیت‌آمیز نبود. قبول کردن شکست خود مسیری در حال رشد است. Prompt می‌تواند این پرسش‌ها را مطرح کند: نرخ شکست این پروژه من با این جزئیات چیست؟ کدام شکست‌ها در پروژه‌های مشابه وجود دارد؟ آیا این شکست‌ها قابلیت جلوگیری و کاهش داشتند؟ چگونه پروژه بنگاه می‌تواند مانع از اشتباهات شود؟ روش‌هایی به من نشان بده تا به صورت سیستماتیک در فرآیند کار انجام دهم تا مانع از اشتباهات کوچک و بزرگ شوم.

پنجم، ذهن‌های شبکه‌ای. به‌کارگیری دیدگاه‌های مختلف در طراحی و اجرای یک طرح در نتایج آن سرنوشت‌ساز است (Harnessing Cognitive Diversities). اگر یک نفر مساله‌ای را حل کند و در عالم شناختی خود سیر کند، تحقیق نشان می‌دهد ۴۴درصد مواقع موفق خواهد بود. اگر افراد دیگری اما با ذهنیت مشابه را به حلقه بحث و تصمیم‌گیری بیاورد، ۵۴درصد مواقع، تصمیم مستعد می‌گیرد. اما اگر گروهی با ذهنیت‌های مختلف در فرآیند قرار بگیرند، ۷۵درصد نمونه‌ها، موفق خواهند بود. در دنیای هوش مصنوعی، مشورت‌های این نرم‌افزارها شریک در تصمیم‌گیری‌ها خواهند بود. به همین دلیل هوش مصنوعی را شریکی با هوش هم می‌نامند (Co-Intelligence). هوش مصنوعی کمک می‌کند که رشد یک بیماری در بدن انسان رصد شود. Prompt در این قالب می‌تواند از هوش مصنوعی سوال کند که در این صنعتی که در آن فعالیت می‌کنم، چگونه می‌توانم نگاه و رهیافت دیگری نسبت به مدیریت مالی، فروش و چرخۀ عرضه داشته باشم؟ کجاها را در فرآیند فهم و مدیریت یک کالای خاص متوجه نیستم؟ چگونه می‌توانم میان دیدگاه‌های مختلف در توفان نظری بنگاه، به رهیافتی با ریسک کمتر برسم؟

ششم، ترویج و گسترش فرهنگ تفاهم و درک متقابل با کمک کردن به یکدیگر(Gifting with Small Goods). Prompt می‌تواند این سوال را از هوش مصنوعی بپرسد: من چگونه می‌توانم در این کار و صنعت و مسوولیتی که هستم به همکار خود کمک کنم؟ چگونه می‌توانم فراتر از همکاری‌های جاری، در افزایش کارآمدی او، کارهای کوچک ولی موثر انجام دهم که حالت هدیه‌ای برای افزایش موفقیت او داشته باشد؟ چگونه می‌توانم این کارها را به صورت واقعی، با نیت عالی و با فکری والا پیش ببرم؟

این 6 مهارت باعث می‌شود تا توانمندی‌های انسانی با بهره‌برداری دقیق از هوش مصنوعی، به صورت تصاعدی گسترش یابند. فناوری و هوش مصنوعی همکار بوده و در خدمت مدیر هستند تا اینکه او بهتر متوجه شود که یک معنای مهم زندگی، فعالیت و موفقیت در کیفیت تصمیم‌سازی‌ها است.

IMG-20260712-WA0000(1) copy

ریسک و تحولات بین‌المللی

پیرو افکارسنجی‌ای که از ۱۳۰۰ کارآفرین، مقام دولتی و دانشگاهیان در سطح جهانی انجام گرفته، در دو سال آینده ۱۰ درصد شرایط اقتصادی و ژئوپلتیک جهانی را با ثبات و بدون بحران، ۸ درصد به شدت بحرانی و بی‌ثبات، ۴۲ درصد با افزایش ریسک و بحران و ۴۰ درصد تا اندازه‌ای بحرانی و ریسک‌پذیر دانسته‌اند.

نسبت به سال‌های گذشته، تنش‌های ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک از اهمیت بالاتری برخوردارند. کاهش نرخ رشد اقتصادی، تورم خزنده و افزایش فاصله طبقاتی، ریسک‌های جدید دولت‌ها و بنگاه‌داران به شمار می‌آیند. پیشرفت فناوری باعث شده که ریسک‌های مرتبط با مسائل اقلیمی و آب و هوا قدری کاهش پیدا کنند. در عین حال، ناامنی سایبری، اطلاعات غلط در فضای مجازی، قطبی شدن جوامع، کم‌اهمیت شدن حقوق بشر، فرسایش اندیشه و عمل دموکراتیک، اختلالات در ساختارهای عمرانی و زنجیره کالا، بحران اشتغال و نگرانی‌های ناشی از به‌کارگیری فناوری‌های جدید همچنان در صدر لیست ریسک‌های متداول در اقتصاد و اقتصاد سیاسی بین‌المللی هستند. مدیریت کارآمد اقتصادی، حفظ تورم تک‌رقمی، جلوگیری از بسط فاصله طبقاتی، جلوگیری از مهاجرت، اشتغال زنان، به موازات رقابت‌های ژئوپلیتیک قدرت‌های بزرگ که پی‌آمدهای وسیع جهانی ‌دارند.

از چالش‌های دولت‌ها و کارآفرینان هستند. کاهش توجه به قانون‌گرایی و حقوق مدنی انسان‌ها نیز از روندهای منفی در سطح بین‌المللی هستند. افکارسنجی برای یک دهه آینده، چالش‌ها و ریسک‌ها را متوجه موضوعات اقلیمی، زیست محیطی، تغییرات آب و هوا، آلودگی اقیانوس‌ها، افزایش سونامی، زیر آب رفتن تعداد بیشتری از جزایر، خطرات اجتماعی و اقتصادی ناشی از گرمای گسترده، کم‌آبی و قحطی می‌داند. هرچند نظام بین‌الملل چند قطبی شده است، این تحول در سایه نزول سطح همکاری‌ها برای کاهش تنش، جنگ‌های ژئوپلیتیک و رویارویی‌های ناشی از ژئواکونومیک مانند تحریم، تعرفه و محدودیت‌های سرمایه‌گذاری خارجی همراه است. یکی از نگرانی‌های جدی کشورها، اختلال در زنجیره‌های عرضه مواد اولیه در فرآیندهای فراوری و تولید کالا است.

این نوع اختلالات می‌توانند نتیجه رقابت‌ها و تنش‌های ژئواکونومیک، ژئوپلیتیک و تشدید ناسیونالیسم اقتصادی باشند. کشورهای بزرگ مانند چین و آمریکا، ادبیات و متغیرهای امنیت ملی را بیش از گذشته وارد سیاست‌های اقتصادی، روابط خارجی اقتصادی و اخذ امتیاز در سیاست خارجی کرده‌اند. از این رو، روندی برای استقلال بیشتر در تامین مواد اولیه، ظرفیت فرآوری فلزات و دسترسی مطمئن‌تر به زنجیره عرضه ایجاد شده است. در این چارچوب، صنایع و تولیدات مرتبط با هوش مصنوعی، تراشه‌ها، بیوتِک، کوانتوم، پهپادها و فلزات نادر نه‌تنها استراتژیک قلمداد می‌شوند، بلکه محدودیت‌های بیشتری در تجارت آزاد آنها به وجود آمده است. بسیاری از کشورها به واسطه این تحولات و ریسک‌های ناشی از اختلالات، ذخایر خود را به ویژه در حوزه انرژی، مواد خام در تولیدات صنعتی، مواد غذایی، فلزات و مواد معدنی به شدت افزایش داده‌اند. ذخیره‌سازی‌های موجود زمینه افزایش قیمت‌ها در سطح جهانی را فراهم آورده است.

در شاخص مربوط به اجرای قانون که توسط  World Justice Project Rule of Law 2025 منتشر شده نسبت به پنج سال گذشته، عدم قانون‌گرایی در میان ۳۸ کشور عضو OECD از ۵۱ درصد در سال ۲۰۲۰ به ۸۳ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش نشان می‌دهد. از این منظر در مناظره‌ها، مباحث سیاستگذاری و علمی، فشار برای گسترش تعداد معاهده‌ها، و توافق‌ها برای قفل کردن کشورها به قانون‌گرایی و جلوگیری از قانون‌گریزی افزایش پیدا کرده است. در هفت سال گذشته، بی‌اعتمادی به اخبار فضای عمومی رسانه‌ها، اطلاعات غلط، رشد قابل‌توجهی نشان می‌دهد. فقط در دو سال، استفاده از ابزار هوش مصنوعی برای دستیابی به اطلاعات از ۱۱درصد به ۲۴درصد افزایش پیدا کرده است. در کشورهای صنعتی، عمده مردم از طریق پلتفرم‌های فضای مجازی به اخبار دسترسی پیدا می‌کنند. در این راستا، نقش تلویزیون کاهش چشم‌گیر داشته است.

فناوری، مخلوط کردن Fact با تخیل، توهم و اخبار غلط را تسهیل کرده و فضای شکل‌گیری فکر و اندیشه و موضع‌گیری را مخدوش کرده است. در کشورهایی که از سطح فناوری بالاتری برخوردار هستند، انتقال اطلاعات صحیح به‌خصوص در ایام انتخابات با چالش‌های جدی در سلامت انتخابات را رو‌به‌رو شده است. نحوه گزارش و تدوین خبر در تنش‌ها و اختلافات و درگیری‌ها، خود موضوعی جدی در حکمرانی نوین شده است. در سال۲۰۲۴ تعداد ۶۱ درگیری در ۳۶ کشور وجود داشت و نوع گزارش‌ها به تناسب موضوع و کشور نشان می‌دهد که زمینه ایجاد بی‌تفاوتی به افزایش اختلاف و جنگ قابل مشاهده است. ظهور موثر Deepfakes (تغییر فناورانه محتوا، تصویر و صدا) از اهمیت بیشتری در فضای عمومی کشورها برخوردار شده و زمینه ساز ناامنی سایبری شده است. 

ریسک متداول دیگری در سطح جهانی، رشد تصاعدی بدهی کشورهای پیشرفته در حال توسعه است. در سال ۲۰۲۴، کشورها ۲۵۱ تریلیون دلار یا ۲۳۵ درصد GDP جهانی بدهی داشتند. پیش‌بینی می‌شود که در سال ۲۰۳۵، تنها آمریکا با ۵۳ تریلیون دلار بدهی رو‌به‌رو شود. همین‌طور پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۰، کشورهای در حال توسعه تا ۸۲ درصد تولید ناخالص داخلی، کشورهای پیشرفته تا ۱۱۸ درصد به طور متوسط بدهی تجمیع کنند. طی دو سال آینده، یک‌سوم شرکت‌ها در سطح جهانی نیاز به اخذ وام برای پرداخت بهره بدهی‌های خود خواهند داشت. عرضه اوراق قرضه توسط دولت‌ها برای مدیریت بدهی، اثرات معکوس بر نرخ رشد اقتصادی اکثر کشورها به همراه خواهد داشت.

در سال ۲۰۲۶، پیش‌بینی می‌شود حدود ۲ تریلیون دلار در هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری ‌شود. پیشرفت فناوری ممکن است اثرات معکوس در بازار کار، نیاز تصاعدی به برق در مراکز داده (Data Center) و مصرف قابل‌توجه آب برای خنک کاری این مراکز ایجاد کند. به موازات این تحولات، اگر فناوری‌های کوانتومی پیشرفت قابل‌توجهی داشته باشند، اثرات جدی در رشد و مدیریت Data Centerها ایجاد خواهند کرد و سطح سرمایه‌گذاری‌های درون کشورهای بزرگ را متحول می‌کنند. پیش‌بینی می‌شود نرخ متوسط تورم جهانی زیر 4درصد حفظ شود؛ ولی این نرخ در مواد غذایی، سوخت و حمل‌ونقل افزایش بیشتری نشان می‌دهد.

مدیریت و زنان

در طیف موضوعاتی که مدیران امروز با آن روبه‌رو هستند، کیفیت افرادی است که در سطوح بالای بنگاه‌ها، داده‌ها را تفسیر می‌کنند و در فرآیندهای تصمیم‌سازی قرار می‌گیرند. بین سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۲۵، سمت‌های مدیریتی زنان در سطوح بالای مدیریت شرکت‌ها 2.8درصد افزایش پیدا کرد. زنان 41.7درصد اشتغال جهانی را در اختیار دارند و در عین حال 24.6درصد سمت‌های C را دارند (سمت‌های C شامل CEO, CFP, COO, CTO, CMO, CHRO, CIO, CRO, CLO, CSO, CDO)، که عموما در شبکه تصمیم‌سازی‌های کلان، مالی، فناوری، عملیاتی، بازاریابی، منابع انسانی، حقوقی، دیتا، سودآوری، اطلاعات و رشد را مدیریت می‌کنند. زنان تا 29.3 درصد در هیات‌مدیره شرکت‌ها فعالیت می‌کنند. در مناطق مختلف جهان، نقش مدیریتی زنان ابتدا در آمریکای شمالی و آفریقای جنوبی و سپس اروپا، خاورمیانه و در نهایت آسیا رتبه‌بندی می‌شود، هرچند نرخ رشد نقش مدیریتی زنان در مناطق مختلف جهان تفاوت دارد به صورتی که در آمریکای لاتین از همه بالاتر است.

در مدیریت‌های C جهانی، ۶۵درصد این سمت‌ها در CPO یا ارتباطات مردمی، سپس ۶۴درصد در CHRO یا منابع انسانی، ۴۵درصد در CMO یا بازاریابی و CCO یا مدیریت روابط با مشتریان، به زنان مدیر تعلق دارد. هرچند زنان متخصص در حوزه فناوری و مدیریت اقتصادی بسیار رشد داشته‌اند؛ اما در مدارهای تصمیم‌گیری بنگاه‌ها حضور چشم‌گیر پیدا نکرده‌اند. در مناصب دولتی نیز با وجود گستردگی زنان متخصص، عموم زنان وزیر در بهداشت، آموزش و امور اجتماعی فعال هستند و به اندازه کافی در مدیریت اقتصادی، امنیت ملی، دفاع و زیرساخت‌ها و پروژه‌های عمرانی نقش ایفا نمی کنند. گفته می‌شود یک علت اصلی نمایندگی محدود زنان در سمت‌های مدیریتی چه خصوصی و چه دولتی، عدم رشد کافی شبکه‌های تخصصی زنان نسبت به مردان است.

همین‌طور گفته می‌شود نردبان رشد مردان در سمت‌های ثابت است درحالی‌که زنان در فونکسیون‌های گوناگون فعالیت کرده، آمادگی آنها را در مناصب کلان مدیریتی و استراتژیک محدودتر می‌کند. به عبارت دیگر، مردانی که به سمت‌های کلان می‌رسند، سال‌ها به‌عنوان مثال در بازاریابی و فناوری در بنگاه‌های مختلف نقش ایفا کرده‌اند؛ اما زنان در سمت‌های متنوع مالی، منابع انسانی و اجتماعی فعال بوده‌اند و برای ارتقا به مدیریت‌های کلان ضروری است که در حوزه‌های خاص، عمودی رشد کنند تا زمینه‌های دستیابی به سمت‌های CEO را سریع‌تر به دست آورند. مطالعه میدانی نشان می‌دهد که شبکه‌سازی تخصصی زنان با مردان متفاوت است. مردان با حلقه‌های گوناگون ارتباط دارند (شکل الف) اما زنان در گروه‌های مستقل و کوچک‌تری حضور و فعالیت دارند (شکل ب). دو مانع دیگر نیز به عنوان محدودیت برای ارتقاء سطح مدیریتی زنان وجود دارد:

۱. تعاریف سنتی از اینکه مدیر کارآمد به چه فردی می‌گویند و

۲. فرآیندهای انتخاب افراد توانا، بازبینی نشده‌اند.

44 copy

انتقال انرژی‌های جدید

در سال ۲۰۲۵، سرمایه‌گذاری در صنعت انرژی به ۳,۳ تریلیون دلار رسید. انرژی‌های پاک و هسته‌ای، ۴۲درصد برق جهان را تامین کردند. عوامل بیرونی Externalities بر فرآیندهای مالی، قانون‌گذاری و فرآوری‌های صنعت انرژی اثرات جدی گذاشتند. محدودیت‌های تجاری مانند تعرفه و کنترل‌های صادراتی بر حدود 2.6تریلیون دلار داد و ستد جهانی اثر گذاشت. پیامدهای اقتصادی بحران تنگه هرمز باعث شده تا بسیاری کشورهای به‌خصوص در حال توسعه، منابع سرمایه‌گذاری در انرژی را به سوی دسترسی به منابع انرژی و تامین مالی آنها سوق دهند. تقاضا در سطح جهانی برای انرژی جهت مراکز دیتا، برق، زیرساخت‌های دیجیتال و رشد اقتصادی در حال افزایش است. امنیت تامین انرژی در شرایطی که ناسیونالیسم اقتصادی و بحران‌های ژئوپلیتیک در حال رشد است نسبت به سرمایه‌گذاری در انرژی‌های پاک اولویت پیدا کرده است.

کشورهای شمال اروپا، آمریکا، چین، برزیل، نسبت به دیگران به مراتب شرایط مساعدتری دارند. سرمایه‌گذاری در انرژی‌های پاک نزدیک به ۳ درصد طی سال گذشته کاهش را نشان می‌دهد. در سال ۲۰۲۵ تقاضا برای انرژی 1.3درصد افزایش یافت اما تقاضا برای برق در سال ۲۰۲۴، 4.4درصد و در سال ۲۰۲۵، ۳درصد رشد کرد. ۷۵درصد سرمایه‌گذاری برای انرژی‌های غیرفسیلی در چند کشور غربی، چین و برزیل متمرکز است درحالی‌که کشورهای در حال توسعه از سرمایه لازم برای انتقال انرژی برخوردار نیستند. مایکروسافت، گوگل و آمازون قراردادهای مشارکتی برای تامین برق از طریق انرژی هسته‌ای منعقد کرده‌اند. در آمریکا و اروپا، بنگاه‌های خصوصی از برنامه‌ریزی‌های دولتی به مراتب جلوتر هستند. CO2 ناشی از مصرف برق، تا ۳ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش نشان می‌دهد. کاهش ۶۰ درصدی هزینه‌های اجرای

انرژی‌های پاک، در پایین آمدن کلان CO2 چندان تغییر قابل‌توجهی به خاطر بالارفتن مصرف انرژی فسیلی و افزایش تقاضا برای نفت و گاز ثبت نکرده است. با توجه به اینکه ۸۰درصد تقاضای رشد برای مصرف انرژی در اقتصادهای در حال ظهور دیده می‌شود، آینده انتقال به انرژی‌های پاک به میزان سرمایه‌گذاری و آماده‌سازی زیرساخت‌ها در این کشورها وابسته است. در این چارچوب، ۴۳درصد کشورها فاقدآمادگی‌های لازم برای انتقال به انرژی‌های پاک هستند. در شاخص گذار انرژی (Energy Transition Index, ETI)،  10رتبه اول متعلق به کشورهای شمال اروپا، و سپس چین با رتبه ۱۴، آمریکا ۱۹، ژاپن ۲۴، ترکیه ۴۴، عربستان ۵۵، هند ۷۰، پاکستان ۹۰، بنگلادش ۹۹ و ایران ۱۰۵ رتبه‌بندی شده‌اند.

در مسائل مالی، نوآوری، آموزش و زیرساخت‌ها، عملکرد عمومی آفریقا در انتقال انرژی بهتر از آمریکای لاتین و خاورمیانه است. ثبات سیاسی، تسهیل قانون‌گذاری و ارتباط با بازارهای مالی از عوامل تعیین‌کننده برای انتقال به انرژی‌های پاک در کشورهای در حال توسعه هستند. با توجه به فراز و نشیب‌های ژئوپلیتیک در تنگه هرمز، بسیاری از کشورهای آسیایی وابستگی خود را به LNG کاهش داده و تقاضای خود به زغال‌سنگ را افزایش داده‌اند. طی 10 سال ۲۰۲۵-۲۰۱۵ سرمایه‌گذاری چین در انرژی‌های پاک و تجدیدپذیر، ظرفیت ذخیره برق و کارآمدی در مصرف انرژی بسیار قابل‌توجه بوده است. آمریکا و اروپا در مکانیسم‌های افزایش کارآمدی در مصرف انرژی، اقدامات قابل‌توجهی انجام داده‌اند. بقیه مناطق دنیا هنوز به انرژی‌های فسیلی وابستگی بنیادی دارند.

 عموم کشورها با سه چالش در حوزه انرژی و انتقال به انرژی‌های پاک و تجدیدپذیر روبه‌رو هستند:

۱. تا چه میزان در زیرساخت‌های انرژی خود، تاب‌آوری و امنیت تامین انرژی ایجاد کرده اند؟

۲. تا چه میزان در صنعت برق و امنیت انرژی سرمایه‌گذاری کرده‌اند؟

۳. تا چه میزان زمینه‌های سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی، ثبات در قوانین و سیاستگذاری و بهره‌برداری از فناوری در تامین انرژی‌های پاک ایجاد کرده‌اند؟

فرجام سخن

فضای میزگردها، گفت‌وگوها، دیالوگ‌ها و پرسش‌ها در داوُس چین حکایت از اهمیت ثبات در جوامع، وابستگی به دانش و یادگیری 7×24 (بیست و چهار ساعته در هفت روز هفته) و شاید از همه مهم‌تر اهمیت ورود و حضور بهترین مغزها، توانمندترین مدیران و دقیق‌ترین تحلیلگران بهره‌مند از Fact را نشان می‌داد. اما در کنار این ظرفیت‌های فکری و مدیریتی، یک خصلت بالاتر از همه قرار می‌گیرد: تا چه میزان برای مدیران، تصمیم‌سازان و قانون‌گذاران در یک کشور، خاک و میهن اهمیت دارد؟ این نوع انرژی‌بر دیگر توانمندی‌ها سایه می‌افکند. چینی‌ها، هندی‌ها، ژاپنی‌ها، ترکیه‌ای‌ها، آمریکایی‌ها و اروپایی‌های شرکت‌کننده در اجلاس داوس چین در پی ارتقای سطح دانش و بهره‌برداری از فکر و تجربه صدها شرکت کننده دیگر بودند. شرکت‌کنندگان پیشرفت چین را طی بازدیدهای هر سال خود در طول کنفرانس داوُس تحسین می‌کردند.

در چشم، صورت، بیان، زبان بدن، تحلیل‌های چینی‌ها، تعهد به شکوفایی چین و حمایت از یکدیگر برای دستیابی به چنین هدفی موج می‌زد. طبعا غرب علاقه‌ای نداشت که چین تا این میزان پیشرفت کند؛ اما حکومت عاقل، مردم منسجم و قشر تحصیل‌کرده وفادار به خاک و توسعه کشور، پیشرفت خارق‌العاده چین را به ارمغان آورده است. در یکی از جلسات پر طرفدار داوُس چین پیرامون «خودکفایی» (Autarky) به وضوح مطرح شد که هیچ کشوری نمی‌تواند خودکفا باشد. عموم کشورها به هم قفل شده‌اند و در کالاها و خدمات مختلف به هم وابسته هستند. حتی مفهوم اقتصادی یک دهه پیش تحت عنوان Decoupling جای خود را به مفهوم ریسک‌زدایی (De-risking) یا کاهنده ریسک (Low risking) داده است. نوآوری و اشتغال در کشورها محتاج وابستگی متقابل است. هرچند نسبت به یک دهه پیش، نقش دولت‌ها در تنظیم شبکه سیاستگذاری مرتبط با امنیت ملی و توسعه اقتصادی بیشتر شده است؛ اما حتی در چنین شرایطی، کشورها در هر تولید قابل تصوری به بخش خصوصی و تولیدکنندگان با درصدهای مختلف وابسته هستند.

بوئینگ و ایرباس نمونه‌های بارز این مفهوم هستند که در آنها ۳۵کشور با هم همکاری می‌کنند تا هواپیماهای مورد استفاده بیش از هشت‌میلیارد نفر تولید شوند. اما نکته نهایی که با مشارکت و مشاهده در جلسات داوُس برای یک ایرانی قابل تامل و در عین حال اجتناب ناپذیراست، پیامد مقایسه موضوع غرب برای بخشی از جامعه ایرانیان و موضوع غرب از طرف دیگر برای ۹۹ درصد مردم جهان بود. موضوع ۹۹ درصد مردم جهان، برخلاف دغدغه‌های قرن ۱۹ تا دهه ۱۹۶۰ میلادی، اصلا غرب نیست. تقریبا همه در پی فرصت‌ها، امکانات، سرمایه‌ها و شبکه‌ها جهت اصلاح، رشد، پیشرفت، بهتر شدن، مساله حل کردن، گره‌ها را باز کردن، نرخ تورم را پایین آوردن، زمینه‌های تحصیل و رشد شهروندان را فراهم کردن هستند. غرب به معنایی که در قرن 19 بود و زمینه‌ مبارزه با امپریالیسم را ایجاد کرد، امروز موجود نیست.

اما چرا سوزن در قرن ۱۹ گیر کرده است؟ آیا به متون مطالعاتی برمی‌گردد؟ آیا به‌خاطر فرصت ندیدن جهان است؟ آیا به‌خاطر آشنا نبودن با زبان‌های خارجی است؟ آیا به‌خاطر رانت است؟ آیا به‌خاطر دُرست درس نخواندن است؟ آیا به‌خاطر حفظ مقام و منصب است؟ آیا به خاطر نفی Fact است؟ آیا به خاطر عصبانیت و احساسات و EQ ضعیف است؟ آیا به‌خاطر دانش بسیار کم و بنابراین ترس از مواجهه با قدرت و توانمندی در جهان است؟ ترکیه، هم اعتراض می‌کند و هم با جهان تعامل دارد. اندونزی و چین از رهبران غیرمتعهدها بودند؛ اما الان با جهان کار می‌کنند و در حال پیشرفت هستند. مکزیک و برزیل به استقلال سیاسی خود حساسند، ولی در راهروهای قدرت و ثروت جهانی به شدت فعال هستند.

با یک ارزیابی مقایسه‌ای مبتنی بر ده‌ها مورد و حجم قابل‌توجهی از مشاهدات و تجربیات، به نظر می‌رسد ریشه در وفاداری به خاک است تا وفاداری به افراد. اگر ملاک پیشرفت خاک و کشور باشد همانند کره‌جنوبی، مالزی، سنگاپور و ویتنام، انرژی شهروندان و ادراک آنها در مسائل خود به خود به سمت عقلانیت حرکت می‌کند. یک بار از یک استاد دانشگاه کره‌جنوبی پرسیدم: چه باعث می‌شود شما کره‌ای‌ها در این حد از دولتی‌ها، شهروندان، دانشگاهی، کارآفرین، نویسنده و خبرنگار با هم انسجام، اشتراک، درک متقابل و احترام متقابل داشته باشید؟ پاسخ: شوکت، عظمت، قدرت و توسعه کره‌جنوبی.