مرجع تقلید معروف درگذشت/ آیت الله شبیری زنجانی را بشناسید
آیت الله العظمی شبیری زنجانی که از دو روز پیش در بیمارستانی در قم بستری بودند، شب گذشته پیش دار فانی را وداع گفتند.
رحلت این مرجع جلیل القدر را به ساحت مقدس حضرت ولی عصر ( عج )، مراجع عظام، علما و اساتید و فضلای حوزه های علمیه، و بیت عالیقدر ایشان و عموم شیعیان و مسلمانان جهان تسلیت عرض می کنیم.
اطلاعیه دفتر آیت الله شبیری زنجانی
بسم الله الرحمن الرحیم
“الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِکَهُ طَیِّبِینَ ۙیَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَیْکُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّهَ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ”
روح مطهر فقیه اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) ومرجع عالیقدر جهان تشیّع، آیت الله العظمی شبیری زنجانی (قدس الله سره الشریف) به لقاء الله پیوست.
عمر بابرکت و زندگی پرافتخار آن مرجع عالیقدر، مشحون از ژرف اندیشی و مجاهدت علمی مستمر و تلاش مخلصانه در حفظ و اعتلای فقاهت اصیل و نشر معارف اسلام و پاسداشت از کیان تشیّع و خیرخواهی و دلسوزی برای مردم بود.
ضمن عرض تسلیت این ضایعه جانگداز به پیشگاه مقدس صاحب الأمر حضرت بقیه الله الاعظم، عجل الله تعالی فرجه الشریف،و حوزه های مبارکه علمیه و مردم شریف ایران و علاقهمندان مرجعیت در همه نقاط جهان، به اطلاع میرساند مراسم تشییع و تدفین پیکر مطهر ایشان، متعاقبا اعلام خواهد گردید.
دفتر آیت الله العظمی شبیری زنجانی (قدس الله سره الشریف)
زندگینامه
ولادت
حضرت آیتالله العظمی سیّد موسی شبیری (حسینی) زنجانی سه ماه پس از ورود والدشان به حرم کریمه اهل بیت (سلام الله علیها) در هشتم ماه رمضان سال ۱۳۴۶ مطابق با دهم اسفند ۱۳۰۶ شمسی دیده به جهان گشوده و به احترام حضرت معصومه (سلام الله علیها) موسی نام گرفتند.
مرحوم آیت الله العظمی زنجانی «قدس سره» در حاشیه کتاب سرگذشت یک ساله – پس از اشاره به مدرسه سید زنجان – آورده اند: نگارنده بیست و پنج سال در این مدرسه، تحصیل و تدریس کرده ام، بعد صیت فضیلت مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری (اعلی الله مقامه) مرا به ارض اقدس قم کشید، روز دوم جمادی الثانیه هزار و سیصد و چهل و شش(۱۳۴۶) بار اقامت موقّتی در این شهر گشودم، ولی علاوه از جذبه مرحوم حاج شیخ که عزم رحیل ما را بدل به اقامت دائمی نمود، ابرهای سیاست نیز افق شهرهای دیگر را گرفت، ضرورت نیز مقتضی شد که در پناه حضرت معصومه (سلام الله علیها) باشیم.
الحمدلله بی بی عالم ما را در پناه خود به عزّت و آبرومندی نگه داشت؛ خصوصاً دو ماه و اندی (صحیح: سه ماه و اندی) از تشرّف من گذشته، خداوند عالم فرزندی به من مرحمت فرمود که عاجز از شکر نعمتش هستم(هشتم شهر رمضان). نام او را مرحوم والده به مناسبت این که این جا خانه موسی بن جعفر «علیهما السلام» است، موسی انتخاب کرد، رجاء دارم که در آینده وجود منشأ اثر مهم گردد.(برگی از تاریخ زنجان، چاپ شده در میراث اسلامی ایران، دفتر ششم ، ص ۱۰۴)
همچنین حضرت آیت الله العظمی سیّد احمد زنجانی (قدس سره) در خاتمه کتاب الهدی إلی الفرق بین الرّجال والنساء می نویسد:
«وتمّ ذلک یوم عزیمه ولدی، الّذی هو اکبر ما أنعمه الله بی،«الآقا موسی»(وفّقه الله لما یحبّ ویرضی)،إلی النّجف الاشرف؛ لتکمیل درسه وتهذیب نفسه. اللهم اجعل غده خیراً من أمسه، واتمّ نعمتک ببقائه وخدمته لشرع جدّه (صلّی الله علیه وآله وسلّم)»
خاندان
پدر ایشان، حضرت آیت الله العظمی حاج سید احمد حسینی زنجانی بر ابواب مختلف فقه احاطه و اشراف کامل داشتند و این امر، اعجاب بزرگانی چون آیت الله العظمی اراکی را برانگیخته بود.
ایشان پس از ده ها سال خدمت در عرصه تدریس و تألیف و قضای حوائج مؤمنین با به جای گذاشتن حدود ۶۰ کتاب و رساله در دانش های مختلف دینی در روز ۲۹ رمضان سال ۱۳۹۳ ه ق، در سن ۸۵ سالگی دار فانی را وداع گفت.
مرحوم آیت الله العظمی سیّد احمد زنجانی(قدّس سره) صبح و مغرب و عشاء در حرم حضرت معصومه و ظهر در مدرسه فیضیّه امامت جماعت را بر عهده داشتند و با توجّه به مقبولّیت عمومی و اشتهار ایشان به تقوا و پرهیزگاری، فضلاء و علماء و اساتید بسیاری در نماز جماعت ایشان حاضر می شدند. در سالهای پایانی حیاتشان، وقتی از انجام این مهم ّ، ناتوان گردیدند، آیت الله العظمی حاج سیّد موسی شبیری زنجانی را به عنوان جانشین خود انتخاب کردند.
جدّ پدری ایشان، مرحوم سیّد عنایت الله (م ۱۳۴۳) و جدّ مادری ایشان مرحوم آقا میرعلی نقی(م ۱۳۶۷) از علمای زنجان بودند.
آغاز دروس
ایشان دروس حوزوی را در سال ۱۳۵۹ – ۱۳۶۰ ه ق، آغاز کردند و فراگیری کتب سطح را در خلال سه یا چهار سال به پایان رسانیده، سپس در درس خارج مرحوم آیت الله العظمی سیّد صدرالدین صدر (۱۲۹۹ –۱۳۷۳ه ق) حاضر گردیدند. درس مرحوم آیت الله صدر مملو از فضلاء و علمای بزرگ بوده و ایشان کم سن ترین شرکت کننده بود.
اساتید اصلی در دروس خارج
حضرت آیت الله شبیری زنجانی در مجلس درس چندی از عالمان برجسته آن روزگار حاضر گردیده و بیش از همه از محضر دو تن از فقهاء و محقّقان بزرگ بهره جست.
۱-فقیه محقّق آیت الله العظمی بروجردی (۱۲۹۲ – ۱۳۸۰ ه ق). ایشان پس از ورود آیت الله العظمی بروجردی به قم، در درس خارج اصول و همچنین در درس خارج فقه (کتاب الغصب، کتاب الاجاره و کتاب الصّلاه) ایشان شرکت کرد.
۲-عالم محقّق آیت الله العظمی سیّد محمد داماد (م ۱۳۸۸)ه ق.
ایشان نزدیک به یک دوره کامل در درس اصول و ۲۱ سال در درس فقه ایشان (اندکی از کتاب الصلاه و نیز کتاب الطهاره و کتاب الصوم و کتاب الخمس و کتاب الحج) شرکت کردند.
سفر به نجف اشرف
حضرت آیت الله شبیری زنجانی برای بهره گیری از معارف حوزه عریق و ریشه دار نجف اشرف، دوبار به این مرکز بزرگ علمی سفر کرد؛ بار اوّل، در سال ۱۳۷۳ (ه ق) و بار دوم، در سال۱۳۷۴(ه ق) بوده است. ایشان در دروس فقه مرحوم آیت الله العظمی سیّد عبدالهادی شیرازی (۱۳۰۵ – ۱۳۸۲) در «کتاب الصلاه» و در دروس فقه مرحوم آیت الله العظمی سید محسن حکیم (۱۳۰۶ – ۱۳۹۰) «کتاب الحجّ» حاضر گشت و در دروس اصول و فقه«بحث رضاع» مرحوم آیت الله العظمی سیّد ابوالقاسم خویی (۱۳۷۱ – ۱۴۱۳) شرکت نمود.
دروس خارج
ایشان بیش از چهل سال است که به تدریس خارج فقه و اصول، اشتغال دارد. درس خارج فقه را با تدریس «کتاب الحجّ»، در زمان حیات استاد محقّق خود، مرحوم آیتالله محقّق داماد (م ۱۳۸۸) آغاز نمود که این درس بیش از ۱۵ سال، گاه بر مدار کتاب «عروه الوثقی» و گاه کتاب «شرائع» ادامه یافت.
پس از «کتاب الحج»، مدار بحث، کتاب «عروه الوثقی» قرار گرفت و سالها به بررسی کتاب الاجاره و کتاب الخمس پرداخت، سپس تدریس «کتاب النّکاح»، را آغاز نموده که پس از پایان مباحث کتاب «عروه الوثقی» در این باب، سایر مباحث آن را بر پایه کتاب «شرائع» ادامه داد. «کتاب الصوم» و «کتاب الاعتکاف» بحث بعدی بود که ایشان بر مبنای «عروه الوثقی» تدریس می کردند.
تدریس خارج اصول، نیز سالها ادامه یافت، ولی در حال حاضر اهتمام بیشتر ایشان بر فقه، بوده و مباحث اصولی مرتبط با بحث – که تذکّر آن را لازم می بینند- در ضمن بحث فقه، مورد بررسی قرار می دهند.
آثار در فقه و اصول
۱- تحریر الجواهر (کتاب حج)
۲- تحریر فتاوی الجواهر (کتاب حج)
۳- شرح بر حج عروه الوثقی (فصل اقسام حج)
۴- تعلیقات بر جامع احادیث شیعه مخصوصاً کتاب حج
ایشان بر بسیاری از احادیث این کتاب، حاشیههای متنی وسندی ارزشمندی نوشته اند تا در موارد نیاز ساده و قابل فهم باشد.
۵- پژوهشهایی در احکام حج
۶- برگزیدههایی از کتب فقهی و حدیثی و … به ویژه آنچه با کتاب حج ارتباط دارد.
۷- توضیح المسائل فارسی
۸- دروس حج
۹- دروس اجاره
۱۰- دروس خمس
تقریرات این دروس به تفکیک هر درس در ۶ مجلّد، تنظیم و منتشر شده که البتّه تنظیم کاملی نیست.
۱۱- دروس نکاح
تقریرات این دروس به تفکیک هر درس به گونه ای نسبتاً مطلوب تنظیم شده است که تا کنون ۲۰ مجلّد آن انتشار یافته است.
۱۲- دروس صوم
۱۳- دروس اعتکاف
۱۴- دروس بیع
۱۵- تقریرات پراکنده ای از دروس اساتید.
۱۶- بحثهایی در تعادل و تراجیح.
۱۷- بحثهایی در قاعده فراغ و تجاوز.
۱۸- کتب مناسک حج (به فارسی و عربی و مناسک مختصری به فارسی با نام مناسک زائر مطابق با فتاوای معظم له)
۱۹- المسائل الشرعیه (که رساله عربی ایشان است.)
به تازگی نیز کتاب «جرعه ای از دریا» که برگرفته از افادات ایشان میباشد، به اهتمام موسّسه شیعه شناسی چاپ شده است.
آثار در حدیث، رجال و درایه
۱ـ تعلیقات بر اکثر کتب حدیثی به ویژه درباره سند آنها، بالأخص در کتب اربعه.
۲ـ دو تعلیقه بر رجال شیخ: تعلیقه کبیره (تا اواسط باب ما روی عن النبی صلی الله علیه و اله من الصحابه) در یک مجلّد، و تعلیقه صغیره (تا آخر کتاب) در یک مجلّد.
۳ـ تعلیقات بر کتب رجالی همچون کتاب رجال نجاشی
کتاب رجال نجاشی با تحقیق دقیق ایشان انتشار یافته است ،که البتّه در آن تنها به ارائه متنی صحیح ( نزدیکترین متن به متن مؤلّف با توجه به نسخه های موجود) اکتفا شده است.
۴ـ دروس درایه و قواعد عامه علم رجال.
۵ـ فهارس رجالی بر اسناد اکثر کتب حدیثی (بجز کتب اربعه) در مجلّدات بسیار.
این فهارس با دو روش «ترتیب الأسانید» و«أعلام الأسانید»، با تعیین «راوی» و «مروی عنه» تنظیم شده و از آنجا که در «معجم رجال الحدیث» و نیز در «تجرید اسانید الکافی» و «تجرید اسانید التهذیب» مرحوم آیت الله العظمی بروجردی، «فهرست رجالی کتب اربعه»(تا حدّ نسبتاً مطلوبی) ارائه شده، فهارس ایشان به دیگر کتب حدیثی اختصاص یافته است.
۶ـ اسناد اصحاب اجماع با تعیین راوی و مروی عنه (در پنج جلد)
ایشان از «فهارس رجالی»، که سال ها وقت و تلاش طاقت فرسا برای تهیّه آن، صرف کرده اند، در «بررسی مباحث رجالی» و «اثبات مبانی خاصّ خود» و نیز در «تعلیقاتی که بر اسناد احادیث» زده اند، استفاده شایانی نموده، و در کنار آنها از فهارس دیگر و نرم افزارهای رجالی بهره مند می باشند.
روش تدریس و ویژگیهای آن
ایشان با بهره گیری از ویژگیهای درس دو استاد برجسته خود و افزودن امتیازات خاصّ دیگر، تدریس خود را سامان می دهد. مزایای بحث ایشان را می توان در این محورها خلاصه کرد
۱-طرح نظرات فقها، به ویژه نظرات قدما در مسائل اصلی فقه و نقل مستقیم از آنها و پرهیز از نقل دیگران.
ایشان بارها به این توصیه مرحوم «کاشف اللّثام» اشاره کردند؛ که نباید در نقل دیدگاه ها و مطالب، به «منقولات»، اکتفاء کرده، بلکه باید به طور مستقیم به منابع اصلی مراجعه کرده و از آنها اخذ نمود؛ زیرا ما به موارد بسیاری برخورد کرده ایم که مطالب، به شکل صحیح نقل نشده و تسامح و بی دقّتی در این گونه مسائل فراوان است.
۲-مراجعه به تمام کتب استدلالی فقهاء در مسأله مورد نظر.
انگیزه این مراجعه این است که چه بسا نکاتی در لابلای کلمات بزرگان یافت می شود که در بحث راهگشا بوده و یا لااقلّ الهام بخش بوده و ما را به طریق صواب نزدیک می سازد. فوائد دیگری هم در این مراجعه نهفته است.
۳-طرح و بررسی تمام اقوال و احتمالات، در مسأله مورد بحث و تحقیق کامل در استخراج دیدگاه صحیح.
۴-بحث تفصیلی در مبانی و قواعد کلی،همچنین در فروع و تطبیقات آنها.
۵-نقل احادیث به طور کامل و بحث از «فقه الاحادیث» و دقّت نظر در مفاد احادیث.
ایشان به نقل مقطع خاصّی از حدیث که به مسأله مورد نظر ارتباط دارد، اکتفا نمی کنند؛ زیرا، چه بسا در سائر قطعات روایت، نکات و اشاراتی وجود دارد که در فهم مقطع مورد نظرما، مفید بوده وجداسازی این مقطع از سایر قطعات، حدیث، را از مسیر فهم صحیح دور میسازد . گاه از ملاحظه کلّ حدیث برمی آید که حدیث، ناظر به مورد خاصّی بوده و از اطلاق یا عموم برخوردارنیست و گاه برعکس، دقّت درمجموع حدیث، ما را به این نتیجه می رساند که پاره ای، از قیود حدیث از باب مثال بوده و می توان از آن الغاء خصوصیّت نمود، به عقیده ایشان، اوامری که در سیاق اوامر دیگری قرار گرفته که مراد از آنها «استحباب» است، ظهور در «وجوب» را از دست می دهند، لذا باید به کلّ حدیث توجّه کرد تا قرینه سیاق، از نظر دور نماند.
۶-جستجوی گسترده برای یافتن تمام احادیث مسأله ولو با مراجعه به ابواب دیگر در جوامع حدیثی.
ایشان بارها این نکته را گوشزد می کردند که در جوامع حدیثی همچون «وسائل الشیعه»، هر چند تلاش بسزایی برای نقل تمام احادیث مربوط به عنوان بابها انجام گرفته ولی با توجّه به محدودیّت توان و قدرت بشری، چه بسا احادیثی یافت می شود که در باب دیگری، نقل شده است؛ لذا باید به دنبال راههایی گشت و سرنخهای را جستجو کرد که ما را در سایر ابواب فقهی هم به احادیث مورد نظر رهنمون باشد.
۷-دقّت در وحدت و تعدّد روایات مسأله
شناخت تعداد احادیثی که «مضمون واحدی» دارند، در اطمینان یا عدم اطمینان به«صدور احادیث» نقش بسزایی دارد، ایشان، به پیروی از مرحوم آیت الله العظمی بروجردی بر واقعی کردن آمار احادیث، در هر بحث، تأکید کرده و به عامل «نقل به معنا»، در این زمینه توجّه ویژه ای دارند.
۸-بحث تفصیلی از سند احادیث و احوال راویان آنها.
ایشان چنانچه تعداد احادیث محلّ بحث به اندازه ای برسد که اطمینان به صدور برخی از آنها حاصل گردد، از بررسی اسناد احادیث خودداری می ورزند. ولی اگر احادیث به این مقدار نرسد به بررسی اسناد احادیث می پردازند.
۹-دقّت نظر در احادیث و جوانب مختلف آنها برای یافتن راه حلّ رفع ناسازگاری و وجود جمع عرفی در احادیث متعارضه.
۱۰-مراجعه به مخطوطات کتب حدیثی و عدم اکتفاء به نسخه های چاپی.
ایشان نسخه های خود از کتب اربعه را با مخطوطات بسیار معتبری از این نسخ به دست خویش مقابله کرده اند. این مخطوطات که از گوشه و کنار کتابخانه ها شناسایی شده، غالباً با توجّه به مقابله و قرائت برمشایخ و استنساخ از نسخه های معتبر و قدمت زمان، از ارزش ویژه ای، برخورداربوده و گاه بی واسطه یا با واسطه اندک، از روی نسخه اصل مولّف نگارش یافته اند. به ویژه در کتاب «تهذیب» و «استبصار» از چنین نسخه های ارجمندی بهره مند گشته اند. ایشان بسیاری از کتب حدیثی دیگر، را نیز با مخطوطات معتبر مقابله کرده و در هنگام بحث فقهی خود از این نسخه های مقابله شده استفاده می کنند.
۱۱-طرح و بررسی فشرده یا مفصّل مباحث اصولی مورد نیاز در لابلای تدریس فقه و تطبیق آنها بر فروعات.
این ویژگی درس فقه ایشان برخاسته از نیاز قهری است که از عدم تدریس اصول، نشأت گرفته و علّت خاصی ندارد. البتّه توجّه به «تفریعات»، در هنگام «بحث اصولی» سبب واقعی شدن آنها، می گردد و این فائده را به دنبال دارد که پاره ای از بحث های غیر ضروری و بدون ثمره فقهی طرح نمی گردد.
۱۲-طرح برخی از مبانی اصولی که در کتب اصول، عنوان خاصّ نیافته است و در لابلای دیگر مباحث به تناسب، عنوان می گردد.
همچون:
– فرق حکمت و علّت و کیفیت معمِّم بودن و مخصِّص بودن علت
– تفاوت ترک استفصال و ترک استیضاح با اطلاق لفظی در افاده عموم
– فرق اطلاق لفظی و اطلاق مقامی.
– نقش غلبه و قید غالبی در انصراف ادلّه و شیوه مفهوم گیری از آنها.
– انحلال خطابات و بررسی نظریّه خطابات قانونی.
– بحث ادوات عموم.
۱۳- توجّه ویژه به «آیات الأحکام» و مراجعه مفصّل به کتب خاصّه و عامّه در «تفسیر» و «فقه» و کتب مختص «آیات الاحکام»
۱۴-دقّت بسیار برای دستیابی به معنای حقیقی مفردات و ترکیبهای ویژه ای که در احادیث اهل بیت «علیهم السلام» وارد شده است.
روش ایشان در کشف معنای حقیقی بیشتر بر پایه تتبّع در «موارد استعمال»، استوار می باشد. این روش بر این اصل بنیادی، بنا نهاده شده که «استعمال بدون عنایت و تأوّل دلیل بر معنای حقیقی میباشد».[۲]لذا باید دقّت نمود که آیا استعمال بدون عنایت و ادّعاء صورت گرفته یا خیر؟هر چه موارد استعمال بیشتر و متنوّعتر باشد، این ویژگی استعمال، آسان تر کشف میگردد.
۱۵-بررسی مفصل مبانی مرتبط با نسخه های کتب و شیوه وقوع تحریف آنها و تعیین اصل صحیح، در هنگام «دوران امر بین وقوع زیاده یا نقیصه در نسخه کتاب»[۳].
۱۶-استفاده از فهارس لفظی و نرم افزارهای گوناگون برای یافتن احادیث مورد نظر و موارد استعمال واژه ها و ترکیبات و ارتباط سندی راویان و …
۱۷-مراجعه به مصادر متفرقه مرتبط با بحث فقهی همچون کتب تاریخ و انساب و تراجم و جغرافیا.
۱۸-یاری جستن از «متخصّصان»، برای تشخیص دقیق تر «موضوعات احکام».
۱۹-استناد به اجماع فقهای عامّه معاصر ائمه معصومین «علیهم السلام» در جایی که در روایات ما انکاری نسبت به آن، دیده نشده باشد.
توجّه معظّم به فقه عامّه، به پیروی از روش مرحوم آیت الله العظمی بروجردی است، که پیشتر توضیح داده شد.
۲۰-استناد به اجماع فقیهان امامیه، به شرط «احرازاتّصال آن به زمان معصوم» (علیه السلام)
ایشان می فرمودند: در موارد بسیاری که ما مدرک فتوای فقها را می دانیم، ناتمامی این مدرک را جهت اثبات فتوا دریافته ایم، لذا «مبانی حدس در حجیّت اجماع»، نادرست است و هیچ ملازمه ای بین اجماع فقها و قول معصوم (علیه السلام) در کار نیست. اگر در جایی که مدرک کلام فقهاء «معلوم» باشد، ملازمه بین آن کلام و قول معصوم(علیه السلام) نباشد؛ قهراً در جایی که مدرک کلام آنها «نامعلوم» هم باشد چنین ملازمه ای وجود ندارد؛ چون «نامعلوم بودن مدرک»، به کلام فقیهان «عصمت» نمی بخشد و تضمین کننده «مطابقت آن با واقع» نیست. لذا ما برای اعتبار اجماع به مبنای دیگری معتقدیم که آن، «مبنای تقریر» است. اگر فتوای فقهای معاصر ائمه(علیهم السلام) که مخالف قول معصوم (علیه السلام) باشد، مورد انکار ایشان قرار می گیرد؛بنا براین، «عدم انکار»، دلیل «امضاء و اعتبار» چنین فتوایی است؛ هر چند فتوا به استناد «مدرک معلوم» صورت گرفته باشد. مثلاً اگر علماء معاصر ائمه (علیه السلام) با استناد به آیه ای، «فتوایی» را استخراج کرده باشند که به عقیده ما چنین دلالتی ندارد، با «عدم انکار» معصوم (علیه السلام)،« صحت فتوا» اثبات می گردد، هر چند «صحت استناد» ثابتنمی شود و نمی توان آن را «دلیل بر دلالت آیه» مورد استناد بر آن فتوا دانست؛ چون دلیلی نداریم که امامان اشتباهات علمی دانشمندان را نیز الزاماً بر طرف میساخته اند ، لذا با «احراز اتّصال اجماع به زمان معصوم» (علیه السلام)، «معلوم المدرک بودن اجماع» ضرری به «اعتبار آن»، وارد نمی سازد؛ تا چه رسد به «محتمل المدرک بودن آن»، ولی چه بسا با «معلوم بودن مدرک اجماع» یا «محتمل بودن آن»، اتصال اجماع به زمان معصوم(علیه السلام)، احراز نگردد، پس «مدرکی نبودن اجماع»، شرط «اصل اعتبار» آن نیست، بلکه غالباً شرط «احراز اتّصال» است. البته «شرط اتصال»، تنها در مسائل مورد ابتلاء، قابل احراز است.
شیوه بحث ایشان و گستردگی آن، زمان بسیاری را می طلبد. لذا درس ایشان با تفصیل بسیار، همراه است و مزایا و امتیازات خاصّ خود را دارد.
برخی از توصیه ها و رهنمودها:
* مشکل گشای حقیقی پیامبر و اهل البیت علیهم السلام اند و بر اساس روایات نعمتهایی هم که به ما داده می شود به واسطه این بزرگواران است.خلقت عالم به واسطه نمونه های عالی انسانیت است و این نمونه های عالی انسانیت حضرات معصومین هستند.ما در همه نشآت به رسول اکرم و عترت ایشان نیازمندیم و امیدواریم که عنایات ایشان شامل حال همه ما بشود.
*آنچه که باعث پیشرفت در همه امور است اخلاص است. باید خدا و پیغمبر و مذهب را در نظر داشت. اگر اخلاص باشد عمل از طرف خداوند تایید می شود و اگر نباشد آثار آن در حد اعلا نیست. مهم این است که انسان پیوند خود با خدا را محکم کند. رضاخان همه حوزه های علمیه را به هم ریخت؛ اما در آن شرایط حوزه علمیه قم باقی ماند ؛ این به خاطر اخلاص موسس این حوزه “شیخ عبدالکریم حائری” و کسانی بود که بعد از او حوزه را نگه داشتند. طلبه اگر در تبلیغ به دنبال رفع مشکلات مردم و محکم کردن پیوند آنان با خاندان وحی باشد موفقیت بیشتری دارد و عنایت خداوند و اولیای خدا هم به او بیشتر است.
* رفتار طلبه باید معرف دین باشد. رفتارها باید مطابق بیانات حضرت صادق- علیه السلام- باشد. رفتاری کنند که موجب اعتقاد مردم به خاندان وحی باشد . هر طلبه ای اگر خوب عمل کند به امام صادق -علیه السلام- خدمت کرده است و اگر بد عمل کند صدمه به این مکتب خورده است. لذا سعی اول طلبه در هدایتهای اشخاص تهذیب نفس خود و اعمال خودش است، البته به حضرات معصومین -علیهم السلام- هم توسل کنند که خداوند موفقشان گرداند و از تبلیغ نتیجه مطلوب بگیرند.
* دین نباید در حاشیه زندگی ما باشد بلکه باید در متن زندگی جریان داشته باشد.برنامه ریزی صحیح برای پاسداشت ماه رمضان از وظائف حکومتهاست و برنامه ریزی باید به گونه ای باشدکه امکان روزه گرفتن برای مردم مهیا شود.حکومتها می توانند ساعتهای کاری را کم کرده و در سایر ماهها جبران کنند.
* انسان به تفریح نیاز دارد و یکی از تفریحات سالم، مطالعه شرح حال علماست. زندگی بزرگان را مطالعه کنید ببینید آنان چه کردند که به این مقامات رسیدند. مطالعه شرح حال علماء در هدایت و تربیت انسان بسیار تاثیر دارد. می توان از ارواح این بزرگواران برای رسیدن به کمالات معنوی کمک گرفت.در انتخاب رفیق دقت کنید. مجالستان مجالس تقوی باشد و مواظب باشید در مجالس گناه و معصیت وارد نشوید.
* هر خدمتی کهمومنین و مردم کشور صورت می گیرد، خدمتی است که به مکتب حضرات معصومین (علیهم السلام) می شود، چرا که این کشور خاص اهل بیت (علیهم السلام) است و ان شاء الله عنایات آنان نیز شامل حال خدمت گزاران به ملت می گردد.
* انسان نیازمند فضل و رحمت الهی است، دعا در این راه بسیار مهم است. البته این طور نباشد که هر فرد فقط برای خودش دعا کند. چرا که دعا برای همدیگر بسیار مفید فایده است. اگر شما در حق هم بحث یا دوستان تان دعا کنید در حق شما هم مستجاب می شود. لذا ما طلبه ها در حق هم و در حق مردم و کشور دعا کنیم تا به برکت این دعاها مشمول دعای خیر خداوند باشیم.
*بر اساس روایات روزی افراد مشخص است، پس انسان تا می تواند باید در جهت کسب مال حلال تلاش کند چرا که مال حرام مانع رشد معنوی انسان می شود.اینگونه نیست که اگر کسی مال حرامی را وارد زندگیش کرد حتما در همین دنیا عقاب شود چرا که مجازات در این دنیا باعث کسر مجازات آخرت است. کسانی که نسبت به کسب حلال دقت ندارند و به اینکه حرام وارد زندگیشان می شود توجهی نمی کنند همواره چشم انتظار عقاب دنیایی نباشند.مجازات و عقاب آخرت بسیار شدیدتر از عقاب در دنیاست و اگر بخواهند کسی را خیلی شدید عقاب کنند مجازاتش را به آخرت موکول می کنند. اگر کسی را در این دنیا عقاب کنند از میزان عذاب آخرتش کم می شود. اگرعقابی در دنیا مشاهده می شود برای این است که مصالح نوع آن را اقتضاء می کند. برای اینکه دیگران متوجه قبح آن عمل شوند.ما روایات زیادی داریم که در آن به مقدر بودن روزی افراد بیان شده و می فرمایند رزق را به حرام آلوده نکنید. ما باید به این نکات توجه داشته باشیم و در جهت کسب مال حلال تلاش کنیم. بزرگان ما خیلی در این زمینه دقت داشته اند . مال حرام جلو رشد معنوی انسان را می گیرد و عذاب آخرت را در پی دارد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.