عطریانفر: وضعیت «نه جنگ، نه صلح» امنیت اقتصادی را مخدوش میکند/ آمریکا توانایی تحمیل نظم مطلوب خود بر تنگه هرمز را ندارد
«محمد عطریانفر» عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی روز چهارشنبه در گفت و گو با ایرنا با اشاره به پاسخ کوبنده ایران به نقض عهد و کارشکنی آمریکا اظهار کرد: در مواجهه با هرگونه عهدشکنی و نقض تعهدات و یا اقدامات خصمانه از سوی آمریکا و احیانا رژیم صهیونیستی، پاسخ مؤثر باید براساس مجموعهای از ابزارهای سیاسی، حقوقی، دیپلماتیک و دفاعی نظامی ساماندهی شود.
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران بیان کرد: اگرچه تقویت همبستگی ملی و افزایش سرمایه اجتماعی، همواره بنیادینترین مولفه قدرت ملی بوده و هست، اما بهرهگیری از دیپلماسی فعال، استفاده از ظرفیت سازمانهای بینالمللی و منطقهای، و تعامل با قدرتهای گوناگون جهت کاهش فشارها و افزایش هزینه اقدامات یکجانبهگرایانه آمریکا، تابآوری کشور را در برابر بیگانگان ارتقا میبخشد. در کنار این موارد، حفظ توان بازدارندگی دفاعی نیز در چارچوب راهبردهای نظامی کشور، نقشی اساسی و تعیینکننده در مهار و پیشگیری از تشدید تهدیدات ایفا میکند.
وضعیت «نه جنگ، نه صلح» امنیت اقتصادی را مخدوش میکند
عطریانفر در تحلیل راهکارهای خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» و مدیریت شرایط کشور گفت: وضعیت «نه جنگ، نه صلح» فرسایشیترین حالت ممکن برای کشور و ملت ایران است؛ چراکه این شرایط، امنیت اقتصادی را مخدوش کرده و سرمایهگذاری، توسعه و برنامهریزیهای کلان و بلندمدت را با چالشهای جدی مواجه میسازد.
وی افزود: برای خروج از این وضعیت تعلیق، تدوین سیاست خارجی منسجمی که در آن اهداف، خطوط قرمز و ظرفیتهای مذاکره بهوضوح تبیین شده باشد، ضرورتی بنیادین است.
بهرهگیری از ظرفیتهای سیاسی و اجتماعی، پشتوانه قدرت ملی را تقویت میکند
فعال اصلاحطلب تاکید کرد: افزون بر این، مبارزه با مفاسد اقتصادی، انجام اصلاحات ساختاری و تقویت قدرت خرید مردم، آسیبپذیری کشور را برابر فشارهای بیرونی کاهش میدهد. در کنار این مولفهها، حفظ توان بازدارندگی دفاعی توسط پاسداران غیور و ارتش سلحشور، جهت پیشگیری از هرگونه خطای محاسباتی دشمن، امری حیاتی است.
عطریانفر ادامه داد: از سوی دیگر، بهرهگیری از تمامی ظرفیتهای سیاسی و اجتماعی کشور، پشتوانه قدرت ملی را تقویت میکند. اختلافنظر اگرچه امری طبیعی است، اما پرهیز از شعارزدگی و اجتناب از تندروی در مسائل مرتبط با امنیت و منافع ملی، اثربخشی سیاستهای کلان را دوچندان میسازد.
عبور از وضعیت کنونی نیازمند تدابیری جامع و مبتنی بر واقعبینی است
وی اظهار کرد: عبور از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» نیازمند تدابیری جامع، مبتنی بر واقعبینی، دیپلماسی فعال، اصلاحات اقتصادی، حفظ بازدارندگی دفاعی، مقابلهبهمثل بههنگام و ایجاد اجماع فراگیر ملی است.
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران در ارزیابی خود از چشم انداز درگیریها در منطقه گفت: با وجود تنشهای مستمر میان دو کشور، احتمال وقوع جنگ تمامعیار در شرایط کنونی را بالا نمیدانم، هرچند این احتمال هرگز صفر نیست. تجربه چند دهه اخیر نشان میدهد که سیاستمداران عقلگرا در هر دو سو — بهجز پدیده خودشیفته و نامتعارفی چون ترامپ — همواره کوشیدهاند تا از ورود به آستانه یک جنگ گسترده و فرسایشی اجتناب کنند؛ چراکه هزینههای سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی چنین نبردی برای تمامی بازیگران منطقه، بسیار سنگین خواهد بود.
عطریانفر خاطرنشان کرد: با این حال، در قلمرو خاورمیانه که نیروهای متعددی حضور دارند و تنشها بهطور مکرر رو به فزونی میگذارد، یک حادثه محدود ممکن است بهسرعت دامنه بحران را گسترش دهد؛ مگر آنکه کانالهای ارتباطی و سازوکارهای مدیریت بحران بهطور فعال عمل کنند.
وی یادآور شد: بهنظر میرسد عواملی نظیر «دفاع متقابل»، وابستگی اقتصاد جهانی به امنیت انرژی و نگرانی قدرتهای منطقهای و بینالمللی از بیثباتی بیشتر، احتمال وقوع یک جنگ فراگیر را کاهش میدهند. در چنین شرایطی، سیاستگذاران باید ضمن حفظ توان بازدارندگی، از هرگونه ابتکار دیپلماتیک جهت کاهش مخاطرات بهره جویند.
این اصلاحطلب درباره سرانجام درگیریها برای حاکم شدن نظم و ترتیبات امنیتی بر تنگه هرمز عنوان کرد: تنگه هرمز صرفاً یک آبراه منطقهای نیست، بلکه یکی از حیاتیترین گذرگاههای انرژی جهان است که امنیت آن با منافع بسیاری از کشورهای منطقه، از جمله ایران و کل اقتصاد جهانی، گره خورده است. به همین دلیل، رقابتهای موجود را نمیتوان صرفاً به تقابل دوجانبه ایران و آمریکا یا تقلیل به نظم یکجانبه ایرانی یا آمریکایی خلاصه کرد.
آمریکا توانایی تحمیل نظم مطلوب خود بر تنگه هرمز را ندارند
عطریانفر اضافه کرد: اگر نقش تعیینکننده ایران در شکلگیری ترتیبات امنیتی منطقه و این گذرگاه استراتژیک بهدرستی پذیرفته شود، طبیعی است که جمهوری اسلامی نیز در چارچوب نظارت خود بر تنگه، مصالح سیاسی و منافع اقتصادی دیگر کشورهای منطقه و مطالبات بهحق کشورهای فرامنطقهای را کاملاً رعایت خواهد کرد. با این حال، به نظر میرسد آمریکا و کشورهای عربی همپیمان او در منطقه، بدون رضایت و مشارکت مؤثر ایران، توانایی تحمیل نظم مطلوب خود بر این آبراه را ندارند.
پذیرش نظم و نظارت حقوقی ایران بر تنگه هرمز به سود همه طرفها است
وی خاطرنشان کرد: در عین حال، پذیرش نظم و نظارت حقوقی ایران بر این بزرگراه آبی، در کنار حفظ آزادی کشتیرانی و پرهیز از اقدامات تنشزا و بیثباتکننده، به سود همه طرفها است، چراکه هرگونه بحران در تنگه هرمز، کشورهای منطقه، بازار جهانی انرژی و تجارت بینالمللی را مستقیماً تحت تأثیر قرار میدهد.
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران در پاسخ به اینکه آیا مخالفان مذاکره، راهبرد جایگزینی نیز دارند؟ گفت: در سیاست خارجی، «مذاکره برای مذاکره» مفهومی اصیل نیست و بهخودیخود نشانه ضعف یا قدرت کشور محسوب نمیشود، بلکه گفتوگو صرفاً ابزاری برای تأمین منافع ملی و کاهش هزینههای کشور است.
مخالفت با مذاکره زمانی منطقی است که جایگزین کارآمدی برای آن ارائه شود
عطریانفر معتقد است: مخالفت با مذاکره تنها زمانی از منظر سیاستگذاری کلان قابلدفاع است که متقابلاً طرحی جایگزین، منطقی و اثربخش برای تحقق همان اهداف ارائه شود؛ در غیر این صورت، مخالفت صرف، راهبردی کامل محسوب نمیشود.
وی یادآور شد: علاوه بر این، مذاکره به معنای چشمپوشی از اصول یا منافع ملی نیست. همانگونه که حفظ توان دفاعی و بازدارندگی ضروری است، بهرهگیری از ظرفیت دیپلماسی برای جلوگیری از تحمیل خسارت نیز بخشی از حکمرانی عقلانی به شمار میرود. آنچه اهمیت دارد، اجماع بر سر منافع ملی است، نه اختلاف بر سر ابزارها.
تخریب شخصیت، فحاشی، اتهامزنی و حذف رقیب به منافع ملی آسیب میزند
فعال اصلاحطلب ادامه داد: اگر هدف مشترک، تأمین امنیت، توسعه و رفاه کشور باشد، باید تمامی ابزارهای مشروع و کارآمد، از جمله گفتوگو، دیپلماسی، تقویت اقتصاد و حفظ قدرت دفاعی، در کنار یکدیگر بکار گرفته شوند تا کشور از چرخه تنشهای فرسایشی خارج شود.
عطریانفر در پاسخ به این پرسش که آیا تخریب، فحاشی و سنگاندازی در مسیر مسئولان دلسوز نظام، مانع از شنیده شدن صدای واحد از کشور نمیشود، اظهارکرد: بدون تردید، رقابت سیاسی، نقد و اختلاف دیدگاه از ویژگیهای طبیعی هر جامعه بالنده و زندهای است؛ اما اگر این اختلافات به تخریب شخصیت، فحاشی، اتهامزنی و حذف رقیب بینجامد، نخستین آسیب آن متوجه منافع ملی خواهد بود.
سرمایه اصلی هر نظام سیاسی، اعتماد عمومی، حفظ همبستگی ملی است
وی افزود: امروز کشور با چالشهای مهم داخلی و خارجی روبرو است. سرمایه اصلی هر نظام سیاسی، اعتماد عمومی، حفظ همبستگی ملی، دفاع از فرماندهان خط مقدم دیپلماسی و نبرد، و صیانت از حیثیت آنان است. ادبیات تند و رفتارهای تخریبی، علاوه بر دلسرد کردن نیروهای متخصص و دلسوز، نشان میدهد که گفتوگوی منطقی جای خود را به تقابلهای فرسایشی داده است.
عطریانفر گفت: در روابط بینالملل، مذاکره و اِعمال قدرت لزوماً دو مسیر متناقض نیستند، بلکه اغلب مکمل یکدیگر محسوب میشوند. بسیاری از مذاکرات راهبردی در عرصه سیاست بینالملل، در شرایطی صورت گرفتهاند که تنشهای نظامی و درگیریهای محدود نیز همزمان جریان داشتهاند.
وی افزود: در واقع، هدف از مذاکره، مدیریت بحران و تامین منافع ملی از طریق ابزارهای سیاسی است، در حالی که هدف از آمادگی دفاعی، جلوگیری از تحمیل اراده طرف مقابل و حفظ موازنه قدرت است. بنابراین، باز نگه داشتن مسیر گفتوگو در کنار حفظ آمادگی دفاعی و پاسخ قاطع به تهدیدها، رویکردی کاملاً منطقی و راهبردی است. آنچه در این میان اهمیت بنیادین دارد، تدوین استراتژی واحدی است که در آن دیپلماسی، توان دفاعی، اقتصاد و انسجام داخلی، همگی در خدمت هدفی مشترک، یعنی تأمین منافع ملی قرار گیرند.
این اصلاحطلب تصریح کرد: دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت، نتیجه مطلوبی در بر ندارد؛ همانطور که اتکای صرف به ابزار نظامی نیز نمیتواند گرهگشای مسائل پیچیده سیاسی و اقتصادی باشد. موفقیت کشور در گرو استفاده ترکیبی و متوازن از دیپلماسی فعال، بازدارندگی دفاعی، تقویت قدرت اقتصادی و حفظ اجماع داخلی است. در نهایت، تصمیمگیری میان مذاکره یا تقابل، باید تابعی از منافع ملی و ارزیابی دقیق واقعیات میدانی باشد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.