او بر این باور است که پیگیری پروژه ها و کارها از مهمترین اقداماتی است که دولت باید پس از پایان سفرها به آن توجه کند.

این چهره سیاسی اصولگرا تاکید دارد که تاریخ اتمام و به نتیجه رسیدن پروژه ها در سفرهای استانی باید مشخص شده باشد و در عین حال حتما ردیف بودجه نیز برای آن معین شود. 

این عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری بر لزوم همراهی همه دستگاه ها و هماهنگی آنها با یکدیگر اشاره می کند و می‌گوید  زمانی می‌توانیم بگوییم که فلان کار در کشور سامان گرفته است که از رأس تا ذیل قضیه، همه افراد باید ملزم به انجام آن باشند چراکه با حرف و شعار نمی‌توان کارها را پیش برد بلکه باید پیگیر بود.

او  توصیه می‌کند که برای نتیجه بخش شدن کارها باید تنبیه و تشویق درنظر گرفت یعنی اگر کاری انجام شد افراد تشویق شوند و اگر کاری پیش نرفت باید برای افراد، تنبیه و مجازات در نظر گرفته شود.

مشروح مصاحبه با احمد کریمی اصفهانی از چهره های سیاسی اصولگرا را می‌خوانید؛

*آقای کریمی‌اصفهانی! بسیاری بر این باورند که سفرهای استانی دولت به تنهایی برای حل مشکلات استانها کافی نیست بلکه باید نتیجه بخش باشد، راهکارهای شما برای نتیجه بخش بودن این سفرها چیست؟

آنچه که مسلم است این است که چون دولت‌ها اعلام کرده‌اند مردمی هستند چه این دولت و چه دولت‌های قبلی، در پاسخ به لطف مردم که پای صندوق رأی آمدند به این سفرها رفته و از نزدیک با مردم ارتباط پیدا می‌کنند و به حرفهایشان گوش می‌دهند. اینها حداقل چیزی است که به نوعی حاکی از احترام به مردم است. البته سفرهای استانی می‌تواند برکات خوبی را به دنبال داشته باشد اما فقط صرف سفر و سخنرانی کردن نباشد بلکه باید بعد از انجام این سفرها،برای عملیاتی شدن کارها و پروژه ها، پیگیری مستمر صورت گیرد حتی تاریخ به نتیجه رسیدن آن امور نیز مشخص شود تا مردم بدانند برای ۱۰، ۲۰ پروژه‌ای که در استان مطرح است زمان انقضا و پایان آن چه زمانی است. از این رو بتوانند مطالبه گری شان را داشته باشند.

دولت برای وعده‌هایی که می‌دهد بازه زمانی مشخص کند

اینکه وعده‌هایی داده شود و گفته شود کارها انجام می‌شود درست است اما باید زمانبندی انجام کارها هم باید ارائه شود. مثلا دو سال یا سه سال و... به طور طبیعی هر یک از این پروژه‌ها، اگر در زمان مشخص انجام نشود از حیز انتفاع خارج می‌شود. بنابراین زمان پایان و انقضاء پروژه ها باید مشخص شود، پیگیری‌ها به صورت مستمر باشد و مرکزی در ریاست جمهوری برای پیگیری مصوبات سفرهای استانی تشکیل شود و هم در استان و هم در کل کشور، این کارها انجام شود.

نمی توان کارها را با حرف و شعار پیش برد بلکه .../ نتیجه کار مهمتر از سفرهای استانی است

در بسیاری از مواقع شاهدیم که رئیس جمهور می‌فرمایند و بخشی از وزرا هم پیگیری می‌کنند اما اصل موضوع، به بدنه کار که می‌رسد انجام نمی‌شود. زمانی می‌توانیم بگوییم که فلان کار در کشور سامان گرفته است که از رأس تا ذیل قضیه، همه افراد باید ملزم به انجام آن باشند چراکه با حرف و شعار نمی‌توان کارها را پیش برد بلکه باید پیگیر بود. از این رو برای نتیجه بخش شدن کارها باید تنبیه و تشویق درنظر گرفت یعنی اگر کاری انجام شد افراد تشویق شوند و اگر کاری پیش نرفت باید برای افراد، تنبیه و مجازات در نظر گرفته شود و دولت باید این موضوع را در نظر بگیرد. اینکه ما اسم این اقدامات را سفرهای استانی بگذاریم مهم نیست بلکه نتیجه کار مهمتر از سفرهای استانی است.

از رأس تا ذیل دولت همه باید ملزم به انجام کارها باشند

*مقامات دولتی اعم از نماینده‌های مجلس، استانداران و فرمانداران و ادارات کل که در استانها مستقر هستند در این میان چه کارکرد و وظایفی دارند؟

در یک سازمان از رأس تا ذیل، همه باید ملزم به انجام کارها باشند. فرض کنید یک شهردار در اتاقش نشسته است فقط تصمیم شهردار برای کار جهادی کردن کافی نیست چراکه همه دستگاه‌ها باید به موازات هم برای پیشبرد امور تلاش کنند. به هر حال دولت، رئیس جمهور یا شهردار مناطق تغییر کرده اند اما زمانی که به عمق ماجرا نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که همان آش است و همان کاسه. این وضعیت درست نیست یعنی از رئیس یک مجموعه گرفته تا سطوح پایین، همه باید به موازات یکدیگر حرکت کنند درغیر این صورت به مانند چرخ دنده‌های یک ساعت است که اگر هر کدام از این چرخ دنده‌ها دچار اختلال شود ماهیت اصلی این ساعت از حیز انتفاع خارج خواهد شد از این رو باید به این نکات توجه کرد.

رییس جمهور باید افرادی را در استانها داشته باشد تا کارها را پیگیری کنند/سفرهای استانی باید نتیجه بخش باشد

گذشته از اینها، افراد در استانها همه می‌گویند: «بله، بله» اما کسی که باید ببیند این «بله‌»‌ها درست است و افراد صرفا به فرد «بله گو» تبدیل نشوند رئیس جمهور است. به هر حال رئیس جمهور باید عیونی داشته باشد که به طور منظم به رییس جمهور اطلاع بدهند که کارها در استانها در چه وضعیتی قرار دارد؛ آیا کارها انجام شده یا نشده؟ وگرنه صرف سفر استانی کافی نیست بلکه حرکتی همگانی صورت گیرد تا این سفرها نتیجه بخش باشد.

ردیف بودجه سفرهای استانی از قبل به صورت شفاف، مشخص باشد/رییسی منهای چارچوب بودجه‌ای، هر وعده‌ای بدهد، شدنی نیست

*آقای کریمی اصفهانی! بسیاری از منتقدان دولت، این بحث را مطرح می‌کنند که دولت با این سفرها، از یک سو با افزایش توقعات مردم مواجه است و از سوی دیگر با کسری بودجه، از نگاه شما دولت  چگونه می‌تواند این توقعات و کسری بودجه را مدیریت کند؟

اصلا رئیس جمهور یا کسی که این سفر استانی را انجام می‌دهد باید این نکته را مورد توجه قرار دهد که باید ردیف بودجه سفرهای استانی از قبل به صورت شفاف، مشخص باشد. ممکن است دولت به استانها برود و وعده بدهد اما بودجه در جای دیگر تصویب و عنوانبندی می‌شود و سرفصل های آن مشخص است. ممکن است برای موضوعی، در بودجه، سرفصلی نباشد بنابراین حتما باید موارد مدنظر قرار گیرد. بودجه سال در کشور، چارچوب مشخصی دارد و آن کسی که به این سفرهای استانی می‌رود منهای این چارچوب بودجه‌ای، هر وعده‌ای بدهد، شدنی نیست مگر اینکه بتواند از بودجه‌ای که در اختیارشخص رئیس جمهور است (که این هم ردیف بودجه ای دارد) استفاده کند. اما اگر خارج از اختیار رییس جمهور باشد طبیعتا باید به ردیف بودجه توجه کنند و ردیف بودجه‌ای برای آن تخصیص داده شود.

کریمی‌اصفهانی: دولت برای وعده‌هایی که می‌دهد بازه زمانی مشخص کند

رییس جمهور باید به بودجه توجه کند

*یعنی مصوبات سفرهای استانی بدون ردیف بودجه ای، امکان عملیاتی شدن ندارد و در حد شعار و وعده باقی می‌ماند...

اصلا امکان پذیر نیست رئیس جمهور تابعی از قوانین و مقررات کشور است. بودجه هم مسئله مهمی است که رئیس جمهور باید به این موضوع توجه دارد و باید داشته باشد.

پروژه‌ها باید متناسب با بودجه و بازه زمانی مشخص تعریف شوند

*آقای پزشکیان هم اخیرا گفته بودند که بسیاری از مصوبات سفرهای استانی دولت احمدی نژاد هم انجام نشده است چه برسد به مصوبات استانی آقای رییسی. نظرتان در این باره چیست؟

ما در کشور با نقص قانون مواجهیم بدین گونه که هر دولتی در چارچوب زمانبندی خودش، باید وعده بدهد. مثلا در مورد اوراق قرضه ای که به فروش می‌رساند نمی‎‌تواند برای کشور بدهی ایجاد کند یعنی نمی‌تواند برای دولت بعدی، بدهی بر جای بگذارد و دولت بعدی پاسخگوی آن بدهی ها باشد. به همین دلیل وقتی در یک دولت، پروژه‌ای تعریف می‌شود باید بودجه آن در آن مدت زمانی که آن دولت روی کار است نهایی و پرداخت شود، در غیر این صورت فرافکنی است.  بنابراین اگر این گونه باشد که هر رییس جمهوری بیاید کارها را 10، 15 ساله انجام دهد نمی‌توان کارها را پیش برد. به هر حال هر یک سال، بودجه بندی صورت می‌گیرد.  رییس جمهور در رابطه با بودجه، سالهای آینده را هم به گونه‌ای تنظیم کند که بتواند بودجه مدنظر را از سرفصل‌های بودجه برداشت کند.

*یعنی مشخص نشدن بازه زمانی برای انجام پروژه ها را عامل عدم موفقیت دولت ها می‌دانید؟

بله، هر رییس جمهوری که به این بازه زمانی توجه نکند دچار خطا شده است چه آقای رئیسی و چه روسای جمهور پیشین. بنابراین برای پروژه ها، بازه زمانی مشخص و تعریف شده باشد و مبلغ مصوبه بودجه ای که در مجلس برای آن سرفصل ها معین کرده، مشخص باشد. توان دولت در ارتباط با پایان پروژه ها نیز مشخص شود.

اگر بین کابینه هماهنگی نباشد بسیار بد است

*کابینه دولت را تا چه اندازه هماهنگ می‌بینید؟

البته اگر بین کابینه هماهنگی نباشد بسیار بد است؛ این هماهنگی، 50 درصد برای پیشرفت کارها مفید است.

*الان این هماهنگی وجود دارد؟

فعلا ناهماهنگی بین دولت نمی بینم؛ یک زمانی است که ممکن است هماهنگی را بین وزرای اقتصادی ببینیم. بنده معتقدم هماهنگی باید در مجموعه دولت باشد حتی اگر فراتر از این برویم نظام جمهوری اسلامی در سایه وحدت و هماهنگی قوا و تمام سازمان‌ها باید به وجود بیاید نه اینکه یک قوه به تنهایی با خودش هماهنگ باشد حتی قوه مجریه با قوه مقننه و قوه قضاییه باید با یکدیگر هماهنگ باشند و حرف مشترک داشته باشند از این رو 50 درصد کارها پیش برود.

این مطلب برایم مفید است
89 نفر این پست را پسندیده اند