رادیو بین المللی چین به نقل از این روزنامه نوشت: باید دقت داشت که چین مشکل نیست بلکه بخش حیاتی راه حل کرونا محسوب می شود.

در گزارش این روزنامه آمده است: دیگر کافی است؛ دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا تلاش کرده است تا چین را مقصر پاندمی کرونا جلوه دهد اما این رویکرد ترامپ هیچ گاه نتیجه بخش نبوده و ادامه چنین رویکردی از سویدولت ترامپ، صرفا وقت تلف کردن است.

بدتر از همه این است که این نوع اتهام زنی ها نوعی حواس پرتی ایجاد می کند و ما را از مقابله با موضوعات ریشه دار و اساسی مرتبط با کووید-۱۹ و پرداختن جدی به احیای اقتصادی جهان، باز می دارد.

نویسنده این گزارش در پرداختن به اینکه چرا دولت ترامپ بازی مقصر نشان دادن چین در زمینه همه گیری کرونا را به راه انداخته است، تاکید دارد که این بازی هیچ شانسی برای موفقیت ندارد و حقیقت این است که بحران کرونا به دلیل کوتاهی و تقصیر چین به وجود نیامده است.

اواخر دسامبر سال گذشته میلادی بود که چین سریعا ویروس کرونا را شناسایی کرد و اطلاعات مربوط به این بیماری را با جهان به اشتراک گذاشت؛ از طرف دیگر، مطالعات انجام شده توسط مجله تحقیقات اینترنت پزشکی نشان داد که احتمالا موارد ابتلا به ویروس کرونا در آمریکا به اوایل دسامبر سال ۲۰۱۹ میلادی و قبل از اینکه چین ویروس کرونا را شناسایی و کد ژنوم آن را تجزیه و تحلیل کند، باز می گردد!

آیا با شنیدن این خبر، ما هم باید آمریکا را به دلیل جدی نگرفتن این بیماری، مقصر پاندمی کرونا معرفی کنیم؟ ما می توانستیم این کار را انجام دهیم اما هدف چیست؟

مهم ترین نکته ای که در این بین وجود دارد این فرضیه است که ما می توانیم این مورد شناخته نشده را شناسایی و ردیابی کنیم؛ اما این در حالیست که در این روزها و عصر حاضر، انجام چنین کاری امکان پذیر نیست.

۵۵ درصد از جمعیت جهان در شهر زندگی می کنند و حدود ۱.۵ میلیارد جمعیت نیز سال گذشته در سطح بین المللی مسافرت کرده اند؛ بنابراین باید گفت که درست در زمانی که این ویروس غیرمعمول شناسایی شده، دیگر فرصت درمان مناسب و بالقوه ای برای آن وجود نداشته و این ویروس پخش شده است.

وقتی یک ویروس با قابلیت گسترش سریع و ایجاد یک پاندمی شناسایی می شود، باید اینطور فرض کنیم که این ویروس با اینکه در یک مکان شناسایی شده است اما در هر جای دیگری نیز وجود دارد.

به جای به راه انداختن بازی مقصر نشان دادن دیگران باید روی این موضوع اصلی متمرکز شویم که سازمان بهداشت جهانی در ارزیابی اولیه خود از این بیماری، رویکردی صحیح پیش گرفت و تاکید کرد که آنچه ضرورت دارد مقابله با کووید-۱۹ است.

علت آنکه پاندمی کرونا از کنترل خارج شد این است که جهان برای مقابله با آن بسیج نشد؛ تلاش ترامپ بیشتر روی منزوی کردن چین متمرکز شد تا تعامل و همکاری با سران چین و همین رویکرد ترامپ یک خطای بزرگ محسوب می شود.

در حال حاضر کارشناسان بهداشت همگانی آمریکا آنچه را که یک جهش می نامند، یک افزایش قابل پیش بینی در عفونت ها و مرگ و میرهایی است که در فقیرترین جوامع این کشور در حال وقوع است؛ این روند قابل پیش بینی بود چرا که همان طور که سازمان بهداشت جهانی نیز اعلام کرد، فقرا و کسانی که نزدیک خط فقر به سر می برند از جمله کسانی هستند که استطاعت مالی برای تهیه مواد غذایی غنی از مواد مغذی را ندارند و بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به بیماری های عفونی قرار دارند.

برای مثال، اجتماع «واتس» یکی از فقیرترین جوامع کشور آمریکا محسوب می شود و «بورلی هیلز» یکی از غنی ترین جوامع این کشور؛ جمعیت هر دو با یکدیگر برابر است اما نرخ عفونت ویروس کرونا در واتس تقریبا ۶۴ درصد بیشتر از بورلی هیلز گزارش شده و متعاقب آن مرگ و میر واتس نیز از بورلی هیلز به مراتب بیشتر است.

اینجا همان جایی است که موج آلودگی به کرونا و مرگ و میر ناشی از آن آغاز می شود.

مشکل دیگر این است که همزمان با سقوط آزاد اقتصاد جهان، بسیاری از مردم بدنبال دریافت بیمه بیکاری و کمک های غذایی هستند؛ هر چه مردم فقیرتر می شوند، عفونت و نرخ مرگ و میر میان آنها روندی رو به رشد دارد.

ارتباط میان درآمد و بازدهی سلامتی و بهداشت نیز امری ثابت شده است؛ هر چه مردم به دلیل قرنطینه های کرونا فقیرتر می شوند و از دسترسی به ابزار کسب درآمد و معاش محروم می مانند، آسیب پذیرتر می شوند.

به نظر می رسد که باید از بیان روایتی نادرست درباره تقصیر چین در پاندمی کرونا خودداری کرد؛ مقصر نشان دادن چین احتمال همکاری های پکن را کمتر می کند و بیشتر چین را در موضع دفاعی قرار می دهد؛ نتیجه این رویکرد این می شود که نیاز به مشارکت چین بیشتر می شود و این کشور منزوی نخواهد ماند! باید دقت کرد که چین مشکل نیست بلکه یک بخش حیاتی و مهم در راه حل کرونا محسوب می شود.

جهان باید اقداماتی را برای قرار گرفتن در موضعی بهتر جهت مدیریت زندگی مردم در طول بحران کرونا عملی کند؛ مردم باید به سر کارهایشان باز گردند و قرنطینه باید تمام شود تا مردم بتوانند کسب در آمد کنند و در موقعیت بهتری برای تامین هزینه های زندگی شان قرار گیرند؛ دسترسی مردم به کمک های غذایی باید بیشتر باشد تا بتوانند سیستم ایمنی قوی تری داشته باشند.

با در نظر گرفتن اینکه واکسن کرونا نیز به زودی در دسترس قرار می گیرد، اولویت باید به کشورها و جوامع فقیرتر داده شود؛ به جز این، قرنطینه سازی در صورت داشتن علائم ابتلا به کرونا، استفاده از ماسک و به کارگیری اقدامات بهداشتی مناسب برای کشتن ویروس از جمله اقداماتی بدیهی هستند که باید اتخاذ شوند.

چین در سطح ملی و جهانی آزمایش های بیشتری برای تشخیص کرونا در مقایسه با هر ویروس دیگر در تاریخ بشریت انجام داده است؛ از همه مهم تر این است که چین آزمایش های کرونا را در میان جوامعی انجام داده است که در طول تاریخ نادیده گرفته شده اند.

آنچه ضرورت دارد این است که به جای تلاش برای استفاده از داده ها جهت اعتبار بخشی به فرضیه های تاریخ گذشته و یا توجیه اشتباهات در عرصه سیاست و قضاوت، باید از آنچه برای یادگیری وجود دارد، درس گرفت؛ جهان می تواند از طریق همکاری با این چالش مقابله کند؛ اولین و مهم ترین اقدام در این مسیر نیز این است که مقصر نشان دادن چین متوقف شود.

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند