اواخر تیرماه در تقویم جمهوری اسلامی ایران شاهد روز تأمین اجتماعی و بهزیستی است؛ اینکه این دو مقوله چقدر با هم سنخیت دارند، بماند برای بعد؛ اما جای شکرش باقی است که در مملکت ما برای هر چیزی و مناسبتی روزی مشخص شده است.

واقعاً اگر این نام‌گذاری نبود، ما چگونه از خدمات مشعشع سازمان عریض و طویلی به نام تأمین اجتماعی باخبر می‌شدیم؟!

تأمین اجتماعی، نام سازمانی است که چند سال قبل از انقلاب با هدف زیرپوشش قرار دادن کارگران به ازای دریافت ماهانه حق بیمه شکل گرفت؛ در شرح وظایف این سازمان هم برنامه‌های جامع و کاملی تدوین شده که مروری بر تاریخچه آن مؤید همین مطلب است.

اما در سال‌های پس از انقلاب با توجه به شعارهایی که در راستای رسیدگی به اقشار فرودست جامعه داده شده بود، توجه خاصی به سازمان تأمین اجتماعی صورت گرفت و این توجه بیش از حد کار را به جایی رساند که تقریباً بعد از دولت‌های نخست، بقیه دولت‌ها آرام آرام تفکرات بعضاً اشتباه خود را بر این صندوق تحمیل کردند.

از آنجا که سازمان تأمین اجتماعی در سال‌های اولیه تشکیل به دلایل عدیده دارای ساختار اقتصادی نسبتاً قوی شده و اندوخته‌های بیمه‌شدگان و کارگران آن را به صندوقی پرپول مبدل کرده بود، چشم طمع دولت‌ها بدان معطوف شد و با این تصور که ایجاد ساختار تأمین اجتماعی فراگیر در دل این صندوق محقق خواهد شد، شروع به پیاده‌سازی منویات خود کردند.

در حالی که صاحبان این قلک صرفاً کارگران و بیمه‌شدگان بودند؛ دولت‌ها، مجالس و…در هر دوره‌ای به‌زعم خود تعدادی میهمان را بر سر خوان گسترده سازمان نشاندند و با این توجیه که سهم حق بیمه این میهمانان ناخوانده را دولت خواهد پرداخت، درصدد تحقق منویات خود مبنی بر همه‌گیری تأمین اجتماعی برآمدند.

این باری بود که روی دوش سازمان تأمین اجتماعی نهاده شد و آرام آرام فشاری را بر گرده سازمان تحمیل کرد که نتیجه‌اش چیزی جز شانه خالی کردن از بار مسؤولیت در قبال صاحبان اصلی نبود.

بر اساس قوانین مصرح، تأمین اجتماعی موظف است هزینه درمان بیمه‌شده را از صفر تا ۱۰۰ بپذیرد؛ اما این روزها از ارائه حداقل‌های خدماتی به صاحبانش ناتوان مانده و در یک پروسه، بیش از ۷۰ قلم از داروها از تعهدات سازمان حذف شده است.

در کنار این کاستی بزرگ، گفته می‌شود دولت بیش از ۳۰۰ هزار میلیارد ریال به سازمان تأمین اجتماعی بدهکار است و این است حاصل برداشت اشتباهی از تأمین اجتماعی!

اگرچه این روزها به کرات از ناحیه نمایندگان کارگری و تشکلات صنفی این معایب در مجالس گوناگون و از طریق رسانه‌ها فریاد زده می‌شود؛ اما ظاهراً این تظلم خواهی به جایی نمی‌رسد.

واقعیتی که دولت و حاکمیت نباید از آن غافل شود، این است که صندوق تأمین اجتماعی امروز متکفل حدود نیمی از جمعیت کشور است و مسامحه و سهل‌انگاری در سرنوشت این جمعیت انبوه عواقب خوشایندی را در بر نخواهد داشت.

به‌هرحال روزهایی که به نام تأمین اجتماعی نام گرفته، فرصت مغتنمی است که آسیب‌های این حوزه به‌طور جدی مورد واکاوی قرار گیرد و قطعاً ارائه آمار و گزارش‌های تکراری مدیران این مجموعه در کشور و استان سمنان دردی را درمان نخواهد کرد.

 

این مطلب برایم مفید است
98 نفر این پست را پسندیده اند