در ۲۸ مرداد ۳۲ ایده تاسیس و زیربنای ساختاری سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) از طرف سیا، موساد و اینتلیجنس سرویس  شکل گرفت و تعریف سیستم اطلاعاتی کشور بطور فوق العاده‌ای گسترش یافت و به یکباره بزرگ شد.

 اما اینکه عامل و ایده پیدایش ساواک را آمریکایی‌ها پخته و با قدرت و توان هرچه تمامتر وارد صحنه نموده و به منصه ظهور رساندند آنچنان که اسم آن نیز لرزه بر اندام هر شهروند ایرانی می‌انداخت.

آمریکائی‌ها مصمم بر آن شدند تا ایران را به‌عنوان پایگاه و مرکزی برای خود در منطقه حفظ و راهبری نمایند که مرحله اول آن را با ایجاد دستگاه ضداطلاعات ارتش ایجاد و به تقویت آن پرداختند که هسته مناسبی جهت توسعه سیستم اطلاعاتی کشور گردد و شروعی به یکباره داشته باشد تا که در نهایت به نهاد سازمانی ساواک تبدیل شود، آنچنانکه به اصطلاح آمریکایی‌ها  قرار بود ساواک‌، آمیزه‌ای از سیا، اف‌.بی‌.آی‌ و سازمان امنیت ملی ما باشد، اما از نوع ایرانی و همگون با ساختار ژئوپلیتیک ایران، تا نه تنها در ایران بلکه از طریق رابطین خود و زیر نظر حکومت آمریکا کشورهای همسایه و منطقه را نیز کنترل و نهاد اطلاع رسانی را در منطقه زایش نماید، آنچنانکه در مقابل رقیب دیرینه خود یعنی اتحاد جماهیر شوروی و همچنین فرزند آن  یعنی حزب توده در ایران قد علم نموده و در عمل  ایزوله شود و در مقابل حرکت کمونیست و تز ملی‌گرایی عربی سد محکمی ایجاد نماید تا بهنگام شروع جنگ سرد بین دو قطب غرب و شرق رخ‌نمایی نماید و حافظ منافع وسیع غرب در منطقه شود.

فصل الخطاب آن نیز در نهایت با برنامه‌ریزی‌ها و پی‌ریزی‌های به عمل آمده، مجلس شورای ملی در اسفند ماه سال ۱۳۳۵ تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک‌) را مطابق قوانین طرح ریزی شده و دیکته شده استعماری به تصویب رساند.

ساواک فرزند سیا و حافظ منافع آمریکا

واقعیت امر این است که تأسیس ساواک به جهت ایجاد فضای امنیتی در داخل و چه بسا در خارج از کشور نیز همانند بسیاری از تصمیمات و رفتارهای حکومت پهلوی رویش و خاستگاهی خارجی داشته و متأثر از نظام استعماری و سرمایه‌داری غرب  شکل گرفته که صحت این گفتار نیز با مرور بروقایع  تاریخی و اسناد رونمایی شده و حتی گردآوری خاطرات بهترین شاهد بر این ادعاست.

ویلیام سولیوان سفیر امریکا در تهران در این رابطه گفته است: در سال ۱۹۵۷ سازمان سیا طرح و چارچوب تشکیلاتی یک سازمان جدید اطلاعاتی را به شاه داد و خود در تأسیس و سازمان دادن به آن مشارکت کرد. این تشکیلات که به نام سازمان اطلاعات و امنیت کشور نامیده می‌شد به زودی به نام مخفف آن یعنی ساواک شهرت یافت.

شاه نیز در خصوص ارتباط سیا و ساواک گفته است: مسئولیت بنیانگذاری ساواک به سپهبد تیمور بختیار تفویض شد. وی در این کار از سیا کمک خواست. تعداد زیادی از کارمندان ساواک برای طی دوره‌های آموزشی به آمریکا رفتند و در ادارۀ مرکزی سیا به کارآموزی پرداختند.

حسین فردوست نیز در خاطرات خود عنوان کرده است: این سازمان (ساواک) در راستای توسعه شبکه‌های اطلاعاتی ـ امنیتی و  منطقه‌ای سیا تشکیل شد.

منوچهر هاشمی از اعضای سابق ساواک هم در کتاب خاطرات خود به نام «داوری» تأسیس ساواک را بر اساس طرح و پیشنهاد امریکا بیان می‌کند.

منصور رفیع زاده، نماینده ساواک در آمریکا نیز دراین‌باره گفته است: دلایل داخلی تشکیل ساواک تابعی از طرحهای بلندمدت سیا و آمریکا در ایران بود و این سازمان با از میان برداشتن مخالفان حکومت به مثابه شعبه‌ای از سیا در ایران و خاورمیانه عمل می‌کرد.

همچنین هارلد آیرنبرگر – نویسنده اتریشی در کتاب خود بنام ساواک نوشته است: سی آی ای از طریق کودتای اوت ۱۳۵۳ بار دیگر شاه را بر سر کار آورد و برای حفظ و استقرار قدرتی که وی مجددا بازیافته بود، با تشکیل سازمان امنیت و اطلاعات کشور یعنی ساواک موافقت نمود. امروز این سازمان که در سال ۱۹۵۶ به کمک اعوان و انصار "سی آی ای" بوجود آمد و به مرور زمان به وسیله سازمان جاسوسی اسرائیل بنام موساد نیز تعلیم و تربیت یافته است و حداقل دارای ۵۰ هزار نفر جاسوس میباشد که در رشته خود شهرتی بسزا و شایسته دارا هستند.

آمریکا "ساواک" را در دامان "موساد" انداخت

پس از آموزش‌های اولیه اعضای ساواک توسط ایالات متحده، آمریکا مساعدت‌های خود به ساواک را از روی عمد و مغرضانه کاهش داد تا ایران را با ایجاد مسیری جدید به سمت و سوی موساد سوق دهد. آمریکا تمایل داشت بسیاری از اهداف و برنامه‌های خود در خاورمیانه را به دوستان و متحدان درجه یک خود مانند اسرائیل و ایران بسپارد و تلاش داشت آن دو  را هرچه بیشتر به یکدیگر نزدیک و دوست و متحد منطقه‌ای سازد تا هرچه بیشتر در راستای اهداف استعماری خود احاطه داشته و کسب منفعت نماید.

به طور کلی سازمان جاسوسی آمریکا و دولتمردان این کشور دلایل زیادی برای تأسیس یک سازمان جاسوسی در ایران و تجهیز و تقویت آن داشتند. چراکه می‌توانستند دستگاهی قابل کنترل، اعتماد و مطیع اوامرشان در کشوری متحد و هم‌مرز با رقیبشان شوروی تاسیس نمایند و برای کسب اطلاعات و اقدامات مؤثر در دست داشته باشند. از این رو پس از تأسیس ساواک و نهادینه نمودن آن، از آموزش، تجهیز و تقویت این سازمان هیچ دریغ نکرده چرا که ساواک را به مثابه شاخه‌ای از انشعابات حرفه‌ای سیا دانسته و تقویت آن را به منزله تقویت خود پنداشته و سود حاصل از این ارتباط را با طمع هرچه تمام‌تر به نفع خود حاصل نماید و اطلاعات منطقه‌ای خود را در کوتاه مدت به حداکثر انتفاع برساند.

و اما در این بین و پس از سیا، ساواک با موساد "سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی" بیشترین ارتباط و همکاری را ایجاد نمود. چگونگی ارتباط ساواک و موساد نیز قابل تأمل است، چرا که اراده امریکا در این ارتباط به خوبی مشهود و عیان است. پس از دوره تأسیس و آموزش‌های اولیه اعضای ساواک که توسط کارشناسان آمریکایی صورت پذیرفت، شاه نیز که به آموزش‌ها و مساعدت‌های دستگاه اطلاعاتی قدرتمند اسرائیل آشنایی داشت، احساس نیاز می‌کرد که خود را به دامان صهیونیست‌ها بیاندازد و اما در مقابل نیز اسرائیل دلایل بیشتری برای اتحاد سیاسی‌ ـ امنیتی و تبادل اطلاعاتی با ایران را داشت و مهمتر از همه اینکه اسرائیل رژیمی تازه تأسیس و نوپایی بود و به بیانی شفافتر مضاف بر دلایل خود، اشغالگر نیز بوده که بسیاری از کشورها موجودیت آن را به رسمیت نمی‌شناختند. این رژیم در منطقه خاورمیانه و در میان کشورهای مسلمان و عرب به شکلی محصور بوده و در انزوا به سر می‌برد. رابطه با کشورهای غیر عرب منطقه مانند ایران و ترکیه بر اساس دکترین مطرح صهیونیست‌ها که «محورهای پیرامونی» نام دارد، ارتباط حادث شده از ارزش بالایی نزد مقامات اسرائیلی برخوردار بوده و نیز همچنین رژیم اشغالگر، روابط اطلاعاتی و آموزشی را سرآغاز و شروعی در جهت رابطه در سایر حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... تلقی می‌نمود.

بر این اساس اسرائیل دارای سه پایگاه برون مرزی در خوزستان، ایلام و کردستان بود و با اعضای اصلی ساواک روابط بسیار صمیمانه‌ای داشت و از این سه پایگاه کلیه اطلاعات لازم از کشورهای عربی را جمع آوری می‌کرد. ساواک در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ تعداد زیادی از مأموران و افسران عالی‌رتبه خود را برای فراگیری و کسب روش‌ها و شگردهای حرفه‌ای جاسوسی و اطلاعاتی به اسرائیل اعزام  کرد. مأموران ساواک زیر نظر ساختار تعریف شده در حومه جنوبی تل آویو به فراگیری آموزشهای اطلاعاتی مشغول بودند.

ارتباط پنهان ساواک با سرویس جاسوسی انگلیس

هرچند اسناد شفاف و گویای موجود درباب رابطه سازمان جاسوسی انگلیس با ساواک، بسیار محدود و کم‌یاب می‌باشد ولی آنچنان که مشخص است باید گفت ارتباط بین ساواک و اینتلیجنت سرویس بسیار گسترده و دارای ابعاد گوناگون بوده است. این محدودیت اسناد به دلیل اعتقاد انگلیسی‌ها به تشکیلات غیرعلنی و به ظاهر کوچک بوده است. هرچند که پس از کودتای ۲۸ مرداد، انگلیس جایگاه سیاسی  خود را در منطقه به آمریکا داد اما این بدان معنا نیست که به طور کلی از منطقه خارج و غیر فعال  شد، بلکه روابط سیاسی خود را با ایران کماکان حفظ و رونق بخشید.

منابع سرشار و موقعیت استراتژیک ایران و هم مرز بودن با شوروی و از سوی دیگر با خلیج فارس و کشورهای عربی موقعیت ممتازی برای ایران فراهم کرد که رابطه با ایران را برای هر کشوری  از جمله انگلستان جذاب می‌کرد.

از جمله مهمترین اقدامات جاسوسی انگلیس در ایران، تأسیس شبکه اطلاعاتی ـ جاسوسی ماهوتیان در استان‌های شمالی کشور بود که طی آن نیروهایی از ساواک به سرپرستی سرتیپ ماهوتیان از معاونین ساواک فعالیت اطلاعاتی مستقلی را با هدایت مستقیم MI۶ در در ایران انجام می‌دادند. مأموران شبکه ماهوتیان عمدتاً در هیأت مغازه‌ دارانی فعالیت می‌کردند که تمام امکانات آن از سوی  MI۶ اینتلیجنس سرویس و ساواک تامین میشد و فعالیت اصلی و مستقیم این شبکه بر ضد عوامل شوروی و سرویس کا.گ.ب در استان‌های شمالی ایران تعریف شده و نتیجه گزارش‌های آن‌ها نیز در اختیار سرویس جاسوسی انگلیس قرار می‌گرفت.

همچنین انگلیسی‌ها با نفوذ در دفتر ویژه اطلاعات و شخص حسین فردوست اطلاعات ذی قیمتی را حاصل و بدست می آوردند و در پی آن خواسته‌ها و ایده‌های خود را با شاه در میان و بکار می‌بستند.

و اما یکی از نکات حائز اهمیت در ایجاد سازمان اطلاعات و امنیت کشور، تامین و پوشش هزینه‌های آن بوده که بنا بر اسناد مطروحه، ساواک با هزینه‌ای معادل ۲۷ میلیون تومان در بدو تاسیس شروع و بنا بر سندهای بدست آمده در سال ۱۳۵۱ با صرف بودجه‌ای معادل ۲۵۵ میلیون دلار و در سال ۱۳۵۲ به ۳۱۰ مییلون دلار افزایش یافته است که علاوه بر ارقام مذکور و رسمی جهت پرداخت هزینه‌های فرامرزی و پوششی خود رقم‌هایی بیش از آنچه که اعلام گردیده، تامین و صرف شده است.

 

این مطلب برایم مفید است
14 نفر این پست را پسندیده اند