فنتون هاروی جاناتان در گزارشی تحلیلی با عنوان «راهبردهای مغایر عربستان و امارات در برابر ایران در هنگامه کروناویروس» در خبرگزاری المانیتور می نویسد: 

در 6 آوریل، ایران طی بیانیه ای اعلام کرد که رویکرد کرونا ویروسی اش با امارات متحده ی عربی بیش از پیش به تقویت پیوندهای دو کشور کمک کرده است. تحولات اخیر در رویکرد امارات، علامتی از شکاف روز افزون در همگرایی های سنتی ابوظبی و عربستان است و نشان می دهد که امارات چطور در جستجوی استفاده از شیوع ویروس کرونا برای افزایش نفوذ منطقه ای اش گام بر می دارد. این راهبرد های متضاد می تواند بیشتر از قبل توازن قدرت ژئوپلتیکی آینده ی منطقه را دگرش دهد.

در طول ماه مارس، امارات چندین محموله ی تجهیزات پزشکی را به ایران تحویل داد و وزرای خارجه ی دو کشور در تاریخ 15 مارس در تماس تلفنی در مورد راه های پیشگیری و مهار بیماری صحبت کردند.

این دست از کمک ها و ارتباطات شاید بی سابقه باشد. امارات به عنوان یک بازیگر جوان در عرصه ی سیاسی، همواره سیاست هایش همگام با سیاست های عربستان بوده و مشارکت این دو کشور، هسته ی اصلی امنیت شورای همکاری خلیج فارس را تشکیل می داده است.

به نظر می رسد که امارات مایل است مسیر مستقلی نسبت به عربستان و ایالات متحده بپیماید، هر چند بر روابط نزدیک امنیتی اش با دو کشور ادامه خواهد داد. این تحولات می تواند امارات را از شریک سنگین وزن منطقه ای اش جدا کند، عربستانی که همین حالا هم روابطش با ایران به اندازه ی کافی پر تنش است.

عربستان پس از بازگشت چند تن از شهروندانش از ایران، منطقه ی شیعه نشین قطیف را به کلی قرنطینه کرد و ایران را مسئول انتشار ویروس کرونا در منطقه خواند. عربستان همچنین از موافقت با بیانیه ی جنبش غیرمتعهد ها مبنی بر محکوم کردن تحریم های ایالات متحده علیه ایران در شرایط بحرانی فعلی، مخالفت کرد.

سخنگوی وزارت خارجه ی ایران این اقدام ریاض را به شدت محکوم کرد. بدیهی است که اولویت های ریاض برای مقابله با گسترش نفوذ منطقه ای ایران و برنامه های هسته ای اش در نتیجه ی این اتفاقات شدت گرفته است.

سال گذشته، امارات رویکرد متفاوتی نسبت به عربستان در میدان جنگ یمن اتخاذ کرد. اکتبر گذشته نیز امارات 700 میلیون دلار از منابع قفل شده ی ایران را آزاد کرد. همچنین گزارش هایی از صحبت های پشت پرده بین امارات و حوثی های یمن وجود دارد. در ماه نوامبر، وزیر امور خارجه ی امارات، حوثی ها را بخشی از جامعه ی یمن نامید که باید در آینده ی یمن نقش داشته باشند.

امارات در جستجوی ایجاد یک کشور مستقل در جنوب یمن و تسهیل نفوذش از گذر دریای سرخ و تقویت تجارت دریایی جهانی است. شکست حوثی ها نه تنها اولویت ابوظبی نیست، بلکه مذاکره با آنها و حامیان ایرانی آنها در جاه طلبی های اماراتی ها نقشی مهم دارد.

در حالی که عربستان خواستار کاهش تنش ها با ایران است، اما از سوی دیگر با نفوذ منطقه ای ایران مبارزه می کند که به نوبه ی خود مانع تلاش های میانجی گرانه می شود. هر چند که تهران تلاش می کند روابطش با ریاض را ترمیم کند.

به علاوه، امارات خواستار حفظ اسد بر قدرت در سوریه است. ابوظبی دریافته که حضور اسد سد محکمی در مقابل یک دشمن منطقه ای فعلی- ترکیه- و نیروهای دولت اسلامی (تروریست های داعش)  است که ابوظبی آنها را دشمن می داند و اسد در مقابل هر دوی آنهاست. اینها همه، یعنی منافع مشترک با ایران و منافع متضاد با عربستانی که پیش از این از نیروهای  ضد دولتی در سوریه حمایت می کرد.

حمله ی ایران به تاسیسات نفتی عربستان، نه تنها امنیت این کشور را به خطر انداخت، بلکه مقامات اماراتی را هراسان کرد و آسیب پذیری های آنها را نیز به رخ کشید. سرانجام پس از ترور(شهادت سردار) قاسم سلیمانی، نگرانی از ثبات منطقه ای افزایش یافت و امارات یک قدم برای بهبود روابط خود با ایران برداشت. قدمی که ریاض هنوز برنداشته است.

 با وخامت بحران کرونا، کشورهای آسیب دیده به طور فزاینده ای به حمایت از یکدیگر  آمده اند. امارات نیز نشان داده که ضمن استفاده از دیپلماسی و در جهت منافعش، حاضر است چنین نقشی را بر عهده بگیرد.

منبع: اداره کل رسانه های خارجی

 

این مطلب برایم مفید است
40 نفر این پست را پسندیده اند