دیکتاتور معدوم عراق اگر یک حرف درست در زندگی‌اش زده باشد، همین نکته بود چراکه بعثی‌ها در ۱۶ شهریور ۱۳۵۹ به منطقه خانلیلی در جنوب قصرشیرین حمله کردند و پاسگاه خانلیلی را به تصرف خود درآوردند. کمی بعد عین‌الکش و بلندی‌های میمک را گرفتند و تا زمان شروع رسمی جنگ در ۳۱ شهریور این مناطق را همچنان در اشغال نگه داشتند.

چند سال پیش مقام معظم رهبری نیز سخنان مهمی را در خصوص نحوه آغاز جنگ بیان کردند. بخشی از سخنان ایشان به این مضمون بود: «روز ۳۱ شهریور ۵۹ جنگ در واقع آغاز نشد- آن روز تهران بمباران شد- جنگ از پیش شروع شده بود. اگر مسئولانی که آن روز در رأس کار بودند- همان کسانی که بعد هم نشان دادند لیاقت اداره کشور را ندارند- می‌فهمیدند، تشخیص می‌دادند و آمادگی خود را بالا می‌بردند، نه خرمشهر آن جور می‌شد، نه قصرشیرین آن جور می‌شد، نه برخی از مناطق دیگر مرزی.»

اشاره مقام معظم رهبری به تجاوز مکرر ارتش بعث به مناطق مرزی کشورمان بود که تقریباً از بدو پیروزی انقلاب شروع شد و هر چه به آخرین ماه‌های تابستان سال ۵۹ منتهی می‌شد، بر دامنه آن افزوده می‌شد. بسیاری از مناطق مرزی کشورمان از کرمانشاه تا جنوبی‌ترین نقطه خوزستان، پیش از آغاز رسمی جنگ، شهید داده بودند. خون‌ها ریخته و از اواسط شهریور نیز چند منطقه اشغال شده بود، با این وجود مقاومت عجیبی بر روی اعلام شروع جنگ، از سوی برخی از مسئولان دیده می‌شد.

بازخوانی روزشمار دفاع مقدس در شهریور ۱۳۵۹ حقایق بیشتری را پیش روی ما قرار می‌دهد. اگر تنها حدفاصل ۱۶ شهریور تا ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ را مدنظر قرار دهیم، مشاهده می‌کنیم که در همین زمان ۱۵ روزه، از دید عراق جنگ به شکل رسمی و عملی در حال انجام بود. ارتش بعث با قدرت به مرزهای کشورمان حمله می‌کرد و دولت عراق سطح هشدار امنیتی در داخل کشورش را به بالاترین میزان افزایش داده بود.

۱۶ شهریور رژیم بعث علاوه بر اشغال خانلیلی و حمله هوایی و زمینی به پاسگاه‌‌های ایلام، قصرشیرین، خرمشهر، خسروآباد، نفت‌شهر و سومار، یادداشتی را به کاردار ایران در بغداد تحویل داد که از ایران می‌خواست سرزمین‌های اشغالی را عراق را پس بدهد. یکی از به اصطلاح سرزمین‌های اشغالی، عین‌الکش بود که عراقی‌ها در همان روز تحویل یادداشت به کاردار ایران، با تصرف خانلیلی اولین قدم برای اشغال آن را برداشته بودند.

روز ۱۷ شهریور ۵۹ نیز دولت عراق از مردم کشورش خواست پناهگاه احداث کنند. این یک دستور لازم‌الاجرا بود. ساخت پناهگاه برای شعله‌ور شدن جنگی صورت می‌گرفت که از نظر بعثی‌ها در حال انجام بود. همان روز (۱۷ شهریور) آن‌ها به عین‌الکش هم حمله کردند و پاسگاه این منطقه را به تصرف درآوردند.

عین‌الکش یا به قول عراقی‌ها عین‌القوس، منطقه‌ای مرزی در کرمانشاه بود که عراق ادعا می‌کرد ارتش شاهنشاهی آن را به تصرف درآورده است. صدام در سخنرانی معروفش در روز ۲۶ شهریور ۱۳۵۹ از عین‌القوس نیز نام برد و آن را به عنوان یکی از اسناد تجاوزگری ایران اعلام کرد. در بخش‌های پایانی همین سخنرانی قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را پاره کرد تا مقابل دوربین‌ها فریاد بزند جنگ را آغاز کرده است. اما باز در داخل کشورمان واکنش لازم به رجزخوانی گستاخانه صدام اعمال نشد.

پنج روز بعد، ۱۰ فرودگاه و پایگاه هوایی کشورمان مورد حمله چندین فروند جنگنده عراقی قرار گرفت. وقتی فرودگاه مهرآباد تهران بمباران شد، دیگر بهانه‌ای برای چشم بستن به جنگی که از قبل شروع شده بود، برای برخی مسئولان بی‌کفایت وقت باقی نماند. باید کاری انجام می‌شد، اما پیش از آنکه اقدام عاجلی صورت بگیرد، تانک‌های عراقی در پنجم مهر ۱۳۵۹ در ۱۲ کیلومتری اهواز موضع گرفته بودند.

 

این مطلب برایم مفید است
48 نفر این پست را پسندیده اند