*ایران باید در شرایطی برای مذاکره پیش برود که دو تهدید اساسی را که در دوره باراک اوباما وجود داشت و آمریکا و اروپا را به این جمع‌بندی رساند که به سمت امضای برجام گام بردارند دوباره معتبرسازی کند؛ یکی از تهدیدها «تهدید ادراک طرف مقابل درباره ساخت بمب هسته‌ای در ایران» بود و آنها گمان می‌کردند که ایران درحال ساخت بمب است و دیگری تهدید «جنگ» بود و بنابراین برجام تلاشی برای حل این معضل بمب یا جنگ بود.

*درحال‌حاضر نیز ایران آگاهانه در هر دو عرصه درحال فعالیت است؛ یعنی از یک طرف در شرایط فعلی، در ادراک طرف مقابل، جنگ یک سناریوی محتمل است و می‌دانند اگر ایران به سمت خروج تدریجی از برجام پیش برود باید با گزینه نظامی ایران را متوقف کنند. یعنی همان معضلی که باراک اوباما در آن مقطع با آن مواجه بود. به عبارتی اگر ایران به سمت غنی‌سازی ۲۰درصد گام بردارد و درحوزه‌های دیگر مانند سانتریفیوژهای نسل ۲ در فردو نیز فعالیت‌هایمان را آغاز کنیم و در نظام راستی‌آزمایی نیز محدودیت‌هایی را ایجاد کنیم در طرف مقابل به این جمع‌بندی می‌رسند که مساله جدی است. از سوی دیگر غرب درمی‌یابد که برای متوقف کردن ایران راهی جز جنگ پیش پای خود ندارد و نسبت به تبعات جنگ نیز آگاه هستند.

*علاوه بر مسائل ذکر شده، دو شرط دیگر نیز باید محقق شود؛ نخست اینکه ترامپ و دولتش به این جمع‌بندی برسند که سیاست فشار حداکثری، آنها را به اهدافشان نخواهد رساند و دوم اینکه رهبری در ایران به این جمع‌بندی دست یابند که از موضع ضعف وارد مذاکره نخواهیم شد. این درحالی است که با اتفاقاتی که طی دو، سه ماه اخیر پیش آمد رئیس‌جمهور آمریکا به این جمع‌بندی رسید که رسیدن به اهداف مدنظرش بدون پرداخت هزینه سنگین ممکن نیست و تغییراتی در محاسبات استراتژیک او به‌وجود آمده که [به این درک رسید که] سیاست فشار حداکثری، وی را به نتیجه مورد نظرش نخواهد رساند. در عین حال اتفاقاتی که در خلیج‌فارس درباره نفتکش‌ها (توقیف نفتکش انگلیسی) و ساقط کردن پهپاد آمریکایی شاهد بودیم بیانگر اقتدار ایران است و نشان داد که جمهوری اسلامی ایران مرعوب نشده و آمادگی دفاع از خود را به‌طور کامل دارد. بنابراین موضع اقتدار و عزت مدنظر رهبری حدودا تامین شده و اکنون با تکیه بر مصلحت و کاربست حکمت امکان گفت‌وگو و سپس مذاکره افزایش یافته است. البته فراموش نکنیم که در گفت‌وگو مخاطب ما عمدتا نیروهای ضدجنگ دنیا هستند و در مذاکره، دولت‌ها. در نتیجه به‌نظر می‌رسد اکنون شرایطی که قبلا ذکر کرده بودم در داخل ایران مهیا شده و بنابراین بهترین فرصت است که به سمت گفت‌وگو و سپس مذاکره گام برداریم.

*اولین اقدام ایران باید برداشتن گام سوم کاهش تعهدات برجامی باشد؛ در این گام باید غنی‌سازی اورانیوم ۲۰ درصد را استارت بزنیم و سه آبشار سانتریفیوژ نسل‌های بعد را در فردو راه‌اندازی کنیم. در مرحله بعد نیز ابتدا برای گفت‌وگو و سپس نیز برای مذاکره اعلام آمادگی کنیم.اگر تاکید دارم که باید گام سوم را برداریم بعد به سمت گفت‌وگو برویم به این دلیل است که در طول مذاکرات طرف مقابل باید تحت فشار باشد و بداند که در صورت کندی پیشرفت مذاکرات، فاصله گریز هسته‌ای کاهش خواهد یافت.

 

این مطلب برایم مفید است
7 نفر این پست را پسندیده اند