حجت‌السلام و المسلمین حسن روحانی رئیس جمهور صبح امروز در دیدار با محمدجواد ظریف، معاونان و مدیران وزارت امور خارجه، با ابراز خرسندی از حضور در این وزارت‌خانه و جمع معاونان و مدیران آن، گفت: سیاست خارجی ویژگی‌های خاص و روابط تنگاتنگی با ملت دارد.

اهم اظهارات رئیس جمهور را بخوانید؛

*سیاست خارجی ویژگی خاص و یک روابط تنگاتنگی با ملت دارد، ملت مشخصه اش در یک جا محدوده ای است که داخل را از خارج جدا می کند، مرزهای جغرافیایی و مرزهای سیاسی داخل و خارج خودی و بیگانه  ملیت ما را به همبستگی ما را کامل‌تر می کند.

سیاست خارجی مربوط به یک جناح و یک حزب نیست

 *وقتی می گوییم سیاست خارجی یعنی نحوه تعامل کل یک ملت و یک کشور با بیرون و دیگران، سیاست خارجی نمی تواند سیاستی باشد که مربوط به یک جناح یک حزب یک جمع باشد، سیاست خارجی مربوط به کل ملت ایران است و وزارت خارجه و شخص وزیر خارجه وقتی در سیاست بیرونی ما و خارجی ما حرف می زند و به عنوان نماینده کل ملت ایران است نه نماینده یک گروه و جناح به همین دلیل دیپلماسی و سیاست خارجی ما باید یکپارچه باشد. *اگر ملت یکپارچه را می خواهیم آن ملتی توانمند و قدرتمند است که یکپارچه باشد تکه تکه شدن و جداشدن بخش های مختلف منابع قدرت یک ملت توان ملت را می کاهد. 

*سیاست خارجی دوران قبل و بعد از انقلاب را دیده‌ایم. مردم ما یک انقلاب ملی و اسلامی بزرگ را به ثمر رساندند. یکی از ویژگی‌های انقلاب ما استقلال است که به عنوان یکی از شعارهای اصلی مردم متجلی بود و اینکه وابستگی ما به قدرت‌های خارجی قطع شد.  

*ملت ما مستقل شد و در همه مجامع جهانی وقتی ما حرف می‌زنیم، می‌دانند ما به عنوان نماینده ملت‌مان حرف می‌زنیم و نه نمایندگی شرق و غرب و این و آن ملت. 

وزیرخارجه از جانب ملت ایران حرف می زند

*وزیر امور خارجه ما وقتی حرف می‌زند به عنوان نماینده ملت ایران حرف می‌زند ولی خیلی از کشورها وقتی در سازمان‌های بین‌المللی حرف می‌زنند، به عنوان نمایندگی یک قدرت بزرگ یا ابرقدرت حرف می‌زنند و حرف‌های آنها را به شکلی دیگر تکرار می‌کنند. شاید این افتخار نصیب خیلی از کشورها نباشند. 

*معمولا کشورها وابستگی دارند. آنچه در سیاست خارجی برای ما مهم است این است که وزارت امور خارجه به عنوان نیروهای تخصصی کارشناس در امر سیاست خارجی و روابط خارجی هستند یعنی شما، سفرا و سایر مقامات وزارت امور خارجه به عنوان کارشناسان امین نظام در سیاست خارجی هستید.  

*کارشناس امین آنجایی که باید مشورت بدهد، باید آنچه می‌فهمد، تشخیص می‌دهد و تقاضای مشاور امین می‌کند، حرف خود را به صراحت بزند؛ هرچند ممکن است آن حرف که به رئیس‌جمهور می‌زند، خوشایند نباشد. اگر خوشایند این و آن باشد از امانت خارج می‌شویم.  

ظریف، مجتهد سیاسی است

*وزارت خارجه امانت‌دار هستند. سفیر، وزیر و معاون وزیر باید در جمع نظر کارشناسی‌اش را بدهد؛ مخصوصا ظریف که یک نخبه و مجتهد سیاسی است. برخی‌ها در سیاست درس خوانده و تجربه هم دارند ولی به مقام اجتهاد نرسیدند ولی وزیر امروز خارجه ما یک مجتهد سیاسی است. 

*ما مسئولین مردم هستیم و در جایی که باید بحث کارشناسی شود باید با رعایت امانت صحبت کنیم. در هر سطح و جمعی هم فرقی نمی کند، چرا که آنجا از طرف مردم حرف می زنیم. 

*در همه کشورهای دنیا تصمیم‌های مهم روابط خارجی و سیاست خارجی را نظام می گیرد که وابسته به ساز و کار قانون اساسی آن کشور، در یک نظام دولت این تصمیم را می گیرد در نظامی دیگر یک شورا یا مقامات ارشد آن کشور. ما نظرمان را به صراحت می گوییم، اما تصمیم گیری ساز و کاری مشخص دارد. وقتی نظام به تصمیمی رسید ما باید آنجا هم امین باشیم و با امانت تصمیم نظام را به دنیا اعلام کنیم. 

من به عنوان رئیس جمهور نظرم را به مردم اعلام می کنم

*ممکن است در شورای عالی امنیت ملی - که بنده هم به عنوان نماینده مردم ایران حضور دارم - جمع تصمیمی را اخذ می کند که بنده مخالف آن باشم، اما به عنوان نماینده آن شورا آن تصمیم را امضا می‌کنم. بعضی این مسئله را درست لمس نمی کنند که اگر من به عنوان رئیس جمهور نظرم را برای مردم بیان می کنم، اما اگر لایحه ای را دادم به مجلس و مجلس آن را تغییر داد و قانونی مصوب شد که با نظر من متفاوت است، من موظفم آن قانون را امضا و اجرا کنم. این دو گانگی نیست. 

*همه ما باید نظراتمان را با قدرت و بدون و کم و کاست بیان کنیم، اما اگر ساز و کار تصمیم گیری، تصمیمی را گرفت همه ما موظف هستیم آن را اجرا کنیم. 

ظریف چون خود را مشاور عالی نظام در سیاست خارجی می داند صراحتا نظرش را بیان می کند

*من شهادت می دهم وزیر خارجه ما در همه جلسات در هر سطحی که برگزار شده است، نظراتش را به صراحت بیان کرده است. این امتیاز بزرگی است. ممکن است بعضی افراد لمس نکنند این امتیاز چقدر بزرگ است و چه شهامتی نیاز دارد. وزیر رو به روی رئیس جمهور است و نظرش را به صراحت بیان می کند حتی اگر می داند رئیس جمهور با نظرش مخالف است. اما وزیر امورحارجه ما چون خود را مشاور عالی نظام در امر سایست خارجی می داند، نظرات کارشناسی اش را با صراحت بیان می کند.

شهادت می دهم، وزیر رسول امین بوده است

*اگر در نظام تصمیمی اتخاذ می شود، بعد از تصویب مجری هستیم و اینجا همه ما باید امانت دار باشیم و من شهادت می دهم در این مرحله هم وزیر ما رسول امین بوده. یعنی وقتی نظر جمعی را شنید ممکن است گاها نظرش متفاوت بوده اما نظر جمع را اجرا کرده چون تصمیم نظام بوده است.این مسئله برای دولتی که از آغاز تبلغاتش با مردم سیاست خارجی را به رای مردم گذاشته  مسئله مهمی است. در دولت های قبلی هم سیاست‌های خارجی قاعدتا در چارچوب منافع ملی اتخاذ می‌شده که من به آن ها کاری ندارم اما در دولت ما هم اول و هم دوم نظرم را در سیاست خارجی به رای مردم گذاشته ام. 

نظرم در سیاست خارجی را دو بار به رای مردم گذاشتم

*من به عنوان رئیس جمهوری هم در دور اول و هم دور دوم؛ نظرم را در سیاست خارجی به رای مردم گذاشتم و یکی از شعارهای اصلی در انتخابات تعامل سازنده با جهان بود. شاید یکی از دلایلی کسانی که به من رای دادند همین اصل تعامل سازنده با دنیا باشد. 

فحاشی و سخنرانی علیه دنیا هنر نیست

*تقابل با جهان آسان ترین کار است، فحاشی و سخنرانی علیه دنیا هنر نیست و تقابل با دنیا هنرمندی نمی خواهد.  

*ممکن است در برهه ای کشوری در برابر جمع یا کشور دیگری مسیر تقابل را انتخاب کند اما اساس در روابط و سیاست خارجی تعامل سازنده است. مقام معظم رهبری در دور دوم دولت هم تعبیر تعامل گسترده با جهان فرمودند و بنابراین این سیاست نظام و خواست مردم است.

همه ما مسئولان باید مطیع اکثریت قاطع مردم باشیم

*همه ما کارگزار نظام هستیم اما به یک معنا هم کاره ای نیستیم و همه باید مطیع نظر اکثریت قاطع مردم باشیم. مبنای نظام ما بر این است که تمام مقامات با رای مردم مشروعیت پیدا می کنند. هر کس در هر مقامی مستقیم یا غیرمستقیم با رای مردم به آن مقام رسیده است و جمهوریت نظام جمهوری اسلامی به معنای واقعی و نه شعاری، جمهوری است.

*مردم با رای خود اعضای شوراها، نمایندگان مجلس، خبرگان و رئیس جمهوری را انتخاب می کنند. اصل ۶ قانون اساسی صراحتا اعلام می کند که اداره امور مردم و کشور با رای مردم و از طریق انتخابات مختلف انجام می گیرد.

 

*اینکه آمریکا فکر می کند با تحریم و فشار می‌تواند نظام را تغییر دهد و مردم را از جمهوری اسلامی رویگردان کند تا عشق به ایران را کنار بگذارند؛ تا زمانی که اصل ۶ قانون اساسی پابرجاست این امر امکان پذیر نیست.  

*تضمین جمهوری اسلامی ایران برای قرن ها در تاریخ آینده، با اجرای درست اصل ۶ قانون اساسی است و اگر از اصل ۶ فاصله گرفتیم باید دیر یا زود خداحافظی کنیم. اصل ۵۹ قانون اساسی به عنوان بند کمکی اصل ۶ است و این اصول جمهوری اسلامی ایران را برای همیشه تضمین می کند، یعنی با اجرای اصل ۵۹ و ۶ و تعهد به این اصول و البته همه اصول قانون اساسی اگر همه جهان کنار هم باشند نمی توانند نظام جمهوری اسلامی را تغییر دهند. 

*نمی توانیم مخالف خواست مردم ساز جداگانه ای بزنیم. 

امروز در گفتگوی مردم، ریال جایگاهی ندارد

*استدلال من درباره مصوبه اخیر دولت و تبدیل پول ملی از ریال به تومان این بود که ما باید با زبان مردم حرف بزنیم. امروز در گفت و گوی مردم ریال جایگاهی ندارد و بیشتر در بانک ها و مکاتبات رسمی ریال نوشته می شود. 

*تفاوت میان ریال و تومان برای مردم دشواری به وجود آورده. کمتر کشوری را سراغ دارم که پول ملی با آنچه گفته می‌شود و آنچه نوشته می شود تفاوت داشته باشد. ما باید تابع مردم باشیم. 

*سالیان درازی است که واحد پول رسمی «ریال» شده است، سالهاست این اتفاق افتاده است اما کسی گوش نمی‌کند وهیچ کس از واحد ریال استفاده نمی‌کند از طرفی وقتی برای مردم می‌خواهیم توضیح بدهیم و می‌گوییم ۱۰هزار میلیارد ریال پس از آن توضیح می دهیم ۱۰۰۰ میلیارد تومان تا هم خودمان بفهمیم هم مردم منظور ما را بهتر دریافت کنند. 

*مثال واحد پول ملی مثال ساده ای برای دوگانه حرف زدن  است؛ در برخی جاهای دیگر نیز  مردم زبان ما را درک نمی کنند و ما نیز  زبان آن ها را نمی فهمیم. در حکومت حاکمان باید نمایندگان مردم باشند؛ چیزی بالاتر از این نیست. در نظام جمهوری اسلامی ایران مقامی بالاتر از نمایندگی مردم وجود ندارد هر چه هست نمایندگی مردم است؛ نمایندگی مردم  افتخار دارد و حرف و خواست مردم اساس است. 

در سیاست خارجی کنار مردم باشیم نه اینکه چیزی را تحمیل کنیم

*«ملت ایران» در سیاست خارجی ما یک خصیصه بزرگ است در سیاست خارجی باید همه تلاش کنیم در کنار مردم باشیم، نه چیزی را به مردم تحمیل کنیم. اگر قرار بود چیزی به مردم تحمیل شود که در قبل (رژیم پهلوی) نیز به آنها تحمیل می‌شد، البته در آن زمان خارجی‌ها و سفیر آمریکا تحمیل می‌کرد، اکنون من نوعی می‌خواهم تحمیل کنم؛ تحمیل، تحمیل است. 

*نظر مردم برای ما مهم است و این تعامل سازنده یا به تعبیر مقام مقام معظم رهبری با «تعامل گسترده» به رای مردم گذاشته شده است که در دور اول با آن رای دادند و در دور دوم رای بیشتری به آن داده اند. 

*رای و انتخاب مردم نشان می دهد که مسیری که انتخاب کردیم مسیر درست یا نادرست بود؛ اگر با مردم باشیم اگر سخن ما با اکثریت قاطع مردم یکی باشد که البته مردم ما راه خود را با آرمان‌های انقلاب و دین فاصله ندارد مردم ما مسلمان هستند و به دین خود علاقه دارند.   

*هیچ عشقی در ذهن مردم بالاتر از عشق به اسلام و ایران نیست و این دو عشق است که زندگی ما را می سازد و مسیر حرکت ما را روشن می کند این دو با هم مغایرتی ندارد اسلام با خواست اکثریت یک جامعه بزرگ و فرهنگ دوست مانند ایران عزیز است، از طرفی عقل هم با شرع فاصله ندارد، اگر چیزی را شرع بگوید، دقت که بکنیم عقل نیز همان را تایید می‌کند، بین منطق و ارمان فاصله ای وجود ندارد. 

احساس کردم وزیر خارجه بهتر می تواند مذاکرات هسته ای را انجام دهد

*در آغاز کار من احساس کردم وزیر و وزارت امور خارجه بهتر از نهاد دیگر می‌تواند، مذاکرات را انجام دهد. در همان روزهای دولت یازدهم از مقام معظم رهبری تقاضا کردم و گفتم می‌خواهم پرونده هسته‌ای را از شورای عالی امنیت ملی گرفته و به وزارت امور خارجه دهم و آنجا این موضوع را رسیدگی کند. خیلی هم در این رابطه بحث نکردیم و ایشان قبول کردند. 

*من زمانی که در شورای عالی امنیت ملی بودم، این رسالت و وظیفه را از وزارت امور خارجه گرفته بودند و به شورای عالی امنیت ملی دادند که به پیشنهاد وزیر امور خارجه وقت بود که در جلسه سران، این مسئله را پشنهاد داده بود. راز و پایه اولیه قبولی ما در برجام این مسئله بود، وگرنه نمی‌شد در کمتر از ۱۰۰ روز به توافق ژنو برسیم.   

اگر جواب تلفن اوباما را نمی دادم، برجام به کندی به سرانجام می رسید

*قدم‌های دیگری هم بود. اگر در نیویورک وزیر امور خارجه ما با وزیر امور خارجه آمریکا دیدار نکرده بود و من به تلفن اوباما جواب نمی‌دادم، این کار با سختی و کندی انجام می‌شد. اینکه در کمتر از ۱۰۰ روز با شش قدرت بزرگ به توافق موقت ژنو برسیم در برخی از مواقع دشوار بود. ساعت ۵ صبح برای پذیرش نهایی این توافق صحبت می‌کردیم که گرفته شد و عمل شد، آسان نبود. این یک توافق بزرگ بود.   

میز مذاکره قبل از این دولت فایده ای نداشت

*فرض کنید ناگهان در ۱۰۰ روز پیشرفت عظیمی انجام شد. تحمل این مسئله از سوی برخی‌ها سخت بود. همه ما در یک نوع رقابت و حسادتی قرار داریم. وقتی یک دولت و افرادی ادعا کنند مسئله‌ای قابل حل نیست و میز مذاکره‌ای که هشت سال وجود داشت، فایده ندارد. من نمی‌گویم تقصیر این طرف بود یا آن طرف. طبیعی است که از این مسئله حرف‌ و حدیث درمی‌آید. 

در توافق حدیبیه، حداکثری توافق نشد

*پیامبر (ص) هم در توافق حدیبیه حداکثری توافق نشد. نوشتند «محمد رسول الله»، مشرکان گفتند ما قبول نداریم. پیامبر قبول کرد چون می‌خواست این توافق برقرار و صلح ایجاد شود. تندروها در بیرون از خیمه پیامبر (ص) شروع به نق زدن کردند.  

*هدف ما برای ما آن بود که به دنیا بگویم آمریکا و برخی از غربی‌ها می‌گویند ایران به دنبال منطق نیست و تنها با زور و جنگ می‌توان با ایران برخورد کرد، این حرف‌شان دروغ است. می خواستیم نشان بدهیم اهل قدرت مذاکره، تعامل و منطق هستیم که این کار شهامت می‌خواهد.

*ما فردی را که هم علمش را داشته باشد و هم هنرش را داشته باشد در کشور داشتیم. یاران و همکاران خوبی هم در کنارش حضور داشتند. ما نیرویی داشتیم که هم کاردان و هنرمند برای این کار باشد و هم دیپلمات در سطح جهانی باشد. آقای ظریف در سطح جهان یک دیپلمات شناخته شده است.

می گفتند از طریق مذاکره نمی شود، شورای امنیت را تسلیم حق کرد

*ما می‌خواستیم مثلا اگر دنیا می گوید، حق ندارد غنی سازی کند، دنیا این حق را برای ما به رسمیت بشناسد. یک عده ای می گفتند از طریق مذاکره نمی شود شورای امنیت را تسلیم حق کرد. شاید هم حرف اشتباهی نمی‌گفتند. در دنیا خیلی کم سابقه است، در ضمن خودشان هم هشت سال در مذاکرات تلاش کرده بودند و به نتیجه نرسیده بودند. حتی زمانی که من در جلسه ای گفتم، همه قطعنامه ها را لغو خواهیم کرد، همه می گفتند نمی شود.

 *حتی در همین دولت هم بودند عده ای که می گفتند نمی شود قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل را لغو کرد. در جلسه ای با حضور آقایان ظریف، عراقچی و تخت روانچی در این خصوص بحث می کردیم که در توافق باید قطعنامه لغو شود، حتی خود ما هم در نحوه انجام این کار تردیدهای بسیار داشتیم.

برجام از بین رفتنی نیست چون...

*این که می گویم برجام از بین رفتنی نیست، اینجاهایش را می گویم.ما ایران هراسی را از بین بردیم، این ادعا که ایرانیان اهل منطق نیستند از بین رفت، این که ما قادر نیستیم با کشورهای بزرگ دنیا با مذاکره به نتیجه برسیم را از بین بردیم، این که PMD را به عنوان یک طوق لعنتی به  پای ما بسته بودند و خیلی ها می گفتند این طوق را نمی شود از بین برد، ما از بین بردیم. این موارد از جمله پیروزی‌های دائمی برجام است. حتی اگر تمام ۱+۴ از برجام خارج بشوند این افتخارات دائمی است و از بین نخواهد رفت.

اسرائیلی ها بعد از توافق هسته ای شب های طولانی خوابشان نبرد

*بعد از توافق ژنو وارد مذاکرت گسترده‌تر شدیم و در  نهایت به توافق نهایی رسیدیم. این توافق نهایی هم برای دشمنان ایران خیلی سخت بود. اسرائیلی‌ها بعد از توافق هسته ای ما، چه در زمان توافق و چه در زمان اجرایش، شب های طولانی خوابشان نبرد. نمی خواستن این توافق انجام شود. آنقدر اسرائیلی ها به کشورهای مختلف سفر کردند تا مانع به سرانجام رسیدن این توافق شوند. صهیونیسیت ها همواره با این توافق مخالف بودند، ارتجاع هم همین نظر را دارد، تندروهای آمریکا هم این نظر را دارند. این مثلث شوم از ابتدا هم با هم بودند، الان هم با هم هستند.

*وقتی توافق هسته ای انجام گرفت برای این که به اجرا نرسد، خیلی کارها در جاهای مختلف انجام پذیرفت که هر کدامشان کافی بود برای این که این توافق به نتیجه نرسد. اما اراده خداوند این بود که برای جهانیان روشن شود ملت ایران دارای اراده تعامل و مذاکره و منطق هست. 

کنایه به توئیتی که ترامپ زد

*توافقی امضا شد که همه دنیا نتوانستند بگویند این توافق به ضرر ایران بود. فقط آنهایی که دشمن ما بودند، می گفتند این توافق بد است، چون به نفع ایران است. خود ترامپ هم همین را گفت. او حتی در شعری هم که گفت به این حقیقت اعتراف کرد. البته شعر او فقط مصراع اولش درست بود؛ ایران در هیچ مذاکره ای شکست نخورده این جمله درست بود. ما هم شکست نخوردیم و همه قبول دارند.

 

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند