بر اساس منابع تاریخ معاصر، اعلام به رسمیت شناختن رژیم جعلی اسرائیل از سوی ایران در اول مرداد ۱۳۳۹، موجب اعتراض بسیاری از کشورهای عربی شد. موجودیت رژیم جعلی اسرائیل در سال ۱۹۴۸ اتفاق افتاد.

سیاست خارجی این رژیم جعلی برای خروج از انزوا،  حول محور دکترین پیرامونی «بن گوریون » شکل گرفت. بر اساس این سیاست که نخستین دکترین امنیت ملی رژیم جعلی اسرائیل محسوب می‌شد، این رژیم می‌بایست به دنبال اتحاد با کشورهای غیرعربی پیرامون جهان عرب برای مقابله با تهدید اعراب باشد تا از انزوای سیاسی و بن بست محاصره اعراب خارج شده و منافع اقتصادی- امنیتی خود را تأمین کند.

در ایامی که جنگ تبلیغاتی بین ایران و چند کشور، از جمله شوروی و چین به دلیل نزدیکی بیش از حد محمدرضا شاه به آمریکا و واگذاری امتیازات گوناگون به ایالات متحده، به اوج خود رسیده بود، دولت منوچهر اقبال، نخست وزیر وقت، برای ایجاد رابطه با دولت صهیونیستی و جعلی اسرائیل مشغول مذاکره بود. سرانجام بین دولت ایران و دولت جعلی اسرائیل به صورت محدود و غیررسمی دو فاکتور رابطه ایجاد شد.

ظاهراً بین دو دولت، سفیر مبادله نگردید ولی همیشه یکی از مأموران وزارت خارجه به عنوان کاردار در اسراییل اقامت داشت و نماینده دولت اسراییل در ایران به عنوان وابسته اقتصادی، وظایف نماینده سیاسی را انجام می‌داد.

به دنبال برقراری رابطه بین ایران و رژیم صهیونیستی، جمال عبدالناصر رییس جمهور مصر، نطق تندی علیه محمد رضا شاه ایراد نمود و از اینکه ایران، رژیم جعلی اسرائیل را به رسمیت شناخته است، به شدت انتقاد کرد.  این نطق، در کشورهای اسلامی مؤثر بود  و دولت ایران با حملات سخت کشورهای مسلمان روبرو شد.

به طوری که شاه  ایران ناچار شد به عنوان شیخ شلتوت، رییس دانشگاه اسلامیِ الازهر در قاهره، تلگرافی مخابره کند و به وی توضیح دهد که دولت ایران، دولت جعلی  و دست ساز اسرائیل را در سال ۱۳۳۰ به صورت محدود به رسمیت شناخته و این روزها اقدام تازه‌ای صورت نگرفته است. پس از ارتباط ایران و رژیم جعلی اسرائیل که در پی فشار دولت آمریکا به عمل آمده بود، دولت مصر با ایران قطع رابطه کرد و دیپلمات‌های ایران را از قاهره اخراج کرد.

 

این مطلب برایم مفید است