پایداری از همان روز اعلام موجودیت تلاش کرد تا خود را جریانی انقلابی و بی پروا در مقابل انحرافات نشان دهد. بی ملاحظگی و بی پروایی در عرصه سیاسی از خصایص بارز این جریان بود که می خواست شجاعتش را در خط شکنی و به هم ریختن آرایش های مرسوم به رخ بکشد، نکته آنکه همه این اقدامات را در پوشش دیانت و فقاهت انجام می داد.

اقدامات رادیکال در پوشش فقاهت

اصرار عجیب اعضای این جبهه آن بود که تصمیمات خود را قبل از اجرا به تأیید شورای فقها شامل آیت الله مصباح یزدی و آیت الله خوشوقت و یک عالم دیگر -که هیچ گاه نام او را اعلام نکردند- می رسانند و همین را ملاک و معیار شرعی بودن اجرای تصمیمات شان اعلام می کردند. البته بعد از درگذشت آیت الله خوشوقت، شورای فقهای جبهه پایداری در شخص آیت الله مصباح یزدی خلاصه شد.

سیر صعودی انتقاد و نارضایتی اصولگرایان به پایداری

مواضع رادیکالی پایداری گرچه در روزهای نخست برای برخی رسانه ها جذاب و سرگرم کننده بود اما بعد از مدتی صداهای انتقادی را در اردوگاه اصولگرایی بلند و بلندتر کرد؛ اوج آن زمانی بود که اصولگرایان برای انتخابات مجلس نهم سازوکار جبهه متحد اصولگرایان را طراحی کردند اما پایداری ها زیر بار پیوستن به آن نرفتند، به همین علت سیر صعودی انتقادها شدت یافت.

دفاع تمام قد آیت الله از پایداری

در مقابل پایداری خم به ابرو نیاورد و آیت الله مصباح یزدی نیز برای کم کردن فشار نقدها، از این مجموعه دفاع جانانه ای کرد و گفت «امروز وقتی صحبت از مسائل سیاسی و اشتراک در فعالیت‌های سیاسی است، برای گروهی که «اصول‌گرا»؛ نامیده می‌شوند دایره خاصی ترسیم می‌کنیم. ما به همه‌؛ کسانی که واقعاً به اصول و ارزش‌های اسلامی و انقلاب پایبند باشند علاقه داریم و هر خدمتی هم بتوانیم برایشان انجام خواهیم داد، اما این به این معنا نیست که همه آنها یکسانند. ما بعضی از اصول‌گراها را بیشتر دوست داریم و با آن‌ها ارتباط و همکاری بیشتری داریم، زیرا کسانی را می‌شناسیم که دلبستگی و شناخت‌شان نسبت به اسلام و ارزش‌های اسلامی و انقلابی بیش از سایر اصول‌گرایان است». با این صحبت تلویحا حضرت آیت الله، جبهه پایداری را نه عضوی از جریان اصولگرایی بلکه مرکز، معیار و شاخص اصولگرایی  توصیف کرد و تمام اعتبار خود را پای این مجموعه گذاشت.

جدایی همراه با پشیمانی چهره ها از پایداری

هفت و نیم سال از آن تاریخ می گذرد و در این مدت روز به روز پایداری بیشتر ماهیت خود را نشان داد. خیلی چهره ها که از بنیانگذاران این مجموعه بودند با توجیه های مختلف راه خود را جدا کردند. در این جمع کسانی بودند که اعتقاد دارند پایداری از اعتبار و جایگاه سیاسی آنها سوء استفاده کرد. البته آیت الله مصباح نیز گویا دیگر ارادت گذشته خود را به پایداری ندارد، البته مرز روشنی را نیز بین خود و پایداری نکشیده است.

تداوم ساز ناکوک پایداری حتی در مقابل رهنمودهای آیت الله

زمانی که جمنا اعلام موجودیت کرد پایداری این مجموعه را به رسمیت نشناخت. جمنایی ها رایزنی های زیادی با آیت الله مصباح کردند تا ایشان پایداری را برای الحاق به جمنا رهنمود دهد اما آیت الله مصباح بعد از این دیدارها در محافل عمومی موضع صریحی نگرفت. در واقع این طور به نظر می رسید که رهنمودها داده می شود لکن پایداری آتش به اختیار شده و مستقل تصمیم می گیرد.

عطش رو به تزاید پایداری برای آشوب طلبی و تنش زایی

رویکردهای رادیکالی اعضای جبهه پایداری طی یک سال و نیم گذشته برکسی پوشیده نیست. از همان نیمه دوم سال ۹۶ طرح سئوال از رئیس جمهور را کلید زدند. دائم بر تشویق و ترغیب مردم برای اعتراض عمومی دمیدند. عناصر این جریان به ویژه بعد از خروج ترامپ از برجام به هر بهانه ای در تریبون مجلس موضوع استعفای یا استیضاح رئیس جمهور را مطرح می کردند.

بدون توجه به مواضع نظام جلوی دوربین ها در مجلس برجام را آتش زدند. همه کار از طومار نویسی، ارسال پیامک های تهدیدآمیز و تجمع های غیرقانونی تا هوچی گری های تبلیغاتی و طرح ادعاهای کذب انجام دادند تا لوایح اف ای تی اف که کانال های ارتباط مالی ایران با کشورهای دوست را در روزهای سخت تحریم باز نگه می دارد، تصویب نشوند.

در روز ۱۹ بهمن با وجودی که رهبر معظم انقلاب از بروز تحرکات اختلاف برانگیز و ضدوحدت در راهپیمایی ۲۲ بهمن برحذر داشتند اما گروه هایی در قم شعارهای توهین آمیز روی پلکارد نوشتند و در سالگرد جشن پیروزی انقلاب بالای سر گرفتند.

۵ روز بعد نمایندگان جبهه پایداری در مجلس به لیدری ذوالنوری طرح استیضاح رئیس جمهور را امضا کردند. چند روز بعد کریمی قدوسی ادعای ارتباط رئیس جمهور با MI۶ را مطرح کرد که با واکنش سخنگوی سپاه مواجه شد.

حرکت های مشکوک پایداری و اعلام برائت معنادار آیت الله مصباح از حادثه ۲۲ بهمن قم

روز جمعه آقای آقاتهرانی دبیرکل جبهه پایداری مهمان برنامه دست خط بود. البته خیلی صحبت های او انعکاس در رسانه های اصولگرا نداشت اما یک جمله او درباره حادثه قم در شبکه های اجتماعی  فضای مجازی و رسانه های مستقل بازتاب گسترده ای یافت و آن اعلام برائت و قسم جلاله آیت الله مصباح در مرزبندی با حادثه ۲۲ بهمن قم بود. اتفاقی که برای اولین بار به طور علنی از طریق رسانه ملی اعلام شد.  

در مجموع در روزگاری که کشور به آرامش نیاز دارد و آیت الله مصباح نیز از طریق حجت الاسلام آقا تهرانی می خواست این پالس را به جامعه منتقل کند، پایداری ها برای آشوب طلبی، تنش زایی و به هم ریختن کشور سر از پا نمی شناسند. تابلوی انقلابی بودن بالای سر گرفتند اما حمله به انقلاب از هیچ روشی دریغ نمی کنند. طرح ادعاهای دروغ، تلاش برای بی اعتماد کردن مردم به مسئولان و سلب آرامش کشور تنها گوشی از اقدامات این مجموعه است که به طور مشکوکی اصرار بر این اقدامات دارد.

تکرار تاریخ می شود؟

البته این برای اولین بار در تاریخ معاصر کشور نیست که عده ای عناصر مشکوک خود را به شخصیت های عالیقدر دینی و معنوی نزدیک می کنند تا در ذیل نام این بزرگان حرکات ناصواب شان علیه منافع و مصالح ملی پنهان بماند. چریک های فدایی خلق به آیت الله شریعتمداری و عناصرمرموزی همچون مظفر بقایی به آیت الله کاشانی نزدیک شدند و بعدها نیات پلید آنها مشخص شد. البته نمونه بارزش تلاش سازمان مجاهدین خلق برای نزدیک نشان دادن خود به آیت الله طالقانی بود که مرحوم طالقانی در خطبه های آخرین نمازجمعه خود مرز پررنگی بین خود با مجاهدین خلق (منافقین) کشید و شاید به همین دلیل امام او را ابوذر زمان نامید.

آیت الله مصباح یزدی از علما و استاتید برجسته حوزه علمیه قم و عضو جامعه مدرسین است اما در عین حال پدر معنوی جبهه پایداری نیز محسوب می شود. حتی مردم گرچه حجت الاسلام آقاتهرانی را به استاد اخلاق می شناسند اما او امروز دبیرکل جبهه پایداری است. هر دوی این بزرگواران چهره و شخصیت سیاسی نیستند و شاید بتوان گفت با مبانی و اصول سیاست نیز کوچکترین آشنایی ندارند.

اما با این اوصاف باید منتظر ماند و دید آیا تاریخ در حال تکرار است و عناصری مشکوک خود را به علمای دین و اخلاق نزدیک کردند تا علیه منافع و مصالح ملی اقدام کنند؟