محمد عباس ناجى در مرکز مطالعات استراتژیک الاهرام نوشت: معنای واضح آن است که ایالات متحده به پیگیری نتایج فشارهای حاصل از تحریمهای خود علیه ایران اکتفا نخواهد کرد، بویژه آنکه ایران نشان داده است قدرت لازم برای مهار بحران اقتصادی و ادامه حمایت خود از هم پیمانان منطقه ای اش را دارد. بنابراین، به احتمال زیاد، ایالات متحده حمله دیپلماتیک تازه ای را به راه می اندازد که هدف از آن، توجیه اقدامات خود در مورد تحریمهای ایران است که مورد تایید قوای منطقه ای و بین المللی قرار نگرفته است. چه بسا هدف دیگر ایالات متحده، افزایش فشارها بر تهران برای قبول خواسته های آمریکا در مورد مذاکرات دوباره و دست یافتن به توافقی جامعتر است.

اهداف سیاسی

واشنگتن قصد دارد با دادن اولویت به فعالیتهای موشکی ایران در مرحله آینده، وجاهت و اهمیت خاصی به سیاست خود در قبال ایران، و ازمایش های موشکی اش بدهد. به این دلیل که واشنگتن معتقد است موفقیت استراتژی فعلی آن در قبال ایران، مبنی بر به صفر رساندن صادرات نفتی ایران، پس از پایان مهلت ۶ماهه ای که به ۸ دولت برای واردات نفت این کشور داده است، توقف عمل به توافق هسته ای کنونی و جایگزینیِ توافقی تازه، تنها با جذب حمایت تعداد زیادی از قدرتهای بین المللی و منطقه ای حامی برجام و رابطه با ایران، محقق می شود.

این متغیر، توجه ویژه ترامپ را به خود جلب کرده است؛ بویژه پس از آنکه دولتهای اروپایی، موضع محافظه کارانه ای در قبال خروج آمریکا از توافق هسته ای یا تحریمهای تازه این کشور، اتخاذ نموده و بر عدم توقف روابط تجاری خود با ایران یا پایبندی به تحریمها، تاکید کرده اند.

در این جا، واشنگتن تلاش می کند تا با اعلام آزمایش موشکی ایران، بر این نکته تاکید نماید که ایران به توافق هسته ای که خواستار توقف فعالیتهای مربوط به برنامه های موشکی ان است، پایبند نیست و نمی شود روی اجرای تعهدات بین المللی آن حساب باز کرد!

به نظر می رسد دولت آمریکا زمان حاضر را انتخاب کرده است؛ چرا که می داند ممکن است تنشی در روابط بین ایران و برخی قوای بین المللی، بویژه دولتهای اروپایی ایجاد شود، به دلیل دخالت ایران در بعضی از عملیات تروریستی که در ماههای گذشته معارضان ایرانی را در فرانسه و دانمارک هدف قرار داد.

به عبارت دیگر، واشنگتن تلاش می کند به این طریق، دولتهای اروپایی را قانع کند که توافق هسته ای و در ادامه، رفع تحریمهای بین المللی علیه ایران، تاثیری در تقویت استقرار خاورمیانه یا تغییر رفتار ایران نداشته است.

تشنج مستمر

مساله قابل تامل در این میان، واکنش ایران به اظهار نظرهای آمریکاست، که نه دربردارنده ردّ است و نه تاکید؛ بلکه تنها بر دفاعی بودن توافق موشکی ایران، متمرکز است.

بدین معنا، می توان گفت قطعنامه شماره 2231 شورای امنیت سازمان ملل، نتوانسته است به طور واضح و قاطع، اختلافات موجود بین ایران و گروه ۵+۱ را حل کند. به عبارت دیگر، دولت ترامپ مشخصاً برای توجیه خروج خود از توافق هسته ای، بر این مساله استناد می کند.

تنش زایی محتمل

به این ترتیب، می توان گفت تنش زایی متبادل، گزینه احتمالی در روابط واشنگتن و تهران در مرحله آینده خواهد بود.

به بیان دیگر، واشنگتن دریافته است که تحریمهای ان به تنهایی نمی تواند ایران را به سمت تغییر سیاستهای خود و قبول مذاکرات جدید، سوق دهد؛ بویژه آنکه ایران در دور زدن تحریمهای آمریکا از طریق استفاده از ابزارهای جدید، مانند تاسیس شرکتهای فرضی و گسترش چارچوب نقشی که بخش خصوصی می تواند در فروش نفت ایفا کند، خبره شده است.

می توان تاکید کرد که برنامه های موشکی ایران و نقش آن در دولتهای همسایه، در اینده، محل اهتمام بیشتری از سوی دولت آمریکا قرار می گیرد و هدف از آن، کاهش حاشیه گزینه های در دسترس ایران برای تعامل با فشارهای کنونی است.

در مقابل، ایران با ادامه فعالیتهای موشکی خود و افزایش نفوذ در دولتهای دوست و همسایه در منطقه، به فشارهای آمریکا پاسخ می دهد. علاوه بر اینکه اشاره ای هم به این نکته دارد که اهداف آمریکایی در تیر رس موشکهای ایران قرار دارند.

این اعتبارها و پرونده های موجود، همگی به این مهم اشاره دارد که مقابله مستقیم بین واشنگتن و تهران پیامدهای مستقیمی بر توازنهای استراتژیک و روابط بین دولتهای اصلی منطقه، دارد.