محمد المنشاوی در الشروق نوشت:اولین پایه ریزی روابط، با شروع اهتمام واشنگتن به عربستان، به دلیل نفت، آغاز شد؛ بویژه پس از آنکه جنگ جهانی دوم موجب از بین رفتن کمیت زیادی از ذخایر نفتی شده بود.

در دومین مرحله رابطه دو دولت، روابط استراتژیک ویژه به روابط شبه شخصی شباهت یافت، که متکی بر رابطه دونالد ترامپ وجرید کوشنر با ولی عهد سعودی، محمد بن سلمان بود.

در ابتدای این مرحله، ریاض از خبر انتخاب ترامپ بعنوان رئیس جمهور، ابراز خشنودی کرد؛ چرا که بر این تصور بود با روی کار آمدن ترامپ می تواند عربستان را بار دیگر بعنوان هم پیمان و ضامن منافع آمریکا در خاورمیانه مطرح کند.

ریاض علنا با گفتمان عداوت آمیز ترامپ در قبال ایران و توافق هسته ای همراه شد؛ بدون آنکه متوجه آن باشد که تصمیم ترامپ در مورد ایران، برای راضی کردن سعودیها نیست و در واقع این یک تصمیم داخلی هماهنگ با جریان جمهوری خواه است که سیاست خارجی ترامپ را اداره می کند.

حادثه ترور خاشقجی اتفاق افتاد تا به اساسی که دوره دوم روابط ریاض و واشنگتن بر آن متکی بود، پایان دهد. مسئولیت مستقیم سعودیها در جریان قتل خاشقجی، تاکید مجامع سیاسی امریکا بر مسئولیت ولی عهد سعودی در این عملیات و در نهایت، تنها ماندن ترامپ در کنار هم پیمان سعودی اش، در حقیقت نشانه متمایزی در تاریخ و آینده روابط دو جانبه طرفین، محسوب می شود.

موسسات سیاسی امریکا به استثنای کاخ سفید، حکومت سعودی را خونریز و مهاجم به شمار آورده و حاکم آن را سبکسر و گمراه می خوانند.

ترامپ هرگز تا ابد حکومت نمی کند و در نهایت کاخ سفید را پس از ۲ یا ۶ سال دیگر ترک می کند. با رفتن ترامپ، شاهد شکل گیری مرحله سوم رابطه بین ریاض و واشنگتن و این روابط، فراتر از أشکال مشارکتهای استراتژیک یا ائتلافهای استوار خواهد بود.