*به نظر من بسیاری از مردم دیگر به روش گذشته رای نخواهند داد و اگر هم رای بدهند منتخبان‌شان قادر به حل مشکلاتی مثل بی‌کفایتی و فساد گسترده نخواهند بود. توجه کنید که کشورهایی مانند سوریه، عراق، یمن، افغانستان، لیبی و... که دچار هرج و مرج و گرفتاری و جنگ‌های داخلی شدند، همه یک فصل مشترک داشتند و آن اینکه در کنار رژیم فاقد یک جریان اصلاحی قدرتمند بودند. جریانی که بتواند به صورت همزمان هم با حکومت سخن بگوید و آن را تعدیل کند و هم با مردم حرف زده و آنان را متوجه وخامت اوضاع و عواقب انتخاب‌های نادرست کند. بنابراین معتقدم که اگر امروز اصلاح‌طلبان بتوانند صریح‌تر از گذشته با حکومت و مردم سخن گویند هم می‌توانند پایگاه اجتماعی خود را تقویت کنند و هم مانع از آن شوند که کشور به سمت درگیری‌های داخلی پیش رود.

*درباره رابطه ما با دولت آقای روحانی به چند نکته باید توجه داشت. اولا از رایی که دادیم حمایت می‌کنیم. نظارت استصوابی هیچ انتخاب بهتری در مقابل ما قرار نداده بود. من همان زمان هم گفتم که در شرایط فعلی بهترین نامزد ما آقای مهندس موسوی است که می‌تواند با این مشکلات دست و پنجه نرم کند اما برخی دوستان مانند آقای مهاجرانی اعتراض و انتقاد کردند که چرا من چنین می‌گویم. به هر حال قصد من ثبت این موضوع بود که در عین دفاع تمام عیار از آقای روحانی بگویم این حمایت را به دلیل وضعیت و شرایط صورت می‌دهیم نه اینکه ایشان نامزد ایده‌آل ما باشد.

دوم اینکه هنوز هم از دولت به ویژه کارهای مثبت آن دفاع می‌کنیم و البته نسبت به اقدامات نامناسب آن انتقاد داریم. این انتقادات را بیان می‌کنیم و در آینده نیز باید صریح‌تر بیان کنیم. اما هنوز هم معتقد هستیم که برای نجات کشور باید بین دولت پنهان و دولت قانونی، به سوی تقویت و حمایت از دولت قانونی حرکت کرد. صرف نظر از اینکه چه کسی در راس آن قرار دارد.

سوم اینکه در همین شرایط کنونی نیز عملکرد دولت نسبت به نهادهای انتصابی مانند قوه قضاییه، صدا و سیما و شورای نگهبان به مراتب بهتر و قابل دفاع‌تر بوده است.