سیدعلی کاشفی خوانساری مجری کارشناس «چشم شب روشن» میزبان مصطفی رحماندوست نویسنده و شاعر شناخته شده بود.

کاشفی در ابتدا این سوال را مطرح کرد: ارزیابی امروز مصطفی رحماندوست در ۶۷ سالگی پس از ۲۱۱ کتاب، پس از ۴۰ سالی که از انتشار نخستین کتاب او می گذرد و تیراژ آثارش از ۷و نیم میلیون نسخه فراتر رفته، درباره خودش و آثار چیست؟ مصطفی رحماندوست کیست و چه جایگاهی دارد؟

شاعر «صد دانه یاقوت» هم به این پرسش پاسخ داد: سلام به همه کسانی که در شب چشمشان روشن است. سوال سختی کردید. فکر کردم به اینجا بیایم از من سوالات بچگانه می پرسید چون من غیر از این حرفها بلد نیستم. من اگر مصطفی رحماندوست را می شناختم که خدا را شناخته بودم.

نه خیلی باسواد بودم، نه خیلی هنرمند، نه رانت خوار

او افزود: فقط می توانم بگویم از کارهایی که کردم و دارم می کنم خوشبختانه و خداراشکر راضی ام. 40 سال است دارم کار می کنم و هرچه نگاه می کنم می بینم نه خیلی باسواد بودم، نه خیلی هنرمند بودم، نه رانت خوار بودم! فقط خیلی تلاش کردم.

رحماندوست تاکید کرد: من دو برابر هر آدمی که امروز زندگی می کند وقت گذاشته ام و روزی 15، 16 ساعت تا به امروز کار کرده ام. هر کسی هم که زیاد کار کند آش بیشتری به او می دهند! امیدوارم کارهایی که می کنم مقبول درگاه فرزندان این مرز و بوم و خداوندشان باشد.

کاری ننوشته ام که حالا بخواهم شرمنده باشم

رحماندوست در این باره که آیا از هیچ کدام یک از کارهایش ناراضی بوده است، گفت: وقتی به آثار گذشته خود نگاه می کنم دو دیدگاه دارم، یکی تعریف و توصیف و تبیین آن در زمان تولد اثر و یکی اینکه آیا حالا هم می تواند اثر قابل توجهی باشد؟ از این نظر که جغرافیا و تاریخ آثار چه بوده، مطمئنم کارها درست بوده، خدا به من کمک کرده و کاری ننوشته ام که حالا بخواهم شرمنده باشم.

«صد دانه یاقوت» را هنوز دوست دارم

شاعر «خوشا به حالت، ای روستایی» یادآور شد: اما اگر از نظر ارزش‌های ادبی و هنری امروزی بخواهم بگویم همان ها خیلی خوب است که خیلی پس رفته ام. البته بعضی کارها را خیلی دوست دارم. مثلا "صد دانه یاقوت" که برای سال 59 است. شعر و قصه هایی هم داشته ام که برای زمان خودش بوده است.

بچه ها به سمت ادبیات کودک و نوجوان سوقم دادند

رحماندوست در بخش دیگری از سخنانش گفت: شاید اولین نمایشگاه کتاب کودک که در ایران راه افتاد در حسینیه ارشاد بود و مرحوم دکتر شریعتی خیلی دنبال این قضیه بود. آن زمان تازه کار کودک را شروع کرده و حس کردم دنیای بچه ها خیلی بزرگ است؛ اگر از شعر و قصه تو خوششان بیاید، به تو نگاهی می کنند، لبخندی می زنند و می روند، حتی سلام هم نمی دهند. اما اگر از قصه ات خوششان نیاید حتی گوش هم نمی دهند و شانه هایشان را بالا می اندازند. اینقدر صادقانه برخورد کردن، تولیدکننده را داغان می کند و او باید خیلی مراقب مخاطبش باشد.

توصیه آیت‌الله بهشتی و شریعتی به رحماندوست چه بود

او با بیان اینکه بچه ها بودند که مرا به سوی ادبیات کودک و نوجوان سوق دادند، افزود: البته توصیه بزرگانی چون مرحوم بهشتی و شریعتی هم بود، آنها می گفتند ما در این راه به متخصص نیاز داریم. اما آن چیزی که مرا در این راه پایدار کرد، جواب بچه ها بود.

این شاعر و نویسنده کودکان در پاسخ به اینکه این کمیت که او ۲۱۲ کتاب تا به حال چاپ کرده چقدر ارزشمند است، اظهار کرد: درباره کیفیت که من تا جایی که بلد بوده ام و سواد و هنرش را داشته ام، کیفی نوشته ام اما مراجعه به عناوینی که در سالهای مختلف از من چاپ شده نشان می دهد من اصلا دنبال کمیت نبوده ام. یک سال ممکن است ۱۰ یا ۱۵ اثر از من چاپ شده باشد و یک سال یکی.

برنامه ای کلان برای بالا بردن سطح مطالعه دارم

رحماندوست در پایان درباره کارهایی که دوست داشته انجام بدهد اما فرصتش را نداشته گفت: آن کاری که خیلی دوست دارم انجام بدهم و هنوز انجام نداده ام، یک پروژه است. سطح مطالعه در کشور ما بسیار پایین است، اینکه سر منبر و در تریبون و تلویزیون هم که هی بگوییم بروید کتاب بخوانید هیچ اتفاقی نمی افتد. کما اینکه تا به حال هم نیفتاده است. چاره یک برنامه کلان ملی است که دستگاه های متعددی را دست اندر کار بکند تا به بالا رفتن سطح مطالعه در برنامه شش، هفت تا ۱۰ ساله برسیم. آرزوی من این است که بتوانم این پروژه را راه بیندازم اما کنار ننشسته ام. به این نتیجه رسیده ام که قصه گویی از بدو تولد به علاقه بچه ها به کتابخوانی کمک می کند.