در صنایع سرمایه‌بر عدد این نسبت، عدد کوچکی خواهد بود و برعکس‌ در صنایع غیرسرمایه‌بر، این نسبت عدد بزرگی خواهد بود. اگر این نسبت در مقایسه با صنعت خود، عدد کوچکی باشد، به این معناست که شرکت میزان زیادی از سرمایه خود را در دارایی‌های ثابت قفل کرده است یا نمی‌تواند از دارایی‌های ثابت خود به‌صورت کارآ بهره ببرد. حال اگر این نسبت، در مقایسه با صنعت خود عدد بزرگی باشد، ممکن است به این معنا باشد که شرکت از تجهیزات مستهلک شده و قدیمی استفاده می‌کند و باید برای پشتیبانی از درآمدهای خود، دارایی‌های ثابت را افزایش دهد. لازم به ذکر است که در محاسبه این نسبت، استهلاک انباشته از دارایی‌ها کسر می‌شود. پس در مورد شرکت‌های تازه تاسیس که استهلاک انباشته پایینی دارند، این نسبت عدد کوچکی در مقایسه با صنعت‌شان خواهد شد.

آخرین نسبت فعالیت، نسبت گردش سرمایه در گردش است که از تقسیم «درآمد» بر «متوسط سرمایه در گردش» محاسبه می‌شود. سرمایه در گردش یعنی کسر کردن بدهی‌های جاری از دارایی‌های جاری. یعنی برای گذران امور شرکت، چقدر دارایی جاری در اختیار شرکت است؟ این نسبت نشان می‌دهد که به ازای هر ریال از فروش، چقدر سرمایه در گردش شرکت کارآ بوده است؟ هرچه با سرمایه در گردش کمتر، درآمد بیشتری برای مجموعه خلق شده باشد، به معنای کارآیی بالاتر سرمایه در گردش است. در این حالت نسبت سرمایه در گردش عدد بزرگ‌تری می‌شود. برعکس، اگر با سرمایه در گردش بالا، درآمد مطلوبی ایجاد نشده باشد، به این معناست که شرکت نتوانسته از سرمایه در گردش خود به‌صورت کارآ بهره‌مند شود.

این مطلب برایم مفید است
6 نفر این پست را پسندیده اند