احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، دیروز چهارشنبه در کاخ کرملین با همتای روس خود، ولادیمیر پوتین دیدار کرد. این دومین سفر الشرع به روسیه پس از رسیدن به قدرت است. رئیسجمهور روسیه در پی آن است تا پس از سرنگونی بشار اسد، حضور نظامی کشورش در سوریه را تضمین کند. به گزارش آناتولی، رئیسجمهور سوریه در این…
در هفتههای پس از ربودن ناگهانی نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، این کشور بار دیگر به یکی از کانونهای اصلی سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است. با این حال، آنچه این دور از تحولات را از دورههای پیشین متمایز میکند، نه صرفا تغییر رأس هرم قدرت، بلکه نقش کمسابقه و آشکار سازمان اطلاعات مرکزی…
اخبار
دنیا روزنامه شماره ۶۴۸۵
سهشنبه، ۲۳ دی ۱۴۰۴
دولت چین ۶ دهه برای تسلط بر عناصر خاکی کمیاب برنامهریزی کرده است
ریشه تسلط چین بر عناصر نادر خاکی به یک معدن سنگ آهن در نزدیکی «باوتو» در شمال این کشور، در فاصله ۵۰ مایلی از مرز مغولستان بازمیگردد. آوریل ۱۹۶۴ بود که ژئولوژیستهای چینی کشف کردند که این معدن بزرگترین ذخیره جهان از عناصر نادر خاکی (مجموعهای از ۱۷ فلز که به اجزای ضروری اقتصاد جهانی امروز تبدیل شدهاند) را در خود جای داده است. دنگ شیائوپینگ، که آن زمان یک مقام ارشد حزب کمونیست چین بود، از این معدن دورافتاده در بیابان که متعلق به یک شرکت فولادی نظامی بود، بازدید کرد. او در آن زمان اعلام کرد: «ما به توسعه فولاد و همچنین به توسعه عناصر نادر خاکی نیاز داریم.»
آیا رویکرد «اول آمریکا» باعث سلب اعتماد از این کشور شده است؟
سیاست دونالد ترامپ موسوم به «اول آمریکا» در دنیای متلاطم امروز کشورهای مختلف جهان از جمله متحدان این کشور را واداشت نسبت به قابل اعتماد بودن واشنگتن بهعنوان یک شریک راهبردی دچار تردید شوند. به بیان دیگر، این کشورها اکنون به این میاندیشند که آیا واشنگتن یک خصم محسوب میشود یا باید به این کشور بهعنوان یک دوست در نظم لیبرال امروز نگاه کرد. «فارنافرز» در مطلبی به قلم «چارلز کوپچان» و «پیتر تروپویتز» دو استاد شناختهشده روابط بینالملل در دانشگاه جرج تاون و مدرسه عالی اقتصاد لندن نوشت، رفتار و سیاستهای ترامپ آشکارا دشمنی و مخالفت او را با چندجانبهگرایی و اتحادهای جهانی و نهادهای بینالمللی (که از نظر او منجر به محدود کردن واشنگتن و تضعیف جایگاه آن در جهان شده) نشان میدهد.
دنیایاقتصاد: در بحبوحه بحثهای جهانی درباره توقف جنگ روسیه در اوکراین و پیشنهادهای آتشبس در پایتختهای غربی، پرسشی تاریخی دوباره مطرح میشود: آیا روسها واقعا جنگ میخواهند؟ این سوال بیش از ۶دهه پیش در یک ترانه شوروی مطرح شد و آن زمان پاسخ واضح بود: نه، روسها جنگ نمیخواستند. ترانه به جای ایدئولوژی یا سیاست، از حافظه جمعی سخن میگفت؛ از مرگهای گسترده، خانوادههای نابودشده، کودکانی که جای پدران و برادران کشتهشده در کارخانهها کار میکردند و جامعهای خسته از بهای غیرقابل تصور پیروزی در جنگ جهانی دوم. برای نسل آن زمان، جنگ تجربهای شخصی و عمیق بود.