تقابل در خط مقدم ترامپیسم
دنیای اقتصاد - کسری غفوری : «جیدی ونس» در تحلیل شکست سنگین جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای، جنگ را عامل اصلی ناکامی آنان دانست. معاون رئیسجمهور آمریکا با بیان علنی این دیدگاه، بحثی تازه درباره مسیر سیاست خارجی واشنگتن برانگیخته است؛ بحثی که دامنهاش از خاورمیانه فراتر میرود و پرسشی اساسی را پیش میکشد: ونس تا کجا میتواند راه خود را از دونالد ترامپ جدا کند؟ پاسخ، تنها به آینده سیاسی او مربوط نیست. ونس اکنون نماینده جریانی است که میخواهد آمریکا بار کمتری از مسوولیتهای جهانی را بر دوش بگیرد؛ جریانی که سرنوشتش نیز به یک چهره وابسته نیست. ونس پیش از آغاز جنگ، در گفتوگوهای خصوصی با حمله مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران مخالفت کرده بود.
«گیدئون راچمن» در یادداشت اخیر خود در روزنامه فایننشالتایمز مینویسد که گستره شکست انتخاباتی جمهوریخواهان، همراه با این برداشت رو به گسترش که آنان تاوان جنگی زاده غرور و بلندپروازی را پرداختهاند، احتمال عقبنشینی بیشتر آمریکا از صحنه جهانی را افزایش داده است. چنین روندی میتواند موازنه قدرت در خاورمیانه را دگرگون کند، متحدان اروپایی واشنگتن را در وضعیتی متزلزل قرار دهد و میدان را برای نقشآفرینی گستردهتر چین بگشاید. «آندرس فوگ راسموسن»، دبیرکل پیشین ناتو، نیز هشدار داده که حاصل این تحولات ممکن است آمریکایی منزویتر باشد.
جنگ آمریکا علیه ایران همچنان فوریترین چالش سیاست خارجی کاخ سفید است. ترامپ پیش از برگزاری انتخابات، به صراحت از احتمال حمله مجدد به ایران پس از پایان رأیگیری سخن میگفت و طراحان پنتاگون نیز گزینههای عملیاتی را روی میز گذاشته بودند. «کریس مورفی»، سناتور دموکرات که در جریان جزئیات این طرحها قرار گرفته بود، آنها را جنونآمیز خواند. با این حال، ترامپ در روزهای اخیر از لحن تند خود کاسته و احتمال حمله بزرگ دیگری را کماهمیت جلوه داده تا جایی که در گفتوگو با فایننشالتایمز مدعی شد آمریکا عملا درگیر جنگ نیست.
راچمن معتقد است آرایش سیاسی جدید در کنار ریزش بازار سهام پس از انتخابات، احتمال تشدید تنشها را کاهش میدهد. از سوی دیگر، دامن زدن به درگیریها میتواند به شکافی آشکار میان ترامپ و معاونش منجر شود؛ چراکه نخستین تجویز سیاسی ونس برای حزب متبوعش، پایان دادن به جنگ بود. اگر جریان طرفدار خویشتنداری در حزب جمهوریخواه دست بالا را بگیرد و واشنگتن برای حفظ ظاهر به توافقی بسنده کند، معادلات منطقه زیرورو خواهد شد. چنین روندی در نهایت ممکن است تهران را به هژمون بالفعل خلیجفارس تبدیل کند. درحالیکه تهران از پیامدهای انتخابات آمریکا استقبال میکند، کابینه راست افراطی بنیامین نتانیاهو عمیقا سرخورده و نگران است. یکی از پیشنهادهای ونس، بازنگری در مناسبات واشنگتن با تلآویو بود که به نوشته راچمن، نتانیاهو اکنون برای هر دو حزب اصلی آمریکا به مهرهای هزینهساز و غیرقابل دفاع بدل شده است.
اما متحدان اروپایی و آسیایی واشنگتن از نتایج این انتخابات خرسندتر به نظر میرسند. ترامپ در این مدت متحدان سنتی آمریکا را تحقیر کرده، بارها ایده خروج از ناتو را پیش کشیده و با حربه تعرفهها، ژاپن و کرهجنوبی را زیر فشار گذاشته تا از آنها امتیازهای سرمایهگذاری بگیرد. با این همه، راچمن هشدار میدهد که نباید دل به بازگشت آمریکا به نقش سنتی خود بست. چهبسا با افزایش نفوذ ونس بر دستگاه سیاست خارجی، بدبینی واشنگتن به متحدان اروپایی و رویکرد تقابلی در برابر اوکراین تشدید شود. اینکه نسخه ونس به سیاست رسمی واشنگتن تبدیل شود یا نه، به رابطه او با ترامپ بستگی دارد. در حال حاضر، ونس و ترامپ کوشیدهاند از بروز شکاف علنی پرهیز کنند. ترامپ تحلیل معاونش را «احتمالا درست» خوانده و ونس نیز ویدئویی از رئیسجمهور منتشر کرده که در آن سخنان معاونش را تایید میکند. با وجود این، «استیون کالینسون» در تحلیلی برای سیانان استدلال میکند که دیدگاه این دو نفر با یکدیگر قابل جمع نیست. ترامپ از خود چهره رهبری را به نمایش میگذارد که آگاهانه بهای سیاسی تصمیمش را به جان خریده و تاکید دارد که اگر به گذشته بازگردد، باز هم همان مسیر را انتخاب خواهد کرد. در نقطه مقابل، سخنان ونس راه را برای این تفسیر باز میگذارد که ورود به این جنگ از اساس خطا بوده است. به نوشته کالینسون، در شرایطی که گزارشهای متعددی از بررسی حملات جدید در کاخ سفید حکایت دارد، دفاع ونس از راهکار دیپلماتیک برای پایان جنگ، از گسستی بالقوه در رأس هرم قدرت خبر میدهد.
سیانان در گزارش دیگری اشاره میکند که ونس همچنان بخت نخست نامزدی جمهوریخواهان برای انتخابات۲۰۲۸ به شمار میرود و به پشتوانه بیست ماه ریاست بر کمیته مالی حزب، پیوندهای مستحکمی با بزرگترین حامیان مالی برقرار کرده است. اما «متیو اشمیتز» در یادداشتی در نیویورکتایمز مینویسد ونس از آنجا که خود را ترامپیستتر از خود ترامپ معرفی کرده، برای فاصله گرفتن از رئیسجمهوری که محبوبیتش رو به افول است، کار دشواری در پیش دارد. به باور اشمیتز، او نمیتواند بدون نفی هویت سیاسی خود موضعش را در قبال تجارت تغییر دهد و رأیدهندگان نیز تا زمانی که او قاطعانهتر از ترامپ اعلام برائت نکند، مخالفتهای پنهانیاش با جنگ را جدی نخواهند گرفت.
اشمیتز میافزاید چنین جدایی سیاسی بسیار پرمخاطره خواهد بود؛ چراکه ۸۲درصد بدنه حزب جمهوریخواه همچنان عملکرد ترامپ را تایید میکنند. حمایت رسمی ترامپ که ونس چشمانتظار آن است هنوز اعلام نشده و رئیسجمهور آمریکا نام گزینههای دیگری، بهویژه مارکو روبیو، وزیر امور خارجه را نیز به میان کشیده است. انتصاب استیون میلر، از مدافعان سرسخت جنگ، به سمت رئیس دفتر جدید کاخ سفید نیز کفه ترازو را به زیان ونس سنگینتر میکند. یکی از دستیاران پیشین ترامپ به نشریه هیل گفت که حمایت ترامپ در رقابتهای درونحزبی در همان گام نخست ۳۰درصد آرا را تضمین میکند و ونس جسارت تقابل آشکار با رئیسجمهور را نخواهد داشت؛ چراکه ترامپ او را در هم خواهد شکست. «سوزان دلپرسیو»، استراتژیست جمهوریخواه نیز هشدار داد که اگر ونس ناگزیر شود بدون پشتوانه ترامپ پا به میدان بگذارد، چارهای جز گسست از او نخواهد داشت و صحنه رقابت به شدت پرتنش و فرسایشی خواهد شد.
«رابرت شریمزلی» در گزارش دیگری در فایننشالتایمز مینویسد حتی اگر جمهوریخواهان زیر پرچم رهبری تازه تجدید قوا کنند، جاذبه سیاسی شعار «اول آمریکا» را از یاد نخواهند برد. او به اروپاییها هشدار میدهد به این دل خوش نکنند که تنها با تحمل دوران افول سیاسی رئیسجمهور فعلی، همهچیز به روال عادی بازمیگردد؛ چراکه شکست یک آمریکای بد، لزوما به معنای بازگشت آمریکای قدیم نیست. شاید تندرویهای دوران ترامپ پس از او فروکش کند، اما جریان ترامپیسم چرخشی پایدار را به سوی کنارهگیری از مسائل جهانی رقم زده است. به اعتقاد شریمزلی، اکنون گفتمان ضدجنگ بر هر دو حزب اصلی آمریکا سایه انداخته و تجربه جنگ با ایران، دست کسانی را که خواهان تعیین شروط سختگیرانهتر برای مداخله نظامی هستند، پر کرده است. رأیدهندگان آمریکایی نیز دیگر رغبتی به تامین هزینههای امنیتی دیگر کشورها ندارند و این دیدگاه هم شکل گرفته که مهار روسیه پیش و بیش از هر چیز مساله خود اروپاست و کشورهای این قاره باید بار مالی و عملیاتی آن را به دوش بکشند.
شریمزلی معتقد است ترامپ درس دیگری نیز به جهان داده که به این سادگی از حافظه سیاسی پاک نخواهد شد و آن اینکه در دنیای امروز، منطق زور حرف اول را میزند. او با استناد به سخنان مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، استدلال میکند که قدرتهای میانی اکنون بر سر دوراهی دشواری ایستادهاند و باید میان دستیابی به استقلال راهبردی و تن دادن به تبعیت، یکی را برگزینند. اما به نوشته بلومبرگ، رؤسایجمهور آمریکا در سالهای پایانی دوره خود، بهویژه وقتی کنگره به دست حزب رقیب میافتد، بیشتر به سیاست خارجی روی میآورند؛ چون در حوزه جنگ و دیپلماسی اختیارات گستردهای دارند. ترامپ نیز ابزار وتو را در اختیار دارد. حتی پس از آنکه دیوان عالی در ماه فوریه تعرفههای فراگیر او را ابطال کرد، ترامپ با توسل به قوانین تجاری خاص، عوارض تازهای از جمله تعرفه ۵۰درصدی بر طیف گستردهای از کالاهای کانادایی وضع کرد. او همچنین قادر است بدون نیاز به مصوبه کنگره، تحریمهای جدیدی وضع کند، محدودیتهای صادراتی را افزایش دهد و ورود به خاک آمریکا را محدود کند.
با این حال، اهرم فشار اصلی کنگره، بودجه است. پنتاگون هماکنون با بودجهای موقت اداره میشود که مهلت آن یازدهم دسامبر (۲۰ آذر) به سر میرسد و بعید است بتواند همزمان بار مالی ازسرگیری جنگی تمامعیار با ایران و بازسازی ذخایر تسلیحاتی خود را تامین کند. در حوزه فروش سلاح نیز، ترامپ بسته تسلیحاتی ۱۴میلیارد دلاری تایوان را معلق نگه داشته و از آن بهعنوان برگ برندهای ارزشمند در مذاکرات آتی با پکن یاد کرده است.