رئیسجمهور چین از ۲۳ تا ۲۵ سپتامبر مهمان کاخ سفید خواهد بود
دیدار شی و ترامپ
دیپلماسی در گلوگاههای موازنهساز
کسری غفوری: کاخ سفید و پکن با انتشار بیانیههای رسمی، جزئیات سفر سهروزه شی جینپینگ به واشنگتن را از 23 تا 25سپتامبر (1 تا 3مهر) اعلام کردند. این نشست دوجانبه در شرایطی برگزار میشود که روابط دو قدرت بزرگ اقتصادی جهان در مقطعی تعیینکننده قرار دارد و مهلت توافق موقت برای آتشبس تعرفهای و تعلیق محدودیتهای صادرات عناصر نادر خاکی چین در ماه نوامبر به پایان میرسد. گوئو جیاکون، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، سفرهای متقابل سران دو کشور طی یک بازه ششماهه را رویدادی با اهمیت تاریخی و نقطهعطفی در مناسبات دوجانبه خواند و تاکید کرد که پکن خواهان تقویت گفتوگو، مدیریت صحیح اختلافات و پیشبرد ثبات و رفاه مشترک بینالمللی است.
بر اساس برنامه اعلامشده از سوی کاخ سفید، ابعاد نمادین و اقتصادی این دیدار به یک اندازه برجسته است. دونالد ترامپ قصد دارد در اقدامی کمسابقه، شخصا در پایگاه مشترک اندروز از رئیسجمهور چین استقبال کند؛ رویدادی که پیشینه تاریخی آن به استقبال دوایت آیزنهاور از نیکیتا خروشچف در دوران جنگ سرد بازمیگردد. در کنار مراسم رسمی، سان نظامی و بازدید از اسناد تاریخی ایالات متحده به مناسبت دویستوپنجاهمین سالگرد تاسیس این کشور، ضیافت شام رسمی با حضور چهرههای برجسته فناوری و مالی آمریکا نظیر ایلان ماسک، تیم کوک، جنسن هوانگ، سم آلتمن، ساندار پیچای و جف بزوس برگزار خواهد شد. با این حال، به نوشته اپک تایمز، موضوعاتی چون نحوه پایبندی چین به تعهدات صادرات عناصر نادر خاکی، درخواستهای صنایع داخلی برای محدودسازی ورود خودروسازان چینی و وضعیت شهروندان و فعالان بازداشتی در چین از مهمترین محورهای تنشزای این مذاکرات به شمار میروند.
یکی از مقامات ارشد دولت آمریکا پیش از آغاز سفر اعلام کرد که محمولههای خاکهای کمیاب چین به آمریکا و سایر کشورها کمتر از انتظار بوده و عملکرد پکن در این زمینه خواستههای واشنگتن را برآورده نکرده است؛ از همین رو پرونده عناصر نادر خاکی یکی از محورهای اصلی گفتوگوها خواهد بود. در مقابل، آمریکا بررسی کاهش بخشی از تعرفهها بر کالاهای چینی در بخشهای غیرراهبردی را در دستور کار دارد. به این ترتیب، محتملترین دستاورد این نشست نه یک توافق جامع، بلکه تمدید همان معامله پیشین یعنی تخفیف تعرفهای در ازای تسهیل صادرات مواد معدنی حیاتی خواهد بود.
دو گلوگاهی که موازنه را تعیین میکنند
معادله قدرت میان دو طرف را میتوان در دو وابستگی متقابل خلاصه کرد. از یکسو چین 80 تا 90درصد تولید جهانی خاکهای کمیاب را در اختیار دارد و از سوی دیگر، تایوان امسال با پیشی گرفتن از چین به سومین منبع بزرگ واردات آمریکا پس از مکزیک و کانادا بدل شده است؛ وارداتی که بخش عمده آن را نیمههادیها و تجهیزات پیشرفتهای تشکیل میدهد که موتور رونق هوش مصنوعی در ایالات متحده را روشن نگه میدارند. به بیان دیگر، هر دو طرف بر گلوگاهی نشستهاند که قطع آن برای دیگری پرهزینه است و همین تقارن، دامنه چانهزنی را تعیین میکند.
آدام پوزن، اقتصاددان و تحلیلگر ارشد، در مقالهای برای «فارن افرز» استدلال میکند که دولت ترامپ نباید روابط اقتصادی با پکن را به عنوان یک بازی با حاصلجمع صفر در نظر بگیرد. پوزن معتقد است که چین در مواجهه با تهدیدهای اقتصادی دارای برتری در تشدید تنش است؛ زیرا توانایی این کشور در ایجاد آسیب اقتصادی به آمریکا به مراتب بیشتر از توان متقابل واشنگتن است. کنترل 80 تا 90 درصدی چین بر تولید جهانی خاکهای کمیاب روشنترین نمونه این اهرم است، اما وابستگیها فراتر از آن میرود؛ چین همچنان منبع اصلی آهنرباهای تخصصی و تراشههای پایه مورد استفاده در خودرو و لوازم خانگی است و حتی داروهای ژنریکی که آمریکا از هند وارد میکند، برای تولید به مواد اولیه چینی متکی هستند.
به باور پوزن، راهبرد آمریکا در تلاش برای جداسازی شتابزده زنجیرههای تامین صرفا مسیرهای تجاری را پیچیدهتر و غیرشفافتر کرده است. او پیشنهاد میکند که واشنگتن باید از این نشست نه برای اجبار پکن به خرید کالاهای غیرراهبردی نظیر محصولات کشاورزی، بلکه برای خرید زمان استفاده کند. طبق این تحلیل، دولت آمریکا باید با انعقاد توافقهای چندساله، ذخایر راهبردی اقلام حیاتی وارداتی از چین را تقویت کند و همزمان با جذب سرمایهگذاری مستقیم چین در صنایعی چون باتری و خودروهای الکتریکی، منافع مشترک اقتصادی ایجاد کند تا در بلندمدت فرصت بازسازی زنجیرههای داخلی و متحدان فراهم شود.
پوزن برای اثبات شدنی بودن چنین توافقی به تجربه جنگ سرد اشاره میکند؛ دورانی که آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ مجموعهای از قراردادهای غلات را امضا کردند و این توافقها حتی پس از تحریم تجاری جیمی کارتر در واکنش به تهاجم شوروی به افغانستان، در دولتهای رونالد ریگان و جرج بوش پدر تمدید و گسترش یافتند. با این حال، خود او نیز به یک مانع مهم اذعان دارد؛ پکن شرایط صادرات خاکهای کمیاب را به گونهای تنظیم کرده است که فروش مجدد و انباشت این مواد را دشوار کند و دقیقا از همین راه اهرم فشار خود را حفظ کرده است.
تایوان؛ حساسترین گره
با این حال، همانطور که نیویورکتایمز بررسی کرده، پرونده امنیتی تایوان میتواند تعادل شکننده میان دو طرف را برهم بزند. یکی از اهداف اصلی پکن در این نشست، ترغیب ترامپ به تداوم تعلیق بسته تسلیحاتی 14میلیارد دلاری به تایپه است؛ بستهای شامل سامانههای پدافند هوایی، موشک و تجهیزات ضدپهپاد که ترامپ صراحتا از آن بهعنوان برگ برندهای برای چانهزنی با چین نام برده است. فاصله رویکرد فعلی او با دوره نخست ریاستجمهوریاش چشمگیر است؛ ترامپ در دوره اول حدود هجدهمیلیارد دلار فروش تسلیحات به تایوان را تصویب کرده بود.
شی نیز ابزارهای فشار خود را در اختیار دارد و میتواند در صورت تصویب این بسته، به تشدید محدودیتهای صادرات خاکهای کمیاب یا حتی غیبت در نشست گروه بیست در دسامبر آینده در میامی که ترامپ ریاست آن را بر عهده دارد، اشاره کند. در مقابل، واشنگتن ممکن است از پکن بخواهد برای بازگشایی تنگه هرمز و کاهش تنشهای نفتی بر تهران فشار بیاورد. تعلیق فروش این تسلیحات، دولت تایپه را با چالشهای جدی در موازنه نظامی مواجه کرده است؛ هرچند وابستگی شدید صنایع پیشرفته آمریکا به تراشههای تایوانی و سرمایهگذاری ۲۶۵میلیارد دلاری شرکت صنایع نیمهرسانای تایوان در آریزونا، نوعی درهمتنیدگی ساختاری پایدار را میان دو طرف ایجاد کرده است. این نشست در نهایت آزمونی برای دیپلماسی عملگرایانه دو قدرت خواهد بود تا مشخص شود آیا بدهبستانهای تجاری و اقتصادی میتواند مانع از تقابل در حساسترین نقاط ژئوپلیتیک شود یا خیر.