دنیای اقتصاد گزارش میدهد؛
اروپا در آستانه زمستان سخت؟
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- کسری غفوری: ذخایر گاز طبیعی اروپا برای تامین گرمایش و تولید برق، بار دیگر به کانون توجه بازارهای جهانی تبدیل شده است. چهار سال پیش، دولتها و صنعت انرژی این قاره ارقام بیسابقهای را برای پر کردن انبارهای بهشدت خالی خود هزینه کردند، چرا که شوک عرضه ناشی از جنگ اوکراین قیمتها را به اوج رسانده بود.
اما اکنون، سایه جنگ آمریکا علیه ایران، پر کردن ذخایر گاز را در آستانه زمستان و روزهای اوج مصرف، با چالشی جدی مواجه کرده است.
وضعیت تنگه هرمز خریداران را برای تصاحب محمولههای باقیمانده وارد رقابتی بیرحمانه کرده است. نگرانی از کمبودهای کوتاهمدت باعث شده تا قیمت گاز در قراردادهای تابستانی بارها از قراردادهای زمستانی پیشی بگیرد و همین امر انگیزه معاملهگران را برای ذخیرهسازی سوخت از بین برده است.
در حال حاضر ونشانه روشنی از توافق صلح قریبالوقوع میان آمریکا و ایران برای بازگشایی تنگه هرمز دیده نمیشود و اروپا تنها چند ماه تا شروع سرما فرصت دارد. تا اواسط مردادماه، مخازن این قاره تنها ۵۹ درصد پر بودهاند که پایینترین سطح فصلی از سال ۲۰۰۹تاکنون به شمار میرود.
خطر اصلی این است که قاره سبز در آستانه فصل اوج مصرف، سپر دفاعی بسیار ضعیفی در برابر شوکهای عرضه و جهش قیمتها داشته باشد.
به گزارش بلومبرگ، اروپا به دلیل فصل دشوار ذخیرهسازی در سال ۲۰۲۵، زمستان گذشته را نیز با ذخایری کمتر از حد نرمال آغاز کرد. در آن مقطع، روزهای بدون باد زمستانی، مصرف گاز را افزایش داد و ذخایر را تحلیل برد؛ همزمان، گمانهزنیها درباره ورود آلمان به بازار برای حمایت از ذخیرهسازی (که هرگز محقق نشد) نوسان قیمتها را دامن زد و انگیزه تجار را برای انباشت سوخت بیش از پیش کاهش داد.
امسال اما، جنگ در خاورمیانه و بسته شدن تنگه هرمز عملاً صادرات قطر را به عنوان دومین تولیدکننده بزرگ الانجی جهان متوقف کرده است.
خریداران آسیایی که بیشترین آسیب را دیدهاند، بلافاصله برای جذب محمولهها از دست اروپا وارد عمل شدند و همزمان، شکلگیری پدیده آبوهوایی النینو و موجهای پیاپی گرما، تقاضا برای سوخت سرمایشی را بهشدت افزایش داد.
اگر عرضه همچنان محدود بماند و اروپا با مخازن نیمهخالی به استقبال زمستان برود، احتمالا مجبور خواهد شد برای تامین گرمایش و برق در ماههای سرد، هزینههای بسیار بالاتری بپردازد. بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، قیمت گاز در اروپا همین حالا تقریبا دو برابر مقطع مشابه در سال گذشته است و اختلال در عرضه الانجی قطر، پیشبینیها برای مازاد عرضه جهانی را دستکم دو سال به تعویق انداخته است.
میزان رقابت اروپا برای تامین الانجی تا حد زیادی به تقاضای چین، افزایش تولید برق در نیروگاههای هستهای ژاپن و شرایط آبوهوایی آسیا بستگی خواهد داشت.
میزان وابستگی اروپا به این ذخایر بسیار بالاست، زیرا با روشن شدن سیستمهای گرمایشی، مصرف گاز تقریبا دو برابر میشود. اتحادیه اروپا پس از آمریکا دومین شبکه بزرگ ذخیرهسازی گاز جهان را در اختیار دارد که معمولا حدود ۳۰ درصد از نیاز زمستانی و بیش از نیمی از تقاضای روزهای یخبندان را پوشش میدهد؛ بهویژه در روزهایی که سرعت پایین باد تولید برق تجدیدپذیر را محدود میکند.
این گازها با فشار بالا در میادین تخلیهشده، غارهای نمکی یا سفرههای آب زیرزمینی ذخیره میشوند. حتی با وجود حداکثر صادرات نروژ، الجزایر و آمریکا، جریان خطوط لوله و واردات الانجی بهتنهایی برای تامین نیاز اوج مصرف کافی نیست.
اکنون این پرسش در بازارهای انرژی مطرح است که آیا دولتها، بهویژه آلمان، برای حمایت از خرید گاز وارد عمل خواهند شد یا خیر؟ چنین اقدامی میتواند جنگ قیمتی با دیگر مناطق مصرفکننده گاز را کلید بزند. مقررات اتحادیه اروپا به دولتها اجازه میدهد در صورت تعلل بازیگران بازار، نهادهای خاصی را مامور خرید کنند.
با این حال، دخالت دولت اگرچه امنیت عرضه را تضمین میکند، اما خطر تحریف قیمتها را به همراه دارد. مدیر بازار گاز آلمان در ماه مه اعلام کرد برای پر کردن مخازن مداخله نخواهد کرد، چون مطمئن است بخش خصوصی در نهایت این کار را انجام میدهد؛ این در حالی است که سطح ذخایر آلمان از کشورهایی چون ایتالیا و فرانسه عقبتر است. در مقابل ایتالیا که بزرگترین خریدار الانجی قطر در اروپا است مشوقهای ذخیرهسازی را تمدید کرده و هلند نیز حمایتهایی را آغاز کرده است.
برخی اعضا از جمله ایتالیا و اتریش ذخایر «راهبردی» تحت کنترل دولت دارند که در اختیار بقیه بازار نیست؛ این ذخایر بهطور میانگین حدود ۱۱ درصد ظرفیت کل ذخیرهسازی اتحادیه را تشکیل میدهد. آلمان نیز قصد ساخت چنین ذخیرهای را دارد، اما نه بهموقع برای زمستان پیش رو.
بحران انرژی سالهای اخیر باعث شد تا اروپا اهداف سختگیرانهای برای پر کردن ۹۰ درصدی مخازن در فاصله اکتبر تا دسامبر تعیین کند، اما با توجه به شرایط دشوار کنونی، این هدفگذاری برای زمستان پیش رو به ۸۰ و در صورت تداوم مشکلات حتی ۷۵ درصد کاهش یافته است.
حتی اگر جنگ پایان یابد، حل مشکل زمانبر خواهد بود، زیرا رسیدن نفتکشها از قطر به بنادر اروپا حدود دو هفته یا بیشتر طول میکشد و بازگشت تولید تاسیسات آسیبدیده به روال عادی نیازمند زمان است.
در نهایت، کمتر کسی شک دارد که اروپا سوخت کافی برای زمستان را تامین خواهد کرد. خطر بزرگتر، هزینه این تامین و توان خانوارها و صنایع برای تحمل یک جهش دیگر در قبضهای انرژی است، آن هم درست چند سال پس از آخرین بحران گازی ویرانگری که این قاره پشت سر گذاشت./