دنیای اقتصاد گزارش میدهد؛
زمستان تاریک کییف در سایه اشتباهات مرگبار غرب
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- کسری غفوری: روند دفاع اوکراین در جنگ با روسیه با چالشهایی در زمانبندی همراه بوده است. این تاخیرها مانع از آن شد که کییف بتواند موقعیت میدانی خود را به نتیجهای تعیینکننده تبدیل کند و در نهایت به طولانیتر شدن این نبرد فرسایشی انجامید.
بررسیها حاکی از آن است که تصمیمات متحدان غربی اوکراین در این روند تاثیرگذار بوده و احتمال تداوم این رویه در تصمیمگیریهای آتی نیز وجود دارد.
اخبار میدان نبرد در سال جاری عموما به نفع کییف بود. پس از پشت سر گذاشتن یک سال دشوار برای تطبیق با شرایط و گذراندن سختترین زمستان جنگ تا به امروز، نیروهای اوکراینی موفق شدند تهاجم بهاره روسیه را متوقف کنند.
از آن زمان، پیشرویهای زمینی مسکو به کندترین سرعت خود از سال گذشته میلادی رسیده و همین دستاوردهای ناچیز نیز به قیمت تلفات سنگین نیروهای روس به دست آمده است. در عین حال، با توجه به اینکه استراتژی خط مقدم اوکراین بر پایه واگذاری بخشهای کوچکی از خاک در ازای تحمیل تلفات جبرانناپذیر به دشمن بنا شده است، این وضعیت یک پیروزی برای کییف محسوب میشود.
توانمندیهای جدید اوکراین در حملات دوربرد نیز به همان اندازه حائز اهمیت بوده است. این تسلیحات برای نخستین بار دامنه جنگ را به عمق خاک روسیه کشاندهاند. اکنون شهروندان عادی روسیه نیز تبعات این درگیری را به شکل تورم، کمبود سوخت و نابودی انبارهای توزیع کالا در بخشهای وسیعی از کشورشان احساس میکنند و خطوط تدارکات نظامی در عمق خاک روسیه مختل شده، شبهجزیره کریمه دیگر به سختی قابل سکونت است و دریای آزوف نیز برای کشتیرانی ناامن شده است.
طبیعتا مسکو نیز به این حملات پاسخ متقابل میدهد. توماس ای. گراهام، پژوهشگر مسائل روسیه و عضو پیشین شورای امنیت ملی آمریکا، در یادداشت خود برای روزنامه نیویورک تایمز اشاره می کند که دوطرفه بودن این آسیبها به این معناست که اکنون زمان مناسبی برای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکاست تا تلاشهای میانجیگرانه خود را از سر بگیرد و دو طرف را به سوی آتشبس سوق دهد.
این ایده شاید تا چند هفته پیش منطقی و عملی به نظر میرسید. اما هال برندز ستوننویس بلومبرگ و استاد ممتاز کرسی هنری کیسینجر در دانشکده مطالعات بینالمللی پیشرفته دانشگاه جانز هاپکینز در یادداشت اخیر خود استدلال کرده که در مقطع کنونی، هرگونه تلاش برای مذاکره به احتمال زیاد با شکست مواجه خواهد شد، چراکه ولادیمیر پوتین متوجه تغییرات عمدهای شده که به نفع او در حال شکلگیری است.
تصمیم غیرمنطقی واشنگتن برای آغاز یک جنگ علیه ایران، ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت آمریکا را به شدت کاهش داد. این موشکها تنها سیستم در دسترس اوکراین برای سرنگونی مداوم موشکهای بالستیک بودند. درست در زمانی که پوتین با افزایش تولیدات نظامی خود، بنادر و شهرهای اوکراین را هدف قرار میدهد، ذخایر پاتریوت کییف به پایان رسیده است. در یکی از حملات اخیر، تمامی موشکهای بالستیک شلیک شده از سد دفاعی اوکراین عبور کردند و دهها کشته و مجروح بر جای گذاشتند.
با وجود فضای نسبتا مثبت دیدار ماه گذشته زلنسکی در واشنگتن، اوکراین نتوانست ۳۰۰ موشک پاتریوت درخواستی خود را دریافت کند. این تعداد معادل حدود یکسوم از ذخایر باقیمانده آمریکا بود.
همچنین به نظر میرسد رئیسجمهور آمریکا راهکار بلندمدت تولید پاتریوت تحت لیسانس در داخل اوکراین را نیز از روی میز برداشته است.
حال کرملین در حال دستیابی به یک مزیت جدید و قابل توجه است و میتواند به هر هدفی در اوکراین از مرز لهستان گرفته تا مناطق شرقی حمله کند، بدون اینکه مجبور باشد برای عبور از سد دفاعی بیدفاع اوکراین، موشکهای بالستیک چند میلیون دلاری بیشماری را هدر بدهد.
این وضعیت پتانسیل تغییر قواعد بازی را دارد و به معنای توانایی انهدام ظرفیتهای از پیش کاهشیافته تولید برق و گرمایش اوکراین با سرعتی بسیار بیشتر از روند بازسازی آنهاست. این امر به نوبه خود پیامدهایی چون قطعی سراسری برق، سرمای شدید در آپارتمانهای شهری و امواج جدید مهاجرت دستهجمعی را به دنبال خواهد داشت؛ آن هم در شرایطی که مساله مهاجرت به یک خط قرمز سیاسی به شدت حساس در اروپا تبدیل شده است.
کییف در حال حاضر روی تولید سیستمهای ضدبالستیک بومی و همچنین موشکهای بالستیک خود برای حمله متقابل به روسیه کار میکند. اما در اینجا نیز میان زنجیره تامین اوکراین و نیازهای فوری میدان نبرد عدم تطابق زمانی وجود دارد.
توسعه و ساخت این تسلیحات جدید ممکن است سالها طول بکشد، در حالی که تشدید حملات هوایی و احتمالا زمینی روسیه همین حالا در حال وقوع است. فرانسه و ایتالیا در حال مذاکره برای تحویل سیستمهای دفاعی مشابه به کییف هستند، اما موجودی موشکهای رهگیر آنها حتی از نسخه آمریکایی نیز بسیار کمتر است.
اگر مسکو بخواهد در پاییز صدها هزار سرباز دیگر را بسیج کند، چشمانداز اوکراین بسیار تاریک خواهد بود.
در حال حاضر تنها سه مسیر پیش روی اوکراین و متحدان غربی اشوجود دارد. در سناریوی نخست، متحدان کییف باید پیش از رسیدن زمستان موشکهای رهگیر پاتریوت را پیدا کنند و قابلیتهای حمله دقیق دوربرد را برای نابودی کارخانهها و پرتابگرهای موشک بالستیک روسیه در اختیار اوکراین قرار دهند.
در سناریوی دوم، اوکراین با تسلیم شدن در برابر خواستههای پوتین و واگذاری بقیه منطقه دونباس، تن به شکست میدهد. در سناریوی سوم، ماشین جنگی از میان یک زمستان وحشیانه دیگر به مسیر فرسایشی خود ادامه میدهد.
مسیر اول برای کییف مطلوبترین گزینه است اما بعید به نظر میرسد. شرکتهای تسلیحاتی آمریکایی در حال تسریع روند توسعه موشکهای کروز ارزانقیمت با بردی در حدود چهارصد کیلومتر هستند که از موشکهای بریتانیایی فعلی اوکراین برد بیشتری دارند و قرار است در پاییز تحویل داده شوند.
این موشکها کمککننده خواهند بود، اما در برابر تهدیدات بالستیک کارایی ندارند و برای مهار آنها به بردی نزدیک به دو هزار کیلومتر نیاز است. این تسلیحات دوربرد نیز مانند پاتریوتها به شدت کمیاب هستند.
گزارشهای اخیر نشان میدهد که واشنگتن بخش بزرگی از ذخایر استراتژیک خود را مصرف کرده است. قطعا تمام این بحران متوجه دولت فعلی آمریکا نیست و کمکاری انباشته در تولید تسلیحات دفاعی حیاتی، به سالها پیش برمیگردد.
سناریوی دوم یعنی تسلیم کییف حتی از این هم نامحتملتر است. هیچ سیاستمدار اوکراینی نمیتواند شرایط فعلی مسکو را بپذیرد و همچنان در قدرت بماند.
پوتین خواهان کنترل شهرکهای استراتژیک دونباس است که همچنان مقاومت میکنند. این نوار از زمینهای ناهموار و بافت شهری، آخرین خط دفاعی طبیعی اوکراین پیش از رودخانه دنیپرو محسوب میشود. پافشاری کرملین بر تصرف این مناطق گواهی بر اشتهای سیریناپذیر پوتین برای پیشروی است.
نهایتا همین موضوع سناریوی سوم یعنی ادامه جنگ در سالهای آینده را به محتملترین نتیجه تبدیل میکند که پیامدی جز تحمیل هزینههای گزاف جانی و مالی برای کییف و حامیانش نخواهد داشت.
اوکراین تا همینجا نیز توان خود را در این جنگ فرسوده است و اکنون این آمریکا و اروپا هستند که باید با تن دادن به واقعیتهای میدانی تصمیم بگیرند که آیا با تداوم لجاجت خود پنجره فرصت دیگری را برای پایان دادن به بحران و پذیرش شرایط مسکو خواهند بست یا خیر.