بوتو بعدها به شوخی به سفیر آمریکا در پاکستان گفت که در حین گفت‌وگو با نیکسون آنقدر بر این موضوع متمرکز شد که «به معنای واقعی کلمه این مشکل را در کاخ سفید باقی گذاشت» و فراموش کرد که برگه‌هایش را با خود پس از آن دیدار بیاورد.

نیکسون به‌طور دیپلماتیک وانمود کرد که به ایده بوتو علاقه‌مند است. او به بوتو گفت: «طرح پیشنهادی‌ات درباره بندر برای من جذاب بود.» اما نیکسون «غیرمتعهد» بود. او گفت: «امروز نمی‌توانیم حرف قطعی‌ای در این مورد بزنیم. ما با نیروی دریایی در میان نگذاشته‌ایم. دکتر کیسینجر موضوع را بررسی خواهد کرد.» در واقع، کیسینجر قبلا آن را بررسی کرد و توصیه مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور را بازتاب داد که توصیه به دوری کردن از این پروژه بود. او در یادداشتی قبل از نشست برای نیکسون نوشت: «حضور جدید ایالات متحده با این وضعیت موجب دشمنی و مخالفت شوروی‌ها، هندی‌ها، افغان‌ها و شاید دیگران می‌شود؛ بدون اینکه به منافع آمریکا در خلیج‌فارس یا در آسیای جنوبی کمکی کند.» کیسینجر در بخش دیگری از این نوشته افزود: «بااین‌حال، نکته کلیدی این است که احتمالا این هزینه‌ای میلیون دلاری خواهد داشت و تاثیر سیاسی این پروژه تا حدودی به این بستگی دارد که فیل سفید نباشد.» علاوه بر شناسایی چشم‌اندازهای تجاری متزلزل پروژه، کیسینجر و کارکنانش فهمیدند که بندر گوادر عمدتا یک پروژه سیاسی است. این یادداشت افزود: «انگیزه اصلی بوتو درباره بندر بلوچستان این است که این بندر احتمالا به او کمک می‌کند تا تجارت و شغل بیشتری با خود بیاورد و حمایت بیشتری در آن منطقه عقب‌مانده، کم‌جمعیت، بی‌ثبات مزمن و استان تحت سلطه مخالفان کسب کند.» جانشینان بوتو با این رشوه‌های سیاسی این ایده را چند دهه بعد دوباره زنده کردند و سرانجام بندر گوادر را به یکی از بحث‌برانگیزترین پروژه‌های CPEC تبدیل کردند. در پاسخ، هند به دنبال توسعه بندر چابهار در ایران برآمد.

پیشنهاد گوادر با علاقه اندک در طرف آمریکایی سرانجام در گرداب روابط بزرگ‌تر آمریکا - پاکستان گم شد؛ درامی که از سوی محققان دیگر به شکل تحسین‌برانگیزی توضیح داده شده است. هیجان‌انگیزترین بخش در این روابط تا حد زیادی با اولویت‌های امنیتی آمریکا طی جنگ سرد همزمان بوده: جنگ نیابتی علیه شوروی در افغانستان و پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر. هر اعلامیه مشارکتی در نهایت جای خود را به اختلاف‌نظر و در نهایت سرخوردگی و ناامیدی داد و همگی بر باد رفت. همان‌طور که حسین حقانی، سفیر سابق پاکستان در آمریکا نوشته است: «رابطه میان آمریکا و پاکستان داستان انتظارات اغراق‌آمیز، وعده‌های نقض‌شده و سوءتفاهم‌های فاجعه‌بار است.»

 جاده جدید ابریشم

درحالی‌که تمام آن داستان را نمی‌توان به‌طور گذرا بیان کرد؛ اما آخرین فصل آن، زمینه را برای روابط عمیق‌تر میان پاکستان و چین و ظهور CPEC فراهم کرد. جنگ در افغانستان بار دیگر همکاری با پاکستان را ضروری ساخت و ایالات متحده کمک‌هایی اختصاص داد تا روابط بهبود یابد. در سال ۲۰۰۴، ایالات متحده، پاکستان را به‌عنوان یکی از متحدان غیر ناتوی خود معرفی کرد و به این کشور اجازه دسترسی بیشتری به تجهیزات و آموزش‌های نظامی آمریکایی را داد. چند ماه بعد، کمیسیون ۱۱ سپتامبر «تلاش جامعی» را توصیه کرد «که شامل طیفی از کمک نظامی تا حمایت از آموزش و تحصیل بهتر می‌شود تا زمانی که رهبران پاکستان همچنان مایل باشند که انتخاب‌های دشوار خود را انجام دهند.» حمایت از پاکستان یک هدف دوحزبی باقی ماند و در سال ۲۰۰۹، کنگره آمریکا لایحه‌ای را تصویب کرد که مورد حمایت جان کری و ریچارد لوگار بود و کمک غیرنظامی ۵/ ۷میلیارد دلاری را ظرف ۵ سال به پاکستان می‌داد.

بسته کمکی آمریکا به پاکستان زیرساخت‌ها را در اولویت خود قرار می‌داد و ۵/ ۳میلیارد دلار را به پروژه‌هایی با «میدان دید بالا و تاثیر بالا» اختصاص می‌داد. این پروژه‌ها به‌منظور کمک به حل مساله چالش‌های توسعه‌ای پاکستان انجام گرفت؛ درحالی‌که تصورات عمومی از ایالات متحده را بهبود می‌بخشید. یک گزارش وزارت خارجه آمریکا - با الزام قانون - توضیح می‌داد که «بسیاری از پاکستانی‌ها به شکل نوستالژیک درباره روزهایی سخن می‌گویند که تلاش‌های کمکی آمریکا قابل‌توجه‌تر بود، مبتنی بر فناوری و درازمدت‌تر بود.» پس از رهاکردن کار تحویل پروژه‌های بزرگ زیرساختی در دهه‌های ۶۰ و ۷۰، دولت آمریکا به بازی بازگشت. ایالات متحده حتی چشم‌اندازی برای اتصال منطقه‌ای ارائه داد: «جاده جدید ابریشم». برنامه‌ریزان در ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) این ایده را از «اس.فردریک استار» محقق مسائل روسیه و اوراسیا که مدت‌ها حامی ساخت پیوندهای حمل‌ونقلی در سراسر ابر قاره اوراسیا بود، وام گرفتند. ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده وقت سنتکام، علاقه‌مند شد و نیروهایش را به پیگیری آن تشویق کرد؛ اما این ایده به‌سختی مورد توجه وزارت خارجه و سفیر ریچارد هالبروک، نماینده ویژه آمریکا در امور افغانستان و پاکستان قرار گرفت.

333

این مطلب برایم مفید است
7 نفر این پست را پسندیده اند