دموکرات‌ها با اکثریتی قابل اتکا، رای مردمی مجلس نمایندگان را به خود اختصاص دادند. جایگاه آنان به‌عنوان حزبی که به مدد قدرتش در نواحی شهری از بیشترین حمایت در میان آمریکاییان برخوردار است، با افزایش حمایت‌ها از سوی نواحی حومه‌نشین تقویت شد. در واقع حمایت نواحی حومه‌نشین از ترامپ دستخوش تغییر شد. همزمان اما جمهوری‌خواهان توانستند قدرت خود را در ایالت‌های کم‌جمعیت‌تر اما روستایی‌تر افزایش دهند و به این ترتیب به آسانی سناتورهای دموکرات را در ایندیانا، میسوری و داکوتای شمالی شکست دهند. در کشوری که در آن یک نهاد قانون‌گذاری بر پایه جمعیت انتخاب شده و دیگری بر پایه وسعت سرزمین، این گسستگی همچون نسخه‌ای است که در آن بن‌بست، حاکمیت ضعیف و در نهایت بی‌علاقگی به نظام سیاسی تجویز می‌شود.

عمق این گسستگی نیز تکان‌دهنده است. ۱۰ سال پیش ۱۷ ایالت بودند که در آنها یک سناتور جمهوری‌خواه و یک سناتور دموکرات حضور داشت. از ژانویه ۲۰۱۹ اما این تعداد ایالت به تنها ۷ ایالت کاهش یافته است. در انتخابات فدرال به‌نظر نمی‌رسد که هیچ نامزدی بتواند در قلمرو حزب مخالف ادامه حیات دهد. تنها ۶ سناتور دموکرات انتخابات را در ایالت‌هایی که در سال ۲۰۱۶ به ترامپ رای دادند پیروز شدند. از ژانویه به بعد ایالت مینه‌سوتا تنها ایالتی خواهد بود که در آن یک نهاد تحت کنترل دموکرات‌هاست و بقیه تحت کنترل جمهوری‌خواهان. آخرین‌بار که این وضعیت پیش آمد سال ۱۹۱۴ بود.

شاید این موازنه به ثبات برسد اما برای کشور و برای هر دو حزب آسیب‌زننده خواهد بود. خطری که جمهوری‌خواهان را تهدید می‌کند، درازمدت خواهد بود. درحال‌حاضر آنها کاخ سفید و اکثریت فزونی‌یافته‌ای را در سنا به خود اختصاص داده‌اند. اما در یک نظام دو حزبی، آن حزب که غالب است اما مدام در به‌دست آوردن اکثریت آرا شکست می‌خورد، یک روز خود را در موقعیتی می‌یابد که در آن از سوی اکثریت رای‌دهندگان به‌عنوان یک قدرت مطرح مشروع تلقی نمی‌شود. برای دموکرات‌ها اما چالش موجود، فوری است. آنها با نظامی مواجهند که آنها را به روش‌های ساختاری در شرایط نامساعدی قرار می‌دهد. آنها نمی‌توانند این سیستم را تغییر دهند مگر آنکه راهی برای پیروزی در درون آن بیابند. به‌دست آوردن سهم بزرگی از آرا در نیویورک و کالیفرنیا بسیار هم خوب است اما فی‌نفسه نمی‌تواند منجر به به‌دست آوردن اکثریت حاکم شود. راه خروج از این بن‌بست چیست؟ اکنون مسوولیت اصلی با دموکرات‌ها است.

آنها برای خودشان هم که شده، بی‌شک نفع کشور هم در آن است، باید راهی برای محبوبیت در منطقه مرکزی و حیاتی آمریکا بیابند. این کار با تمرین مانع‌سازی آغاز می‌شود. بدین معنا که آنها باید از اکثریت خود در مجلس نمایندگان استفاده کنند تا رئیس‌جمهوری‌ را که به معیارهای روسای جمهوری پیشین اهانت می‌کند مورد مداقه قرار دهند. آنها باید از نزدیک بر آنچه در آژانس‌های فدرال می‌گذرد، دقیق شوند و سوءاستفاده‌های احتمالی رئیس‌جمهوری از قدرت را در جهت افزایش قدرت شخصی خود مورد بازرسی قرار دهند.

اولویت دوم دموکرات‌ها باید این باشد که نشان دهند از ایده‌ها و ظرفیت حکومتی که برای رای‌دهندگان بیشتری اهمیت دارد، برخوردارند. یک راهش تلاش صادقانه برای کار با رئیس‌جمهوری و جمهوری‌خواهان است. کارهای زیادی در زمینه زیرساخت‌ها و قیمت داروها می‌توان انجام داد. حقیقت این است که دموکرات‌ها خواه این موضوع را دوست داشته باشند و خواه دوست نداشته باشند، از بی‌عملی بیش از جمهوری‌خواهان ضرر خواهند دید.

 

 جنگ شهر و روستـا در ایالات متحـده