به گزارش پایگاه خبری «انتخاب»، در ادامه این مطلب آمده است: «دولت ترامپ به دلیل سرپیچی از قوانین و هنجار‌ها همواره مورد نکوهش قرار گرفته است. حالا پرسش اینجاست که با کنار رفتن ترامپ و برقراری مجدد این هنجار‌ها توسط دولتمردان دوران اوباما، به ویژه در جهانی که توسط ترامپ، بیماری کرونا و چینی قدرتمند تغییر یافته به چه معنا خواهد بود؟»

اندیشکده بگین-سادات در ادامه نوشت: «در کل، سیاست خارجی ترامپ به دلیل ناتوانی از خروج از افغانستان و سوریه، رویارویی اقتصادی با چین و بی‌اعتنایی به نهاد‌های بین‌المللی همواره محکوم شده است. بنابراین تمام این جنبه‌ها احتمالا در دولت بایدن مورد تاکید قرار می‌گیرند.» ثابت شده که حداقل سیاست‌های خاورمیانه‌ای ترامپ هم در برقراری صلح در منطقه و هم در ارتقای منافع ملی آمریکا ناکام بوده است. حالا نتیجه آشکار روی کارآمدن بایدن، بازگشت دوباره متخصصان بر مسند امور خواهد بود.

در بخشی از این گزارش با اشاره به فعالیت‌های هسته‌ای ایران ادعا شده است: «درباره توافق هسته‌ای ایران نیز بایدن و مشاورانش قول داده‌اند تا با حفظ برخی تحریم‌ها دوباره به آن برگردند. با این حال در این باره دو نکته قابل ذکر است: نخست اینکه، شواهد موجود نشان می‌دهد ایران چه در گذشته و چه اکنون درحال نقض توافق است، الان هم میزان ذخیره اورانیوم غنی شده‌اش از میزان تعهد شده در توافق فراتر رفته است. دوم وضعیت نابسامان اقتصاد ایران است که با تحریم‌ها تقریبا با شرایط ناگواری مواجه است.»

این کارشناس با اشاره به اینکه دولت‌های دموکرات استاد نجات ایران از بحران هستند، افزود: «به لطف دولت ترامپ و ابتکار عمل‌اش، امروز کشور‌های خلیج‌فارس و حتی عربستان سعودی وابستگی کمتری به ترتیبات امنیتی آمریکا دارند و روابط خود را با اسرائیل گشوده‌اند، اتفاقی که این کشورها را قادر می‌سازد بتوانند جلوی بهبود رابطه آمریکا با ایران را بگیرند. در این میان، به عربستان سعودی توصیه می‌شود که اکنون روابط خود با اسرائیل را به‌عنوان وزنه مقابل فشار آمریکا رسمیت دهد.»

البته، سیاست ترامپ در تشویق جدایی از آمریکا ممکن است جایگزین معامله بزرگی با محوریت ایران ‌شود که به‌طور قابل ملاحظه‌ای به توانایی هسته‌ای این کشور منجر می‌شود. این بازگشت تهدیدآمیز ممکن است کشور‌های خلیج‌فارس را ترغیب کند تا بیشتر به سمت چین برای حمایت از آنها، تمایل پیدا کنند. تقویت اسرائیل در اتحاد با کشور‌های حوزه خلیج‌فارس می‌تواند آنها را متقاعد کند تا از افتادن در این دام حذر کنند.

خود اسرائیل فضای مانور بسیار کمتری دارد. به‌رغم علاقه وافر نسبت به اسرائیل و یهودیان، بایدن و هریس به‌عنوان کارکنان دوره اوباما به سختی می‌توانند خصومت گذشته را به فراموشی بسپارند. گرچه تغییر بحث انتقال سفارت آمریکا به[بیت‌المقدس]  بعید است، اما دشوارتر است که بگوییم سیاست‌های خاص دیگر دوران ترامپ ممکن است ادامه یابد. به‌طور کلی، بازگشت به سیاست اوباما محتمل به‌نظر می‌رسد. ما احتمالا شاهد از سرگیری جنگ‌های لفظی بین [بیت‌المقدس] و رام‌الله و سایر پایتخت‌ها مانند آنکارا باشیم.

قطعا رهبران اسرائیلی به‌خاطر از دست دادن حمایت بی‌نظیر ترامپ ابراز ناراحتی می‌کنند و به‌دنبال متحدان خود در کنگره خواهند بود و علنا از روی کار آمدن بایدن ابراز تاسف می‌کنند. درحال‌حاضر به آنها توصیه می‌شود که فعلا نظاره‌گر باشند. در این میان، وعده بایدن برای از سرگیری مشارکت آمریکا در نهاد‌های بین‌المللی به‌منظور مخالفت با چین، اشتباه است چراکه اکثر سازمان‌های زیرمجموعه سازمان ملل متحد به‌طور موثر تحت مالکیت چینی‌ها و اداره آنها هستند. علاوه بر این، وعده کاهش تولید سوخت فسیلی آمریکا به معنای کاهش استقلال انرژی به نفع فناوری‌های خورشیدی است، فناوری‌هایی که درحال‌حاضر شرکت‌های چینی بر آن تسلط دارند. نتیجه چنین کاری ممکن است تعظیم بلندبالاتر در برابر تجاوزات چین باشد. پیشی گرفتن از این چرخه فاجعه‌بار برای متحدان امری حیاتی است.

با این حال یک درس منفی دیگر برای متحدان آمریکا این است که بوروکراسی اطلاعاتی و امنیتی آمریکا کاملا فاسد است به این معنی که توسط وفاداران حزبی که منافع کشور و منافع خود را در اولویت دارند اداره می‌شود. براساس همین فساد بوروکراتیک بود که پرونده سیاسی کلینتون به سلاحی علیه ترامپ تبدیل شد در حالی که از تحقیق در مورد سوءاستفاده کلینتون و اوباما از اسناد طبقه‌بندی شده و نفوذ خانواده بایدن امتناع می‌شد. سیاستمداران اروپایی همپوشانی جدی بین خود و دولت بایدن می‌بینند، که این نشان‌دهنده هر گرایشی برای اروپایی شدن جامعه آمریکا است. این به معنای محدود کردن آزادی بیان است. محدود کردن آزادی مذهبی به استثنای مسلمانان؛ ناتوان کردن اقتصاد‌ها به نام حمایت از انرژی سبز و گشودن مرز‌ها برای مهاجرت غیرقانونی به نام اسکان مجدد پناهندگان همه بخشی از سیاست‌های آنان است.

درحالی‌که کشور‌های اروپایی برای کنترل حوزه تکنولوژی سنگین تلاش‌های بسیاری کرده‌اند، اما دولت بایدن تمایل چندانی برای به چالش کشیدن سلطه اقتصادی آمریکا نشان نمی‌دهد. اروپایی‌ها باید انتظار داشته باشند دولت جدید گسترش جهانی مداوم شرکت‌های آمریکایی را به‌خصوص بر اقتصاد و اطلاعات اقتصادی اروپا افزایش دهد. به‌طور خلاصه، بسیاری از کشورها، به استثنای کشور‌هایی که مستقیما از سوی چین، ترکیه و ایران تهدید می‌شوند، با دولت بایدن نقاط مشترک زیادی پیدا خواهند کرد. کشور‌های کوچک‌تر در خط مقدم جبهه جنوب شرقی آسیا یا خاورمیانه چنین نخواهند کرد.

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند