ترامپ بر سر دو راهی ایران

این اظهارات در خلأ مطرح نشده‌اند. ترامپ قرار است در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل با رهبران شش کشور شورای همکاری خلیج فارس دیدار کند؛ کشورهایی که از یک‌سو به امنیت خود در برابر ایران حساس هستند و از سوی دیگر، از گسترش جنگ به زیرساخت‌های نفت و گازشان هراس دارند. اکسیوس گزارش داده است که ترامپ پیش‌تر، در ماه اوت، به‌دلیل نگرانی‌هایی که عربستان و قطر درباره واکنش ایران و هدف قرار گرفتن تاسیسات انرژی منطقه مطرح کرده بودند، از تشدید نظامی عقب نشست.

از این منظر، تهدید تازه ترامپ را می‌توان بخشی از همان الگوی آشنای فشار حداکثری برای گرفتن امتیاز دید. نورالدین الدغیر خبرنگار الجزیره نیز معتقد است اظهارات ترامپ می‌تواند با هدف زمینه‌سازی برای مذاکره با ایران مطرح شده باشد؛ به‌ویژه آنکه این موضع‌گیری پس از سفر عباس عراقچی به پکن و تماس وزیران خارجه چین و آمریکا صورت گرفته است. در این برداشت، واشنگتن تلاش می‌کند همزمان با حفظ تهدید نظامی، مسیر میانجی‌گری و تضمین‌های احتمالی را نیز باز نگه دارد. اما مساله اینجاست که جنگ دیگر آن جنگ کوتاه‌مدتی نیست که ترامپ در ابتدای آن وعده داده بود. گزارش اخیر فارن‌پالیسی تصویری تیره‌تر ارائه می‌کند. نویسندگان این نشریه معتقدند کارزار آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد ماه هفتم شده و هزینه آن در دوره‌های نبرد شدید حدود یک‌میلیارد دلار در روز برآورد شده است. به نوشته آنها، اهداف جنگ نیز در طول زمان تغییر کرده و آمریکا، با وجود برتری نظامی، هنوز نتوانسته به اهداف اولیه خود دست پیدا کند.

فارن‌پالیسی در بخش دیگری از تحلیل خود می‌نویسد که ترامپ پس از طولانی شدن جنگ، از اهداف حداکثری اولیه فاصله گرفته و در جست‌وجوی راه خروج است؛ درحالی‌که ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در دست دارد. نویسندگان نتیجه می‌گیرند که آمریکا زمان و شیوه آغاز جنگ را انتخاب کرد، اما اکنون تهران در تعیین زمان و شرایط پایان آن دست بالاتری پیدا کرده است. این وضعیت، تصمیم ترامپ را پیچیده‌تر می‌کند. بازگشت به جنگ گسترده می‌تواند برای واشنگتن معنای متفاوتی داشته باشد: یا تلاش برای شکستن بن‌بست و وادار کردن تهران به توافق، یا ورود به دور تازه‌ای از درگیری که پایان آن همچنان نامعلوم است. تجربه ماه‌های گذشته نیز نشان داده که گزینه دوم را نمی‌توان به‌سادگی کنار گذاشت. در ژوئیه، ترامپ چند بار از احتمال حمله گسترده سخن گفت و حتی حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران را به‌عنوان ابزاری برای فشار در مذاکرات مطرح کرد.

در همین حال، هزینه سیاسی جنگ در داخل آمریکا نیز بیشتر شده است. انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر نزدیک است و جنگ علیه ایران در کنار قیمت بالای سوخت و مسائل اقتصادی به یکی از موضوعات حساس سیاست داخلی تبدیل شده است. گزارش رویترز از وضعیت فعلی می‌گوید ادامه جنگ، همراه با افزایش قیمت بنزین و کاهش محبوبیت ترامپ، فشار مضاعفی بر دولت او در آستانه انتخابات ایجاد کرده است. بنابراین، آنچه اکنون در واشنگتن دیده می‌شود بیشتر از یک انتخاب ساده میان جنگ و صلح است. ترامپ می‌خواهد تهدید جنگ را معتبر نگه دارد، اما در عین حال می‌داند که ادامه یک جنگ فرسایشی، با هزینه‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی فزاینده، می‌تواند دست او را برای یک توافق قابل‌عرضه در داخل آمریکا ببندد.

دیدار با رهبران شورای همکاری  خلیج فارس در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. اگر ترامپ در این نشست بتواند نگرانی متحدان عرب درباره واکنش ایران و بازار انرژی را با تضمین‌های امنیتی مدیریت کند، فضای بیشتری برای فشار بر تهران خواهد داشت. اما اگر مخالفت کشورهای منطقه با تشدید جنگ جدی باشد، همان متحدانی که واشنگتن برای مدیریت پیامدهای جنگ به آنها نیاز دارد، می‌توانند به عاملی برای مهار گزینه نظامی تبدیل شوند.

در نهایت، تهدید تازه ترامپ را نباید به‌تنهایی نشانه قطعی تصمیم برای آغاز یک جنگ گسترده‌تر دانست. تجربه چند ماه گذشته نشان داده است که در راهبرد او، تهدید نظامی، مذاکره و عقب‌نشینی موقت می‌توانند همزمان روی یک میز قرار داشته باشند. پرسش اصلی اکنون این نیست که آیا ترامپ از گزینه جنگ استفاده می‌کند یا نه؛ پرسش این است که آیا تهدید به جنگ هنوز می‌تواند برای او امتیازی دیپلماتیک بسازد، یا اینکه واشنگتن برای شکستن بن‌بست، بار دیگر ناچار به پرداخت هزینه‌ای نظامی خواهد شد که خودش از ابتدا وعده داده بود کوتاه باشد.