آمریکا توافق ایران و عمان را می‌پذیرد؟

محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی و اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت خارجه در دو روز گذشته از امضای این توافق و رسیدن به بیانیه مشترک طی چند روز آینده سخن به میان آورده‌اند. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا این مسیر می‌تواند بدون تغییر در رفتار نظامی آمریکا در منطقه عملیاتی شود یا واشنگتن حاضر خواهد شد آن را به رسمیت بشناسد و با آن همراهی کند؟

در ارتباط با این پرسش؛ سخنگوی وزارت امور خارجه روز دوشنبه در پاسخ به پرسش «دنیای اقتصاد» درباره مذاکرات بر سر تنگه هرمز و اینکه آیا عمان در ارتباط با توافق با ایران با طرف آمریکایی در تماس و هماهنگی بوده است، گفت: «فرض ما بر این است که دو دولت ساحلی تنگه هرمز، منافع و مصالح خود را در نظر می‌گیرند.» وی عمان را همسایه خوب ایران توصیف کرد و افزود که این کشور در روند مذاکرات با حسن‌نیت عمل کرده است. او در عین حال تاکید کرد که تفاهم ایران و عمان، شرط لازم برای امن شدن مسیرهای تردد در تنگه هرمز است، اما شرط کافی نیست؛ چرا که از نگاه تهران، ناامنی موجود در تنگه محصول تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل است و تا زمانی که این وضعیت ادامه داشته باشد، کشتی‌ها نمی‌توانند از امنیت تردد خود اطمینان داشته باشند.

با این حال، اهمیت توافق تهران و مسقط فراتر از یک تفاهم دوجانبه است.این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که همزمان نشانه‌هایی از افزایش رایزنی‌های دیپلماتیک در منطقه برای مدیریت بحران هرمز دیده می‌شود. تماس‌های تلفنی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با همتایان خود در عربستان سعودی و ترکیه، گفت‌وگوی همزمان وزیران خارجه مصر و پاکستان و از همه مهم‌تر سفر هیات قطری به تهران در عصر روز یکشنبه و دیدار با سید عباس عراقچی، در کنار مذاکرات ایران و عمان، می‌تواند بخشی از یک تلاش گسترده‌تر منطقه‌ای برای یافتن راهی جهت خروج از بن‌بستی باشد که ادامه آن برای تمامی طرف‌های منطقه هزینه‌زاست. از این منظر، توافق تهران و مسقط را می‌توان نه فقط یک سازوکار فنی برای عبور کشتی‌ها، بلکه تلاشی برای ایجاد یک مسیر تنفس در میانه بحران دانست؛ مسیری که اگر عملیاتی شود، می‌تواند بخشی از فشار ایجاد شده را بر تجارت دریایی، بازار انرژی و اقتصاد کشورهای منطقه کاهش دهد.

البته تحقق این هدف طبیعتا به واکنش آمریکا نیز وابسته است. اگرچه توافق ایران و عمان در چارچوب اختیارات دو کشور ساحلی شکل می‌گیرد، اما حضور نظامی آمریکا در منطقه و نقش آن در وضعیت امنیتی تنگه هرمز باعث شده اجرای هر سازوکار جدیدی برای تردد دریایی عملا با رفتار واشنگتن گره بخورد. به همین دلیل، یکی از پرسش‌های کلیدی در روزهای آینده این است که آیا آمریکا این ترتیبات را به‌عنوان یک راهکار موقت برای کاهش ریسک کشتیرانی می‌پذیرد یا همچنان بر رویکرد نظامی خود در هرمز اصرار خواهد کرد.

اگر واشنگتن با چنین سازوکاری همراهی کند، توافق ایران و عمان می‌تواند به نقطه شروعی برای کاهش تدریجی تنش در هرمز تبدیل شود و زمینه‌های اجرای تفاهم اسلام‌آباد و بازگشت دوباره به میز مذاکره فراهم شود؛ اما اگر آمریکا آن را نپذیرد یا اجرای آن را با محدودیت مواجه کند، حتی ایجاد مسیر امن از سوی دو کشور ساحلی نیز نمی‌تواند به‌تنهایی مساله امنیت کشتیرانی را حل کند. به این ترتیب، اکنون تنگه هرمز در نقطه‌ای قرار گرفته که در یک‌سوی آن، تلاش‌های منطقه‌ای برای ایجاد مسیر موقت و کاهش هزینه‌های بحران است و در سوی دیگر، رفتار آمریکا در هدف قرار دادن نفتکش‌ها و تشدید محاصره دریایی قرار دارد. نقطه‌ای که تعیین خواهد کرد آیا این تلاش‌ها می‌تواند به ترتیبات عملی برای بازگشت نسبی امنیت به کشتیرانی منجر شود یا خیر.