در جشنواره‌های خارجی برای تعداد فیلم‌های‌های حاضر در بخش مسابقه محدودیت قائل می‌شوند و معمولا  بین ۱۰ تا ۱۹ فیلم در نظر می‌گیرند؛ ولی در جشنواره فجر هر سال تعداد فیلم‌های حاضر مختلف است و حداقل ۲۲ فیلم نمایش داده می‌شوند. از سوی دیگر تعداد جوایزی که جشنواره‌های خارجی به دستاوردهای هنری و سینمایی فیلم‌ها می‌دهند، حداکثر ۱۰ مورد است و باز هم  در فجر این تعداد بسیار بالاتر می‌رود. دلیل این اتفاق یک نکته ساده است؛ اینکه همه  دور یک سفره بنشینند و راضی هم بلند شوند.

بر همین اساس معتقدم  شکل و شمایل جشنواره فیلم فجر بیشتر به یک جشن سوق پیدا می‌کند نه جشنواره!

نکته چهارم هم این است که در ایران هر نهادی ساز خودش را می‌زند. مثلا صدا و سیما خلاف قانون عمل می‌کند و از پخش تیزر و آنونس فیلم‌هایی که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز دریافت کرده‌اند خودداری می‌کند. مثال دیگر می‌تواند به این موضوع برگردد که سازمان‌های نظامی و سازمان‌های هنری در بدنه بخش‌های حاکمیتی خودسرانه  اقدام به اکران فیلم‌هایی می‌کنند که خودشان ساخته‌اند. طبیعی است که جشنواره فیلم فجر نمی‌تواند به این بخش از تولیدات سینمایی بدنه حاکمیت بی‌تفاوت باشد و سهمی برای سینماگرانش در نظر نگیرد. از این رو معمولا در مناسبات برگزاری جشنواره در بخش اهدای جوایز سازمان‌هایی خارج از جشنواره هم تاثیرگذار خواهند بود.

نکته پنجم  این است که دولت در ایران به طور تاریخی با پول نفت اداره می‌شود و به همین دلیل زیرمجموعه هایش ضرورتی برای پاسخگویی برای خود قائل نیستند. در نقطه مقابل، در جشنواره‌های خارجی هزینه‌ها از مالیاتی که مردم پرداخت می‌کنند هزینه می‌شود. بنابراین مدیران رویدادها حتما موظف به پاسخگویی هستند. این موضوع بسیار مهم باعث می‌شود نگاه از بالا به پایین بین کارگزاران و مردم شکل بگیرد. به‌عنوان نکته آخر باید به این موضوع اشاره کنم تا وقتی سینماگران ایرانی می‌پذیرند با همین  شرایط در جشنواره شرکت کنند، یعنی مقرراتش را قبول دارند. پس  گلایه‌ها و نق‌زدن‌های پس از جشنواره که همیشه وجود دارد، بی‌جا و بی‌مورد است.