پرسش امروز
دو روی سکه رشد

این تغییر زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم بخش بزرگی از جمعیت جهان در کشورهایی زندگی میکنند که هنوز برای رسیدن به سطوح رفاه اقتصادهای ثروتمند نیاز به رشد اقتصادی سریع دارند. بسیاری از اقتصادهای نوظهور پس از پایاندوره رونق کالاهای پایه در میانه دهه گذشته، دیگر نتوانستهاند سرعت سابق افزایش درآمد خود را حفظ کنند. برخی اقتصادهای بزرگ مانند چین و روسیه حتی با کاهش قابلتوجه رشد درآمد سرانه هم مواجه شدهاند. در اقتصادهای پیشرفته نیز ترکیبی از بهرهوری ضعیف، تغییرات جمعیتی و فشارهای مالی، چشمانداز رشد را تیره کرده است.
در کنار این موضوع، جهان باید هزینه روزافزونی برای مسالهای دیگر نیز بپردازد: تغییرات اقلیمی. گرمترشدن زمین به معنای خشکسالی بیشتر، فشار بر تولید کشاورزی، آسیب به زیرساختها، افزایش هزینه بیمه و کاهش بهرهوری نیروی کار است. در این میان کشورهای فقیرتر وضعیتی دشوارتر خواهند داشت. این کشورها هم به رشد اقتصادی سریعتر برای افزایش کیفیت و سطح زندگی نیاز دارند، هم باید مسیر توسعه خود را به نوعی بنا کنند که گازهای گلخانهای کمتری منتشر کند. اما منابع داخلی این کشورها برای تامین چنین حجمی از سرمایهگذاری کافی نیست و منابع خارجی نیز در حال گرانترشدن هستند.
افزایش نرخهای بهره در اقتصادهای بزرگ، هزینه سرمایه را برای کشورهای در حال توسعه بالا برده است. از سوی دیگر، دولتهای ثروتمند نیز با بدهیهای فزاینده و فشار ناشی از رشد جمعیت سالمند خود مواجهاند و فضای مالی محدودی برای حمایت گسترده از سایر کشورها دارند؛ یعنی دقیقا همان اقتصادی که باید منابع لازم برای مقابله با تغییرات اقلیمی و افزایش سطوح زندگی را فراهم کند، با محدودیتهای فزاینده مواجه شده است.
شاید چالش اصلی دهههای آینده همین باشد؛ جهان باید همزمان رشد کند، سطح زندگی افراد را بالا ببرد و در همین حین، خود را در مواجهه با سیارهای گرمتر سازگار کند؛ اما ابزارهای سنتی برای دستیابی به این اهداف دیگر به اندازه گذشته در دسترس و کارآمد نیستند. اگر عصر رشد آسان به پایان رسیده باشد، سیاستگذاران ناچارند راههای تازهای برای تامین مالی رشد، افزایش بهرهوری و توزیع هزینههای گذار اقلیمی پیدا کنند. در غیر این صورت، کندشدن رشد اقتصادی ممکن است از مسالهای آماری، به بحرانی برای قراردادهای اجتماعی تبدیل شود.