یکی دیگر از دلایلی که می‌توان مورد اشاره قرار داد، بحث انتخابات است که کنار وعده‌های انتخاباتی رئیس جمهور منتخب، سیاست‌های انبساطی در دولت بعدی جایگاه ویژه خواهد داشت و این امر در کشوری که با کسری‌بودجه قابل‌توجهی مواجه است، می‌تواند دلیلی برای استقراض از بانک‌مرکزی، چاپ پول بدون‌پشتوانه و در نتیجه افزایش نقدینگی و در نهایت رشد تورم باشد. رشد تورم خود می‌تواند دلیلی برای افزایش ارزش ارز در سال‌های آتی باشد که در صورتی‌که نرخ ارز کنترل ‌شود، می‌تواند یک رشد سریع ارز را در آینده به‌دنبال داشته‌باشد یا آنکه با یک سیاست درست، افزایش تدریجی نرخ ارز را باعث شود.

 از طرفی در صورتی‌که مذاکرات احیای برجام به آزاد‌سازی منابع ارزی، ایجاد زمینه صادرات نفت‌خام و در نتیجه افزایش درآمد ارزی کشور منتج نشود، می‌تواند رشد نرخ ارز را در سال‌های آتی با شدت بیشتر‌ در پی داشته باشد. با توجه به گفته‌های بالا، می‌توان نتیجه گرفت که نرخ ارز در سال‌های آتی، در صورت اجرای سیاست‌های انبساطی با افزایش قابل‌توجهی همراه خواهد بود، در نتیجه این رشد، سودآوری بسیاری از شرکت‌ها نیز همزمان با افزایش نرخ فروش محصولات آنها، افزایش خواهد یافت که این امر می‌تواند دلیلی بر صعود  قیمت سهام در بازار سرمایه باشد.

 چنین دورنمایی برای بازار سرمایه از یکسو و از سویی دیگر رسیدن به نقاط حمایتی در بسیاری از نمادها و نزدیک‌شدن به فصل مجامع و امکان تقسیم سود بالا به نسبت قیمت‌های جاری بازار، از عوامل دیگر رشد در بازار سرمایه به‌شمار می‌آید.

همان‌طور که در بالا به آن اشاره شد، رسیدن شاخص‌کل به حدود رقم یک میلیون واحدی‌ و حاکی از آن است که بسیاری از سهام شرکت‌ها نیز به نقطه حمایتی خوبی رسیده‌‌اند، در نتیجه با روند مثبت همراه شده و برخی از مقاومت‌های پیش‌روی را شکسته‌اند.

 این در حالی است که بسیاری از کامودیتی‌ها در بازارهای جهانی با کاهش قیمت همراه بوده‌اند. از نقطه‌نظر بنیادی، سهام بسیاری از شرکت‌های کامودیتی‌محور، با وجود کاهش قیمت محصولات در بازارهای جهانی، با رشد قیمت خوبی در بازارهای داخلی بالاخص در بازار فولاد، همراه بوده است و این حرکت معکوس در نهایت اثر خود را در محدوده مقاومتی ۲۷/ ۱ تا ۳/ ۱ میلیون واحدی گذاشته و روند منفی در بازار منفی را تشکیل داده است. اما به نظر می‌رسد در صورت ادامه افزایش نرخ ارز در بازار آزاد و ارائه گزارش‌های نسبتا خوب در برخی از شرکت‌های بزرگ، می‌توان برگشت روند به سمت بالا را انتظار داشت.

آنچه که می‌تواند تا حدودی تاییدکننده این پیش‌بینی باشد، روند افزایشی در سرانه خرید در بازار سهام است و در صورت ادامه آن، می‌تواند زمینه رشد قیمت و شاخص‌کل را به بیش از رقم ۳/ ۱ میلیون واحدی رقم زند.

در صورتی‌که روند بازار به سمتی برود که مجددا نقدشوندگی و سرانه خرید در آن با کاهش همراه شود، با وجود شرایط بنیادی خوب در بازار سرمایه و نسبت قیمت به سود آتی‌نگر کمتر از ۶ در برخی از نمادهای بزرگ، به‌نظر می‌آید بازار در یک حالت رفت و برگشتی خنثی قرار گیرد.

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند