دولت چین برنامه‌ریزی برای صرفه‌جویی انرژی، حمایت از منابع سازگار با محیط زیست و نیز برنامه‌ریزی ملی و بین‌المللی در بحث تغییرات اقلیمی را در اولویت خود قرار داده است. همچنین این کشور به‌صورت پایلوت، ۸ استان خود را براساس سطح توسعه‌یافتگی اقتصادی و ساختار صنعتی آن، ملزم به اجرای آزمایشی طرح‌های بازار محور بهینه‌سازی انرژی و خرید و فروش گواهی کربن کرده که مجموعا ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی چین و ۲۰ درصد انتشار دی‌اکسید کربن این کشور را شامل می‌شود. در بخش همکاری‌های توسعه سبز در هردو کشور، مدیریت ریسک پروژه‌های زیست محیطی و نیز سرمایه‌گذاری و تامین مالی پروژه‌های سبز، دو مشکل پیش روی اجرای چنین پروژه‌هایی خواهد بود. در بخش مدیریت ریسک زیست محیطی، تامین مالی سبز به موسسات مالی کمک خواهد کرد تا حفاظت محیط زیست، حفاظت زیست‌بوم و پروژه‌های کاهش انتشار تغییرات اقلیم (Mitigation) را به‌صورت ویژه، بررسی و تایید کنند. در بخش سرمایه‌گذاری و تامین مالی پروژه‌ها نیز، موسسات مالی، سرمایه‌گذاری‌های خود را در پروژه‌های سبز، کم‌کربن و اقتصاد گردشی (Circular Economy) انجام خواهند داد. از دیگر نکات مورد توجه، اهمیت ساخت زنجیره ارزش سبز در تعامل دو کشور در زمینه طرح «یک کمربند و یک جاده» است که باید مورد توجه و تدقیق قرار گیرد. در چهل سال گذشته و با تغییر مفاهیم تجارت محصولات و اجرای پروژه در دنیا، زنجیره‌های ارزش جهانی شکل گرفته و بین کشورهای مختلف از جمله توسعه یافته و در حال توسعه توزیع شده‌اند. این زنجیره‌های ارزش، شامل فرآیندهای خلق پروژه یا محصول، توزیع و باز توزیع، طراحی، تحقیق و توسعه، تولید، حمل و نقل، مصرف و بازیافت هستند که در بخش تامین مالی سبز، باید در محور توسعه پایدار و محیط زیست و در پیوست‌های پروژه‌های مورد توافق کشورها مورد توجه قرار گیرند.

ضمنا برای اجرای چنین پروژه‌هایی، تمهیدات لازم برای تامین مالی سبز همچون صکوک و بانک‌های سبز، ابزارهای بازار کربن و خرید و فروش گواهی‌های صرفه‌جویی انرژی (ETS)، صندوق‌های زیست محیطی، صندوق‌های روستایی، فناوری‌های مالی (FinTech) و سایر ابزارهای مالی باید از طریق تصمیم سازان در کشور توامان فراهم شود. امتیازات و ویژگی بانک‌های سبز، شامل شرایط اعتباری است که قابلیت بهبود نیز دارد و برای اجرای پروژه‌های انرژی پاک و مقیاس کوچک مانند نیروگاه‌های خورشیدی کیلوواتی و پشت بامی مناسب است. در دنیا همچنان سوخت‌های فسیلی و پروژه‌های سنتی انرژی، اغلب سرمایه‌گذاری‌های این حوزه را به خود اختصاص می‌دهند که همین امر نگرانی‌های اساسی در روند انتقال انرژی (Energy Transition) به اقتصاد کم‌کربن را ایجاد کرده است. ریسک بالای پروژه‌های تجدیدپذیر و بهینه‌سازی انرژی، سبب شده است که بانک‌ها با دیدگاه کوتاه مدت و میان مدت تمایل چندانی به تامین مالی بسیاری از پروژه‌ها نداشته باشند و از این رو در تعاملات دو کشور، توجه ویژه به اولویت‌دهی منابع بانکی به پروژه‌های زیرساختی سبز و همچنین ورود موسسات مالی غیربانکی و صندوق‌هایی با دیدگاه بلند مدت همچون صندوق‌های بازنشستگی یا شرکت‌های بیمه از دیگر مواردی است که می‌تواند مورد توجه باشد. همچنین در بازار‌های خرید و فروش گواهی‌های صرفه‌جویی انرژی نیز نحوه قیمت‌گذاری، تعرفه‌های تکلیفی انرژی در کشور، سیاست‌گذاری‌های ملی و بین‌المللی در تغییرات اقلیم، ریسک قیمت‌گذاری (Pricing) و تامین مالی چنین پروژه‌هایی را به شدت بالا برده، بنابراین اجرای این پروژه‌ها از طریق مکانیزم مشارکت عمومی – خصوصی (PPP) و تامین مالی مشترک پیشنهاد می‌شود.

نتیجه‌گیری

• ریسک‌های زیست محیطی و ریسک‌های سیاسی پروژه‌های سبز باید با دیدگاه توسعه پایدار و مسوولیت‌های اجتماعی دولت، بنگاه‌ها و موسسات مالی پوشش داده شود.

• ورود سرمایه‌گذاران بخش خصوصی چین به پروژه‌های مقیاس کوچک تجدیدپذیر و نیز پروژه‌های بهینه‌سازی انرژی در حوزه صنعت از موارد دارای اولویت در کشور خواهد بود.

• درخصوص تجهیزات انرژی بر راندمان بالا و پروژه‌های فرآیندی بهینه‌سازی انرژی در حوزه‌های ساختمان، صنعت و...، انتقال دانش فنی و ساخت داخل تجهیزات از ضرورت‌های کشور می‌تواند باشد.

• سیاست‌های تضمینی و گارانتی‌های پروژه‌ها برای پروژه‌های تجدیدپذیر و بیمه صرفه‌جویی انرژی باید ازسوی ذی‌نفعان و وزارتخانه‌های مرتبط در کشور پیگیری و به نتیجه برسد.

• مشارکت شرکت‌های خارجی از نوع EPC می‌تواند توسعه پیدا کرده و شرکت‌های خارجی در پروژه‌های آتی به‌عنوان توسعه دهنده اصلی در دوره بهره‌برداری مشارکت فعال و مسوولیت داشته باشند. همچنین سهم شرکت‌ها و بازیگران اصلی دولتی چین کاهش یافته و بازار انرژی تجدیدپذیر و بهینه‌سازی انرژی در تعامل شرکت‌های خصوصی هر دو کشور اجرایی شود.

 

این مطلب برایم مفید است
22 نفر این پست را پسندیده اند