آتش‌بسی که در آتش سوخت دود ناشی از آتش‌سوزی در یک پالایشگاه نفت در مسکو در پی حمله پهپادی اوکراین

حمید ملازاده:  حمله پهپادی اخیر اوکراین به پالایشگاه مسکو را نباید صرفا ادامه‌ روندی دانست که از ماه‌ها پیش جریان دارد؛ نکته تعیین‌کننده، زمان‌بندی و مختصات آن است. این حمله درست 6روز پس از اعلام دونالد ترامپ مبنی بر توافق مسکو و کی‌یف برای توقف حملات متقابل به زیرساخت انرژی رخ داده؛ یعنی عملا همان مکانیسمی که قرار بود به بازار انرژی آرامش بدهد، در کوتاه‌ترین زمان ممکن شکست خورده است. از نظر اقتصادی، اهمیت این پالایشگاه به مقیاس آن برمی‌گردد: این مجتمع در سال۲۰۲۴ حدود 12میلیون تن نفت و 3میلیون تن بنزین و 3.2میلیون تن گازوئیل تولید کرده؛ یعنی یکی از تامین‌کنندگان اصلی سوخت برای کلان‌شهری با جمعیتی چندمیلیونی. تا پیش از این، پالایشگاه‌های نزدیک به مسکو نسبت به مناطق مرزی یا جنوبی روسیه، تا حدی از دسترس حملات دورتر تلقی می‌شدند؛ اصابت پهپاد به این مجتمع، این فرض را نیز کنار می‌زند و نشان می‌دهد شعاع عملیاتی حملات اوکراین اکنون به قلب زیرساخت انرژی روسیه رسیده است.

تناقض آشکار در کرملین

کرملین در این میان با یک تناقض آشکار دست‌به‌گریبان است: از یک‌سو باید محدودیت‌های صادراتی بنزین و گازوئیل را که پیش‌تر برای مهار کمبود داخلی وضع کرده بود، حفظ کند و از سوی دیگر، هر پالایشگاه آسیب‌دیده جدید، عرضه داخلی را تنگ‌تر و فشار تورمی روی قیمت سوخت را در سراسر روسیه بیشتر می‌کند. صف‌های طولانی در جایگاه‌های سوخت که پیش از این عمدتا در مناطق دورافتاده گزارش می‌شد، اکنون با احتمال گسترش به مناطق نزدیک‌تر به مسکو، ریسک تازه‌ای برای ثبات اقتصادی داخلی ایجاد می‌کند. شرکت‌های نفتی روسیه، در موقعیت دشواری قرار دارند: تعمیر واحدهای آسیب‌دیده -به‌ویژه اگر واحدهای تقطیر یا هیدروکراکر هدف قرار گرفته باشند- به قطعات تخصصی نیاز دارد که تحریم‌های غربی دسترسی به آن را محدود کرده و این یعنی هر آسیب جدید، برخلاف تصورات اولیه، ممکن است ماه‌ها زمان برای ترمیم کامل نیاز داشته باشد. در طرف مقابل، بودجه دولتی روسیه که بخش مهمی از درآمد آن به صادرات نفت و فرآورده وابسته است، با هر پالایشگاه از مدارخارج‌شده، هم از محل کاهش صادرات و هم از محل یارانه‌های احتمالی برای کنترل قیمت داخلی سوخت، تحت فشار مضاعف قرار می‌گیرد.

سناریوهای پیش رو

بر اساس روند اخیر و الگوی حملات، چند مسیر برای هفته‌های آینده محتمل به‌نظر می‌رسد:

• اگر حملات با همین شدت و به همین مختصات نزدیک به مسکو ادامه یابد، برخی تحلیلگران انرژی احتمال می‌دهند دولت روسیه ناچار به تشدید محدودیت‌های صادراتی بنزین و گازوئیل شود تا از تعمیق کمبود داخلی جلوگیری کند؛ فرض کلیدی این سناریو، عدم بازسازی سریع ظرفیت آسیب‌دیده به‌دلیل محدودیت دسترسی به قطعات تحریم‌شده است.

• اگر مسکو و کی‌یف، با وجود شکست عملی توافق اعلام‌شده توسط ترامپ، بار دیگر مذاکرات را برای یک آتش‌بس انرژی محدودتر از سر بگیرند، برخی ناظران بازار انتظار دارند فشار فوری بر عرضه داخلی روسیه تا حدی کاهش یابد؛ اما این سناریو با توجه به شکست تجربه قبلی، اکنون با تردید بیشتری نگریسته می‌شود.

• در سناریویی محتمل‌تر، اگر حملات به پالایشگاه‌های نزدیک به کلان‌شهرها -نه فقط مناطق مرزی- تبدیل به الگوی ثابت شود، برخی تحلیلگران بر این باورند که ریسک سیاسی-اقتصادی برای کرملین به‌طور کیفی تغییر می‌کند؛ چراکه کمبود سوخت در پایتخت، بار نمادین و اقتصادی متفاوتی نسبت به کمبود در مناطق دورافتاده دارد.

• سناریوی چهارم، ناظر بر اثرات جهانی است: اگر روند کاهش ظرفیت پالایشی روسیه تداوم یابد، برخی تحلیلگران بازار جهانی انرژی احتمال می‌دهند بخشی از فشار به بازار صادرات گازوئیل اروپا و آسیا نیز منتقل شود، همان اثری که در ماه‌های اخیر بارها در جهش قیمت فرآورده‌های اروپایی مشاهده شده است.

اثر روانی بر بازار

نکته‌ای که در پوشش خبری این حملات معمولا کمرنگ می‌ماند، اثر روانی آن بر بازار داخلی روسیه است: حتی اگر آسیب فیزیکی به این پالایشگاه محدود باشد، صرف نمادین‌بودن هدف -نزدیکی به پایتخت- می‌تواند انتظارات تورمی مصرف‌کنندگان و بنگاه‌های اقتصادی را تغییر دهد و رفتارهایی مانند احتکار سوخت یا افزایش تقاضای پیش‌دستانه در جایگاه‌ها را تحریک کند؛ حتی پیش از آنکه کمبود واقعی رخ دهد. نکته دیگر این است که شکست توافق اعلام‌شده ترامپ تنها 6روز پس از اعلام آن، اعتبار هرگونه توافق مشابه در آینده را نیز تضعیف می‌کند؛ به این معنا که حتی اگر طرفین بار دیگر به توافقی مشابه برسند، بازارهای انرژی احتمالا آن را با تخفیف بیشتری نسبت به اعتبار واقعی‌اش قیمت‌گذاری خواهند کرد.

همچنین، فرسایش تدریجی ظرفیت پالایشی روسیه -پالایشگاه به پالایشگاه- به‌جای یک شوک یک‌باره، الگویی است که مدل‌سازی اقتصادی آن را دشوارتر می‌کند؛ چراکه بازار نمی‌تواند یک نقطه پایانی مشخص برای این فرسایش تدریجی متصور شود. اگر توافقی که در سطح ‌رئیس‌جمهور آمریکا اعلام شده، ظرف کمتر از یک هفته در میدان عملی نقض شود، آیا اساسا می‌توان به مکانیسم‌های دیپلماتیک به‌عنوان ابزار موثر برای تثبیت بازار انرژی جهانی امیدوار بود یا از این پس باید فرض پایه تحلیل‌های اقتصادی، تداوم بلندمدت فرسایش ظرفیت پالایشی روسیه باشد، نه بازگشت به ثبات؟ و پرسش دوم: وقتی هدف حملات از مناطق مرزی به قلب اقتصادی کشور نزدیک‌تر می‌شود، آیا آستانه تحمل اقتصادی کرملین برای ادامه این روند، همان آستانه‌ای است که 6ماه پیش تصور می‌شد؟

  رنج اقتصادی در کی‌یف، صندوق‌های نگران در مسکو