تورم لجستیک در کمین بازار

باب‌المندب، دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می‌کند و یکی از چهار گلوگاه اصلی تجارت انرژی جهان به شمار می‌رود. عربستان طی سال‌های اخیر برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز، بخش قابل‌توجهی از صادرات نفت خود را از طریق خط لوله شرق به غرب به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل کرده است. نفتی که از این بندر بارگیری می‌شود، برای رسیدن به بازارهای آسیایی ناچار است از باب‌المندب عبور کند. اما با تشدید حملات حوثی‌ها به کشتی‌های تجاری و تهدید مستقیم نفتکش‌های حامل نفت عربستان، این مسیر دیگر مانند گذشته امن نیست. گزارش‌ها حاکی از آن است که برخی نفتکش‌ها پس از دریافت هشدارهای امنیتی، مسیر خود را تغییر داده و از عبور در نزدیکی سواحل یمن خودداری کرده‌اند.

دماغه امید نیک؛ مسیر بسیار گران‌تر

در چنین شرایطی، گزینه اصلی پیش روی شرکت‌های کشتیرانی، حرکت به سمت جنوب قاره آفریقا و عبور از دماغه امید نیک است؛ مسیری که صدها سال پیش، پیش از افتتاح کانال سوئز، مسیر اصلی تجارت میان اروپا و آسیا بود. این مسیر اگرچه از نظر امنیتی ریسک کمتری دارد، اما از نظر اقتصادی بسیار پرهزینه‌تر است. فاصله سفر یک نفتکش از دریای سرخ به شرق آسیا از طریق دماغه امید نیک، هزاران کیلومتر بیشتر از مسیر باب‌المندب است و بسته به مقصد، معمولا ۱۰روز به زمان سفر اضافه می‌کند. در برخی مسیرها، به‌ویژه برای محموله‌های عازم چین، ژاپن یا کره‌جنوبی، این تاخیر حتی می‌تواند به حدود دو هفته نیز برسد. برای پالایشگاه‌هایی که خوراک خود را بر اساس برنامه‌های دقیق ماهانه تنظیم می‌کنند، چنین تاخیری به معنای افزایش هزینه نگهداری موجودی، کاهش انعطاف‌پذیری در تامین نفت و احتمال اختلال در برنامه تولید خواهد بود.

هزینه حمل‌ونقل چگونه افزایش می‌یابد؟

افزایش طول مسیر، نخستین پیامد اقتصادی تغییر مسیر نفتکش‌ها است. هر روز اضافه شدن به سفر یک نفتکش غول‌پیکر (VLCC)، هزینه‌های قابل‌توجهی شامل سوخت، دستمزد خدمه، اجاره کشتی، تعمیر و نگهداری و هزینه سرمایه را به شرکت‌های حمل‌ونقل تحمیل می‌کند. از سوی دیگر، زمانی که هر نفتکش مدت بیشتری در سفر باشد، تعداد دفعاتی که می‌تواند در طول سال بین مبدأ و مقصد رفت‌وآمد کند کاهش می‌یابد. در نتیجه، ظرفیت موثر ناوگان جهانی نفتکش‌ها نیز کاهش پیدا می‌کند؛ حتی اگر تعداد کشتی‌ها ثابت باقی بماند. به بیان دیگر، تغییر مسیر نه تنها هزینه هر سفر را افزایش می‌دهد، بلکه عرضه خدمات حمل‌ونقل دریایی را نیز محدودتر می‌کند؛ موضوعی که معمولا به افزایش نرخ کرایه حمل منجر می‌شود.

افزایش نرخ بیمه

یکی دیگر از پیامدهای ناامنی باب‌المندب، افزایش حق بیمه جنگ برای نفتکش‌ها است. شرکت‌های بیمه برای عبور کشتی‌ها از مناطق پرخطر، حق بیمه بیشتری دریافت می‌کنند و در برخی موارد، مالکان کشتی‌ها ترجیح می‌دهند به جای پذیرش این ریسک، مسیر طولانی‌تر اما امن‌تر دماغه امید نیک را انتخاب کنند. در نتیجه، حتی اگر کشتی‌ها همچنان از دریای سرخ عبور کنند، هزینه حمل هر بشکه نفت افزایش خواهد یافت و در نهایت به قیمت نهایی نفت و فرآورده‌های نفتی منتقل می‌شود.

بازار فیزیکی نفت چه تغییری خواهد کرد؟

تغییر مسیر نفتکش‌ها بیش از آنکه عرضه جهانی نفت را کاهش دهد، سرعت دسترسی بازار به نفت را کاهش می‌دهد. از دیدگاه اقتصاد انرژی، این موضوع به معنای کاهش «عرضه موثر» است؛ یعنی نفت همچنان تولید می‌شود، اما دیرتر به دست خریداران می‌رسد. برای پالایشگاه‌های آسیایی که بخش مهمی از نفت عربستان را مصرف می‌کنند، این تاخیر می‌تواند آنها را ناچار به استفاده از ذخایر تجاری یا خرید نفت از عرضه‌کنندگان دیگر مانند امارات، عراق یا حتی کشورهای آفریقایی کند. چنین جابه‌جایی‌هایی معمولا رقابت برای خرید محموله‌های موجود را افزایش می‌دهد و به رشد قیمت نفت در بازار نقدی منجر می‌شود.

اثر دومینویی بر بازار جهانی

پیامدهای تغییر مسیر نفتکش‌های عربستان تنها به این کشور محدود نخواهد شد. افزایش زمان حمل، کاهش بهره‌وری ناوگان نفتکش‌ها، رشد نرخ کرایه حمل، افزایش هزینه بیمه و احتمال رقابت بیشتر میان پالایشگاه‌های آسیایی برای تامین خوراک، همگی عواملی هستند که می‌توانند قیمت جهانی نفت را تحت فشار صعودی قرار دهند. علاوه بر نفت خام، بازار فرآورده‌هایی مانند دیزل، سوخت جت و نفت کوره نیز ممکن است تحت تاثیر قرار گیرد؛ زیرا بخشی از تجارت این محصولات نیز از همین مسیر انجام می‌شود. اروپا نیز که بخشی از سوخت مورد نیاز خود را از خاورمیانه و آسیا تامین می‌کند، ممکن است با افزایش هزینه واردات مواجه شود.

آیا عربستان گزینه دیگری دارد؟

عربستان از مزیت برخورداری از خط لوله شرق به غرب برخوردار است که امکان انتقال نفت از میادین شرقی به بندر ینبع را فراهم می‌کند، اما این زیرساخت مشکل ناامنی باب‌المندب را حل نمی‌کند. نفت پس از بارگیری در ینبع، همچنان برای رسیدن به بازارهای آسیایی باید از این تنگه عبور کند یا مسیر بسیار طولانی دماغه امید نیک را در پیش بگیرد. در کوتاه‌مدت، ریاض می‌تواند بخشی از صادرات خود را به بازارهای نزدیک‌تر هدایت یا از ترکیب متفاوتی از بنادر صادراتی استفاده کند؛ اما در صورت تداوم ناامنی، این راهکارها پاسخگوی حجم بالای صادرات این کشور نخواهد بود.

باید توجه داشت که ناامن شدن باب‌المندب همه صادرات نفت عربستان را به یک اندازه تحت تاثیر قرار نمی‌دهد. نفتی که از بندر ینبع در ساحل دریای سرخ به مقصد بازارهای آسیایی صادر می‌شود، برای رسیدن به چین، هند، ژاپن و کره‌جنوبی ناچار به عبور از باب‌المندب است و در صورت تشدید تهدیدهای امنیتی، نفتکش‌ها چاره‌ای جز تغییر مسیر از طریق دماغه امید نیک نخواهند داشت؛ مسیری که زمان و هزینه حمل را به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌دهد. اما محموله‌های صادراتی ینبع به مقصد اروپا از طریق شمال دریای سرخ و کانال سوئز راهی بازارهای اروپایی می‌شوند و نیازی به عبور از باب‌المندب ندارند؛ از این رو، بیشترین فشار ناشی از ناامنی این آبراه متوجه صادرات عربستان به بازارهای آسیایی خواهد بود؛ بازاری که بزرگ‌ترین خریدار نفت این کشور محسوب می‌شود و هرگونه اختلال در تامین آن می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای تجارت جهانی نفت و قیمت‌های بین‌المللی به همراه داشته باشد. 

تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که بازار جهانی انرژی تنها به حجم تولید نفت واکنش نشان نمی‌دهد، بلکه کارآیی شبکه حمل‌ونقل نیز یکی از عوامل تعیین‌کننده قیمت‌هاست. امروز نگرانی اصلی، کمبود فیزیکی نفت نیست، بلکه افزایش هزینه و زمان انتقال آن است. اگر باب‌المندب برای مدت طولانی ناامن باقی بماند و نفتکش‌های عربستان ناچار شوند مسیر دماغه امید نیک را به‌طور مستمر انتخاب کنند، بازار جهانی با نوعی «تورم لجستیک» روبه‌رو خواهد شد؛ پدیده‌ای که بدون کاهش تولید نفت نیز می‌تواند هزینه تجارت انرژی را افزایش دهد، قیمت نفت و فرآورده‌های نفتی را بالا ببرد و فشار بیشتری بر اقتصاد جهانی وارد کند. در چنین شرایطی، امنیت مسیرهای دریایی به اندازه ظرفیت تولید اوپک و کشورهای بزرگ صادرکننده، به متغیری تعیین‌کننده در آینده بازار انرژی تبدیل شده است.