سنگاپور؛ ماتریکس آسیا
دنیای اقتصاد - حامد اناری : سهم اقتصاد دیجیتال در سنگاپور در سال ۲۰۲۵ به ۱۹.۳درصد تولید ناخالص داخلی رسید. ارزش افزوده اسمی این حوزه به ۱۴۴.۱میلیارد دلار سنگاپور افزایش یافت. ارزش افزوده اسمی اقتصاد دیجیتال ۵.۶درصد رشد کرد و از رشد اسمی ۳.۱درصدی GDP پیشی گرفت. سهم آن از ۱۸.۸درصد در ۲۰۲۴ بالاتر رفته و روند صعودی پنجساله را ادامه داده است. از ۱۷.۶درصد در ۲۰۲۱ تا ۱۹.۳درصد امروز. دوسوم این ارزش افزوده از دیجیتالیشدن بخشهای غیرارتباطات و اطلاعات نشات میگیرد و ۱۳درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد. سهم ۱۳درصدی بخشهای غیر ارتباطات، برآورد IMDA از ارزش افزودهای است که به سرمایهگذاری در داراییهای دیجیتال این بخشها نسبت داده میشود و نه مجموع ارزش افزوده کل آن بخشها. بخش اطلاعات و ارتباطات تنها یکسوم باقیمانده را تامین میکند و سهمش به ۶.۳درصد رسیده است. در میان بخشهای غیر اطلاعات و ارتباطات، مالی و بیمه همچنان بزرگترین منبع ارزش افزوده دیجیتال است، پس از آن عمدهفروشی و تولید قرار دارند؛ این سه حوزه بیش از ۸۰درصد سهم دیجیتالیشدن غیرارتباطات را به خود اختصاص دادهاند. رشد واقعی بخش اطلاعات و ارتباطات به ۶.۱درصد رسید و از رشد واقعی ۵درصدی کل اقتصاد بیشتر بود. ارزش افزوده دیجیتالیشدن در بقیه اقتصاد نیز ۳.۶درصد افزایش یافت و به ۹۷میلیارد دلار سنگاپور رسید. سنگاپور در پذیرش هوش مصنوعی در میان اقتصادهای OECD جایگاه بالایی دارد. گزارش «اقتصاد دیجیتال سنگاپور ۲۰۲۶» که سازمان توسعه رسانه و ارتباطات اطلاعاتی این کشور منتشر کرده است، به نقش هوش مصنوعی در این دوره زمانی تاکید دارد.
ضریب نفوذ هوش مصنوعی در شرکتهای سنگاپوری
هوش مصنوعی برای ورود به بنگاههای اقتصادی دیگر به مجوزی از جنس تردید نیاز ندارد و مساله از اینجا به بعد آغاز میشود. چند درصد از شرکتها ابزارهای هوش مصنوعی را به کار گرفتهاند و چند درصد توانستهاند آن را به بخشی از سازوکار تولید، تصمیمگیری و ارائه خدمات تبدیل کنند؟ تجربه سنگاپور نشان میدهد این دو پرسش، با وجود نزدیکی ظاهری، پاسخ یکسانی ندارند. هوش مصنوعی ضریب نفوذ بالایی دارد و پذیرش این تکنولوژی با سرعت پیش میرود، اما تعمیق استفاده از آن به مجموعهای از قابلیتهای سازمانی و انسانی وابسته است.
این گزارش نشان داد که سهم بنگاههای استفادهکننده از هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵ به ۲۳.۵درصد رسید. درحالیکه این رقم در سال قبل ۱۴.۷درصد بود. افزایش ۸.۸واحددرصدی در یک سال، از شتابگرفتن پذیرش هوش مصنوعی حکایت دارد. بااینحال، هنوز بیش از سهچهارم بنگاهها در این دسته قرار نگرفتهاند. از این رو، رشد سریع پذیرش را نباید با فراگیری کامل فناوری در ساختار اقتصادی یکسان گرفت.
این رشد در مقیاس بنگاههای کوچک و متوسط نیز دیده میشود. نرخ پذیرش هوش مصنوعی در این گروه از ۱۴.۵درصد در سال ۲۰۲۴به ۲۳.۴درصد در سال ۲۰۲۵ رسید. در بنگاههای بزرگتر، این نرخ از ۶۲.۵درصد به ۷۰.۴درصد افزایش یافت. بنابراین، هرچند فاصله میان دو گروه اندکی کاهش یافته، شکاف همچنان چشمگیر است. در سال ۲۰۲۵، حدود هفت بنگاه از هر ۱۰ بنگاه بزرگتر از هوش مصنوعی استفاده میکردند، در برابر کمتر از یکچهارم بنگاههای کوچک و متوسط.

در میان بنگاههایی که هنوز هوش مصنوعی را نپذیرفتهاند، مهمترین مانع اعلامشده، نبود نیاز به دلیل مقیاس کوچک کسبوکار است (۵۴.۷درصد در ۲۰۲۵). پس از آن، محدودیت بودجه یا بالا بودن سرمایهگذاری موردنیاز (۲۹.۲درصد) و آماده نبودن زیرساخت فناوری اطلاعات (۲۶.۲درصد) قرار دارند. سهم موانع مرتبط با مهارت و آگاهی نسبت به سال ۲۰۲۳ کاهش یافته، اما همچنان حضور دارند. در عین حال، ۱۲.۱درصد از بنگاههای غیرپذیرنده اعلام کردهاند که قصد دارند در ۱۲ماه آینده از هوش مصنوعی استفاده کنند. این شاخص از ۵.۶درصد در ۲۰۲۳ به ۱۲.۱درصد در ۲۰۲۵رسیده است.
این تفاوت را نمیتوان یکجانبهگرایانه به اندازه شرکتها فروکاست. استفاده از هوش مصنوعی به زیرساخت فناوری، دسترسی به داده، منابع مالی و توانایی تشخیص کاربردهای اقتصادی آن وابسته است. بنگاهی که نیروی متخصص، فرایندهای دیجیتال و دادههای سازمانیافته در اختیار دارد، معمولا مسیر کوتاهتری برای آزمودن و بهکارگیری ابزارهای تازه پیش رو میبیند. در مقابل، برای بنگاه کوچکتر، هزینه خرید یا پیادهسازی ابزار تنها بخشی از مساله است؛ شناسایی کاربرد مناسب و تغییر شیوه انجام کار نیز به زمان و توان اجرایی نیاز دارد.
با وجود این تفاوتها، دیجیتالیشدن بنگاهها در سنگاپور محدود به هوش مصنوعی نیست. در سال ۲۰۲۵، حدود ۹۶.۴درصد بنگاهها دستکم در یکی از شش حوزه دیجیتال مورد بررسی گزارش، از جمله امنیت سایبری، رایانش ابری، پرداخت الکترونیکی، تجارت الکترونیکی، تحلیل داده و هوش مصنوعی، فعالیت داشتند. این سهم در سال ۲۰۲۴ معادل ۹۵.۱درصد بود. میانگین تعداد حوزههای دیجیتال مورد استفاده هر بنگاه نیز از ۲.۳ به ۲.۵ افزایش یافت. البته باید در نظر داشت که این مورد بهتنهایی نمیتواند معیار خوبی برای ارزیابی و سنجش باشد چراکه شدت پذیرش را نشان میدهد و اثری از عمق یا کیفیت آن به دست نمیدهد.

دادههای گزارش نشان میدهند که در میان بنگاههای استفادهکننده از هوش مصنوعی، تنها بخشی از شرکتها به مرحله گسترش یا ادغام کامل تکنولوژیک رسیدهاند. حدود ۳۳درصد از این بنگاهها در حال گسترش استفاده از هوش مصنوعی بودند و ۶.۶درصد آن را بهطور کامل در سطح شرکت مستقر یا یکپارچه کرده بودند. در مجموع، این دو گروه حدود ۳۹.۶درصد از بنگاههای پذیرنده را تشکیل میدادند؛ یعنی نزدیک به دو بنگاه از هر پنج بنگاه استفادهکننده. در سوی دیگر، ۳۷.۹درصد از بنگاههای پذیرنده در مرحله آزمایش اولیه قرار داشتند و ۲۲.۶درصد در حال اجرای نخستین مورد استفاده از هوش مصنوعی بودند.
نوع ابزارهای مورد استفاده نیز تصویری از این مسیر ارائه میدهد. ۸۹.۶درصد بنگاههای پذیرنده از ابزارهای تجاری آماده و بدون سفارشیسازی استفاده میکردند. در مقابل، ۲۸.۳درصد سراغ ابزارهای تجاری سفارشیشده رفته بودند و ۲۳درصد نیز ابزارهایی را در داخل سازمان توسعه داده یا توسعه آن را به بیرون واگذار کرده بودند. البته این دستهها همپوشانی دارند و نباید سهم آنها را بهعنوان اجزای جدا از یکدیگر جمع کرد. درهرصورت باید توجه داشت که ابزارهای آماده جایگاه پررنگی دارند و توسعه راهکارهای اختصاصی در میان بخشی از شرکتها جریان دارد.
گزارش همچنین از دستاوردهای اقتصادی استفاده از هوش مصنوعی خبر میدهد. ۸۷.۶درصد بنگاههای پذیرنده، بهبود بهرهوری یا فرایندها را از مزایای این فناوری برشمردهاند و ۴۴درصد نیز کاهش هزینه یا بهینهسازی منابع را گزارش کردهاند.
در مقایسه بینالمللی، میان بنگاههای دارای دستکم ۱۰ کارمند، نرخ پذیرش هوش مصنوعی در سنگاپور به ۳۴.۶درصد رسیده است؛ بالاتر از میانگین ۲۰.۳درصدی کشورهای عضو OECD که داده ۲۰۲۵ آنها در دسترس بوده. این جایگاه بهطور نسبی بالا است، البته کشورهایی مانند آمریکا، بریتانیا و رژیم اسرائیل به دلیل نبود داده بهروز در این مقایسه حضور ندارند و بنابراین نمیتوان آن را رتبهبندی جهانی قطعی تلقی کرد.

سنگاپور و گذار به هوش صنعتی
استفاده کارکنان از هوش مصنوعی تصویری متفاوت و مکمل از وضعیت شرکتها ارائه میکند. در سال ۲۰۲۶ حدود ۸۵.۷درصد از کارکنان شرکتکننده در پیمایش اعلام کردهاند که در محل کار از ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند. این سهم در سال ۲۰۲۵برابر با ۷۷.۶درصد بوده است. بیشتر این کارکنان استفاده روزانه یا هفتگی دارند. ۳۵.۶درصد استفاده روزانه و ۳۴.۱درصد استفاده هفتگی را گزارش کردهاند. ۲۰.۹درصد ماهانه و ۹.۵درصد یک یا دو بار در سال از این ابزارها بهره میگیرند.
کاربردها نیز گستردهاند. تولید محتوا با سهم ۷۶.۷درصد رایجترین دسته است. پس از آن خودکارسازی فرایندها با ۶۳.۹درصد و تعامل با افراد با ۵۳.۷درصد قرار دارند. تحلیل و کاوش داده نیز ۵۱.۷درصد سهم داشته است. در سطح وظایف مشخص تولید و ویرایش محتوای نوشتاری با ۴۷درصد در صدر است. پردازش اسناد و استخراج داده ۳۸.۵درصد و پژوهش و گردآوری اطلاعات ۳۶.۱درصد را به خود اختصاص دادهاند.
کارکنان سنگاپوری هم منافع متعددی را گزارش کردهاند. ۷۲.۹درصد از بهبود بهرهوری کلی سخن گفتهاند. ۶۸.۹درصد بهبود کیفیت کار و ۶۸.۲درصد تقویت توانایی حل مساله را ذکر کردهاند. ۶۱.۶درصد فرصت انجام کارهای باارزشتر و ۵۹.۷درصد امکان یادگیری مهارتهای جدید را از مزایای استفاده دانستهاند. این ارقام خوداظهاری هستند و اندازهگیری مستقل تغییر بهرهوری کل اقتصاد را نشان نمیدهند اما در نوع خود شایسته توجه باقی میمانند.
در میان کسانی که کاهش زمان را بهعنوان فاکتور مثبت گزارش کردهاند حدود شش نفر از هر ده نفر گفتهاند روزانه تا یک ساعت صرفهجویی میکنند. ۲۷.۴درصد از همین گروه صرفهجویی دستکم یک ساعت در روز را اعلام کردهاند و ۵.۲درصد این میزان را بیش از سه ساعت دانستهاند. حدود یکسوم کاربران هوش مصنوعی کاهش زمان صرفشده برای وظایف را تجربه کردهاند.
باید در نظر داشت که استفاده گسترده به معنای استفاده عمیق نیست. حدود نیمی از کارکنان استفادهکننده اغلب یا همیشه خروجیهای هوش مصنوعی را پیش از بهکارگیری بررسی میکنند. سهم کسانی که اغلب یا همیشه از این ابزار برای خودکارسازی وظایف یا ادغام آن در جریانهای کاری بهره میگیرند حدود یکچهارم است. ۱۸.۳درصد همیشه خروجی را بررسی میکنند و ۳۲.۲درصد این کار را اغلب انجام میدهند. در مقابل تنها ۶ درصد همیشه و ۱۹.۷درصد اغلب از هوش مصنوعی برای خودکارسازی وظایف استفاده میکنند.

ارزیابی کارفرمایان شرکتکننده در نظرسنجی، نیز همین فاصله را تایید میکند. شرکتهای پذیرنده هوش مصنوعی برآورد کردهاند که ۷۱.۹درصد کارکنانشان قادر به استفاده از این فناوری در نوعی ظرفیت هستند. این سهم در سال ۲۰۲۴ برابر با ۶۶.۴درصد بوده است. با این حال ۴۷.۶درصد کارکنان بهطور عمده برای وظایف عمومی از هوش مصنوعی استفاده میکنند. ۱۹.۳درصد قادر به انجام وظایف سطح میانی هستند و تنها ۵درصد میتوانند هوش مصنوعی را برای وظایف پیچیده توسعه دهند یا مستقر کنند. ۲۸.۲درصد نیز در گروه با گزینه «نمیدانم یا استفادهنکننده» قرار دارند.
شکاف آموزشی این تصویر را کاملتر میکند. بیش از دوسوم کارکنان شرکتکننده در پیمایش اعلام کردهاند که به آموزش یا بازآموزی در فناوریهای هوش مصنوعی نیاز دارند. با این حال تنها ۳۶.۷درصد در ۱۲ ماه گذشته در دوره یا آموزش مرتبط شرکت کردهاند. در میان کسانی که آموزش ندیدهاند مهمترین موانع عبارتاند از معرفینشدن از سوی کارفرما با ۳۴.۹درصد، کمبود وقت با ۳۴.۱درصد و ندانستن اینکه کدام دوره مناسب است با ۲۶.۶درصد.
بازار کار نیز نشانههایی از افزایش تقاضا برای مهارتهای مرتبط ارائه میدهد. شمار متخصصان فناوری در سال ۲۰۲۵ به ۲۲۲هزار و ۲۰۰ نفر رسید. این رقم رشد ۳.۸درصدی نسبت به سال قبل را نشان میدهد. حدود ۵۹درصد این متخصصان در بخشهای خارج از اطلاعات و ارتباطات فعالیت میکنند. سهم آگهیهای شغلی فناوری که دستکم یک مهارت هوش مصنوعی را طلب میکنند از ۱۴ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۱۶.۷درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. سهم آگهیهایی که دستکم دو مهارت را میخواهند از ۴.۹درصد به ۷.۶درصد رسیده است. در بخش مالی و بیمه تعداد چنین آگهیهایی از ۱۲۴۰ مورد به ۳۲۶۰ مورد افزایش یافته است.
این مجموعه دادهها یک تمایز روشن ایجاد میکند. پذیرش ابزار و استفاده روزمره از آن یک مرحله است. تبدیل آن به بخشی از سازوکار سازمانی و توانایی بهکارگیری برای وظایف پیچیدهتر مرحلهای دیگر است. گسترش سریع ضریب نفوذ پرسش اصلی را حذف نمیکند. پرسش این است که تا چه اندازه این گسترش با افزایش واقعی توانایی همراه شده است.