بیش از ۵۰درصد آنلاینشاپهای اینستاگرام توسط زنان اداره میشود
زنان در بازارهای دیجیتال
حامد اناری: ادراک و شناخت جایگاه زنان در اقتصاد دیجیتال بدون شناخت پیشینه تاریخی آن یا بهتر، جایگاه زنان در اقتصاد ممکن نیست. نسبت زنان با تبعیضهای جنسیتی در درک این مختصات تاثیر بسیار دارد. تبعیضهایی که دسترسی به فرصتها را محدود میساخت. برای مدت طولانی زنان در جامعه ایرانی برای حضور در بازار کار با چالشهای متعددی روبهرو بودند. بخش قابلتوجهی از این چالشها ذیل عنوان «دسترسی» تبیین میشود. نشست جایگاه زنان در اقتصاد دیجیتال به میزبانی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران دیروز برگزار شد تا به بحثهایی پیرامون چالشها و فرصتهای حضور زنان در بازار کار ایرانی پرداخته شود. نگاه تاریخی به جایگاه زنان در اقتصاد، بحثی بود که در این نشست، توسط حامد طاهریکیا، عضو هیات علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی دنبال شد.
اقتصاد دیجیتال و تبعیض جنسیتی
طاهریکیا پس از تبیین ضرورت نگاه تاریخی به این موضوع، تحول ورود زنان به اقتصاد در جامعه ایران را در نسبت با تحول شهر تعریف کرد. بهگفته طاهریکیا، شکلگیری شهر مدرن و ظهور نیازهای جدید بود که زمینه ورود زنان به بازار کار را فراهم آورد. او همچنین به ریشه پاگرفتن سوادآموزی از دوره قاجاریه اشاره داشت. بررسی تاریخی طاهریکیا از دوره پهلوی اول و دوم نشان داد که حضور زنان در اقتصاد، نسبت مستقیم با تغییر نقش خانهداری بود. خانههایی که با محصولات صنعتی بهمانند ماشین لباسشویی تغییر شکل داده بودند، فرصت یا زمینه ورود زنان به سطوحی از بازار کار را فراهم آورد. طاهریکیا گفت: «در این دوره، زنان متخصص و یا تحصیلکرده با ورود به صنایع جایگاه خود را در نقشهای خدماتی پیدا کردند. هرچند که این دوران کمتر با زنان موسس مواجه میشویم.»
طاهریکیا با تفکیک و طبقهبندی زنان فرودست از فرادست، فرصت دسترسی و شبکهسازی و نسبت آن را با اقتصاد مطرح کرد. طاهریکیا گفت: «در دهه پنجاه با رشد حضور زنان در اقتصاد روبهرو هستیم.» تحولاتی مانند انقلاب اسلامی ایران، تاثیر بسیاری در این موضوع داشت. طاهریکیا با بررسی این دوران تاریخی، نقش زنان در اقتصاد را در دهههای شصت، هفتاد و هشتاد بررسی کرد. او در توضیح شرایط دهههای ذکر شده گفت: «در دوره شاهد شکلگیری فضایی هستیم که زنان تحصیلکرده فرصت چندانی برای ورود به بازار کار نداشتند. بازار عمدتا فضای مردانهای داشت و تجربه اندک حضور زنان در بازار کار، اشتغال آنها را دشوار میکرد.»
این دشواری را بیشتر میتوان در تبعیض جنسیتی بررسی کرد. طاهریکیا در ادامه گفت: «این همان نقطهای است که اقتصاد خرد اهمیت پیدا میکند.» او با پرداختن به مسالهای تحت عنوان میل خویشفرمایی، به نقش تکنولوژیهای ارتباطی در شبکهسازی و بازاریابی اشاره کرد. بهعنوان مثال گروهی از زنان این امکان را داشتند تا با تبدیل اندرونی خانه خود به محیط اقتصادی، به فعالیتهایی مانند تدریس بپردازند. این فعالیت با محدودیتهایی روبهرو بود. چراکه زنان نمیتوانستند جامعه گستردهای را در خانه خود بپذیرند و محیط بیرون از خانه، از دیدگاه آنان مناسب نبود.
طاهریکیا در ادامه گفت: «تکنولوژیهای ارتباطی به زنان اجازه بازاریابی داد. دیگر با پلتفرمهایی مثل اینستاگرام نیاز نبود تا مشتری حتما به خانه شما بیاید. اینجا مهارت بازاریابی اهمیت پیدا میکند و زنان خویشفرماتر میشوند. ورود به شبکه تسهیل میشود و در نتیجه اندرونی خانهها سریعتر به فضایی اقتصادی تبدیل میشوند.» طبق گفته طاهریکیا، خویشفرمایی نیاز به شکلی از حمایت داشت و آن را باید در قالب شبکهسازی درک کرد. او بعد از تبیین نسبت میان اقتصاد و شبکه گفت: «با رشد فضای دیجیتال، شاهد حضور زنان موسس شبکه هستیم و خردهبرندها ظهور میکنند.» اینترنت ورود زنان به بازار کار را تسهیل کرد. طاهریکیا با اشاره به خاموشی اینترنت گفت: «خاموشی اینترنت یعنی خاموشی شبکهای که به توسعهای زنانه انجامیده بود. نتیجه خاموشی اینترنت شکلگیری مجموعهای از بحرانها است که گاهی از چشم سیاستگذار پنهان میماند.»
هزینه بالای شناخت
آترینا اورعی، اقتصاددان، با اشاره به ضعف شناختی موجود در دادههای بازار، بر بالا رفتن هزینه شناخت تاکید داشت. اورعی گفت: «بزرگترین مساله آموزش نیست. بزرگترین مساله اینجا است که آمار و ارقام شفافی وجود ندارد. اصلا تعریف درستی از اقتصاد دیجیتال وجود ندارد. در نتیجه نمیدانیم در طول جنگ خسارت وارده به کسبوکارهای زنان در اقتصاد دیجیتال چقدر بود و تمام گزارهها بر پایه شهود است.»
اورعی همچنین گفت: «گاهی بیدلیل ارائه آمار امنیتی میشود و این مساله بعضی از اوقات، بیشتر از آنکه مفید باشد اثر معکوس دارد و مضر است.» او همچنین به این مساله اشاره داشت که در ایران برخی آمار کلان اقتصادی از دو نهاد منتشر میشوند و گاهی این دو آمار با یکدیگر همخوانی ندارند. اورعی چنین فضایی را اینگونه توصیف کرد: «در چنین شرایطی، فضای اطلاعاتی مخدوش میشود و هزینه شناخت بالا میرود. در نتیجه خردترین تصمیمگیریها با محدودیت و عدمقطعیت مواجه میشود. در چنین موقعیتی هم مردان و هم زنان در تصمیمگیریهای خود وارد افقهای بلندمدت نمیشوند.»
این اقتصاددان به بحث خود چنین افزود: «ما حالا در فاز مدیریت بحران هستیم و در حوزه اقتصاد دیجیتال از سطح رشد و توسعه به بقا بازگشتهایم.» او با اشاره به این موضوع که بعد از بازگشایی نسبی اینترنت، آمار استفاده از واژههای تخفیف و امثالهم، 120درصد رشد داشته است، به چالشهای سرمایه درگردش کسبوکارها رسید. اورعی گفت: «برای کسبوکارهای دیجیتالی که هنوز ثبت حقوقی نشدهاند چگونه میتوان میزان خسارت تعیین کرد. خسارت این کسبوکارها توسط بیمه به رسمیت شناخته نمیشود.» اورعی همچنین گفت: «فضای دیجیتال که امنیت ورود به بازار کار را برای زنان ایجاد کرده، فضای پایداری بهشمار نمیرود.» فضای دیجیتال چالشهای سنتی زنان را حل کرده بود. چراکه آنان میتوانستند از محیط امن خود به فعالیت اقتصادی دلخواه بپردازند. اما اختلالات شبکه باعث شده پایداری اقتصاد دیجیتال زیرسوال برود.
اورعی به چالشهای حقوقی کسبوکارهای آنلاین پرداخت و گفت: «فعالیت آنلاین با پروسه حقوقی دستوپاگیری روبهرو است که از اساس در تضاد با مزایای اقتصاد دیجیتال است. اگر کسبوکاری ثبت نشده باشد به رسمیت شناخته نمیشود و خسارت آن بهشمار نمیرود.» اورعی در بخش دیگری از صحبت خود به ضعفهای موجود در نظام اعتباربخشی پرداخت و گفت: «همه ما میدانیم داشتن سهمیلیون فالوور میتواند ارزشمند باشد. اما کدام بانک است که برحسب همین موضوع به یک فعال اقتصادی وام یا اعتبار اعطا کند.» او همینطور در تکمیل این موضع چنین اظهار کرد: «معماری واجد بیمه شدن در ایران، از مسیری میگذرد که از مسیر اقتصاد دیجیتال جدا شده است.» شناسنامه قابلانتقال، تنظیم سازوکاری برای محاسبه خسارت در زمان قطع اینترنت پیشنهاداتی بود که از سوی اورعی مطرح شد. اورعی همچنین به چالشهای پرداخت هم اشاره داشت.
ناگزیری از توسعه پایدار
کتایون سپهری، عضو هیاتمدیره سازمان ملی کارآفرینی ایران، با بررسی نبود یا کمبود اطلاعات بازار و اقتصاد که یکی از مهمترین مسائل بهشمار میرود، به دشواری تهیه آن نیز اشاره کرد. سپهری در ارائه خود با اشاره به عبور از انقلاب صنعتی چهارم، به تعریف و معرفی فرصتهای پیشرو در انقلاب صنعتی پنجم پرداخت. سپهری در اینباره گفت: «در انقلاب صنعتی چهارم، نگرانیهایی در مورد آینده شغلی انسان و نقش انسان وجود داشت. اما در انقلاب صنعتی پنجم، با مفهوم انسان پایدار روبهرو هستیم. مفاهیم دیگر این حوزه به تابآوری و انسانمحوری ختم میشود.» سپهری با اشاره به فرصتهای شغلی آینده گفت: «نقش زنان در اقتصاد دیجیتال باید ساخته شود. مساله زنان دسترسی به فرصتها است.» بهگفته سپهری زنان در مناطق کمبرخوردار یا روستایی فرصت دسترسی به اطلاعات و فرصتهای بازار را ندارند. این همان بحثی بود که ذیل عنوان شکاف در مالکیت دیجیتال تعریف میشد. مساله دسترسی، مهارت، فرصت و سرمایه ذیل همین موضوع تعریف میشوند.
سپهری همچنین اشاره کرد: «ما ناگزیر از توسعه پایدار هستیم.» او همچنین افزود: «دیجیتالیسازی زمانی ارزش پیدا میکند که به بازار متصل شود. در نتیجه زیرساخت توسعه اقتصادی اهمیت پیدا میکند.» به گفته سپهری، نبود دسترسی به منابع و سرمایه، بیاعتمادی به توان زنان و دسترسی دشوار به الگوهای موفق و البته فرهنگ مردمحور از جمله چالشهای زنان در اقتصاد دیجیتال است. او با ارائه راهکارهایی در چهار سطح فردی، سازمانی، دولتی و آکادمیک گفت: «اساسا باید اکوسیستم آماده شود.» امیرمحمد مهراد، دبیرکل سازمان ملی کارآفرینی، در بخشی از این نشست نرخ مشارکت زنان در اقتصاد را در ایران و دیگر کشورها مقایسه کرد. بهگفته مهراد میانگین جهانی مشارکت زنان در فضای اقتصاد بیش از 50درصد است. این در حالی است که نگاهی به آمارهای بانک جهانی نیز نشان میدهد که نرخ مشارکت زنان ایرانی در سال 2024 معادل 13.4درصد بوده است.
طبق گزارش انجمن تجارت الکترونیک که دادهها و آمار تجارت اجتماعی با تمرکز بر بازار اینستاگرام را البته در سال 1403 بررسی کرده بود، بیش از نیمی از آنلاینشاپهای اینستاگرامی توسط زنان اداره میشوند. بهدلیل نبود اطلاعات کافی، مشخص نیست این کسبوکارهای آنلاین چگونه تحت پوشش بیمه قرار گرفتهاند و خسارت ناشی از جنگ برای آنان چگونه محاسبه میشود.