چرا دانشجویان تحصیلات خود را نیمهکاره رها میکنند؟
دوراهی دانشگاه یا استارتآپسازی؟
به نوشته روزنامه والاستریت ژورنال، برای دههها، مسیر بسیاری از دانشجویان نخبه مشخص بود: کارآموزیهای امن در حوزههای فناوری، مالی یا مشاوره، فارغالتحصیلی با شغلی راحت و بالا رفتن از نردبان ترقی در شرکتها. اما دانشجویان بیشتری، از جمله موهلبرگر، به مجموعهای از برنامههای جدید - برخی وابسته به دانشگاههای برتر - روی آوردهاند که هدفشان کمک به آنها برای پیوستن به رقابت هوش مصنوعی در سیلیکونولی است. برخی از آنها مسکن رایگان، مربیگری و فرصتهای شبکهسازی ارائه میدهند. بسیاری از دانشجویانی که خود را در حال پیشبرد ایدههای بزرگ با سرعت سرسامآوری میبینند، مطمئن نیستند که پس از پایان تابستان به دانشگاه بازگردند.
پیشرفت سریع هوش مصنوعی، بازار کار دشواری را برای فارغالتحصیلان جدید ایجاد کرده است. رشتههایی از جمله مهندسی نرمافزار، امنیت بسیار کمتری پیدا کردهاند و همین امر باعث شده برخی از دانشجویان خودشان دست به کار شوند. برخی گفتند که در یک ماه حضور در اکوسیستم استارتآپیِ رو به رشد، بیشتر از یک ترم کامل در کلاسهای درس یاد میگیرند. بسیاری از این افراد که در خوابگاهها فعالیت میکنند، تابستان امسال در املاک تازه اجاره شده در سراسر سانفرانسیسکو، مغازههایی برای خود دست و پا کردهاند. خانه دانشجویی هکر ییل، با حمایت فارغالتحصیلان و شرکتهای سرمایهگذاری، آپارتمانی در ناب هیل خریداری کرد. ۱۵ بنیانگذار ییل در فضایی پر از نوشیدنیهای انرژیزا، جعبههای مقوایی از خرید سختافزار و کفشهای کتانی کنار ورودی در است، زندگی و کار میکنند.
«تِکتِرِک»، یک مرکز رشد استارتآپ که در تابستان فعالیت خود را شدت بخشیده است، عمدتا از موسسه فناوری ماساچوست، هاروارد و پرینستون نیرو جذب کرد. این مرکز یک پردیس موقت در محوطه چمنزار پرزیدیو راهاندازی کرده است. برخی از کالجها خود میزبان برنامهها بودهاند، مانند آکادمی استارتآپ دانشگاه «لیهای» مستقر در سانفرانسیسکو که دانشجویان را بهطور مستقیم با استارتآپهایِ در مراحل اولیه مرتبط میکند.
در خانه هکرهای ییل و تکترک، بنیانگذاران جوان روزهای خود را در میان کدنویسی و شبکهسازی میگذرانند؛ از جمله جلسات با سرمایهگذاران و مدیران برای ارائه ایدههایشان.
آنها عصرها با گشت و گذار در شهر، صخره نوردی یا بازی پوکر، رو به استراحت میآورند. برخلاف برنامههایی مانند Thiel Fellowship که به دانشجویانی که ترک تحصیل میکنند، پول میدهند، TekTrek اعلام کرد که هدف آن ایجاد پلی بین دنیای استارتآپ و دانشگاه است و دانشجویان را تشویق میکند تا قبل از بازگشت به دانشگاه در پاییز، با اکوسیستم سیلیکونولی آشنا شوند. این با فرض این است که آنها تصمیم به بازگشت داشته باشند.
لیا رایان به تازگی سال دوم دانشگاه ییل را به پایان رسانده و به ایجاد خانه هکرهای ییل کمک کرده است. او از پیشنهاد شغلی در یک شرکت پیشرو در حوزه بیوتکنولوژی و برنامههایش برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا در رشته ژنتیک صرف نظر کرد و یک استارتآپ در زمینه ساخت سیستمهای دانش برای آزمایشگاههای زیستی تاسیس کرد. کورتکس که در ماه مارس آغاز به کار کرد، در بهار با ارزشگذاری ۱۰میلیون دلاری، ۶۰۰هزار دلار سرمایه جذب کرد و اولین قراردادهای تجاری خود را امضا کرده است.
رایان در حال مرخصی گرفتن از دانشگاه است و انتظار دارد این مرخصی دائمی شود. او گفت: «وقتی پول جمع میکنید، فکر میکنم واقعا غیرمسوولانه است که در دانشگاه باشید.» او افزود که با جمعآوری کمکهای مالی، به سرمایهگذاران خود قول داده است. «هر بنیانگذار جدیای، دانشگاه را ترک خواهد کرد.» برای دانشجویانی که خارج از فضای سنتی استارتآپها هستند، تاسیس یک شرکت به جای اتمام مدرک تحصیلی، نیازمند یک جهش فرهنگی است. گوری کشتری، دانشجوی سال دوم دانشگاه پرینستون که Strata، ابزاری مبتنی بر هوش مصنوعی برای سادهسازی گزارشهای صنعتی، را تاسیس کرده است، هنوز هم آموزش را بهعنوان یک ضرورت برای رشد فکری و یک شبکه ایمنی میبیند. او گفت: «شما همیشه میخواهید در پایان کار مدرک داشته باشید.»
«آن میورا-کو»، شریک شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر فلادگیت، با روند ترک تحصیل بیهدف مخالفت میکند. او در ماه ژوئن در یک ضیافت شام در حیاط خلوت خانه هکر ییل، دانشجویان را تشویق کرد که در دانشگاه بمانند زیرا تشخیص اینکه آیا یک ایده، «یونیکورن» بعدی، یعنی یک شرکت جدید با ارزشگذاری ۱میلیارد دلار یا بیشتر، است، دشوار است.
نیکولاس گرتلر، یکی از بنیانگذاران خانه هکر، گفت که فقدان اجتماع مانع بزرگی برای دانشجویان علاقهمند به دنیای استارتآپ است. او که به تازگی سال سوم دبیرستان خود را تمام کرده، در حال ساخت یک شرکت هوش مصنوعی است که خدمات حقوقی برای استفاده از زمین ارائه میدهد. گرتلر معتقد است اگر این خانه وجود نداشت، بنیانگذاران به دلیل برنامههای طاقتفرسایشان به ندرت یکدیگر را میدیدند. او گفت: «مردم با مشکلات مربوط به بنیانگذاران مشترک و اختلافات مربوط به سهام مواجه هستند و به یک سیستم پشتیبانی نیاز دارند و ما اولین تماس هستیم.»
آلیس جیکوب، قبل از سال آخر تحصیلش درهاروارد، در آشپزخانه خانهاش نشسته بود و با یک فایل اکسل بزرگ، برای شغل درخواست میداد. او گفت پدرش که مهاجری از هند بود، از او میپرسید چرا انرژیاش را صرف پر کردن فرمهای استخدام شرکتها میکند، درحالیکه او و شریکش از قبل یک ایده تجاری امیدوارکننده برای ایجاد یک پلتفرم بازاریابی داشتند که دانشجویان دانشگاه را با برندها مرتبط میکرد. پدرش به او گفته بود که حاضر است هر کاری بکند تا به زمانی برگردد که جوان بود، از مسوولیتها رها بود و میتوانست تمام وقت به دنبال علاقهاش برود. جیکوب که تابستان را در تکترک میگذراند، گفت: «در واقع او بود که مرا به جلو هل داد.»