طاعون سیاه باعث ایجاد یک نابرابری و اختلاف جغرافیایی بزرگ در نهادهای سیاسی شد. در مناطقی که همهگیری شدید بود، واقعیتهای جدید اجتماعی و اقتصادی باعث شکلگیری نهادهای سیاسی مردمیتر و مشارکتیتر شد. اما در مناطقی که طاعون خفیفتر بود، سیستم ارباب-رعیتی همچنان باقی ماند و عملا جلوی هرگونه شانس برای…
فیلسوفان و اقتصاددانان را کمتر میتوان کنار یکدیگر دید؛ حتی زمانی که ناگزیر به تعامل میشوند، بحثهایشان بیشتر به مجادله میانجامد. اما این یک مساله جدید نیست و قدمت آن به بیش از یک قرن میرسد.
در جریان انقلاب فرانسه، مقامات پاریس برای اطمینان از اینکه مردم گرسنه نمانند، به «مجموعهای از اقدامات برای تثبیت قیمتها و کنترل مواد غذایی» روی آوردند. اما این اقدامات آنگونه که برنامهریزی شده بود، نتیجه نداد.
کمتر آرمان سیاسیای را میتوان یافت که برنی سندرز، سیاستمدار آمریکایی آنقدر چپگرا که میتوانست در اروپا بهعنوان یک میانهرو وارد رقابت انتخاباتی شود، و چارلی کرک، چهره آتشین و ترامپیست محافظهکار، را با یکدیگر متحد کند. بااینحال، یکی از معدود نقاط توافق عجیب میان این دو، جذابیت سوئد بود.
آیا قوانین زیستمحیطی پایان اقتصاد واحد را رقم خواهند زد؟
پس از جنگ جهانی دوم، گروهی از کشورهای اروپایی ایدهای برای بازسازی اقتصادهای خود داشتند: موانع تجاری میان یکدیگر را با حذف تعرفههای گمرکی از میان بردارند و اجازه دهند کالاها، مردم، خدمات و سرمایه آزادانه جابهجا شوند. ایده ایجاد یک بازار واحد سرانجام به واقعیت تبدیل شد و به یکی از بزرگترین دستاوردهای اروپا در قرن بیستم بدل گشت. از سال ۱۹۹۳، یک صاحب کسبوکار کوچک در هر یک از کشورهای عضو اتحادیه اروپا میتوانست محصولات خود را به کشور عضو دیگری بفروشد، بدون آنکه در هر مرز با موانع جدید بوروکراتیک یا مالی مواجه شود. از آن پس، اندازه بالقوه یک کسبوکار دیگر صرفا به اندازه کشوری که در آن مستقر بود، وابسته نبود.