دورنمایی از پیشگامان ثروت و اقتصاد جهانی
دنیای اقتصاد در سال ۲۰۵۰
اشاره: از آن زمان که جادوگران به «پیشگویی» آینده میپرداختند تا اکنون که دانشمندان به «پیشبینی» رفتار پدیدهها میپردازند، همواره حس انسان برای آگاهی از آنچه در آینده روی خواهد داد، زنده بوده است.
اشاره: از آن زمان که جادوگران به «پیشگویی» آینده میپرداختند تا اکنون که دانشمندان به «پیشبینی» رفتار پدیدهها میپردازند، همواره حس انسان برای آگاهی از آنچه در آینده روی خواهد داد، زنده بوده است.
در عِین حالی که انسانها تمایل درونی نسبت به شناخت آینده دارند اما کمتر به طور جدی به خود زحمت میدهند که درباره آن فکر کنند. با این وجود، انسان همواره مایل است که موقعیت خود را در حال و آینده مشخص کند. پیشبینی آینده، چارچوب و قالبی فراهم میآورد که شناخت موقعیت فعلی و آینده انسان را تسهیل میکند. آیندهنگری یکی از بهترین شیوهها برای شناخت و درک روابط جدید و رویدادهای فعلی است. عادت به پیشبینی و آینده نگری علمی، توانایی بسیار مهمی است. این توانایی در انطباق یافتن با محیط، نقش مهمی دارد. افراد به نسبت مقدار فکری که صرف آینده میکنند، تفاوتهای قابل توجهی با هم مییابند. آگاهی قبلی، تغییرات عظیمی را در انجام کار باعث میشود.
«گزارش ثروت ۲۰۱۲» یا «THE WEALTH REPORT, ۲۰۱۲» یکی از چندین گزارش آیندهنگرانه است که علاوه بر بررسی وضعیت ثروتمندان دنیا، به پیشبینی آینده اقتصاد جهان میپردازد. از جمله نکات جالب این گزارش این است که بر خلاف سایر گزارشهای پیشبینی، نه چین بلکه هند را بزرگترین اقتصاد جهان در سال ۲۰۵۰ میداند. بنابر برآورد این گزارش، گرچه چین تا سال ۲۰۲۰ بزرگترین تولیدکننده اقتصاد جهان خواهد شد و آمریکا را پشت سر میگذارد، اما پس از آن رفته رفته هند پا پیش میگذارد و با ۸۶ هزار میلیارد دلار بیشترین ارزش GDP را در سال ۲۰۵۰ خواهد داشت.
از دیگر یافتههای قابل توجه «گزارش ثروت ۲۰۱۲» این است که طی حدودا ۴۰ سال آینده؛ یعنی در سال ۲۰۵۰ میلادی، کشورهایی نظیر اندونزی، برزیل، نیجریه، مکزیک و مصر جزو ۱۰ کشور اول دنیا از لحاظ تولید ناخالص داخلی و عراق، بنگلادش، ویتنام، مغولستان و سریلانکا جزو ۱۰ کشور اول دنیا از لحاظ نرخ رشد اقتصادی و سنگاپور، هنگ کنگ، تایوان، کره جنوبی و عربستان سعودی جزو ۱۰ کشور اول دنیا از لحاظ درآمد سرانه خواهند بود. فکر میکنید نام کدام کشور در بین اینها خالی است؟ مطمئنا پاسخ شما نیز چنین است: ایران.
طبق این گزارش، سنگاپور، هم در سال 2010 و هم در سال 2050 در رده اول دنیا از لحاظ درآمد سرانه قرار دارد. هنگامی که از ثروتمندان سنگاپوری پرسیده شده که برای آنها مطلوبترین کالا چیست؟ آنها به جای اینکه اتومبیل لوکس و خانههای مجلل را نام ببرند، کتاب را مهمترین و مرجحترین کالای خود نام بردهاند. حال آیا این خود بهترین دلیل برای پیشگامی آنها در کسب درآمد سرانه نیست؟
همچنین، در قسمتی از این گزارش از «اَبَر- ثروتمندان» جهان پرسیده شده که چه نسبتی از ثروت خود را به موسسات خیریه و کمکهای بشردوستانه اهدا میکنند؟ پاسخ آنها به تفکیک مناطق مختلف جهان عبارت بود از: آمریکای شمالی ۲۱ درصد (بیش از یک پنجم)، آمریکای جنوبی ۹ درصد، اروپا و روسیه ۹ درصد، شرق و جنوب شرقی آسیا ۹ درصد و کمترین مقدار در خاورمیانه و آفریقا با ۷ درصد؛ گویی در مناطقی که تعداد ثروتمندان کمتر است، بخشایششان هم کمتر است!
توزیع جغرافیایی ثروتمندان جهان
پروفسور «دنی کوآ» (Danny Quah) استاد مدرسه اقتصادی لندن، معتقد است که مرکز ثقل اقتصاد جهانی یعنی منطقه جغرافیایی که در آن بیشترین تولید اقتصادی صورت میگیرد در حال جابهجایی است. به اعتقاد او با رشد اقتصادی مستمر و پایدار اقتصادهای نوظهور آسیا، تا سال ۲۰۵۰ میلادی مرکز ثقل تولید اقتصادی جهان از اقیانوس آتلانتیک شمالی (آمریکا و اروپای غربی) به جایی حولوحوش چین یا هند منتقل خواهد شد. به نظر وی، نه تنها قدرت اقتصادی، بلکه حتی نفوذ و قدرت سیاسی نیز چنین روندی را طی کرده و مرکز ثقل سیاسی از غرب به شرق متمایل خواهد شد.
نشانههای این تغییر مکان را از هم اکنون شاهد هستیم. مثلا در سال
های اخیر افزایش تعداد اَبَر- ثروتمندان (یعنی کسانی که بیش از ۲۵ میلیون دلار آمریکا یا حدود ۵۵ میلیارد تومان دارایی قابل سرمایهگذاری داشته باشند)، در سطح جهان به طور انکارناپذیری با پدیده اقتصادهای نوظهور همراه بوده است. منظور از اقتصادهای نوظهور، کشورهایی است که طی سالهای اخیر بیشترین نرخ رشد اقتصادی را داشتهاند و مانند موتور مولد رشد اقتصاد جهانی عمل کردهاند. تجمع این اقتصادها نیز در آسیاست.
البته تلاطمها و آشفتگیهای اقتصادی سال 2011 میلادی از جمله بحران اقتصادی اروپا و نیز قیامهای ملی کشورهای عربی موجب شد تا بسیاری از بازارهای مهم بورس دنیا با سقوط مواجه شوند. در نتیجه در این سال تعداد افراد«سنتا- میلیونر» یا مافوق ثروتمند دنیا (یعنی کسانی که ارزش دارایی آنها 100 میلیون دلار است)، کاهش یافت. هم اکنون (در سال 2012) تعداد افراد مافوق ثروتمند در سراسر جهان حدود 63 هزار نفر است.
در سال 2011 گرچه حجم تولید اقتصادی جهان افزایش یافت، اما رشد آن کمتر از سال 2010 بود. در سال 2011 رشد اقتصادی آمریکا 8/1 درصد و رشد اقتصادی اروپا 6/1 درصد بود. گرچه کشورهای آسیایی نرخ رشد اقتصادی چندین برابر آمریکا و اروپا داشتند و این عدد برای آسیا 9/7 درصد بود، اما نسبت به عدد 5/9 درصدی سال 2010 کاهش داشت.
در سال ۲۰۱۱ تعداد افراد مافوق ثروتمند(دارای ۱۰۰ میلیون دلار دارایی) در آسیای جنوب شرقی، ژاپن و چین ۱۸ هزار نفر بود که این عدد بزرگتر از ارقام مربوط به آمریکای شمالی(۱۷ هزار نفر) و اروپای غربی(۱۴ هزار نفر) است. این برتری منطقهای در زمینه تعداد مافوق ثروتمندان، حداقل تا سال ۲۰۱۶ ادامه خواهد داشت و به ترتیب به ۲۶ هزار نفر (آسیای شرقی)، ۲۱ هزار نفر (آمریکای شمالی) و ۱۵ هزار نفر (اروپای غربی) خواهد رسید.
به علاوه، از لحاظ شاخص تعداد افراد کلان- ثروتمند یا «دِکا- میلیونر» (کسانی که ارزش دارایی آنها 10 میلیون دلار و بیشتر است)، عدد مربوط به شرق آسیا بیشتر از اروپا ولی کمتر از آمریکاست؛ اما انتظار میرود که در دهه آینده، آسیا در این زمینه از آمریکا پیشی گیرد. این پیشبینیها بر اساس عملکرد اقتصادی منطقه آسیا- اقیانوس آرام صورت گرفته است. گرچه افزایش نرخ رشد اقتصادی افزایش ثروت برای یک جامعه را به همراه دارد، اما چگونگی توزیع ثروت یک تصمیم سیاسی است و توسط سیاستمداران اتخاذ میشود، همانگونه که در نهایت، فرآیندهای اقتصادی نیز توسط سیاستمداران تعیین میشود. همچنین، نرخهای رشد اقتصادی بالا الزاما به معنای افزایش تعداد ابر ثروتمندان نیست؛ اما از آنجا که رشد اقتصادی زیاد، زمینهساز افزایش فرصتهای اقتصادی است، بنابراین، شتاب در رشد اقتصادی شرط لازم افزایش ثروتمندان است. مطمئنا در اینجا، هم فرصتهای اقتصادی مهم است و هم توانایی استفاده از فرصت. بخشهایی که در آنها بیشترین ثروت ایجاد شده است، عبارتند از: منابع طبیعی، صنایع کارخانهای و ساختمان سازی. همچنین، به لحاظ فردی، پربازدهترین سرمایهگذاریها بر روی خود،
سرمایهگذاری در آموزش و مهارت آموزی است.
بازیگران جدید اقتصاد جهانی
گرچه به احتمال زیاد، کشورهای نوظهور اقتصادی (مثل کشورهای واقع در شرق و جنوب شرقی آسیا، چین و هند) بیشترین نرخ رشد اقتصادی را در آینده خواهند داشت، اما بسیاری از کشورهای دنیا به این اندازه کامیاب نخواهند شد. در بسیاری از کشورهای فقیر کیفیت پایین نهادها، به همراه بیثباتی سیاسی وجود دارد. از این رو این کشورها قادر به دستیابی به رشدهای سریع اقتصادی و پیشگامی نیستند. در همین حال، طبق نظر صندوق بینالمللی پول اگر افزایش حبابی اعتبار و رشد زیاد ارزش داراییها که در اثر تقاضای مصرف کننده به وجود آمده، آثار منفی خود را نشان دهد، ممکن است همین اقتصادهای نوظهور با بحران و سقوط شدید اقتصادی مواجه شوند.
صندوق بینالمللی پول پیشبینی میکند که رشد اقتصادی این کشورها در سال جاری(2012) معادل 4/5 درصد و در سال 2013 معادل 9/5 درصد رشد یابد. گرچه این برآوردها از اعدادی که قبلا پیشبینی میشد، کمتر است، اما هنوز بالاتر از متوسط رشد اقتصادی کشورهای توسعه یافته است. برآورد میشود که متوسط نرخ رشد اقتصادی کشورهای توسعه یافته طی سالهای 2012 و 2013 به ترتیب معادل 2/1 و 9/1 درصد باشد.
تغییر هژمونی اقتصادی
پیشبینیهای مربوط به وضعیت آینده جهان نشان میدهد که کشورهای غربی طی دهههای آینده تا حد زیادی تفوق و تسلط اقتصادی خود را از دست میدهند. برآوردهای سیتی بانک نشان میدهد که سهم آمریکای شمالی و اروپای غربی در تولید اقتصادی جهان از 41 درصد در سال 2010 با یک کاهش قابل توجه به 18 درصد در سال 2050 خواهد رسید. بر همین اساس، انتظار میرود سهم کشورهای در حال توسعه آسیایی از 27 درصد به 49 درصد افزایش یابد. گرچه هم اکنون آمریکا بزرگترین اقتصاد جهان است، اما تا سال 2020 چین از آمریکا سبقت میگیرد و به تولید کننده اول دنیا تبدیل میشود، این در حالی است که تا سال 2050 کشور چین توسط هند پشت سر گذاشته میشود.
نرخ رشد اقتصادی
تحقیق سیتی بانک نشان میدهد در حالی که هند احتمالا طی ۴۰ سال آینده یعنی تا سال ۲۰۵۰ به طور مستمر رشد اقتصادی بالایی خواهد داشت؛ اما کشورهای مهمی که انتظار میرود در رده کشورهای موفق از لحاظ رشد اقتصادی باشند در فهرست سیتی بانک قرار ندارند. برای مثال کشورهای چین، روسیه و برزیل در جدول مربوط به پررشدترین کشورها، جایشان خالی است.
در عوض، سیتی بانک، کشورهایی همچون بنگلادش، مصر، اندونزی، عراق، مغولستان، نیجریه، فیلیپین، سریلانکا و ویتنام را جزو کشورهای مولد رشد اقتصاد جهانی یا کشورهای «3 جی» قرار داده است. در حال حاضر همه این کشورها جزو کشورهای فقیر محسوب میشوند؛ اما دهههای آینده منتظر رشدهای بالایی برای آنان است. برخی از آنها مثل نیجریه، مغولستان، عراق و اندونزی دارای منابع طبیعی سرشاری هم هستند که امید میرود در آینده بهره برداریهای مفیدتری از این منابع به عمل آورند. مکزیک، ترکیه، تایلند و ایران هم کشورهای قابل ذکری هستند، اما به نظر گزارش سیتی بانک برای اینکه این کشورها در زمره کشورهای «3 جی» قرار گیرند، لازم است که تلاشهای بسیار زیادی از جانب آنها صورت گیرد.
سایر یافتهها
آینده امنیت سرمایه: طبق نظرسنجی «گزارش ثروت ۲۰۱۲» که از ابر- ثروتمندان جهان به عمل آورده، اغلب آنها نسبت به ادامه افزایش ثروت در آینده خوشبین هستند و کمتر از ۲۵ درصد آنها اظهار داشته اند که نسبت به چشم انداز آینده دارایی و ثروت خود بدبین هستند.
اما «تینا فوردهام» تحلیلگر سیاسی ارشد سیتی بانک هشدار میدهد که نابرابری درآمدی یکی از نگرانیهای عمده در اقتصاد جهانی است چنانکه مثلا یکی از عمده ترین خواستههای تظاهرکنندگان وال استریت کاهش شکاف درآمدی بود که یک تنظیم مجدد روابط بین دولت، اقتصاد و جامعه را ضروری میسازد. البته وی میگوید برای اینکه هنجارهای جدیدی ایجاد شود چه بسا سالهای طولانی زمان نیاز باشد.
همچنین در اجلاس اقتصاد جهانی ۲۰۱۲ داووس، نابرابری درآمد در فهرست مهمترین مسائل مورد توجه و بحث کشورها در این اجلاس بود، حتی مهمتر از مسائل زیست محیطی. به نظر میرسد که این موضوع یک چالش سخت و دشوار برای اغنیاء خواهد بود و هشدار به سیاستمداران درباره اهمیت دادن به نابرابری درآمدی هم در کشورهای توسعه یافته و هم در کشورهای در حال توسعه بیشتر خواهد شد. از این روی، دولتها ممکن است ابزار مالیاتی را بیش از گذشته به کار گیرند و به مناطق امن مالیاتی حمله برند.
خریدهای فرا مرزی: گرایش روزافزون جهانی، رشد علائق ابر ثروتمندان به موقعیتهای برون مرزی است. خانوادههای ثروتمند در جستوجوی فرصت در هر کجای دنیا که باشد هستند. ما شاهد افزایش مالکیتهای خارجی خواهیم بود. معمولا خرید باشگاههای ورزشی مورد علاقه ثروتمندان و سرمایهگذاران بینالمللی است. مثلا آنها تیمهای ورزشی سایر کشورها را خریداری میکنند. «میخاییل پروخروف» میلیاردر روس باشگاه بسکتبال نیوجرسی را خریداری کرده است. یا مثلا خرید باشگاههای کریکت هند مورد توجه ثروتمندان خارجی است.
تهدید ثروت: از ابرثروتمندان جهان پرسیده شد چه چیزهایی در آینده برای ثروت آنها بیشترین تهدید را ایجاد میکند؟ آنها در پاسخ به مسائلی همچون بحران مالی احتمالی در سنگاپور، جنگ منطقهای در خاورمیانه، ملی گرایی در زامبیا، تورم اقتصادی در هند، مناقشات خصومت آمیز علیه دولت روسیه و کاهش ارزش پول در هنگکنگ اشاره کردهاند.
کمکهای انسان دوستانه: رکود اقتصادی و کاهش رشد اقتصادی جهان بر میزان کمکهای بشر دوستانه افراد ثروتمند تاثیر منفی نگذاشته است. به طوری که در سال 2011 نسبت به سال قبل از آن، خالص کمکهای بشر دوستانه این افراد 10 درصد رشد داشته است. خیلی از این ثروتمندان اعتقاد دارند که در این دوران سخت، کمکهای آنان حیاتی تر و ضروری تر است.
از ابرثروتمندان جهان پرسیده شد چه نسبتی از ثروت خود را در زمان حیات یا به هنگام مرگ (در وصیتنامه و از طریق اختصاص ارث) به موسسات خیریه و کمکهای بشر دوستانه اهدا میکنند که پاسخ آنها در مجموع و به طور متوسط ۱۱ درصد بود. پاسخ ثروتمندان به تفکیک مناطق مختلف جهان عبارت بود از: آمریکای شمالی ۲۱ درصد (بیش از یک پنجم)، آمریکای جنوبی ۹ درصد، اروپا و روسیه ۹ درصد، شرق و جنوب شرقی آسیا ۹ درصد و خاورمیانه و آفریقا ۷ درصد.
افزایش خرید کالاهای لوکس: در عین حال و برخلاف انتظار، میزان خرید کالاهای لوکس و تجملی توسط ثروتمندان در سال 2011 معادل 17 درصد رشد داشته است. به عنوان مثال کارخانه تولید ماشینهای لوکس «بنتلی» اعلام کرد که فروش اتومبیلهای این شرکت در 2011 در چین دو برابر شده و به 1839 دستگاه رسیده است.
مطلوبترین کالاها: در این تحقیق، سوال جالب دیگری که از ابر ثروتمندان جهان پرسیده شده این است که مطلوبترین و دلخواهترین کالا یا فعالیت برای آنها چیست؟
ثروتمندان آمریکای جنوبی پاسخ دادند: مسافرت
ثروتمندان آفریقایی پاسخ دادند: سفر برای شکار و ماهیگیری
ثروتمندان آسیای شرقی پاسخ دادند: درستکاری، صداقت و برابری
ثروتمندان هندی پاسخ دادند: جدیدترین اتومبیلها و دستگاهها
ثروتمندان سنگاپوری پاسخ دادند: کتاب و مطالب خواندنی
* عضو هیات علمی موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی
ارسال نظر